پایان نامه با موضوع نظام سرمایه داری، سود سرمایه، قیمت سهام، افزایش درآمد

دانلود پایان نامه ارشد

را دارند. پس هر چه به شما می‌گویند انجام دهید، وگرنه کشتی سرمایه‌داری (کاپیتالیزم) مانند تایتانیک غرق خواهد شد».(بی فریمن،2012)
فرضیه‌ی 2. رانت جویی موفقیت آمیز (درآمد از طریق ما‌ل‌الاجاره)
بی. فریمن در تبیین دومین فرضیه خود مبتنی بر “درآمد از طریق مال الاجاره یا به عبارت دیگر “رانت جویی موفقیت آمیز” اظهار می دارد: «گروه کوچکی از نخبگان، کسب و کار و دولت را کنترل می‌کنند و رانت‌های اقتصادی را از طریق درآمد از سرمایه جذب می‌کنند. مبادلات مالی اینجا در مرکز فعالیت‌هاست و بانک‌های معتبر ورشکسته و به لویاتان‌های رباخوار تبدیل می‌شوند که باید با حجم عظیمی از پول تغذیه شوند.» بی. فریمن معتقد است: «مدیران و صاحبان سرمایه منافع خود را دنبال می‌کنند و ابزارهای نیرومندی برای بدست آوردن آنچه می‌خواهند در اختیار دارند. اقتصاد آمریکا با اتصال درآمد مدیران عالی رتبه به درآمد حاصل از سرمایه به عنوان پاداش تشویقی، مسیر خود را ادامه می دهد.

جدول زیر دو فرضیه علمی مورد نظر ریچارد بی. فریمن را به طور کامل توضیح می‌دهد.
شرح دو فرضیه:
دیدگاه کارآیی
دیدگاه رانت جویی
مدیران تصمیم‌های اصلی را اتخاذ می‌کنند، بقیه اعضا اهمیتی ندارند، بنابراین MP مدیران بالا است.
تصمیم‌گیری به صورت گروهی انجام می‌شود، مدیرعامل بیشتر نقش رهبر و مربی دارد تا تصمیم‌گیرنده‌ی اصلی. شانس در نتایج نقش مهمی دارد.
هیئت‌های مستقل در بازارهای رقابتی قرادادهای اجرایی را معامله می‌کنند.
مدیرعامل بر اداره‌ی سازمان نظارت دارد، هیئت‌ها را تعیین می‌کند، مشاوران جبران خسارت «آرتور اندرسون» را استخدام می‌کند.
قراردادها مسئله اصیل- عامل را حل می‌کنند. تعدیل به منظور کارآیی صورت می گیرد.
مدیر عامل از قرارداد برای کنترل دارایی و اطلاعات کارکنان خودی استفاده می‌کند.
مدیرعامل کاری انجام نمی‌دهد ولی دستمزد بالایی دارد/ مزایای درجات بالاتر، کارمندان را تشویق به رقابت برای رسیدن به بالاترین درجه می‌کند؛کارآیی اجتماعی وجوددارد/هر شخص رانت‌جویی می کند.
دستمزد بالا برای شرکت سودمند است چرا که مدیران نفوذ سیاسی می‌خرند؛ قانون‌گذاران و سیاست‌مداران به امید اینکه پس از ترک بخش عمومی با حقوق بالا در شرکت استخدام شوند،  «تصمیم‌های درست» اتخاذ می‌کنند.

ریچارد بی. فریمن در تبیین آثار و نتایج رانت جویی و فسادی که در نظام اقتصادی بوجود می آورد ابتدا این پرسش را مطرح می کند: «زمانی که قیمت سهام مستقل از تصمیمات مدیران تغییر می‌کند چه کسی چه چیزی به دست می‌آورد؟»
فریمن در تشریح این مسئله مهم خاطر نشان می کند: «مدیران پس از حمله 11 سپتامبر که منجر به شوک قیمت نفت شد، اختیاراتی را ارایه می‌کنند که دبیر HBR  (مجله هاروارد بیزینس ریویو) آن‌ها را «آدم‌هایی کثیف و غول‌های سودجویی» می خواند. شرکت‌ها قبل از اینکه تحلیلگران پیشنهاد مثبت خرید بدهند یا انتظار افزایش قیمت سهام داشته باشند، اختیارات «برنامه‌ریزی نشده» ارایه می‌دهند‌.
بسیاری از شرکت‌ها بر اختیارات، تاریخ‌های گذشته می‌گذارند تا به نظر برسد با کمترین قیمت‌ها ارایه می‌شوند.فریمن در مورد اختیارات «مخفیانه» چنین نظری دارد: « %81 عملکرد اختیارات مخفی برای بازگرداندن سرمایه مدیر است؛ «اختیارات یا پاداش غیرمنتظره» بدهید» (بالاچاندران و همکاران، 2004)
در ادامه ریچارد بی. فریمن در تبیین این گزاره که نابرابری در نظام سرمایه داری در حال تشدید است و مناسبات پولی سیر صعودی فزاینده دارد، چنین می گوید: «اشغال‌گران وال‌استریت معتقدند سهم درآمد 1 درصد بالای جامعه از 9 درصد در سال 1977 به 5/23 درصد در سال 2007 افزایش پیدا کرده است. این یعنی 1 درصد برتر جامعه بیشترین سهم از درآمد ملی را داشته است. سهمِ درآمد پیش از کسر مالیات این گروه از 7/2 درصد در سال 1977 به 3/12 درصد در سال 2007 افزایش پیدا کرده است که این رقم، 66درصد از افزایش درآمد این گروه یک درصدی برتر را دربر می‌گیرد.»
فریمن بحث آماری خود را چنین تکمیل می کند: «در میان این 1 درصد نیز، 48 درصد درآمد نصیب 01/0 درصد بالایی می‌شود و داخل این 01/0 نیز، 49 درصد درآمد نصیب 001/0 برتر می‌شود. در سال 2007، چهارصد نفر مالیات دهنده‌ی برتر آمریکا (که 00028/0 درصد از 142،978،806 مالیات‌دهنده‌را شامل می‌شوند) 59/1 درصد از رشد درآمد کشور را به دست آورده‌اند که این رقم در سال 1992، 52/0 درصد بوده است: 10 درصد درآمد از سود سرمایه، 4درصد از بهره و 4درصد از سود سهام را به خود اختصاص داده‌اند. همچنین درآمد 400 مالیات دهنده‌ی برتر، 5770 برابر میانگین سود ناخالص تعدیلی است.»
یکی از شعارهای اصلی جنبش ضد وال استریت این است که ما 99 درصد هستیم که یک درصد اقلیت توانسته با بهره گیری از مناسبات ناسالم پولی و مالی و اتکا به منابع قدرت بر ما حاکم شود. ریچارد بی. فریمن با طرح این پرسش که “یک درصدی‌ها چه کسانی هستند؟” معتقد است: «دو سوم یک درصدی ها مدیران، مجریان، مشاوران و شاغلان بخش مالی به علاوه صاحبان مستغلات می باشند.
(میزان نابرابری در یک مؤسسه با درجه دکتری طی سال‌های 1973 تا 2006)
متخصصان علوم زیستی

1973
1985
1995
2006

ضریب جینی

دستیار استاد
091.
098.
190.
228.

عضو پیوسته
088.
115.
168.
223.

استاد مدعو
120.
128.
206.
250.

 بی. فریمن آینده این روند را چنین پیش بینی می کند که: «مدیران و ثروتمندان (مانند هر کس دیگری) در پی منفعت شخصی‌اند، مشوق و ابزار و قدرت بیشتری برای به دست آوردن آنچه می‌خواهند، دارند.این پدیده منجر به شکل گیری انسان اقتصادی در جوامع سرمایه داری با ویژگی خواهد شد:
انسان طمع کار که طمع خود را درست می داند و معتقد است که این طمع او خوب است و در سیر تکامل اقتصادی او اتفاقا خوب هم عمل می کند و برای او سودآوری فراوانی دارد. لذا این طمع او منجر به بحران در جامعه سرمایه داری می گردد و زیاده خواهی انسان های اقتصادی نابرابری را در تمام ابعاد برای سایر مردم به ارمغان خواهد آورد.
2-4-5-2. کنترل و نظارت سیاسی
ریچارد بی. فریمن در خصوص حرکت جامعه سرمایه داری به سوی نو فئودالیزم معتقد است که پتانسیل افزایش فاجعه آمیز قدرت نابجا در نظام سرمایه داری وجود دارد و باقی خواهد ماند. تنها، هوشمندی شهروندان می‌تواند قدرت مقابله و توازن قوا را فراهم آورد و رونق و منفعت همه‌ی کشور را تضمین کند.
امید به رونق گرفتن گفتمان عمومی، از طریق رسانه‌ای عمومی ایدئولوژیک کنترل می‌شود و تأمین هزینه‌ی تحقیقات توسط سازمان‌های حمایت شده از طرف اقلیتِ ثروتمند انجام می‌پذیرد. لذا سیاست عمومی از سوی عده‌ی محدودی از نخبگان کنترل می‌شود که حفظ وضع موجود و نابرابری را به نفع خود می‌دانند و آنرا وضع مطلوب برای کشور و ملت هم معرفی می‌کنند. (بی فریمن،2012)
بی. فریمن می افزاید: «سرمایه‌داران نقشی اساسی در ایجاد بحران ایفا می‌کنند و با حمایت تلویحی از دولت، قمار بزرگی را شکل می‌دهند و برای جلوگیری از اصلاحات اعمال نفوذ بسیار می‌کنند. رفت و آمد اشخاص بین وال استریت به عنوان “نماد سرمایه داری و بورس بازی” و واشنگتن به عنوان “نماد قدرت” یکی از مسیرهای این اعمال نفوذ است.»
ریچارد بی. فریمن در این باره به دیدگاه “راگورمن راجان” اشاره می کند که گفته است: «شاید بزرگترین انحراف زمانی باشد که مقامات نظارتی و سیاست‌مدار تصور کنند که موسسات خصوصی آن‌قدر نظام‌مندند که سقوط نمی‌کنند؛ این موسسات می توانند بدون واهمه به کار خود ادامه دهند چرا که یقین دارند در زمان نیاز، مقامات به‌کمک آن‌ها خواهند شتافت. نتایج، طبق مشاهدات دقیقا مانند نظام سرمایه سالاری خواهد بود. دو دسته قانون وجود دارد، یکی برای آن‌هایی که برای نظام مهم هستند و دیگری برای بقیه‌ی ما».
ریچارد بی. فریمن درباره نهادهای نظارتی به دیدگاه “جی کی گالبریت” استناد می کند که گفته است: «نهادهای نظارتی در آغاز نیرومند و سلطه‌جو هستند؛ سپس به تدریج ملایم‌تر می‌شوند و پس از ده تا پانزده سال، آن‌ها به شاخه‌ای از صنعتی که ناظرش هستند، تبدیل می‌شوند یا از کار افتاده می‌شوند.»
بی. فریمن در خصوص نحوه تسلط حاکمان شبه فئودال چنین می گوید: «در سال 2005 ، آمریکا حدود 35000 لابیست کنگره‌ی لابی‌گری را به کار گماشت تا سنا، مجلس و مجلس قانونگذاری ایالتی را هدف قرار دهند. آن‌ها در معاملات با فدرال‌ها، ایالت‌ها یا نهاد‌ها و دادگاه‌های محلی، نماینده‌ی منافع مشتریان یا سازمان‌های خود هستند. لابیست‌ها گاهی قانون گذاری نیز انجام می‌دهند.
از سال 1998، %43 از 198 عضو کنگره که دولت را به قصد زندگی خصوصی ترک کردند، به لابی پیوستند. بدین ترتیب قانون‌گذاران سابق به دلیل رابطه با همکاران قدیمی و ارتباطات دیگر، به عنوان لابیست استخدام شدند.
در سال 2006، 273 عضو سابق کنگره یا روسای سابق آژانس فدرال، لابیست بودند.
در سال 2007 ، 2996 لابیست در واشنگتن وجود داشت.»
 ریچارد بی. فریمن مثالی را از نوع مواجهه لابیست ها با نمایندگان کنگره ذکر می کند:
«سلام، نماینده. کمیته‌ی عمل سیاسی ما به اندازه‌ی دو برابر پولی که سال پیش، هنگام حمایت از شما داشتیم، پول دارد. ما خیلی مایلیم اصلاحیه‌ای جدید در لایحه‌ی مالیات/ نظارتی قرار بگیرد. این هم اصلاحیه: ما امیدواریم بتوانیم باز هم از شما حمایت کنیم. ما مطمئنیم کسی در منطقه‌ی شما نامزد شده که با اصلاحیه‌ی ما موافق است.من هرگز از نخست وزیری درخواستی نکرده‌ام. من، در این 10 سالی که تونی بلر در مقام قدرت است، هیچ درخواستی نکرده و چیزی هم دریافت نکرده‌ام.»
بی. فریمن از قول “جاستیس براندیس” بیان می دارد: «ما می‌توانیم دموکراسی داشته باشیم، یا می‌توانیم ثروت را در دست عده‌ی محدودی متمرکز کنیم، اما نمی‌توانیم همزمان هر دوی اینها را داشته باشیم.»
بی. فریدمن همچنین به دیدگاه گوردون اشاره می کند که گفته بود: «ما قواعدی به وجود آورده‌ایم، اما رفیق … تو اینقدر ساده‌لوح نیستی که فکر کنی در دموکراسی زندگی می‌کنیم … اگر جزیی از ما نیستی، پس بیرون از بازی قرار می‌گیری.»
2-4-5-3 معاملات قماری
ریچارد بی. فریمن در ادامه بحث خود به معاملات قماری در بازار سرمایه داری و خطرات آن در عرصه های اقتصادی، سیاسی و فکری جامعه می پردازد و اظهار می دارد: (بی فریمن،2012)
«نابرابری بیش از حد و فزاینده خطرات بسیاری در حوزه‌های زیر به همراه دارد:
1. تهدید سلامت اقتصادی از طریق تشویق افراد به ارتکاب جرایم مالی، فریب، رانت جویی و رباخواری
2. تهدید سلامت سیاسی با تطمیع سیاستمداران از سوی صاحبان سرمایه برای تغییر سیاست‌ها به منظور حفظ یا افزایش هر چه بیشتر سطح نابرابری و در نهایت نابرابری   ←  بدهکاری افراد   ←  بی‌ثباتی را به ارمغان خواهد آورد.
3. تهدید سلامت فکری از طریق تشویق محققان به پیوستن به یک حزب یا گروه خاص.
در این شرایط جرایم مالی و حیله‌گری افزایش می‌یابد در حالی که میزان جرایم «معمولی» کاهش می‌یابد.
تکیه بر اقتصاد قمارخانه ای در ازای زمین داری
نظام سرمایه‌داری، که اینک به نظام سرمایه‌سالاری تبدیل شده ، در کنار روش‌های توسل به جنگ و اشغالگری، برده‌داری و فئودالیزم مدرن و دیگر شیوه‌های به غایت خشن، از روش های نکوهیده رباخواری و قماربازی نیز برای تصاحب اندک دارایی‌های باقی مانده برای زندگی مردم، به صورت گسترده‌ای استفاده کرد.
نظام سرمایه داری در فرآیند تکاملی خود، هر چه بیشتر بر اقتصاد قمارخانه ای تکیه کرد و با بکارگیری اشکال و شیوه های جدید، قمار و قماربازی را به مهمترین و اصلی ترین منبع تأمین سود سرمایه داران تبدیل کرد.
تئوریسین‌ها و مجریان نظام سرمایه‌داری در کنار کازینوها و تولید انواع مختلف ابزار و دستگاه‌های قماربازی، نظام بانک و بانکداری و بازارهای بورس را بر اساس قواعد قمارخانه‌ای، تأسیس و تکمیل کردند و بدین ترتیب، بخش اعظم اقتصاد جهان را از بخش تولیدی به سوی سرمایه انگلی مالی سوق دادند که شروع بحران‌های اجتماعی- اقتصادی دائمی، حاصل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع افکار عمومی، حوزه عمومی، نظام سرمایه داری، نظام اقتصادی Next Entries پایان نامه با موضوع قرن نوزدهم، جنبش اجتماعی، بحران 1929، آگاهی جمعی