پایان نامه با موضوع مواد مخدر، نهاد خانواده، اوقات فراغت

دانلود پایان نامه ارشد

غير اقتصادي در شرايطي كه تناقض پيش آيد فداي نقش هاي اقتصادي آن ها معتقدند كه تسلط ساختار اقتصادي از سه طريق آشكار مي شود.
3ـ در زبان روزمره استعارهاي اقتصادي زياد به كار مي رود»21
به نظر مي آيد در جامعه ايران هم نظريه مسنروروزنفلد بويژه بند اول آن عمل مي شود و همين عامل يا عوامل با توجه به فرهنگ رو به ازدياد تجمل گرايي و ناهمخواني آن با راهها و قواعد موجود موجب انحراف جامعه و بويژه دختران و زنان شده است.
بند پنجم- نظريه آنومي و ساختار خانواده ويليام گود
ويليام گود با ياري گرفتن از آنومي و تعميم آن به نهاد خانواده درصدد است كه آنومي در اجتماع را تعيين نمايد. بنا به نظريه ويليام گود خانواده يك ساختار كوچك اجتماع كننده انسانها است خانواده اولين نهادي است كه انسان در آن قدم مي گذارد و شخصيت انسان در دوران كودكي در آن پرورش نموده و عكس العمل آن در بزرگي نمايان مي شود.
گسيختگي خانواده مي تواند معلول عوامل زير مي باشد:
«1ـ فقدان پدر 2ـ فقدان يا غيبت مادر3ـ وجود روابط ضعيف و حتي متعارض بين اعضاء خانواده »22
الف) وظايف و كاركردهاي خانواده
از جمله وظايف و كاركردهاي خانواده مي توان كاركردهاي تربيتي و زيستي و جسمي خانواده اشاره نمود:
1ـ تامين نيازهاي جسمي فرزندان:
2ـ خانواده منبع رشد و يادگيري:
«كونيك23 از خانواده كوچك به يك عنوان يك گروه صميمي نام مي برد كه مهمترين كاركرد آن توليد شخصيت اجتماعي است نه فرهنگي»24
گسيختگي خانواده باعث اين مي شود كه خانواده و اعضايش دچار بحران خواهد شد و نيازهاي روحي و رواني و جسمي آنان درست و به موقع برطرف نمي شود، در چنين شرايطي دختران و زنان مثل ديگر اعضاء خانواده دچار آسيب شده و به طرف رفتارهاي انحرافي كشانده مي شوند.
بند ششم- نظريه همنشيني افتراقي ادوين ساترلند:
ادوين ساترلند تحت نظريات شاو و مك گي معتقد است كه : «رفتار انحرافي مانند ساير رفتارهاي اجتماعي از طريق همنشيني و پيوستگي با ديگران آموخته مي شود»25
ساترلند رفتار بزهكارانه را ناشي از تماس با اشخاص در اثر فرآيند يادگيري مي داند كه مخصوصاً از روابط داخل يك گروه محدود نظير مدرسه، كوچه، محله تعليم گرفته مي‌شود.
ساترلند معتقد است كه مردمي كه مرتكب قانون شكني مي شوند مطمئناً نسبت به كساني كه مرتكب قانون شكني نمي شوند ارتباط بيشتري با قانون شكنان دارند. او بر اين عقيده است كه چنين وضعيتي هم براي مردان و هم براي زنان وجود دارد.
«مردم به نسبت همنشيني و ارتباطي كه با قانون شكنان دارند كجرو مي شوند و عوامل چندي اين تاثير پذيري راتعيين مي نمايند.
1ـ اولين عامل تماس زيادي است كه با ديگران برقرار مي شود.
2ـ دومين عامل سن شخص مي باشد
3ـ سومين عامل نسبت تماس با كجروان جامعه در مقايسه نسبت تماس با همنوايان است»26

بند هفتم- نظريه بر چسب زني يا انگ زني بكرولمرت:
اين نظريه ناشي از واكنش گروههاي اجتماعي و فرد مي باشد در واقع يكي از ديدگاه هاي كنش متقابل نمادين است
براساس اين نظريه مي توان گفت، براي رفتار كجرو نمي توان يك علت را پيدا نمود بلكه علل و عوامل مختلفي در كج روي دخيل هستند لذا افراد متخصص در جرم و انحرافات مي بايد واكنش اجتماعي نسبت به جرم و كج روي را مد نظر قرار دهند.
لمرت انحراف را به انحراف نخستين و انحراف ثانويه تقسيم مي نمايد و معقتد است كه:
«انحراف در مرحله نخستين خواه جنبه آزمايشي داشته باشد يا از روي كنجكاوي باشد يا با محاسبه انجام شده باشد اثر چنداني برخود پنداره ، شخص به عنوان فردي درست رفتار نمي گذارد و فرد آن را يك تخلف جزئي مي داند كه در موقعيت هاي خاص قابل توجيه است»27
براساس نظريه بر چسب زني و انحراف نخستين و انحراف ثانويه مي توان بخشي از كج رفتاري زنان را تبيين نمود. بالاخص اينكه زنان مجرم معمولاً از طبقات پايين و يا از اقليتهاي قومي در يك مكان خاص مي باشد.
بند هشتم- نظريه كنترل اجتماعي هيرشي
تئوري هيرشي براي اين فرض مي باشد كه انحراف يا كج روي ناشي از ضعف و گسستگي رابطه فرد به جامعه مي باشد كه در اثر كنترل و نظارت اجتماعي پديد مي آيد.
«هيرشي اعتقاد دارد كه اجزاء تعلق و وابستگي به جامعه شامل موارد زير است:
1ـ ارتباط با ساير افراد و مشاركت در نقش ها و فعاليتهاي اجتماعي كه ارزش و نتايجي براي آينده دارد.
2ـ اعتقاد به ارزش هاي اخلاقي و هنجارهاي فرهنگي و امثال آن»28
با توجه به تئوري هيرشي مي توان بيان نمود كه بزهكاري و كج رفتاري ناشي از فقدان و ضعف نظارت اجتماعي مي باشد. هرگاه نظارت و كنترل اجتماعي تضعيف شود همنوائي افراد با هنجار و ارزشهاي جامعه دچار گسستگي و ضعف خواهد شد و فرد گرايي و گسيختگي فردي بيشتري مي شود و احتمال بروز كج رفتاري افزايشي مي يابد.
در قلمرو جامعه شناسي نظريه هاي مختلفي در باب كج روي و انحرافات مطرح شده كه در تحقيق حاضر بيشتر نظريات مطرح شده برگرفته از تئوري آنومي مي باشد. جامعه شناسان در بحث كج روي و جرم به علت هاي اجتماعي آن مي پردازند و در اين راستا معمولاً ساخت اجتماعي را مد نظر قرار مي دهند.
موضوع جرم و كج روي مفهوم بسيار وسيع و گسترده اي را در بر مي گيرد به طوريكه از قتل هاي بسيار فجيح تا تخلفات جاده اي و غيره را شامل مي شود. اما هنوز هيچ توافق كلي در مورد اينكه چه چيزي بطور مطلق جرم مي باشد صورت نگرفته است . لذا جرم و كج‌روي پديده هايي نسبي بوده كه با توجه به زمان و مكان داراي تعاريف مختلف در ميان جوامع مي باشند. با اتكاء به معناي نظري تحقيق حاضر مي توان چنين نتيجه گرفت كه علت همه رفتارهاي غير عادي انسانها بالاخص زنان در جامعه وجود دارد. جرائمي چون فحشاء و سرقت ، اعتياد ، فروش مواد مخدر، همگي منبعث از فشارهايي است كه ساخت اجتماع بر افراد وارد كند.
جامعه شناسان بزرگ فرانسوي دوركيم جرم را يك پديده اجتماعي مي داند و معتقد است كه همه جوامع داراي جرائم مختلف هستند و اين امر ناشي از كاركردن ساختارهاي جامعه است و هرگاه از حالت عادي فراتر رود تبديل به بيماري اجتماعي شده و غير عادي مي‌شود.
دوركيم به نقش دين و باورهاي مذهبي در ارتباط با بازدارندگي از كج رفتاري و جرم تاكيد دارد و همچنين كج رفتاري و جرم را ناشي از ستيز هنجارها و گاهي ناشي از فقدان و يا ضعف هنجارها مي داند. او همچنين معتقد است كه انسجام و يكپارچگي بين اعضاؤء خانواده در جلوگيري از جرم و انحراف اجتماعي شناسي و احتمال قانون شكني اش افزايش مي يابد.
مرتن معتقد است كه فقر اقتصادي باعث كج روي و جرم مي شود. فشاري كه از طريق ساخت اجتماعي بر افراد وارد مي شود باعث مي شود كه افراد براي رسيدن به اهداف منتخب جامعه به راههاي غير قانوني متوسل شوند.
اگينو هم روابط متقابل اجتماعي منفي را مطرح مي نمايد. از عدم موفقيت در دستيابي به اهداف اجتماعي و يا حذف وقايع با ارزش مثل فوت پدر و مادر و تجربه وقايع منفي مثل تنبيه لفظي يا جسماني را مورد توجه قرار داده و معتقد است كه عوامل مذكور باعث جرم يا كج رفتاري افراد انساني مي شود.
ويليام گود با تاكيد بر نهاد خانواده و ارزشهاي حاكم بر آن، همبستگي و عدم همبستگي اعضاء خانواده را مورد توجه قرار داده و نقش خانواده را در جلوگيري از كج روي و ارتكاب جرم موثر مي داند و خانواده را به عنوان تامين كننده نيازهاي جسمي و منبع رشد مورد توجه قرار مي دهد. بكرولمرت با مورد توجه قرار دادن برچسب زني وانگ اجتماعي به تحقيق در مورد علت كجرفتاري و جرم پرداخته اند و معتقد است كه هيچ عملي خود به خود جرم نيست بلكه اين جوامع هستند كه با جرم انگاري به برخي اعمال عنوان كيفري مي دهند.
هيرشي، جرم يا انحراف را ناشي از ضعف يا گسستگي رابطه فرد يا اجتماع بر اثر عدم تعلق به گروه يا جامعه اي مي داند و علقه هاي اجتماعي از نظر او علاقه، مشغوليت ، تعهد ايمان و عقيده مي باشند.
فمينيسم ها با بيان شرايط نامطلوب و نامساعد زنان در جامعه ، سلطه و اقتدار مردان و فرمانبرداري زنان را به عنوان عامل ريشه دار مرد سالاري و نابرابري بين زنان و مردان مي‌دانند و نتيجه اين شرايط نامطلوب و نابرابري را جرم و انحراف زنان مي دانند و خواهان تغيير قوانين موجود مي باشند.
با توجه به مباحث فوق و سوابق تجربي تحقيق مي توان اذعان نمود كه تمامي نظريات فوق بدنبال كشف علل و عوامل ايجاد جرم در جامعه بوده و در اين راستا هر يك به عامل به خصوص در ايجاد جرم و كجروي اشاره نموده اند.
چنانكه از سوابق تجربي تحقيق بر مي آيد جرائم زنان بيشتر شامل مواردي چون روسپيگري اعتياد، فروش مواد مخدر، سرقت مي باشد كه علل و عوامل آنها ريشه در فقر اقتصادي ـ بيكاري فقدان والدين و والدين معتاد و سارق بوده و همچنين اينگونه افراد دوران كودكي و نوجواني خوبي را از خود گزارش نمي كنند. آنها معمولاً مورد بي توجهي و بي مهري و تنبيه هاي شديد بدني قرار داشته و براي خلاص شدن از چنين وضعيتي ياد دست به فرار زده اند و يا اينكه تن به ازدواجهاي زودرس داده اند كه در هر صورت با شكست هايي مواجه شده اند كه آنها را به ورطه انحراف و جرم كشانده است.
مبحث دوم- اقسام پيشگيري
گفتار اول- پيشگيري كيفري
اين نوع از پيشگيرانه ترين شكل از اقسام پيشگيري است؛ كه، تاريخ و سابقه اي بسيار طولاني دارد. اين پيشگيري بر اين تفكر استوار است كه، از راه اعمال كيفرها و اقدام تنبيهي و از راه ترس و ارعابي كه در اثر مجازاتها و اجراي آن در دل مجرمان و ساير اشخاص ايجاد مي شود، مي توان زمينه ي وقوع جرايم را در آينده خشكانيد و يا از تكرار آن جلوگيري كرد.
پيشگيري كيفري خود به پيشگيري عام و پيشگيري خاص قابل تقسيم است. پيشگيري عام بر ارعاب انگيزي، عبرت آموزي، كيفر و شدت مجازات ها استوار است و عبارت است از ارعاب انگيزي از راه تهديد به مجازات در مورد مجرمان بالقوه و افرادي كه تفكر و تصميم مجرمانه در ذهن خود دارند. در اين نوع پيشگيري، وجود پليس و نمودهاي خارجي آن، دادگستري و قانون جزا، به مثابه اركان پيشگيري كننده نظام كيفري، مورد توجه مي باشند.
در اين نوع پيشگيري، شدت، حتمي بودن، قطعي بودن و سرعت اجراي مجازات در ارعاب انگيزي و عبرت آموزي، تأثير بسزايي دارد و سعي مي شود با اعمال مجازاتها، از ارتكاب جرايم توسط افراد ديگر جلوگيري شود.
پيشگيري عام، جرم مدار و ناظر بر جلوگيري اوليه از ارتكاب جرم است. در اين نوع پيشگيري، مقررات كيفري و روشهاي رسمي يا قانوني برخورد با جرم، يعني اعمال مجازات و تقويت پليس و دستگاه قضايي به منظور بازدارندگي، مورد تأييد و اصرار است.
پيشگيري خاص نيز به معني اعمال تدبيرهاي خاص در مورد مجرمان (بخصوص زندانيان) به منظور پيشگيري از تكرار جرم و اصلاح، تربيت و بازپروري آنان مي باشد. اين پيشگيري كه به آن پيشگيري فردي نيز اطلاق مي شود، بر اصلاح و بازسازي مجدد بزهكاران قديمي است. كمك ها و مساعدت هاي انجمن حمايت از زندانيان و اشخاص و تشكل هاي علاقمند، در موفقيت سياست اصلاحي بازپروري بزهكاران و مهار جرم، تأٍثير به سزايي دارد. اين نوع پيشگيري، در چارچوب جرم شناسي باليني قرار مي گيرد.
گفتار دوم- پيشگيري اجتماعي
پيشگيري اجتماعي يا اصلاحي عبارت است از مجموعه ي تدبيرها و اقدام هايي كه به دنبال حذف يا خنثي كردن علت ها و عامل هاي تكوين دهنده و زمينه ساز جرم مي باشد. هدف اين نوع پيشگيري، سالم سازي جامعه است به گونه اي كه بشود، هم از وقوع جرم اوليه و هم از تكرار جرم جلوگيري كرد.
اساس و زيربناي رويكرد پيشگيري اجتماعي شناخت علت ها و عوامل جرم و برطرف كردن آنها با اجراي اصلاحات فردي و اجتماعي است مانند مبارزه با فقر و بي سوادي و بيكاري، درمان اختلالهاي روحي و جسمي مرتكبان، بالا بردن سطح سواد، آموزشهاي عمومي و ارزشهاي اجتماعي، تقويت نهادهاي اجتماعي مانند خانواده، مدرسه، مسجد، برنامه ريزي اوقات فراغت افراد، گسترش بهداشت عمومي و… كه مي توان به واسطه ي آنها، علت ها و زمينه هاي ارتكاب جرم را از بين برد و از گرايش و كشيده شدن افراد به شيوه هاي مجرمانه ي زندگي جلوگيري كرد.
برخلاف پيشگيري كيفري كه به مبارزه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع پیشگیری از جرم، انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، آنومی اجتماعی Next Entries پایان نامه با موضوع حقوق جزا، امر به معروف، ضرب و جرح، نماز جمعه