پایان نامه با موضوع مواد مخدر، جبران خسارت، مصرف مواد

دانلود پایان نامه ارشد

از مصرف، مهلت روزانه به ما می دهد تا از حبس ابدی که به خود تحمیل کرده بودیم، نجات یابیم تا زندگی کنیم.(همان منبع)
ما مایلیم که محل بهبودی مان جای امن بوده و تحت تأثیر هیچ عامل خارجی نباشد، برای حفاظت از انجمن، تاکید می کنیم هیچ نوع ماده مخدر و یا وسائل مصرف به جلسات آورده نشود.
ما برای ابزار مکنونات خود در انجمن، کلاً احساس آزادی و امنیت می کنیم، زیرا سازمان های انتظامی در کار ما دخالتی ندارند. در فضای جلسات ما، درک و هم دردی را به خوبی می توان احساس کرد. ما سعی می کنیم طبق اصول بهبودی، از قضاوت، طبقه بندی و داوری اخلاقی یکدیگر خوداری کنیم. ما در استخدام نیستیم و عضویت، هیچ گونه هزینه ای ندارد. NA سرویس مشاوره و مدد کاری اجتماعی ندارد.(انجمن جهانی معتادان گمنام،1388)
در جلسات ما هم سانی، امید و مشارکت در جریان است، قلب NA وقتی درحال طپش است که دو معتاد، بهبودی خود را با یکدیگر در میان بگذارند. صحبت و مشارکت در مورد کارهایی که انجام می دهیم باعث می شود که آن ها برای مان واقعی شوند. این سلسله مراتب به صورت گسترده ای در جلسات ما مرتباً تکرار نمی شود. یک جلسه وقتی در جریان است که دو یا چند معتاد، به قصد کمک به یکدیگر جهت پاک ماندن، گردهم آیند.(همان منبع)
در آغاز جلسات، ما از نشریات NA که در دسترس همگان قرار دارد مطالبی می خوانیم. بعضی از جلسات سخنران دارد و یا در مورد یک موضوع انتخابی صحبت می کنند و بعضی هر دو خصوصیت را دارا هستند. جلسات بسته، مخصوص معتادان و یا کسانی است که فکر می کنند ممکن است با موادمخدر مشکل داشته باشند. در جلسات باز، ما به هرکی که مایل است انجمن ما را تجربه کند، خوش آمد می گوییم. سنت های دوازده گانه ما، حافظ جو بهبودی است. ما از طریق اعانات داوطلبانه اعضای مان کاملاً متکی به خود هستیم. بدون در نظر گرفتن این که جلسات ما در کجا تشکیل می شود، ما غیر وابسته باقی می مانیم، جلسات، جایی برای گردهم آمدن افراد می باشد. تنها چیزی که برای تشکیل یک جلسه لازم است، دو معتاد، قدری لطف و صفا و مشارکت است.( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388)
ما اجازه می دهیم که عقاید تازه به درون ما راه یابند، سؤالات خود را مطرح کرده و مطالبی را که برای زندگی بدون موادمخدر آموخته ایم با یکدیگر در میان می گذاریم. با آن که ممکن است اصول قدم های دوازده گانه در ابتدا عجیب به نظر برسند، اما مهم ترین نکته ای که در مورد آن وجود دارد، علمی بودن آن هاست. برنامه ما یک روال زندگی است. ما ارزش اصول روحانی چون تسلیم، فروتنی و خدمت را با مطالعه نشریات NA، شرکت در جلسات و به کارگیری قدم های دوازده گانه میآموزیم. ما دریافتیم اگر از دارو هایی که احساسات و افکار را تغییر می دهد، پرهیز کنیم و برای تداوم بهبودی خود قدم های دوازده گانه را به کار گیریم، زندگی مان بهتر می شود. زندگی کردن بر طبق این برنامه، ما را با یک نیروی برتر از خود مرتبط می سازد و با اصلاح عیوب مان، قابلیت کمک به دیگران را در ما پدید می آورد. این برنامه در هرجا که پای خطا در کار باشد، بخشش را به ما می آموزد(انجمن جهانی معتادان گمنام1388).

چگونگی عملکرد
اگر شما طالب آنچه که ما داریم هستید و حاضرید برای بدست آوردنش کوشش کنید، در آن صورت آماده اید که قدم های خاصی را بردارید. این ها اصولی هستند که بهبود را ممکن ساختند:
1- ما اقرار کردیم که در برابر اعتیادمان عاجز بودیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده بود.
2- ما به این باور رسیدیم که یک نیروی برتر می تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.
3- ما تصمیم گرفتیم که اداره زندگی مان را به مراقبت خداوند، بدان گونه که او را درک می کردیم، بسپاریم.
4- ما یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه و جستجوگرانه از خود تهیه کردیم.
5- ما چگونگی دقیق خطاهای مان را به خداوند، به خود و به یک انسان دیگر اقرار کردیم.
6- ما آمادگی کامل پیدا کردیم که خداوند کلیه نواقص شخصیتی ما را برطرف کند.
7- ما با فروتنی از او خواستیم کمبودهای اخلاقی ما را برطرف کند.
8- ما فهرستی از تمام کسانی که به آن ها صدمه زده بودیم را تهیه کرده و خاستار جبران خسارت از تمام آن ها شدیم.
9- ما به طور مستقیم در هرجا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم، مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان و یا دیگران لطمه بزند.
10- ما به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و هرگاه در اشتباه بودیم سریعا به آن اقرار کردیم.
11- ما از راه دعا و مراقبه خواهان ارتقاء رابطه آگاهانه خود با خداوند، بدان گونه که او را درک می کردیم شده و فقط جویای آگاهی از اراده او برای خود و قدرت اجرایش شدیم.
12- با بیداری روحانی حاصل از برداشتن این قدم ها، ما کوشیدیم این پیام را به معتادان برسانیم و این اصول را در تمام امور زندگی خود به اجرا در آوریم.
این دستورالعمل، مشکل به نظر می رسد و ما نمی توانیم آن را یکباره انجام دهیم. ما یک روزه معتاد نشده ایم، بنابراین، به خاطر داشته باشید به خودتان سخت نگیرید.(انجمن جهانی معتادان گمنام،1388)
تنها مسئله ای که بیش از هر چیز دیگر باعث ناکامی ما در بهبودی می شود، موضوع بی تفاوتی یا بی حوصلگی نسبت به اصول روحانی است. سه اصل روحانی ضروری: صداقت، روشن بینی و تمایل می باشد.ما با در دست داشتن این ها به سلامت به راه راست وارد شده ایم.(همان منبع)
ما احساس می کنیم که برخورد ما با بیماری اعتیاد، کاملاً واقع بینانه است. هیچ چیز ارزش درمانی کمک یک معتاد به معتاد دیگر را ندارد. ما معتقدیم که روش ما عملی است، زیرا یک معتاد بهتر از هرکس دیگر قادر است یک معتاد دیگر را درک و کمک کند. ما معتقدیم که هرچه زودتر با مشکلات اجتماعی روزمره خود روبرو شویم، به همان نسبت سریع تر می توانیم تبدیل به اعضای قابل قبول، مسئول و سازنده اجتماع خود شویم.
تنها راه جلوگیری از فعال شدن مجدد اعتیاد، خودداری از مصرف، درهمان اول است. اگر شما هم مثل ما هستید، می دانید که مصرف یک بار زیاد و هزار بار کافی نیست! ما بر روی این نکته قویاً تاکید می کنیم. زیرا می دانیم که مصرف هرگونه ماده مخدر، به هر شکلی و یا جایگزین کردن نوع دیگری به جای آن، آتش اعتیادمان را دوباره شعله ور می کند.(همان منبع)
در دوران مصرف، دنیای واقعی آن قدر برای ما درد آور شده که فراموشی را بدان ترجیع می دادیم. ما سعی می کردیم درد خود را از دیگران پنهان کنیم، منزوی شده و دربند زندان هایی که از تنهایی خود ساخته بودیم، روزگار می گذراندیم و بلاخره از روی ناچاری دست به دامن معتادان گمنام شدیم. وقتی ما به NA می آییم از لحاظ جسمانی، روانی و روحانی ورشکسته ایم. ما آنقدر درد و بدبختی کشیده ایم که برای پاک ماندن حاضر به انجام هرکاری هستیم.(کمیته ترجمه،1385)
قدمهای دوازده گانة معتادان گمنام
قدم اول
” ما اقرار کردیم که در مقابل اعتیادمان عاجز بودیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده بود.”
فرقی نمی کند که ما چقدر و چه ماده مخدری مصرف کرده ایم. در معتادان گمنام پاک ماندن می بایست در رأس هر چیز دیگری قرار گیرد. ما دریافتیم که نمی توانیم مواد مخدر مصرف کنیم و زنده بمانیم. وقتی ما به عجز خود و عدم توانائی در اداره زندگی مان اقرار کنیم، دریچه بهبودی را به روی خود باز کرده ایم. هیچ کس نمی توانست به ما بقبولاند که ما معتاد بوده ایم. این اقراری است که ما باید برای خودمان بکنیم. اگر بعضی از ما در این مورد تردید داشته باشیم، از خودمان می پرسیم که ((آیا می توانم مصرف هر دارویی را که باعث تغییر حالت افکار و احساساتم شود، کنترل کنم؟)).
وقتی مسئله کنترل مطرح می شود، بیشتر معتادان فوراً متوجه می شوند که چنین چیزی ممکن نیست. ما دریافتیم که مصرف خود را نمی توانیم به مدت طولانی کنترل کنیم(انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
مطالب فوق به روشنی نشان می دهد که یک معتاد در مورد موادمخدر اختیاری از خود ندارد. معنای عاجز بودن این است که ما مجبور باشیم بر خلاف اراده خود مصرف کنیم. اگر ما نتوانیم مصرف خود را متوقف کنیم، چطور ممکن است به خود بگوییم که کنترل در دست ماست. عدم توانائی در قطع مصرف – حتی با حداکثر اراده و خالص ترین خواسته به این حرف ما که می گوییم: (ما مطلقاً حق انتخاب نداریم) صحه می گذارد، اما وقتی دیگر سعی نکنیم مصرف مان را توجیه کنیم، حق انتخاب پیدا خواهیم کرد.(همان منبع)
ما با عشق، صداقت، روشن بینی و تمایل وارد این انجمن نشده ایم، ما به نقطه ای رسیده بودیم که به خاطر دردهای جسمانی، روانی و روحانی دیگر نمی توانستیم به مصرف مان ادامه دهیم و وقتی مغلوب شدیم تمایل پیدا کردیم.
عدم توانایی ما در کنترل و مصرف مواد مخدر، یکی از علائم بیماری اعتیاد است. ما نه تنها در مقابل موادمخدر، بلکه در برابر اعتیاد نیز عاجزیم. ما باید به این واقعیت اقرار کنیم، تا بهبود یابیم. اعتیاد یک بیماری جسمانی، روانی و روحانی است که در تمام قسمتهای زندگی ما اثر می گذارد.( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388)
جنبه جسمی بیماری ما، مصرف اجباری و بدون، اختیار است. یعتی: عدم توانایی در قطع مصرف به مجرد شروع. جنبه روانی بیماری ما وسوسه و یا میل شدید مصرف است، حتی وقتی که زندگی خود را نابود می کنیم جنبه روحانی بیماری ما، خودمحوری شدید ماست. ما احساس می کردیم که برخلاف تمام شواهد موجود، هر وقت که بخواهیم می توانیم از مصرف مواد دست برداریم، انکار، جایگزین کردن، توجیه کردن، دلیل آوردن، عدم اعتماد به دیگران، احساس گناه و خجالت، آوارگی، حقرت، انزوا و از دست دادن اختیار، همگی علائم و عوارض بیماری ما هستند. بیماری ما پیش رونده، لاعلاج و کشنده است. دانستن این مطلب که مشکل ما بک بیماری است و نه یک ضعف اخلاقی بار سنگینی را از دوش اکثر ما بر می دارد. (انجمن جهانی معتادان گمنام،1388)
ما مسئول بیماری خود نیستیم، اما مسئولیت بهبودی خود را برعهده داریم. بیشتر ما سعی می کردیم به تنهایی مصرف مان را قطع کنیم، اما متوجه شدیم که چه با موادمخدر و چه بدون آن نمی توانیم زندگی کنیم. سرانجام به این نتیجه رسیدیم که در مقابل اعتیادمان عاجزیم.(همان منبع)
بسیاری از ما سعی کردیم که به صرف اراده مصرف مان را قطع کنیم، اما این راه حل، موقتی بود. عاقبت متوجه شدیم که اراده تنها می تواند در دراز مدت کارایی داشته باشد. ما راه حل هایی از قبیل: روانپزشکان، بیمارستان ها، مراکز بازپروری، روابط عاشقانه، شهرهای تازه و مشاغل جدید را آزمایش کردیم که به هر در که زدیم با شکست مواجه شدیم. کم کم متوجه شدیم که برای جلوه دادن خرابی های که موادمخدر در زندگی مان به بار آورده، از چه حرف های بی ربطی به عنوان دلیل استفاده کردیم.(همان منبع)
قبل از برداشتن قدم اول ما همیشه پر از ترس و تردید بودیم. در این مرحله، بسیاری از ما احساس گیجی و سردرگمی می کردیم. خود را از بقیه جدا می دانستیم. با به کارگیری این قدم، ما تسلیم خود را به اصول معتادان گمنام تائید کردیم. فقط پس از این که می توانیم از احساس بیگانگی به خصوص اعتیاد، خلاص شویم. کمک به ما، فقط در نقطه ای که ما بتوانیم به شکست کامل خود اقرار کنیم، شروع می شود. ممکن است ترسناک به نظر برسد، اما زیر بنائی است که ما زندگی خود را بر روی آن بنیان گذاری می کنیم.
مفهوم قدم اول این است که ما دیگر مجبور به مصرف نیستیم. این برای ما آزادی بسیار بزرگی است. برای برخی از ما مدتها طول کشید تا متوجه شدیم که زندگی مان غیر قابل اداره شده است. برای بعضی دیگر، نداشتن اختیار زندگی، تنها مطلبی بود که کاملا برایشان روشن بود. ما قبلا می دانستیم که مواد مخدر می تواند ما را به کسانی که نمی خواستیم باشیم، تبدیل کند.( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388)
با پاک بودن و کار کردن این قدم، ما از غل و زنجیر خلاص می شویم، اما هیچ یک از قدم ها را نمی توان با جادو انجام داد. ما فقط صحبت از قدمها نمی کنیم، بلکه یاد می گیریم که چطور آن ها را زندگی کنیم و ارمغان های این برنامه را شخصا تجربه می کنیم.(همان منبع)

قدم دوّم
” ما به این باور

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع مواد مخدر، مصرف مواد، بیماری مزمن Next Entries پایان نامه با موضوع مصرف مواد، مواد مخدر، ناخودآگاه