پایان نامه با موضوع منطقه بوانات، پتروگرافی، زمین ساخت

دانلود پایان نامه ارشد

مارنی و آهکهای بلورین سفید رنگ تبدیل میگردند، هرچند گسلهای متعدد ارتباط و پی جویی آن‌ها را تا حدی مشکل می نماید، ولی مطالعات فسیل شناسی این رسوبات را بدون ابهام به پالئوسن نسبت میدهد.
در امتداد جاده ای که روستاهای ابوتر به شاه رستم و سهل آباد را بهم می پیوندد در زیر بعضی از بیرون زدگیهای ائوسن یک سری مارنهای خاکستری تا زیتونی رنگ دیده میشوند که بطرف بالا به مارن قرمز تیره تبدیل میگردند. این رنگ را به عنوان یک راهنما میتوان برای شناسایی و پیجویی این رسوبات بکار برد. روی این مارنها را بطور پراکنده یک افق کنگلومرایی میپوشاند. در قسمتهای پایین و بالای مارنها لایههای آهکی فسیل دار قرار دارد. بر اساس مجموعه فسیلهای موجود در این رسوبات، سن پالئوسن بالایی را به آن‌ها نسبت میدهند. تعلق این رسوبات به پالئوسن از نظر موقعیت چینهشناسی نیز منطقی است، زیرا اولین لایههایی که روی این رسوبات قرار دارند قدمتشان به ائوسن پایین و در بعضی از مقاطع سن پالئوسن بالا- ائوسن زیرین برایشان ارائه گردیده است (هوشمند‌زاده و همکاران، 1369).

2-4-6-2- ائوسن
این رسوبات در جنوب شرق چهارگوش و نیز در شرق اقلید بیرون زدگی دارند. در جنوب شرق منطقه رسوبات مذکور کوههای مرتفعی چون کوههای آسمانزاری- دهار- خطابون را میسازند. این رسوبات که بلافاصله مجاور گسل بزرگ ده بید- کرختگان (که جزیی از شکستگی بزرگ زاگرس می‌باشد) قرار دارند. در اثر فشارهای تکتونیکی، محل تماس آن‌ها تماما گسله بوده و به علاوه خود نیز بر روی رسوبات جوانتر رانده شده‌اند. نهشتهها کاملا خرد و گسلهای متعددی موقعیت اصلی آن‌ها را جابجا نموده است (هوشمند‌زاده و همکاران، 1369).

2-4-6-3- الیگوسن
نیروهای ساختاری حاکم بر زون رادیولاریتی، بنیان این سنگها را گسلیده و معلوم نیست رسوبات الیگوسن در چه زمینهای برجای نهاده شده است.

2-4-6-4- پلیوسن
در جنوب روستای فنجان بیرون زدگیهایی از کنگلومرا دیده میشود که یک ناودیس کوچک را به وجود آورده اند. این کنگلومرا اگرچه دارای عناصر آهکی دولومیتی و الوئولیندار بوده ولی بطور مشخص سن آن تعیین نگردیده است، بدین دلیل که قاعده آن در سطح رخنمون ندارد و قسمت فوقانی نیز توسط آبرفت پوشیده شده است. با این حال سن میوسن را با تردید برای این کنگلومرا در نظر گرفتهاند. در انتهاییترین بخش جنوب شرق، در جنوب قله دهار طبقاتی از ماسه‌سنگهای آهکی همراه با لایه هایی از مارن دیده میشود. ماسهسنگها کاملا سخت نگردیده و طبقات در حدود 10- 15 درجه شیب دارند، مشابه این رسوبات نیز در شمال شرق منطقه یافت میگردد که در آنجا شامل مارنهای سبز تا صورتی همراه با لایههایی از کنگلومرا و ماسه‌سنگ میباشد. این رسوبات را از نظر موقعیت چینه‌شناسی به پلیوسن نسبت می دهند (هوشمند‌زاده و همکاران، 1369).

2-4-6-5- کواترنری
در جنوب ده بید طبقاتی افقی از مارن‌های رنگی (خاکستری- بنفش- زیتونی) رخنمون دارد که در بین آن‌ها لایههایی از آهک متخلخل آب شیرین یافت میشود. این رسوبات در دریایی که امروزه بقایای آن‌ها بصورت دریاچه بختگان باقی مانده رسوب نمودهاند. دیگر واحدهای کواترنری همانند ایران مرکزی است (هوشمندزاده و همکاران، 1369).

2-5- پتانسیل اقتصادی زون سنندج – سيرجان

زون سنندج – سيرجان نوعي كافت درون قاره‎اي است كه تكاپوهاي ماگمازايي و پديده‎هاي دگرگوني، عواملي مؤثر در ايجاد نهشته‎هاي معدني هستند. به همين‎ دلیل از نظر معدني قابل توجه میباشد و جدا از ذخاير و نشانه‎هاي شناخته شده، اميد دستيابي به نهشته‎هاي معدني جديد در آن دور از انتظار نيست. قرباني (1381) از ديدگاه زمين‎شناسي اقتصادي و پراكندگي كانسارها زون سنندج – سيرجان را به سه بخش زير تقسيم ميكند:
الف) بخش جنوبي: كه به داشتن كروم در اولترامافيك‎هاي اسفندقه فارياب، آهن، آهن- منگنز در گل‎گوهر، هنشك، بافت و سرب – روي، مس، در چاه‎گز، قنات مروان با سن پركامبرين پسين تا كرتاسة پيشين شاخص است.
ب) بخش مياني: این بخش به دو نوار کوچکتر شمالی و جنوبی تقسیم میشود. از نظرکانی سازی در مقایسه با بخشهای شمالی و جنوبی غنیتر است. در بخش میانی كاني‎سازي اصلي سرب و روي است. مناطق فلز زایی در این بخش شامل شمس‎آباد ˗ نظام‎آباد (با كاني‎سازي سرب و روي و نقره، آهن و منگنز)، آهنگران (با كاني‎سازي سرب ˗ روي و نقره، آهن و منگنز)، موته (طلا)، قلع ده حسین (تنگستن، سرب و روی و نقره) و ملایر˗ اصفهان (سرب-روی) میباشد. افزون بر آن، در اين بخش كانسارهاي تالك، گرافيت، باريت و سنگ‎هاي ساختماني، اهميت ويژه دارند.
ج) بخش شمالي: كاني‎سازي آهن، (معدن آهن همه‎كسي شمال همدان و شمال سُنقُر، شمال باختري ديواندره)، طلا، طلا – آنتیموان، (معدن داشكسن)، و كانه‎هاي آلومينيوسيليكاتي را مي‎توان نام برد.
گفتني است آنچه كه پيش از همه مي‎تواند در زون سنندج ˗ سيرجان از نظر اقتصادي با اهميت باشد، وجود انواع مختلف سنگ‎هاي تزييني و نما با ذخاير زياد است.

2-6- کمپلکسهای کوه سفید

کمپلکسهای کوه سفید در منطقه بوانات واقع شده است. این منطقه که تاقدیس کوه سفید جزیی از آن است در جنوب شرقی چهارگوش اقلید در زون سنندج – سیرجان واقع است. کمپلکسهای عمده ای که در این منطقه رخنمون دارند از قدیم به جدید عبارتند از: کمپلکس توتک، کمپلکس سوریان، کمپلکس کولی‌کش (شکل2-2). که از این بین کمپلکسهای توتک و سوریان در تاقدیس کوه سفید و کمپلکس کولیکش در فاصله 20 کیلومتری شمال تاقدیس کوه سفید رخنمون دارند. بخش اصلی تاقدیس کوه سفید توسط کمپلکس توتک ساخته میشود، کمپلکس سوریان فقط بخشهای خارجی تاقدیس مذکور را میسازد. بیشترین رخنمون کمپلکس کولی‌کش در گردنه معروف کولی‌کش در بزرگراه شیراز- اصفهان، کوه یال خری و تنگ گورک در غرب کولیکش واقع شده است (وهابزاده،1372).
از مطالعات پتروگرافی سنگهای گوناگون دگرگونی اعم از رسوبی و ماگمایی در هر سه کمپلکس توتک، سوریان و کولیکش، این نتیجه حاصل شده است که دو فاز دگرگونی مهم و یک فاز دگرسانی بر این سنگها اثر گذاشته است. البته این بدان معنی نیست که تمامی تحول سازندهای دگرگونی در این مرحله خلاصه شده است. بهر حال در میان سنگهای رسوبی از پالئوزوئیک تا اوائل مزوزوئیک پاراژنزهایی مشاهده میشود که یک دگرگونی دیناموترمال از نوع بارو را متحمل شده‌اند. فشار کلی این دگرگونی به درستی معلوم نیست، ولی هیچگاه از 5 کیلوبار کمتر نبوده است. در کمپلکس توتک مرحله اول تا اواسط رخساره آمفیبولیت پیشرفت کرده است، ولی با وجود این برگوارگی پاراژنزهای همراه آن‌ها چندان تفاوتی نمیکند و معلوم میگردد که مرحله دوم نیز تا همان رخساره آمفیبولیت اما با فشار کلی بیشتری پیشرفته است (حداقل 6کیلوبار). در کمپلکسهای سوریان و کولیکش آنچه بخوبی دیده میشود پاراژنزهای مرحله دوم است که رخساره شیست سبز از نوع بارو را نشان میدهد و از پاراژنزهای مرحله اول چندان آثاری برجای نمانده است. در بخشهای بالایی کمپلکس کولیکش یا به عبارتی در میان سازندهای پالئوزوئیک بالایی و تریاس پایینی پاراژنزهای رخساره شیست سبز بخوبی تشخیص داده میشود ولی آثاری دلیل بر پاراژنز مرحله اول یا برجا نمانده و یا اصولا وجود نداشته است. به عبارتی دیگر محتمل است که در میان این سنگها، دگرگونی حتی در مرحله اول از مرز رخساره شیست سبز فراتر نرفته است. فرایند دگرسانی که پس از یک فاز تکتونیک شکننده بصورت رگههای کوارتز، آلبیت، کلریت اپیدوت و میکای سفید رخ نموده است. شدت چین خوردگی و تغییر شکل در فاز اول بیش از فاز دوم ولی فشار کلی فاز دوم بیشتر است. تقریبا در اواخر هر فاز و آرامش نسبی، حرکات فشار سیالی بالا رفته است. چنانکه در پایان فاز اول اسکاپولیتی و سیلیسی شدن سنگها را فراگرفته و از پایان فاز دوم نیز سیالهای با فشار بالا به صورت رگههایی با پاراژنز کوارتز+ آلبیت+ بیوتیت+ کلریت+ میکای سفید+ کیانیت تظاهر کرده است. در میان سنگهای ماگمایی پاراژنزها واضح تر و تمیز فازهای پیاپی از هم آسانتر است.
پاراژنز فاز اول که دقیقا رخساره آمفیبولیت را مشخص میکند بدین قرار است: هورنبلند+ الیگوکلاز+ آندزین+ اپیدوت+ بیوتیت و پاراژنز فاز دوم مربوط به رخساره شیست سبز است:
آلبیت+ کلریت+ کوارتز+ اکتینوت+ اپیدوت
پاراژنز فرایند دگرسانی به صورت زیر است:
کربنات + کوارتز + هماتیت + هیدروکسید آهن + آلبیت + میکای سفید

شکل ‏22- ستون چینه‌شناسی مجموعه توتک، سوریان، کولی‌کش (هوشمندزاده و همکاران،1369)

از آنجایی که کانه زایی فرومنگنز (آهن – منگنز) تنها در کمپلکس توتک رخ داده است و اندیس مورد پژوهش در این کمپلکس واقع است لذا به تشریح آن پرداخته میشود:

2-7- کمپلکس توتک

کمپلکس توتک در زون دگرگونی سنندج˗سیرجان واقع شده است که به دلیل قرار گرفتن در حاشیه فعال قارهای ایران مرکزی و همجواری با زون زاگرس مورد توجه زمین‌شناسان میباشد. این کمپلکس بخش مرکزی تاقدیس کوه سفید را میسازد که از مرکز به سمت خارج تاقدیس (از قدیم به جدید) براساس بررسیهای چینه‌شناسی و سنگ شناسی از سه بخش زیر تشکیل شده است: (شکل2-3، 2-4)
1. ارتوگنیس یا گرانیتی که بیشترین گسترش آن در بن دونو است؛ در میان شیستهای سیاه رنگ نفوذ کرده و ساخت گنیسی را نشان میدهد.
2. شیستهای سیاه رنگ
3. مجموعه ای که بیشتر سنگهای آن از مرمرتشکیل شده و به نام مرمرهای کوه سفید شناخته میشود (امینی،1379).
در زیر به اختصار به توضیح هر یک از این واحدها میپردازیم:

ج
2-7-1- ارتوگنایس
رخنمون ارتوگنایس بصورت بیضوی کشیده، به قطرهای 6 و 2/2 کیلومتر میباشد؛ که بگونه ای بارز از ساختار تاقدیسی کوه سفید توتک تبعیت میکند. مرز آن با شیستهای سیاه کمپلکس توتک بسیار مشخص است. این توده در اثر تحمل فازهای مختلف زمین ساختاری به صورت متورق درآمده است. گاه شیستهای سیاه رنگ بطور ناگهانی در مجاورت گرانیت با بافت پورفیری یافت میشود. بطوری که حد بین گرانیت- گنایس با ارتوگنایس بن دونو و شیستهای سیاه رنگ بسیار همگن است.
در بخش میانی این توده بیوتیت گرانیتی رخنمون دارند که اندازه دانههای آن متوسط است. بیوتیت کمابیش به موازات شیستوزیته اصلی جهتدار میباشد. در این بخش ویژگیهای زیر دیده می‌شود:
* رخساره همگن، اندازه دانهها متوسط و نظم گنایسی چندان محسوس نیست.
* رگههای آپلیتی آن را قطع میکنند. البته این رگههای آپلیتی تا سنگ درون گیر نیز ادامه دارد.
* زینولیتهای میکاشیستی به ابعاد چند متر در درون توده‌نفوذی دیده میشود.
چنین ویژگیهایی در توافق با فرض گرانیت نفوذی است که به ارتوگنایس تبدیل شده است. تورق و همشیبی آن با شیستهای مجاور همزمان با تغییر شکل حاکم بر ناحیه به هنگام فاز اصلی دگرگونی دیناموترمال انجام گرفته است.

2-7-2- شیست سیاه رنگ
این میکاشیستها مجموعهای یکنواخت، توده مانند، بسیار تیره رنگ و دو جهت برگوارگی را تشکیل میدهند (هوشمندزاده و همکاران،1369). البته بسته به درجه نزدیکی یا دوری میکاشیستها از توده‌نفوذی گرانیتی، بافت سنگ و شیستوزیته آن فرق میکند. معمولا میکاشیستهای موجود در هاله دگرگونی و یا نزدیک آن شیستوزیته چندان مشخصی ندارند. گاهی در نزدیکی توده‌نفوذی شیستوزیته به طور کامل محو میشود. این میکاشیستهای سیاه رنگ که حاصل دگرگونی شیلهای سیاه ر نگ است، در زیر سنگهای کربناتهای قرار گرفتهاند که به مرمر تبدیل شدهاند (وهاب‌زاده،1372). از نظر میکروسکوپی، بافت این سنگ از لیپیدوبلاستیک، گرانوبلاستیک تا بافت خرد شده (در نزدیکی توده‌نفوذی) تغییر میکند (وهاب‌زاده،1372). این سنگها معمولا دارای کانیهایی به شرح زیر است:
کوارتز، بیوتیتها که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع حاجی آباد، رسوب گذاری، زمین ساخت Next Entries پایان نامه با موضوع مرمر، کان‌گوهر، مرمرهای، آمفیبولیت