پایان نامه با موضوع مصرف مواد، مواد مخدر، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

رسیدیم که یک نیروی برتر، می تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند. ”
اگر ما انتظار بهبودی پابرجایی داریم، قدم دوم برای مان ضروری است. قدم اول ما را در نیاز به باور چیزی که بتواند در مورد عجز، بیهودگی و درماندگی به ما کمک کند، باقی می گذارد (انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
قدم اول، خلائی در زندگی ما باقی گذاشته، لازم است برای پر کردن این جای خالی، چیزی پیدا کنیم. هدف قدم دوم همین است.
بعضی از ما این قدیم را در وحله اول جدی نگرفتیم و از آن سرسری گذشتم، اما بعداً متوجه شدیم که تا قدم دوم را کار نکنیم، قدم های بعدی کار نخواهند کرد. حتی وقتی ما اقرار کردیم که در مورد مشکل موادمخدر، احتیاج به کمک داریم، بسیاری از ما نمی خواستیم نیاز به ایمان، یا سلامت عقل را اعتراف کنیم.(همان منبع)
ما بیماری داریم که پیش رونده، لاعلاج و مهلک است. هر یک از ما به طرق مختلف خریدار نابودی خود به اقساط بوده ایم! همگی ما از هروئینی کیف قاپ گرفته، تا خان محترم پیری که از دو سه دکتر متفاوت، نسخه های مختلف می گیرد، یک وجه مشترک داریم. ما نابودی خود را یک گرم یک گرم، یک قرص یک قرص و یک بطر یک بطر دنبال می کنیم، تا بمیریم.این حداقل قسمتی از دیوانگی اعتیاد است. شاید به نظر برسد معتادی که برای یک بار مصرف، خود فروشی می کند. از معتادی که فقط به دکتر خود دروغ می گوید، بهای سنگین تری می پردازد، اما فرقی نمی کند، نهایتاً هر دوی آنها با جان خود بهای بیماری شان را می پردازند. دیوانگی، یعنی تکرار یک اشتباه و انتظار نتیجه متفاوت.( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388)
بسیاری از ما پس از پیوستن به برنامه متوجه شدیم که در گذشته با آن که می دانستیم مشغول نابود کردن خود هستیم، اما دوباره و دوباره مصرف را از سر می گرفتیم. دیوانگی این است که با علم به این که مصرف موادمخدر، جسم، روح و زندگی مان را نابود می کند، باز هم هر روز به همان کار ادامه دهیم. آشکار ترین جنبه دیوانگی بیماری اعتیاد، وسوسه مصرف موادمخدر است.(کمیته ترجمه،1385)
در این برنامه، اولین کاری که ما انجام می دهیم، قطع مصرف موادمخدر است. در این مرحله کم کم احساس می کنیم که زندگی بدون موادمخدر و یا هر چیزی که جای آن را پر کرده بود، دردناک است. درد، ما را مجبور می کند که دنبال نیرویی برتر از خود بگردیم تا به کمک آن از وسوسه مصرف خلاص شویم (همان منبع).
فرایند به باور رسیدن بیشتر معتادان به یکدیگر شباهت دارد. اکثر ما رابطه کارآمدی، با با یک نیروی برتر نداشتیم. ما این رابطه را به سادگی، با اقرار به این که ممکن است قدرتی بالاتر از قدرت ما وجود داشته باشد و به مرور شروع، و آن را پرورش می دهیم. برای اکثر ما، اعتراف به اینکه اعتیاد، به صورت یک قدرت نابود کننده زندگی ما در آمده بود، کار چندان مشکلی نیست. حتی بهترین سعی و کوشش ما هم نتیجه ای به جز نابودی و یأس بیشتر برای مان نداشت. ما در نقطه ای متوجه شدیم که به کمک نیرویی برتر از قدرت اعتیادمان نیاز داریم. درک ما از یک نیروی برتر، به خود ما مربوط است و هیچ کس قرار نیست برای مان تصمیم بگیرد. ما می توانیم آن را گروه، برانامه و یا خدا بنامیم. تنها دستورالعمل پیشنهادی این است که این نیرو عاشق، مهربان و برتر از خودمان باشد. لزومی ندارد که ما مذهبی باشیم تا بتوانیم این ایده را بپذیریم. نکته این است که ما دریچه افکارمان را برای باور کردن، باز می کنیم. شاید این کار برای ما مشکل باشد، اما با باز گذاشتن دریچه افکارمان، دیر یا زود کمکی را که بدان نیاز داریم دریافت خواهیم کرد.(انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
فرایند به باور رسیدن، سلامت عقل را به ما باز می گرداند. قدرت وارد مرحله عمل شدن ما نیز از همین باور سرچشمه می گیرد. لازم است ما این قدم را بپذیریم تا در ابتدای مسیر بهبودی قرار گیریم. وقتی اعتقاد ما محکم تر شد، آن وقت آماده برای برداشتن قدم سوم هستیم.( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388)

قدم سوّم
” ما تصمیم گرفتیم اراده و زندگی مان را به مراقبت خداوند، بدان گونه که او را درک می کردیم، بسپاریم. ”
به عنوان معتاد ما زندگی و اراده خود را بارها به یک قدمی مخرب سپرده ایم. اراده و زندگی ما بوسیله موادمخدر کنترل می شد و ما در اسارت نیاز خود به لذتی آنی که موادمخدر به ما می داد، بودیم. در آن اوقات تمامی وجود ما، یعنی جسم، فکر و روح مان در زیر سلطه مواد مخدر بود. این جریان تا مدتی لذت بخش بود، اما بعد به مرور در اثر پریدن نشئگی، چهره زشت اعتیاد را نیز دیدیم. دریافتیم که هر چقدر موادمخدر ما را بیشتر بالا ببرد، محکم تر به زمین می کوبد. ما دو راه بیشتر نداشتیم یا باید خماری می کشیدیم و یا مواد مخدر بیشتری مصرف می کردیم.(انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
برای همگی ما عاقبت آن روز رسید که دیگر اختیار در دست ما نبود و ما باید اجباراً مصرف می کردیم. ما اراده و زندگی خود را به اعتیاد مان واگذار کرده بودیم و با استیصال به دنبال راه دیگری می گشتیم. در معتادان گمنام، ما تصمیم گرفتیم که اراده و زندگی مان را به مراقبت خداوند، بدانگونه که او را درک می کردیم، بسپاریم. این، قدم یار بزرگی است. لزومی ندارد که ما مذهبی باشیم. هر کس می تواند این قدم را بردارد. تنها لازمة آن تمایل است. مهم این است که ما در را به روی نیروی برتر خود باز کنیم.(همان منبع)
مفهوم خدا همیشه برای ما ریشه مذهبی ندارد، بلکه از باور شخصی ما و آن چه که برای مان عملاً کار می کند، سرچشمه می گیرد. برای بسیاری از ما خدا قدرتی است که ما را پاک نگاه می دارد. در شخصی شما از خدا کاملا حق شماست وهیچ تبصره ای ندارد. ما به خاطر همین حقی که داریم، در صورتی که مایل باشیم رشد روحانی کنیم، لازم است در مورد باورمان صادق باشیم.(همان منبع).
ما دریافتیم تنها کاری که لازم است انجام دهیم، این است که کوشا باشیم. وقتی که تمام سعی خود را به کار بردیم، برای ما هم این برنامه همان طور که برای بسیاری دیگر کار کرده بود مؤثر واقع شد. قدم سوم نمی گوید که (( اراده و زندگی مان را به مراقبت خداوند سپردیم))، بلکه می گوید (( تصمیم گرفتیم اراده و زندگی مان را به مراقبت خداوند، بدان گونه که او را در می کردیم، بسپاریم)). این تصمیم را خود ما گرفتیم و به وسیله موادمخدر، فامیل، مأمور دادگستری، قاضی، روانشناس و پزشک برای مان گرفته نشده است. از زمان اولین نشئگی، این نخستین تصمیمی است که خود گرفته ایم.( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
تصمیم گیری، اقدام و عمل را به دنبال دارد. این تصمیم گیری بر پایه ایمان استوار است. ما فقط باید باور کنیم همان معجزه ای که می بینیم در زندگی معتادان پاک به وقوع پیوسته، می تواند برای هر معتادی که مایل به تغییر است نیز به وقوع بپیوندد. ما به سادگی متوجه می شویم که قدرتی برای رشد روحانی در کار است که می تواند به ما کمک کند تا با تحمل تر، صبور تر و در کمک به دیگران مفید واقع شویم. بسیاری از ما گفته ایم: (( اراده و زندگیم را به مراقبت تو می سپارم، مرا در بهبودیم راهنمایی کن و نشانم بده که چطور زندگی کنم)). آسودگی خاطری که از رها کردن وبه مراقبت خدا سپردن، بدست می آید به ما کمک می کند زندگی ای برای خود بسازیم که ارزش زندگی کردن را داشته باشد.(همان منبع).
با تمرین روزانه، تسلیم در برابر اراده نیروی برترمان به مرور آسان تر می شود. وقتی صادقانه سعی کنیم، نتیجه می گیریم. بسیاری از ما روز خود را با یک درخواست ساده راهنمایی از نیروی برترمان آغاز می کنیم.
ما از پاک زندگی کردن خود لذت می بریم و طالب ارمغان های دیگر انجمن NA هستیم. ما حالا دیگر می دانیم که در برنامه روحانی خود نمی توانیم متوقف شویم و خواهان تمام چیزهائی که می توانیم بدست بیاوریم هستیم.
ما اکنون آماده ایم که برای اولین بار خودمان را صادقانه ارزیابی کنیم. بنابراین، کار خود را با قدم چهارم شروع می کنیم.
قدم چهارم
” ما یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه و جستجوگرانه از خود تهیه کرده ایم. “
هدف از تهیه یک تراز نامه بی باکانه و جستجوگرانه اخلاقی این است که سردرگمی و دوگانگی زندگی خود را طبقه بندی کنیم، تا بدین وسیله به ماهیت اصلی خود پی ببریم. ما راه جدیدی برای زندگی در پیش گرفته ایم و باید از بند دام ها و زنجیر هایی که زندگی ما را کنترل و از رشد ما جلوگیری کرده اند خلاص شویم.
در هنگام کار کردن این قدم، اکثر ما از این می ترسیم که مبادا هیولایی که در وجود ماست، رها شود و ما را از بین ببرد. این ترس، می تواند باعث شود که ما تهیه تراز نامه خود را به تعویق اندازیم، یا اصلاً این قدم حیاتی را برنداریم. ما می دانیم که ترس، از کمبود ایمان است. ما اکنون خدای مهربانی پیدا کرده ایم که به ما تعلق دارد و می توانیم به او پناه ببریم. دیگر لازم نیست از چیزی بترسیم.(انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
ما متخصص خودفریبی و توجیه بوده ایم. به کمک نوشتن این تراز نامه، می توانیم بر این موانع پیروز شویم. نوشتن تراز نامه کتبی، قسمتهایی از ضمیر ناخودآگاه ما را که حتی با حرف زدن و فکر کردن در مورد هویت مان مخفی می ماند، نمایان می سازد. وقتی ما تمام مطالب را بر روی کاغذ بیاوریم، دیدن آنها آسان تر و انکار شخصیت واقعی مان مشکل تر می شود. ارزیابی صادقانه خود، یکی از رموز مفقیت ما در این راه جدید زندگی است.(همان منبع).
واقعیت این است که در زمان مصرف، ما اصلا با خودمان صادق نبودیم. وقتی که اقرار کنیم اعتیاد ما را شکست داده است و به کمک نیاز داریم، به طرف صداقت با خود در حرکتیم. برای ما مدت زیادی طول کشید تا به شکست خود اعتراف کنیم. ما متوجه شدیم که جسم، فکر و روح ما یک شبه بهبود پیدا نمی کنند. قدم چهارم به ما کمک می کند که بطرف بهبودی حرکت کنیم. بیشتر ما، متوجه شدیم که نه به آن خوبی و نه به آن بدی که تصور کرده بودیم، هستیم و از این که در ترازنامه خود نکات مثبتی پیدا کردیم بسیار متعجب شدیم. هرکس که قدمتی در این برنامه دارد و این اقدام را به کار گرفته است به شما خواهد گفت که قدم چهارم ، نقطه عطفی در زندگیش بوده است.(همان منبع).
بعضی از ما اشتباهاً تصور می کنیم منظور از قدم چهارم این است که اعتراف کنیم چقدر نفرت انگیزیم و چه آدم بدی بوده ایم. در این راه جدید زندگی، احساس تأسف بیش از حد، می تواند خطرناک باشد و هدف از قدم چهارم چنین چیزی است نیست. ماسعی می کنیم خود را از زندگی کردن بر طبق الگوهای بی ثمر و کهنه آزاد کنیم. ما قدم چهارم را برمی داریم تا رشد کنیم و از قدرت و بصیرت برخوردار شویم. قدم چهارم را به چند روش می توان انجام داد.(همان منبع).
دارا بودن ایمان و شهامت جهت نوشتن یک تراز نامه بی باکانه و قدم های اول، دوم و سوم مقدماتی الزامی اند. قبل از شروع، بهتر است سه قدم اولیه را با یک راهنما مرور کنیم تا در این قدم ها احساس راحتی بیشتری برای نوشتن تراز نامه پیدا کنیم و برای انجام کاری که در پیش داریم احساس خوبی داشته یاشیم. ما مدت ها در حال دست و پا زدن بوده ایم، بی آنکه به جایی رسیده باشیم. اکنون ترس را کنار گذاشته ایم و قدم چهارم را شروع می کنیم. ما مطالب خود را به سادگی و به بهترین وجهی که می توانیم، روی کاغذ می آوریم.
ما باید از گذشته ها بگذریم و از آن جدا شویم. ما میخواهیم رو در روی گذشته خود بایستیم و آن را به همان شکلی که واقعاً بوده است، نگاه کنیم و سپس از آن می گذریم، تا بتوانیم در زمان حال زندگی کنیم. برای اکثر ما، گذشته مانند شبحی بوده است که در پشت در به کمین نشسته و همیشه از این ترسیده ایم که اگر در را باز کنیم چه بر سرمان خواهد آورد. ما مجبور نیستیم با گذشته خود به تنهایی روبرو شویم، زیرا اراده و زندگی ما در دست نیروی برتر است.( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
تا زمانی که ما متکی به قدرت شخصی خود بودیم، نوشتن یک تراز نامه صادقانه و دقیق برای مان غیر ممکن به نظر می رسید. قبل از نوشتن، چند لحظه سکوت می کنیم و از خدا می خواهیم به ما قدرتی بدهد که در انجام کار خود نترس و دقیق باشیم.(کمیته

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع مواد مخدر، جبران خسارت، مصرف مواد Next Entries پایان نامه با موضوع احساس محرومیت، مرگ و زندگی، رضایت خواهی