پایان نامه با موضوع مصرف مواد، حمایت اجتماعی، کنترل اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

صفراوی و دموی خصوصیات مشترکی دارند که می توان آنها را با برون گرایی توصیف کرد. به همین گونه سوداوی ها و بلغمی ها نیز دارای ویژگی های مشترکی مطابق با ویژگی های درون گرایی هستند. به این ترتیب ما در برابر دو نوع طبقه بندی قرار می گیریم که یکی طبقه بندی مقوله ای و دیگری طبق بندی بُعدی است ( جس فیست وگریگوری فیست ترجمه سید محمدی،1387).
بر طبق طبقه بندی مقوله ای، می توانیم هر فردی را در یکی از چهار بخش دایره کوچک که آنها را صفراوی، سوداوی، بلغمی و دموی نامیده ایم قرار دهیم. به عبارت دیگر این طبقه بندی معرف آن است که هر فردی لزوماً به یکی ازاین چهار مقوله تعلق دارد و این تعلق واضح و مجزاست و حالت بینابین وجود ندارد، مثلا مزاج دموی- سوداوی نمی توان داشت.به عبارت دیگر تنها این چهار مزاج دارای موجودیت اند و غیر ممکن است فردی را بتوان یافت که مخلوطی از این مزاجها را دارا باشد. بر طبق یک طبقه بندی توجیهی دیگر می توان هر شخص شخصی را در جایی در میان دو محور قرار داد. آیزنگ با مطالعات دقیق آماری و تجزیه و تحلیل نتایج پرسشنامه های مختلف شخصیتی که به گروه های مختلفی از مردم انگلستان، آمریکا و دیگر نقاط جهان داده بود معتقد شد که برای شخصیت افراد می توان دو بُعد قائل گردید. یکی بُعد برون گرایی- درون گرایی و دیگری بُعد روان رنجورخویی که آن را با نام های دیگری چون تهییج پذیری و نااستواری نامیده است (کریمی، 1370).

ب – جنبه های علّی شخصیت:
کوشش آیزنگ در این مبحث آن است که به کمک تحلیل عوامل ارثی و محیطی، علل زیربنایی اختلاف های شخصیت ها را بررسی کند و در این راه از یافته های فیزیولوژی عصب شناختی شیمی زیستی، قوانین توارث و علوم دیگر کمک می گیرد. آیزنگ روابط میان سنخ های ارثی و پدیداری در رشد شخصیت را چنین توجیه می کند که توازن و تعادل میان تحریک و باز دارندگی را بخش سرشتی شخصیت می داند و آن را همانند سنخ های ارث برده می شمارد. او معتقد است که این جنبه سرشتی برطبق قوانین وراثت مندل به ارث برده می شود. این سرشت فرضی با محیط در تعامل بوده و از طریق فرآیندهای تجربی مانند شرطی شدن، خاطره پردازی، دوام سپس تصویر، رد حسّی شکلی و غیره شکل می گیرد. واضح است که چون هیچ یک از این پدیده ها معیار خالص و دقیقی برای تحریک یا بازداری نیستند، نمی توان انتظار داشت که سنخ های پایداری معیار مشخص کننده ای برای سنخ های ارثی که به آنها اشاره کردیم باشند (جس فیست و گریگوری فیست ترجمه سیدمحمدی،1387).
مسلم است که همه ما با سنخ های ارثی مشخصی به دنیا می آییم و از لحظه تولد این سنخ های ارثی با محیط مواجه می شوند و سنخ های پایداری، حاصل اثرات متقابل محیط و سنخ های ارثی خواهد بود.
آیزنگ برون گرایی، اجتماعی بودن، برتری طلبی، فعالیت و صفات دیگری از این قبیل را سنخ های پایداری نامیده و رابطه میان سنخ های ارثی را با معادله زیر نشان داده است (همان منبع).
توازن تحریکی – بازدارندگی آثار محیط = درون گرایی / برون گرایی
این معادله بیانگر آن است که جنبه های توصیفی شخصیت حاصل آثار متقابل محیط و فطرت آدمی بر یکدیگر است. چنانکه می توان در نظریه آیزنگ مشاهده کرد، کار او ترکیبی است از انواع شخصیتی جالینوس، مکتب رفتارگرایی و کارهای پاولوف، کارهای یونگ و کرچمر و تحلیل های آماری و کاربردی قوانین فیزیولوژی و زیست شناسی، برای توجیه و تبیین شخصیت آدمی(شولتز و شولتز ترجمه سید محمدی،1391).
در تحقیقات خارجی وگنر و همکاران (1993) 220 معتاد به موادمخدر و الکل را به شکل آزمایشی در دو گروه الکلی های گمنام و کوکائینی های گمنام قرار دادند که در این پژوهش مشخص شد افراد معتاد به مواد مخدر که در گروه درمانی قرار گرفته اند نسبت به افرادی که در گروه درمانی شرکت نکرده بودند به شکل معنی داری رفتارهای مطلوب (فقدان علائم مصرف موادمخدر) را بیش از 12 ماه مطالعه پیگیری نشان دادند. کمبل و پاگ ،(1993) نیز در پژوهشی 12 نفر معتاد به مواد مخدر را در یک برنامه گروهی قرار دادن که در این مطالعه ارزش درمانی گروه درمانی ماراتون نسبت به گروهی که این درمان را دریافت نکرده بودند مورد حمایت قرار گرفت.
در تحقیقی که روی 3000 نوجوان توسط گوچران، (1991) انجام گرفت مشخص شد که مذهبی بودن با تکرار مصرف مواد ارتباطی منفی دارد. در راستای این رابطه تحقیقاتی که توسط اسمارت و آلداف، (1985) لورچ و هنگر (1985) صورت پذیرفته نشان داد که تمایل به شرکت در مراسم مذهبی ارتباط منفی با مصرف موادمخدر دارد و افرادی که نسبت به اصول مذهبی پایبندی و تعصب دارند، کمتر به اعتیاد مبتلا هستند.

چارچوب نظری
چارچوب نظری مبنایی است که فرد پژوهشگر بر اساس آن دربارۀ روابط بین عواملی که در این مسأله مهم تشخیص داده شده اند نظریه پردازی می کنند. این نظریه می تواند ضرورتاً سخن پژوهشگر نباشد (خاکی، 1386، 30). در این پژوهش با توجه به هدف پژوهش و نظریات کاربردی در این زمینه از یک چارچوب ترکیبی استفاده شده است. به عبارتی نظریه مبادله و حمایت اجتماعی را به عنوان چارچوب اصلی تحقیق انتخاب نموده ایم و متغیرهای دیگر را از نظریه باورسلامت و نظریه واقعیت درمانی و نظریه کنترل اجتماعی و نظریه تسرّی به چارچوب نظری ترکیبی اضافه کرده ایم.
هومز پنج قضیه را حاکم بر شکل گیری رفتارهای کنش گران می داند:
1 – قضیه موفقیت:
از میان تمام اعمالی که شخص انجام می دهد، بیش تر اوقات ممکن است شخص آن عملی را که به پاداش منتهی می شود، تکرار کند که موفقیت می گویند(توسلی، 1383).
2 – قضیه انگیزه (محرک):
تأثیر موقعیت ها بر اعمالی است که در آن موقعیت ها رخ می دهد. این اعمال ممکن است ارادی یا غیر ارادی باشند و باعث برانگیختن عمل در انسان می گردند(توسلی، 1383).

3 – قضیه ارزش(تشویق و تنبیه):
هر اندازه نتیجه عمل یک شخص برای او با ارزش تر باشد به همان اندازه علاقة وی نسبت به تدارک انجام آن عمل بیشتر می شود؛ نتایج اعمال شخص را که برای او نتیجه مثبت دارند(تشویق) و نتایج اعمالی که منفی هستند تنبیه می نامند(توسلی، 1383).
4 – قضیه محرومیت و اشباع (سیری):
اگر کسی پاداش معینی را بارها دریافت کرده باشد، می گوییم در حال اشباع شدن از آن پاداش است. از سوی دیگر کسی آموخته است که نوع معینی از پاداش را ارزشمند شمارد ولی در گذشته نزدیک به ندرت آن پاداش را دریافت کرده باشد، می گوییم وی از آن پاداش محروم مانده است (توسلی، 1383).
5 – قضیه پرخاش(تجاوز) و تأیید:
هنگامی که رفتار فرد، پاداش مورد انتظارش را دریافت نمی کند و یا به تعبیری که انتظارش را نداشته است، روبه رو می شود عصبانی شده و ناکام می ماند، لذا به انجام دادن رفتار پرخاشگرانه (حمله، شکستنن، صدمه زدن، تهدید) متمایل میشود، مجموعة قضایا را باید به عنوان یک نظام واحد در نظر گرفت، این قضایا بیانگر آن است که در تاریخ گذشتة انسان ها تأثیر بسیاری بر رفتار کنونی آنان دارد، کامیابی یک فرد در گذشته، خاطرة انگیزش ها و خاطره کسب ارزش ها توسط وی، همگی رفتار کنونی او را تحت تأثیر قرار می دهند (همان منبع).

نظریه حمایت اجتماعی
حمایت اجتماعی17 یک مفهوم چند بعدی است، به طوری که بین محققان توافق اندکی در مورد تعاریف نظری و علمی این مفهوم وجود دارد. تعاریف اصلی حمایت اجتماعی در پنج دسته قرار می گیرند.
دسته اول، نوع حمایت دریافت شده است.
دسته دوم، مربوط به دریافت های پذیرنده حمایت است.
دسته سوم، در مورد مقاصد یا رفتارهای کسانی است که حمایت را فراهم می کنند.
دسته چهارم، مربوط به کنش متقابل، به معنای تبادلی از منابع بین فراهم آورنده و دریافت کنندة حمایت می باشد.
دسته پنجم، مربوط به صورت های مختلف شبکه اجتماعی است.
واژه حمایت اجتماعی به شیوه های مختلف، تعریف و اندازه گیری شده است که به چهار گروه از رفتارهای حمایتی اشاره می شود:
1 – حمایت های عاطفی، شامل احساس همدردی، دوست داشتن، اعتماد داشتن و توجه.
2 – حمایت های مادی، شامل کمک مالی و خدماتی به شخص نیازمند.
3 – حمایت های اطلاعاتی، شامل توصیه ها، پیشنهاد ها و اطلاعاتی که هر شخص از آن در روبرو شدن با مشکلات استفاده می نماید.
4 – حمایت ارزیابی، شامل دسترس گذاردن اطلاعات سودمند برای خود ارزیابی.
در حالی که این چهار عملکرد حمایتی از لحاظ مفهومی متفاوتند، اما در عمل از یکدیگر مستقل نیستند. علاوه بر انواع حمایت در نظر گرفتن منبع حمایت (خانواده، دوستان، همکاران و غیره) و کمیت و کیفیت آن نیز مهم می باشد (روحانی، 1385، به نقل از پیوندی یزدی).

نظریه باور سلامت
باور: عبارت از نگرش فرد در مورد نتیجه و عاقبت هر کار و ارزشی که فرد برای این نتیجه قائل است. نگرش ها دلایل منطقی بروز رفتارهای هرفرد خاص می باشند. عوامل بسیاری بر نگرش افراد تأثیر می گذارند. یکی از عوامل، دانش و اطلاعات فرد در حوزه های، مختلف است و اطلاعات وقتی به نگرش تبدیل می شوند که منجر به ارضای فرد از خود یا افزایش اعتماد به نفس و بهبود نگرش فرد و حفظ و تقویت خود به عنوان فردی توانا گردد(روحانی و مروتی ،1385 به نقل از پیوندی یزدی).
متغیر های اصلی نظریه باور سلامت شامل موارد زیر هستند:
1 – تهدید درک شده: که شامل دو بخش است؛ حساسیت درک شده و شدت درک شدة یک وضعیت.
الف – حساسیت درک شده: درک ذهنی شخص از به خطر افتادن وضعیت سلامت.
ب – شدت درک شده: احساسات مربوط به وخامت و اهمیت ابتلا به یک بیماری و یا رها کردن بیماری بدون درمان(شامل ارزیابی پیامدهای پزشکی و بالینی و پیامدهای اجتماعی احتمالی).
2 – منفعت درک شده: باور داشتن به تأثیر برنامه ها و تدابیر طراحی شده به منظور کاهش تهدید بیماری.
3 – موانع درک شده: پیامدهای منفی بالقوه ای که در صورت به کارگیری رفتارهای سلامت خاصی، ممکن است متوجه انسان گردد، از جمله خسارات مال، فیزیکی و روانشناختی.
4 – هدایت به عمل: رویدادهای بدنی( مثل نشانه های فیزیکی وضعیت سلامت) یا محیطی (نظیر سیاسست رسانه ای) که مردم را به انجام عمل خاصی برمی انگیزاند. هدایت به عمل، جنبه ای از مدل باور سلامت است که به صورت سازماندهی شده مورد بررسی قرارنگرفته است.
5 – سایر متغیر ها: متغیر های گوناگون جمعیت شناختی، جامعه شناختی و ساختاری که درک افراد را تحت تأثیر قرار میدهند و بنابراین به طور غیر مستقیم بر رفتار مربوط به سلامت تأثیر می گذارند (بکر، 1974).
6 – خودکارآمدی: اعتقاد داشتن به توانایی خود در اجرای موفق رفتارهایی که برای کسب نتایج خواسته شده مورد نیاز است (روحانی و مروتی، 1385 ، به نقل از پیوندی یزدی).

نظریة کنترل اجتماعی
نظریه پردازان نظریه کنترل اجتماعی بر این باورند که انسان ها ذاتاً اجتماعی اند و طبیعتا قابلیت ارتکاب جرایم را دارند و از آن جایی که رفتار انحرافی پاسخی طبیعی در برابر قوانین است بنابراین بهتر است از واژه همرنگی به جای انحراف استفاده شود. نظریه کنترل اجتماعی پیش بینی می کند که اگر افراد در وابستگی، تعهد، پیروی و اعتقاد در سطح بالایی باشند کمتر مستعد انحراف از هنجارهای اجتماعی از جمله مصرف مواد مخدر خواهد بود. یکی از نهادهای اجتماعی مهمی که به وسیله بسیاری از نظریه پردازان کنترل اجتماعی نادیده گرفته شده مذهب است. با توجه به این دیدگاه می توان اظهار داشت که پای بندی مذهبی فرد را به چند طریق از مصرف مواد باز می دارد.
1 – افرادی که به مذهب وابستگی پیدا می کنند به ناچار با افراد مذهبی ارتباط متقابل دارند و اگر مواد مصرف کنند مورد سرزنش و طرد آنان قرار می گیرند.
2 – مشارکت در فعالیت های مذهبی زمان کمی را برای تجربه مواد باقی می گذارد. همچنین یک شبکه حمایتی را فراهم می سازد که فرد را از موقعیت هایی که فرصت استفاده از مواد را پیش می آورد جدا می سازد.
3 – تعهد نسبت به مذهب و اهداف آن به زندگی فرد معنی می دهد که در این صورت مصرف مواد دیگر جذابیتی ندارد.
4 – سیستم اعتقادی اکثر مذاهب، با مصرف مواد مخالف است و آموزش های آنان تقویت کننده عقاید منفی در برابر مصرف مواد است.
خلاصه کلام

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع مصرف مواد، ویژگی های شخصیت، سوء مصرف مواد Next Entries پایان نامه با موضوع مواد مخدر، ویژگی های شخصیتی، آموزش مهارت