پایان نامه با موضوع مرمر، کان‌گوهر، مرمرهای، آمفیبولیت

دانلود پایان نامه ارشد

آهندار هستند و در برخی از مقاطع بیوتیت در حال کلریتی شدن دیده میشود. این کلریت ثانویه به صورت جریانی در شکستگیها جای گرفته است، پلاژیوکلاز، اپیدوت، گارنت (به صورت فرعی)، کانیهای تیره شامل اکسیدهای آهن مثل هماتیت نیز از دیگر کانیهای مهم این سنگهاست (هوشمندزاده و همکاران،1369).
پورفیروبلاستهای گارنت بیانگر یک دگرگونی پیشرونده است. این دگرگونی در فاز کیمرین پیشین اتفاق افتاده است. این فاز که شدیدترین فاز دگرگونی در منطقه است باعث تبدیل شیلهای سیاه رنگ به میکاشیستهای سیاه رنگ گارنتدار شده است (وهاب‌زاده،1372).

2-7-3- مرمر
مرمرهای مجموعه دگرگونی توتک توسط Alric and Virlogeux (1977) به سه بخش تقسیم شدهاند:
ردیف : M1 تناوبی از مرمر، شیست (شیست سبز)
ردیف : M2 مرمرهای ضخیم لایه سفید و خاکستری رنگ
ردیف : M3تناوبی از مرمر، شیست و آمفیبولیت

ردیفM1 :
این ردیف زیر کمپلکس سوریان قرار دارد، که از نظر لیتولوژی بسیار ناهمگن است. این ردیف در یال شمالی تاقدیس کوه سفید حدود 250 متر ضخامت دارد و در یال جنوبی جز چند متری شیست و مرمر از این ردیف چیزی دیده نمیشود. در این ردیف طبقات به صورت چین برگشته ظاهر میشوند. نظم لیتواستراتیگرافی این ردیف در یال شمالی تاقدیس از بالا به پایین بصورت زیر است:
* مرمر سفید با طبقه بندی ضخیم
* تناوبی از مرمر و شیست با میان لایههایی از کالک شیستهای دولومیتی
* شیستهای آمفیبولیتی با عدسیهای از مرمر سفید و لایههای اندکی از تالک شیست، این ردیف از نظر سنگشناسی و ضخامت بطور جانبی تغییرات زیادی میکند.
ردیف M2 :
این ردیف شامل مرمرهای خاکستری روشن با لایههای زرد و نارنجی، ضخیم لایه و به شدت متبلور میباشد، که گاه در میان آن‌ها سوزنهای ترمولیت مشاهده میشود. ضخامت مرمرهای این ردیف حدود 1000 متر میرسد که از نظر سنگشناسی بسیار ناهمگن است. مرمرهای فوق ستیغ و ارتفاعات تاقدیس کوه سفید را میسازند که در چاه نیو ارتفاع این مرمرها حدود 3000 متر میباشد. مرمرهای مذکور به عنوان سنگ ساختمانی در برخی قسمتهای منطقه استخراج میشود (هوشمندزاده و همکاران،1369؛ وهاب‌زاده،1372)
به طور کلی دو نوع مرمر در ردیف M2 قابل تشخیص است. ویژگیهای هر کدام به شرح زیر میباشد:
1) مرمرهایی که از دگرگونی سنگ آهک غنی از مواد آرژیلیکی ایجاد شدهاند. این مرمرها از نظر میکروسکوپی دارای بافت موزائیکی و گرانوبلاستیک میباشند. کانیهای عمده آن به شرح زیر می‌باشند.
* بیوتیت که اکثر خمیده و شکسته است و خاموشی موجی نشان میدهد. این ویژگیها نشان دهنده، تاثیر فشارهای تکتونیکی بعد از تشکیل بیوتیت میباشد.
* کلریت که از تجزیه بیوتیت ایجاد شده است و اطراف بیوتیت خمیده را فرا گرفته است، پس کلریتی شدن بعد از اعمال نیروهای تکتونیکی بوده است. هم چنین کلریتی شدن بیوتیت نشانگر یک دگرگونی پس رونده (Retrograde) میباشد، که در فاز کیمرین پسین اتفاق افتاده است.
* کلسیت که دارای بافت موزاییکی است و اندازه، دانههای آن متوسط یا درشت است.
* سایر کانیهای فرعی عبارتند از : اپیدوت، اسفن، اکسیدهای آهن که بصورت اوپک میباشد.
2) مرمرهایی که در اثر دگرگونی آهک خالص به وجود آمدهاند این مرمرها دارای بافت گرانوبلاستیک میباشند. کانیهای عمده آن به شرح زیر میباشد:
* کلسیت که چهار چوب سنگ را تشکیل میدهد. وجود دو دسته رخ رومبوئدری و عدم وجود باندها و رخهای رنگین، دلیل بر این است که این کانیها کلسیت میباشند.
* کوارتز که با خاموشی موجی شدید مشخص است.
* کانیهای اوپک عموما هماتیت است که بیشتر در فضاهای خالی بین دانهای و بین رخ های کلسیت جانشین شدهاند (وهاب‌زاده،1372).

ردیف M3 :
این ردیف در دره بندنو از اندیس کان‌گوهر شروع میشود و تا میکاشیستهای سیاه رنگ ادامه دارد، و شامل تناوبی است از آمفیبولیت، مرمر و میکاشیست که در یال شمالی تاقدیس حدود3000 متر ضخامت دارد ولی در یال جنوبی به 10 متر آمفیبولیت خلاصه میشود. میکاشیستها دارای بیوتیتهای ریزی است و آمفیبولیت رنگ سبز تیرهای دارد. مرمرها دارای نوارهای سفید و خاکستری است (هوشمندزاده و همکاران، 1369). حد بین M2 و M3 گسله است. در درون شیستها میان لایههایی از متادولومیت نیز دیده میشود. در مشاهدات صحرایی و عکس هوایی، مرمرهای ردیف M3 به موازات ردیف M2 دیده میشود.
براساس هوشمندزاده و همکاران (1369) از نظر لیتوکرونواستراتیگرافی، شیستهای سیاه قابل قیاس با سازند نیور (سیلورین)، ردیف M3 هم ارز سازند پادها (دونین زیرین) و ردیفهای M2 و M1 قابل مقایسه با سازندهای سیب زار و بهرام (دونین میانی تا فوقانی) میباشد.

شکل ‏23- ستون چینه‌شناسی مجموعه توتک، برگرفته از Alric and Virlogeux(1977)

شکل ‏24- نقشه ساده شده زمینشناسی کمپلکس توتک برگرفته از نقشههای 1:100000 سوریان (اویسی،1382)

بر اساس وهاب‌زاده (1372) مهمترین اندیسهای فرومنگنز در منطقه توتک عبارتند از:
1- اندیس کان‌گوهر، پیروگلدون
2- اندیس گردهمیون
3- اندیس چاهنیو
4- اندیس روشنپیر
5- اندیس بدره
6- اندیس کالچینو

2-8- اندیس کان‌گوهر

اندیس کان‌گوهر در بخش غربی انتهای دره بندنو واقع شده است. در محل این اندیس در گذشته معدنکاری بصورت گسترده ای انجام شده است. کار معدنی در محل این اندیس شامل دو تونل میباشد که به فاصله چند متر از یکدیگر یکی در کمر بالا (کنتاکت بالایی) و دیگری در کمر پایین (کنتاکت پایین) توده‌معدنی حفر شدهاند. مقداری از تونل که ریزش کرده به صورت روباز در آمده ولی بقیه تونل به صورت زیرزمینی میباشد. چون توده‌معدنی در یال شمالی تاقدیس کوه سفید قرار دارد و با سنگ میزبان هم امتداد و تقریبا همشیب میباشد؛ در اثر استخراج توده‌معدنی، لایههای کمر بالا و سقف تونل ناپایدار شده و به صورت قطعات کوچک و بزرگ به پایین ریزش کرده است. همچنین گسل اصلی موجود در این منطقه سبب ریزش تونل شده است به طوری که صفحه گسل مذکور، سقف تونل را تشکیل میدهد. در اثر عملکرد این گسل ریزشهای وسیعی از سقف و دیواره در درون تونل اتفاق افتاده است (وهاب‌زاده،1372). هم اکنون این اندیس معدنی غیر فعال میباشد با این حال هنوز در اطراف آن رگههاي با ارزش معدني قرار دارد كه دست نخورده میباشد.
شکل اندیس معدنی به صورت عدسی بوده و چند صد متر طول و حدود 20 متر ضخامت دارد. سنگ میزبان توده‌معدنی کان‌گوهر، سنگ کربناته (مرمر، دولومیت) با بافت شکری است (وهاب‌زاده،1372). در محدوده مورد مطالعه مجموعهای متنوع از سنگهای دگرگونی ناحیهای (میکاشیست، آمفیبولیت) و مجاورتی (هورنفلس، اسکارن واکنشی) به چشم میخورد. این سنگها عمدتا دگرسانی و نیروهای ساختاری را تحمل کرده، به گونه ای که برخی از آن‌ها به راحتی در دست خرد میشوند. براساس مشاهدات صحرایی توده‌نفوذی در نزدیکی یا مجاورت اسکارنواکنشی حاصل مشاهده نمیشود. در شکل 2-5 شماتیکی از برش عرضی این اندیس آمده است.

شکل ‏25- نمای شماتیک از برش عرضی اندیس کانگوهر (برگرفته از وهاب‌زاده،1372)
2-9- تشریح واحدهای سنگی اندیس کان‌گوهر

بر اساس شواهد صحرایی واحدهای تشکیلدهنده اندیس کان‌گوهر شامل: گرانیت-گنایس، شیست، سنگ کربناته و اسکارن میباشد در زیر به شرح هریک از این واحدها به اختصار پرداخته میشود:

الف) گرانیت – گنایس
واحد گرانیتی در بخش هسته تاقدیس کوه سفید و کمپلکس توتک واقع شده است که در اثر دگرگونی بخش عمده آن به گرانیت‌گنایس و گنایس تبدیل شده است، بطوری که این دو واحد ایجاد شده بیشترین رخنمون را نسبت به گرانیت در بخش هسته تاقدیس به خود اختصاص دادهاند. گسترش صحرایی گرانیت‌گنایسها به صورت تودههای پراکنده بین واحدهای گنیسی است (نیک اقبال، 1391). گرانیت-گنایسها در نمونه دستی دارای ظاهری روشن با بلورهای درشت پلاژیوکلاز و بیوتیتهای قهوهای تیره میباشند و ساخت چشمی در آن‌ها قابل تشخیص است (شکل2-6). به طور کلی گنایسها دارای بافت لپیدوبلاستیک و پورفیروکلاستیک با زمینه جریانی هستند.
براساس شواهد صحرایی این توده‌نفوذی در نزدیکی اسکارن ایجاد شده در اندیس کان‌گوهر مشاهده نمیشود. بنابراین پیدایش این اسکارن را میتوان به کمک مدل اسکارن واکنشی توجیه نمود. توده‌نفوذی نقش یک سیستم حرارتی را بازی میکند، به عبارت دیگر با اعمال حرارت سبب پويايي و رها سازي عناصری چون K, Na, Mg, Fe, Al, Si از شيستها و نيزCa و CO2از كربناتها شده است. ورود سيال مشتق شده از سنگهاي كربناته به داخل سنگهاي پليتي و يا برعكس، باعث متاسوماتيزم و در نتيجه تشکیل و گسترش اسكارن شده است. از طرف ديگر سنگ آهك و نيز شیستهای منطقه، قبل از دگرگوني، بواسطه عملكرد فازهاي كوهزايي دچار شكستگي و ترك خوردگي گشته است. ورود بخشي از سيالات به داخل همين شكستگیها و تركهای سنگهاي اطراف و واكنش آن‌ها با سنگ ميزبان، اسكارنهايی را كه محدود به شكستگيها هستند را به وجود آورده است.

شکل ‏26- گرانیت-گنایس با بلورهای درشت پلاژیوکلاز و بیوتیتهای قهوهای تیره

ب) شیست
شیستها فراوانترین سنگهای دگرگونی به حساب می آیند. وجود شیستوزیته یا لینهآسیون از مشخصات اساسی آنها میباشد. در شیستهای درجه ضعیف، کانیهای ورقهای فراوانتراست، ولی با افزایش دما نسبت کانیهای میکایی آن به علت تبدیل به کانیهای دیگر کم میشود و در نتیجه شیستوزیته آن ضعیفتر میگردد. شیستها را براساس فراوانی نوع کانیهای برتر نامگذاری میکنند، مانند میکاشیست، کلریت شیست، گارنت شیست و……….
شیستهای موجود در منطقه مورد پژوهش بیشتر میکاشیست، شیست سبز، اکتینولیت شیست و گارنت میکاشیست هستند (2-7، 2-8). این واحد در تناوب با واحد کربناته (مرمر کوه سفید) در منطقه مذکور قابل مشاهده میباشد. در برخی قسمتها شیستها حالت تودهای از خود نشان میدهند (2-9). بنابر همبری شیست و اسکارن در منطقه، احتمال میرود منطقه ناشی از اسکارن واکنشی باشد (شکل2-10).

شکل ‏27- شیستسبز همراه با پیریتهای خودشکل اکسید شده.

شکل ‏28- نمونه دستی اکتینولیتشیست که شیستوزیته را نشان میدهد.

شکل ‏29- گارنت میکاشیستهایی که به حالت تودهای میباشند.

شکل ‏210- همبری شیست و اسکارن

پ) سنگ کربناتی
سنگهای کربناتی از آهکهای مرمریتی با درجه دگرگونی پایین تا آهک دولومیتی و دولومیت آهکی سیلیسیشده تغییر میکند. آهکهای مرمریتی از نظر اندازه بلورها ریز دانه تا درشت دانه هستند و از بلورهای دوباره متبلور شده کلسیت یا دولومیت تشکیل شدهاند (شکل2-11). مرمرها در تناوب با شیستهای سبز و آمفیبولیت در منطقه مشاهده میشود (شکل2-12) وجود آمفیبولیت در این تناوب، معرف آن است که درجه دگرگونی ناحیهای یا اولین فاز دگرگونی منطقه در حد رخساره آمفیبولیت یعنی درجه متوسط بوده است، اما همین سنگهای آمفیبولیتی دچار دگرگونی قهقرایی شده به طوری که مطابق گفته هوشمندزاده و همکاران (1369) به شیستسبز تبدیل گردیدهاند. این مسئله هم در مطالعات صحرایی و هم در بررسی های میکروسکوپی تایید میشود به طوری که یافتن نمونههای تازه از این آمفیبولیت مشکل است. یکی از پدیدههای جالب توجه در منطقه پوششی سطحی از گارنت به نام” گارنت پینه ای” بر روی سطح سنگهای کربناته می‌باشد، بطوری که دانه های ریز و درشت گارنت در زمینه کربناته قابل مشاهده میباشد (شکل2-13).

شکل ‏211- نمایی از واحد کربناته در اندیس کان‌گوهر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع منطقه بوانات، پتروگرافی، زمین ساخت Next Entries پایان نامه با موضوع گسلهای، سنگمیزبان، کان‌گوهر، سوریان