پایان نامه با موضوع مراعات نظیر، نیما یوشیج، آرایه های ادبی، شعر فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

خیزان اژده ها: زیر رانم غرش آورد به ره توفنده خیزان اژده ها یی مست (منظومه شهریار ، 408)
11.جامه نیل : از جامه نیل شد فلک ازرق پوش ( کنایه از کبودی و تیرگی شب )( مرغ شباویز / 687)
12.دندان سفید وسیه (کنایه از روز وشب ): و به دندانهای سفید وسیهش ، قافله روز وشبان ( یک نامه ویک زندانی ، 590)
13.رهگذر محنت خیز (کنایه از جهان ) که براین رهگذر محنت خیز ( خواجه حسن میمندی / 161)
14.زیبا نگارین( کنایه از خورشید ) من آن زیبا نگارین را نشسته در پس دیوارهای نیلی شب ( می خندد ، 316)
15.سرایگاه نحوس ( کنایه از دنیا ست ) نیست در این سرایگاه نحوس (قلعه سقریم /205)
16.سقف تیره سر ( کنایه از آسمان ) آنگاه می نماید از این سقف تیره سر / یعنی دمید از پس شام سیه سحر (شکسته پر ،383)
17.صفحه کبود (کنایه از آسمان ) می رود برسر این صفحه کبود ( مرغ آمین /612)
18.طاس لاجورد (کنایه از ـآسمان ) زیر این طاس لاجورد (گل زود رس 79)
19.طراز قرمز صبح ( کنایه از فلق ) بیمناک از طراز قرمز فلق (ناروایی به راه /431)
20.کارخانه کهن ( کنایه از دنیا ) این کارخانه کهن (قلعه سقریم /195)
21.مرغ طلایی (کنایه از خورشید ) سحر هنگام ، کاین مرغ طلایی (می خندد / 316)
22.مرغ لاجورد ( کنایه از ماه ) بربال های پر صور مرغ لاجورد ( گل مهتاب / 329)
23.مهمان خانه مهمان کش (کنایه از دنیا ) مهمان خانه مهمان کش روزش تاریک (برف ، 629)
24.هوس خانه دوروی و دو در (کنایه از دنیا )( زین هوس خانه دو روی و دو در (قلعه سقریم /282)

5.ترکیب وصفی مقلوب ومنادا
آخر ای بینوا دل /چه دیدی که ره / ستارگان بریدی (نیما /مجموعه اشعار ص50 )صفت در این بیت بصورت مقلوب وقبل از موصوف بکار گرفته شده است .
5. صفت وحس آمیزی
حس آمیزی نیز از جمله صوری است که نیما در اشعارش بکار برده است حواس ظاهری که عبارت است از بینایی ، گویایی ، چشایی ، شنوایی که نیما بکار می برد و معمولا صفت هستند از جمله :روز شیرینم که با من ، آشتی است./روز دیدنی و شیرین ، صفت امور چشیدنی است . 90درصد صورت های خیالی حس آمیزی ، نسبت دادن صفت های مربوط به حس چشایی به یکی از حواس بینایی یا شنوایی است .(نخستین همایش نیما شناسی (2) ،200:1381)
استفاده از صفات توصیفی در تجسم آیین های عامیانه نباتی : در شعر نیما یوشیج نیز اشاره به فال گرفتن با نخود و این رسم جادوگران آمده است . مانند :آن جماعت چون زنان جوکیان خانه بردوش / با نخود های که می چیند / زندگانی های مردم را خوب یا ناخوب می بیند . در این ابیات زنان جوکیان خانه بر دوش (جوکی ها =به معنی کولی ها ) و همچنین خوب یا ناخوب در توصیف آیین عامیانه کابرد و به تجسم این آیین پرداخته است که صفت در این یکبار در جایگاه مشبه به و در کل تشبیه مفصل بکار برده شده و صفت با پیشوند نا درکلمات خوب یا ناخوب استفاده نموده است .
وهمچنین ((وز گذار سوزنی آویخته با پنبه ای بر آب / دربطون دردناک زشت این غرقاب حدس هایی شان بود دیگر /(
در این بیت نیز بکار بردن صفت دردناک زشت در توصیف و تجسم این آیین استفاده نموده است .
-یا در این شعر : چون کراد درد سر افزای، در هنگام گل دادن / کرد هر پهلو به نیش خارهای خود مسلح ….(م/ 314)
که در این شعر صفت درد سر افزای برای کراد بکار گرفته شده ودرباور مردم مازندران خوابیدن زیر سایه (کراد =همان اقاقیای جنگلی ) باعث سردرد می شود .
بکار بردن صفت در تصویر سازی شاعران از جمله نیما یوشیج بسیار فراوان است و بکار گیری عناصر طبیعت با توجه به اینکه نیما در دل طبیعت رشد ونمو وشاعری نموده فراوان است . در توصیف محلی که گیاه و سر سبزی نباشد . شاعر می گوید :
جایی که نه گیاه در آن جاست، نه دمی
ترکیده آفتاب سمج روی سنگهایش /نه این زمین وزندگی دلکش است /حس می کند که آرزوی مرغ ها چواو //تیره همچو درد
بکار گیری صفات عامیانه و صفات انسانی برای اشیا و عناصر طبیعت از جمله صفت سمج در این شعر در توصیف جای بی گیاه خیلی ظریف و زیبا بکارگرفته شده است .
یا در این شعر :
در زیر کاج و برسر ساحل جادوگری شد از پی باطل
صفت جادوگری ماه مطابق باورهای عامیانه در پرتو درخت و باحضور نباتات پرنگ شده است .صفت جادوگری را به ماه نسبت داده است .(م /240)
گاه شاعر برای بیان تفکر قدسی بر پایه مرگ و رستاخیز است که در ادبیات که در مورد به سر آمدن زمستان و رستاخیز بهار و طبیعت است می گوید:
شکوه را بنه خیز وبنگر / که چگونه زمستان سر آمد / جنگل وکوه در رستخیز است / عالم از تیره رویی در آمد / هره بگشاد و چون برق خندید . که آوردن صفات تیره رویی برای زمستان را بخوبی توانسته است مجسم و رستاخیز فصول را جلوه دهد .(م/49)
در توصیف پاییز نیما می گوید : در گه پاییز چون پاییز با غمناک های زرد رنگ خود می آید باز …..که در این بیت غمناک های زرد رنگ در توصیف فصل پاییز از بیداد خزان نجوا می کند و باز در ادامه در توصیف بهار می گوید : وهمان لحظه که می آید بهار سبز و زیبا با نگارانش به تن رعنا / آشیان می ساختند آن خوشنوایان در میان عشقه های با نگاه مهربانش سریویلی در همه این جلوها می دید / خوب می کاوید چشمانش / آن دلاویزان رنگین را که شعر فوق در توصیف و تجسم فصل پاییز از صفت غمناک های زرد رنگ استفاده نموده اند .(م /244)
و همچنین صفت سبز و با نگارانش به تن رعنا با ستفاده از آرایشها ی ادبی مراعات نظیر و تشبیه و همچنین شاعر به اقتضای وزن مورد نظرش توانسته به خوبی از هر شکل سنتی و نیمایی بهره گرفته است(م/ 244)
یا در توصیف عناصر و نباتات این چنین بکار برده که شاعر در این موارد از آرایه های ادبی 1. تشبیه 2. مراعات نظیر :
لاله به مثل همچو یکی مجمر آتش سوسن همچو بتی در بر مجمر
که گروه وصفی با موصوف خود دستگاه تشبیه تشکیل دهد و در گروههای وصفی و قیدی شاعرانه قرار می گیرد .
و همچنین در صفت دلاویزان رنگین –رنگین به عنوان صفت به دلاویزان انتخاب شده است .
تعبیر اندام از مواردی است که علاوه بر ظرافت های ادبی و تصویری آن دلالت گیاهان بر اندامهای انسان را یادآور میشود .
دیدی که گشت کار آن گل اندام با آن همه وعدهاش است روی جام
گل اندام تعبیر شاعرانه در توصیف انسان و از ترکیب تازه نیما می باشد.
نازک آرای تن ساق گلی به جانش گشتم /آوردن تعبیر وصفت استفاده تن ساقه گلی در این بیت شاعر هردو شکل از کلمات سنتی و نیما در ساختن صفت استفاده نموده و به توصیف اندام انسان با استفاده از گیاهان استفاده نموده است.
استفاده از صفات سنتی در اشعار نیما در استعاره از ویژگی های انسانی : لب معشوق به عناب تشبیه شده :
عناب خجل از لب عناب تو باشد بیدار هر که بود در خواب تو باشد
بکار بردن نمادهای طبیعت در توصیف انسان و آوردن صفات در ادبیات نیما به وفور دیده می شود : از جمله (برگ )در توصیف مرگ پدرش .
دو سال از نبوغ انگیز او گذشت
روی مزار او /دوباره برگ های خزان ریخته شدند / سایه شکسته گریان / بر شاخهای سایه دیگر آویخته شدند . (نیما یوشیج : 304)
-سمن در توصیف سمن :وبه دل خواهی کز پنجره خانه تو /یاسمن با تن عریانش و باساق سفید به تو سر دارد /از جمله صفات در توصیف سمن است و معشوق بی وفا می باشد . یا آوردن صفت پیچان در این بیت : برسر پنجرهام /یاسمن کبود فقط / هم چنان او که می آید به مرغ پیچان (همان 506) توصیفاتی که نیما از یاسمن به دست می دهد در شعر فارسی بدیع ابتکاری است .
4-1-5نماد در اشعار نیما
کارخانه ی نماد سازی نیما پیوسته در کار است . بسیاری از پدیده های ساده و ابتدایی اعم از زنده و غیر زنده در این چرخه ی معناساز ی قرار می گیرند و نیما با همان طبع آزاد و کوهستانی اما پر از نبوغ متنوع و معنا تراش ، آنها را از موجودی عادی به پدیده ماندگار ،عمیق وگسترده بدل می کند (نخستین همایش نیما شناسی (2) ، 249:1381)
و در بهتر جلوه دادن وتجسم این پدیده ها از صفت استفاده نموده است . نمادها ی شاعرانه همواره تجسم و تبلور رازهای نا خودآگاه فردی وجمعی هر قوم و تمدنی است و نمادها ی طبیعت از قدیم الایام از وجهه های قدسی و روحانی برخوردار بوده اند . گیاهان وعناصر نباتی که محمور اصلی بحث است در شکل رمزی و نمادین خود نماینگر ارتباط ناسوت با عوالم برتر بوده اند (حمیرا زهردی ،1387 :15)
نیما در شعر های نمادین خود که محل تظاهر و تجلی گسترده تر طبیعت نیز هست ، واقعیت را به دو گونه بتصویر کشیده است :
الف )اجزای طبیعت به گونه ای نمادین ، روابط انسانی جامعه را مطرح کرده است .
ب) اجزای طبیعت ، محمل اصلی درگیری های ذهنی و تنشهای درونی است .( مختاری ،198:1358)
در این فصل برآنیم که شناسایی رمزها و نمادهای گیاهی و صفت های شاعرانه بکار برده شود پرداخته و برگی دیگر از ترکیبات تازه از جمله صفات نیمایی را شناسایی وورق بزنیم .
در توصیف نباتات و رنگها صفات زیر را بکار برده است:
پس بجنبانیم / برفراز کوهها و دره های غم فزای زعفرانی چهره آن /زندگانی دگر ساده تر (نیما :266)
که در این بیت غم فزایی و زعفرانی چهره بکار برده شده است که زعفرانی چهره در توصیف نباتات و رنگ که صفت می باشد بکار رفته است .
همچنین این بیت که می گوید : کاین است کبود و آن دگر خون آلود
خون آلود در معنی رنگ سرخ در توصیف نبا تات بکار گرفته شده است .(نیما :544)
یا در توصیف عناصر و نباتات این چنین بکار برده است که شاعر در این مورد از آرایه های ادبی 1و تشبیه 2. مراعات نظیر (لاله –سوسن ، بت )
لاله به مثل همچو یکی مجمر آتش سوسن به صفت همچو بتی در بر مجمر (نیما 595)
که گروههای وصفی با موصوف خود دستگاه تشبیه را تشکیل می دهند در گروه وصفی و قیدی شاعرانه قرار می گیرند.بکار بردن صفت در توضیح یا تبین یک نماد با بکار گیری صفت بعنوان توصیف یا تضاد برای ایجاد همبستگی می بینیم در این ادبیات از نیما آورده اند که : به دندانهای سفید وسیهش ، غافلی روز وشبان / (که سفید وسیه تضاد دارند و دندان جانشین ستارگان گشته است . (همایش نیماشناسی(2) ، 196:1381)
-یا درمثال ((فتاده به مجمر قناویز کبود)) که قناویز بجای ستاره ها در زیر تاریکی شب آمده است .
-من دلم سخت گرفته است از این/ مهمان خانه مهمان کش روزش تاریک
که در مصراع دوم استعاره از جامعه پر از خفقان است که صفت توانسته است بخوبی به توصیف این معقوله بپردازد مهمان کش روز تاریک (310) روزش تاریک دارای پارادوکس بی نظیر در شعر ((وای من))مصراع های (پس بجاده های خونین کله های مردگان را / به غبار قبرهای کهنه اندوده / از پس دیوار من برخاک می چیند /کهکله های مردگان استعاره از ماموران مزدور و قبرهای کهنه اندوده صفت است برای قبرهای در توصیف حالت آن .
4-1-6رویکرد صفت و اسطوره شعر نیما
همانطور که گفته شد هر سخنوری دو نوع واژه بکار می برد یکی واژههای عام که بین سخنوران و حتی تمام اهل زبان مشترکتند و یکی لغات خاص آن سخنور که از عوامل تعیین سبک اوست صفات سبک ساز در هر دوره و هرسبکی ودر شعر هر شاعر صاحب سبکی با دوره هاو سبک های دیگر تفاوت دارد . حال صفت شاعرانه نیما را در این مورد بحث قرار می دهیم ( خسرو فرشید ورد ،861:1378).
-اکنون باید دید که رویکرد شاعرانه نیما به سمت وسوی اساطیر و حماسه چکونه بوده است و چه تجلیاتی از این نگرش در اشعار نشو ونما یافته است (همایش نیما شناسی جلد 1،233:1381) نیما با آگاهی از این نکته که بنای بلند اندیشه و تمدن فرهنگ امروز جوامع بر شالوده های استوار روزگار آلوده باور ها و انگارههای پیشینیان بر افراشته شده و افکار آنها به نوعی نادیده انگاشتن هویت واساسا موجودیت خویش است .نیما بعنوان بنیانگذار اسطوره سازی جدید در شعر فارسی است. (ققنوس ، مرغ مجسمه ، اندوهناک شب ، سایه خود ، و حتی بسیاری از شعر های بلند او چون (پادشاه فتح )، ( مرغ آمین ) ، ناقوس ) و ده ها شعر کوتاه وهم بلند ساخت اساطیری دارند .
در ابتدا باید دید چه پیوندی ونسبتی بین اسطوره وشعر وجود دارد .
شعر بیان رویا و شارح حالات مجذوب و بی خودانه انسان است و از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع تصویر سازی، کودتای 28 مرداد، آرایه های ادبی، مراعات نظیر Next Entries منبع پایان نامه درمورد طبیعت گرایی، قرون وسطی، آزادی خواهی، اعاده حیثیت