پایان نامه با موضوع مدیریت دانش، کسب و کار، مزیت رقابتی، ارزش واقعی

دانلود پایان نامه ارشد

در کل سازمان کمک کند.(واعظی ،1384 )
-جهانیان مدیریت دانش را مجموع فرایندهایی میداند که نتیجۀ آنها دانش، کسب، نگهداری و استفاده میشود و هدف از آن بهره برداری از داراییهای فکری به منظور افزایش بهره وری، ایجاد ارزشهای جدید و بالا بردن قابلیتهای رقابت پذیری است. (جهانیان،2010)
– مدیریت دانش شامل فراهم آوری دانش، خرد و تجربیات دارای ارزش افزوده افراد درون سازمان است، به طوری که بازیابی و استفاده از دانش را تسهیل نموده و از آن به عنوان دارایی سازمان صیانت میکند.(پِرِز39،1999، ص75)
-تعریف جامع و قابل قبولتری از مدیریت دانش توسط مرکز کیفیت و بهرهوری آمریکا ارائه شده است که عبارت است از: مدیریت دانش، کسب دانش درست، برای افراد مناسب، در زمان صحیح و مکان مناسب است، به گونهای که آنان بتوانند برای دستیابی به اهداف سازمان، بهترین استفاده را از دانش ببرند. مدیریت دانش یک مدل کسب و کار نظام یافتۀ داخلی است که به تازگی درحیطۀ علوم و سازمانها پدیدار شده و یک طیف وسیع علمی را با تمام منظرهای آن مورد رسیدگی قرار میدهد.این طیف وسیع میتواند، تولید دانش، تدوین قوانین علمی و مشارکت علمی را شامل شده و نهایتاً به ارتقاء فراگیری و نوآوری منجر شود.(محمد لو،1383)
-مديريت دانش، راهبردها و فرآيندهايي هستند كه قادرند توليد و جريان دانش را به منظور ايجاد و برآورده ساختن انتظارات سازمان، مشتريان و كاربران در كل سازمان به وجود آورند. مديريت دانش، فرايند گستردهاي است كه امرشناسايي، سازماندهي، انتقال و استفاده صحيح از اطلاعات وتجربيات داخلي سازمان را مورد توجه قرار ميدهد.(البرزی،1384)
-مدیریت دانش عبارت از تلفیقی از کسب و ذخیرهسازی دانش آشکار، همراه با مدیریت سرمایههای فکری است دالکر با بررسی بیش از صد تعریف منتشر شده دربارۀ مدیریت دانش درسه دیدگاه آنها را خلاصه کرده است(دالکر،2005،ص4):
دیدگاه کسب کار: از دیدگاه بارکلی و مورای40 مدیریت دانش فعالیتی تجاری است که دو جنبه اصلی دارد. توجه به عنصرِ دانش فعالیت های کسب و کار، به عنوان جزء آشکار کسب و کار که در استراتژی ، خط مشی، و رویه در همۀ سطوح منعکس میشود، و همچنین ایجاد رابطۀ مستقیم بین سرمایههای فکری و نتایج مثبت کسب و کار. از همین دیدگاه، گری41مدیریت دانش را یک رویکرد تلفیقی و همکارانه برای خلق، کسب، سازماندهی، دسترسی و استفاده از سرمایههای فکری سازمان تعریف کرده است.
دیدگاه علم شناختی یاعلم دانش: از نظر ویگ42 در این دیدگاه دانش- بینشها، ادراکات، و دانش فنی کاربردی- منبعی اساسی است که به ما امکان میدهد به طور هوشمندانه عمل کنیم. در طول زمان، دانشِ مهم به اشکال دیگر-مثل کتب، فناوری، رویهها، و سنن در درون همه سازمانها و به طور کلی در جامعه تبدیل میشود. این تغییر شکلها به انباشت تجربه منجر و وقتی به طور مناسب استفاده شود، به افزایش اثربخشی منتج میشود. دانش یکی از عوامل اصلی است که رفتار هوشمندانه شخصی، و اجتماعی را ممکن میسازد.
دیدگاه فرایند/فناوری: از نظر اینفورمشن ویک، در این دیدگاه مدیریت دانش مفهومی است که بر اساس آن اطلاعات به دانش قابل کاربرد تبدیل و با تلاش اندک قابل استفاده برای افراد میشود که میتوانند آن را به کار برند.
-تعریف اسوان از مدیریت دانش یکی از بهترین تعاریف قلمداد میشود، چرا که این تعریف اهداف را تشریح و مدیریت دانش را در جایگاه سازمانی مناسب قرار میدهد :”مدیریت دانش هر گونه فرایند یا عمل تولید، کسب، تسخیر، ترویج و جامعه پذیری و کاربرد آن است” مدیریت دانش به فرایند شناسایی، انتخاب، سازماندهی، تلخیص و دسته بندی اطلاعات ضروری برای کسب و کار شرکت اشاره دارد، به گونه ای که عملکرد کارکنان و مزیت رقابتی شرکت را بهبود ببخشد. (واعظی، 1384 )
روشهاي به كارگيري مديريت دانش در سازمان را به چهار دسته: ديناميك، انسان محور، سيستم محور و منفعل تقسيم كردهاند. (افرازه،1384)
روش منفعل: سازمانهايي كه از اين روش استفاده ميكنند. تمايل كمي به مديريت دانش دارند و به صورت روشي سيستماتيك اداره نميشوند. دراين سازمانها، تعريف مناسبي از دانش وجود ندارد، از اين رو، اثر بخشي در سازمان هاي فوق در طول مدت زمان كاهش مييابد .
روش سيستم محور: سازمانهايي كه از روش نامبرده استفاده ميكنند، تاكيد بيشتري بر كدگذاري و استفاده از دانش آشكار دارند. به اين ترتيب، تأثيرپذيري خود را از طريق فناوري اطلاعات افزايش و در مقابل، پيچيدگيهاي دسترسي به اطلاعات و استفاده از آن را كاهش ميدهند. بنابراين، در اين روش، هزينه اندك تبادل اطلاعات و جواب سريعتر به مشتري امكانپذيرتر است و معمولاً دانش آشكار بهترتقسيم ميشود، و نيز ميتوان از استفاده دوباره اطلاعات كدگذاري شده، به سطح مناسبتري از دانش دست يافت. همچنين برنامههاي آموزشي استاندارد و گروهي اين روش، تواناييهاي سازمانها را بالا برده، نياز به داشتن اطلاعات گسترده را در ميان اعضاي يك سازمان كاهش ميدهد.
روش انسان محور: تاكيد بر روش انسان محور، بر پايه تقسيم دانشهاي ضمني است، در اين روش، اطلاعات از راه شبكههاي فردي غيررسمي توزيع ميشود و افراد ميتوانند، روشهاي مناسبتري را شناسايي كنند، چرا كه روش مزبور در ارتباط ميان اعضاي يك سازمان بسيار با ارزش است.
روش دینامیک(پويا): سازمانهايي كه از روش ديناميك استفاده ميكنند، از هر دو نوع دانش ضمني و آشكار، بهره ميگيرند و آنها را به بهترين نحو، مورد توجه و استفاده قرار ميدهند.

شکل ( 22) ارتباط نوع مدیریت دانش و نوع دانش(افرازه،1384)

نتايج بررسيهاي انجام شده بر روي سازمانهاي كه روشهاي نامبرده را به كار بردهاند، نشان ميدهد كه روش ديناميك، نسبت به ديگر روشها، كارآمدي بيشتري دارد، زيرا به هر دو نوع از دانش ضمني و آشكار توجه دارد .
با توجه به نكات بالا و از نگاهي ديگر، ميتوان چنين نتيجه گرفت كه روشهاي مطرح در مديريت دانش، شامل سه گروه زير است :(افرازه،1384)
روشهاي مبتني بر رمزگذاري: استفاده دوباره از دانشها، تبادل مستندات دانش بر پايه تكنولوژي و تمركز بر فناوري اطلاعات و ارتباطات.
روشهاي مبتني بر مبناي فرد: بر پايه كار فردي – تبادل دانش بين فردي تمركز بر مديريت منابع انساني.
روشهاي مبتني بر اجتماعي نمود: بر پايه سازمان، تبادل و توليد دانش از طريق ارتباطات، سازماندهي دوباره تمركز بر ساختار.
-همچنين ميتوان چنين جمع بندي كرد كه در اصل، بايد هر سه روش در كنار يكديگر به كار گرفته شوند، تا اثر بخشي بهتري به دست آيد، چرا كه تاكنون بسياري از سازمانهايي كه فقط يكي از اين روشها را با توجه به تعريف و برداشتشان از مديريت دانش و فرهنگ سازماني خود محور قرار دادهاند، نتوانستهاند به خوبي مديريت دانش را در سازمانشان به كار گيرند . اما برعكس سازمانهايي كه تركيبي از اين سه روش را به كار گرفتهاند، مديريت دانش مؤفقي را در سازمان خود تجربه كردهاند. (افرازه،1384)
اما در تحقيق حاضر مدیریت دانش بعنوان قابلیت به اشتراک گذاری دانش و قابلیت جذب دانش درنظرگرفته شده است. (زولانسکی،1996).
2-3-2) سیر تحول مدیریت دانش
به عقیده برگرن، مدیریت دانش، مفهوم تازه ای نیست. در حقیقت، مدیریت دانش بیشتر حاصل کارِ تمدنهای قدیمی بوده است تا نوآوری های اخیر؛ کسب و کارهای سازمان یافتۀ قدیمی، به این دلیل دنبال مزیت رقابتی بودهاند که به آنها اجازه میداد تا حد امکان، به شکل کارآمدتری به مشتریان خدمت کنند و از نزدیک به15000سال پیش، این مزیتها در دانش برگزیدۀ بازرگانان، صنعتگران، پزشکان و مدیران دولتی برای مراجعات بعدی ثبت شده بود. تقریبا5000سال قبل، در بین النهرین مردم هزاران لوح رُسی را که مربوط به ثبت قراردادهای حقوقی، برآوردِ مالیاتها، میزان فروش و قوانین بودند از دست دادند. راه حل این مسأله، شروع به کار نخستین مؤسسۀ اختصاصی برای مدیریت دانش یعنی کتابخانه بود. ولی به ادعای ویگ و پروساک، ریشۀ مدیریت دانش، به 3000سال قبل از میلاد مسیح باز میگردد، اگرچه به شکل تخصصی تحت این عنوان نبوده است.(احمدی وصالحی،1391، ص75)
مطالعات صاحب نظرانی مانند ایلکاتومی43 و باب روو44 و وینوگراد45 نشان میدهد که از اوایل دهه 1960 به طور پراکنده در مورد مدیریت دانش مطالبی ارائه شده است. بعنوان مثال، آررو درسال 1962 به اهمیت تجربه در ایجاد دانش اشاره کرده و یا شوندر1963در مقالهای با عنوان «خلاقیت وتکامل ایده ها» به بیان اهمیت دانش پنهان و نقش آن در یادگیری پرداخته است.(افرازه،1386، ص17)
پولانی هم درسال 1967 بین دو نوع (دانش) صریح و نهفته تفاوت قائل شده و معتقد است که ما بیش از آنکه می گوییم، میدانیم. علی رغم بحثهای پراکندهای که در زمینههای مدیریت دانش صورت گرفته است عملاً تا دهۀ 1990شاهد تحقیقات عمدهای در زمینه مدیریت دانش نیستیم. به همان اندازه که مبناهای اقتصادی سنتی از منابع طبیعی به سرمایهها و منابع فکری تغییرحالت پیداکردهاند، توجه به دانش نیز به عنوان مهمترین مزیت رقابتی پایدار افزایش یافته است.(فانی،1381،ص38)
ازدهۀ 1970 میلادی با پیشرفت سریع فناوریهای برتر در جهان، به ویژه در زمینههای ارتباطات و رایانه، الگوی رشد اقتصادی جهان به طور اساسی تغییرکرد و به دنبال آن، از دهۀ 1990میلادی دانش به عنوان مهمترین سرمایه، جایگزین سرمایههای پولی و فیزیکی شد. در اقتصاد صنعتی، سازمانها  قادر به حفظ موقعیت رقابتی قویِ خود برای سالها بودند.(چن و ژو و زی46 ،2004).
درسال1979، حسابدار سوئدی به نام کارل اریک سویبی که بعدها به عنوان یکی از بنیانگذاران علم مدیریت دانش معرفی شد، با پرسشی بزرگ روبرو گردید. به این صورت که دفاتر حسابداری (ارزش دفتری) یکی از شعبههای معروف سازمانی که او در آنجا کار میکرد، تنها یک کُرون ارزش را نشان میداد. در حالیکه ارزش واقعی سازمان به مراتب بیش از اینها بود. در این هنگام، وی متوجه شد که ترازنامه مالی شرکت، تنها ارزش دارایی فیزیکی آن را که شامل چند میز و ماشین تحریر بود، نمایش میدهد در حالیکه ارزش واقعی سازمان به شایستگیهای کارکنان سازمان و چیزی که جمع کارمندان سازمان را به عنوان یک فکر و مغز جمعی تشکیل میدهند، وابسته است.(افرازه،1386،ص38) در نهایت درسال 1998 در سوئد اصطلاحات سرمایه دانش و دارائیهای غیرملموس توسط سویبی پیشنهاد شد؛‌ به این معنا که اختراعات، عقاید، برنامه‌های کامپیوتری، حقوق انحصاری و … جزئی از سرمایه هوشی هستند.(نوناکا،1995)
در امریکا نیز اصطلاح مدیریت دانش به طور رسمی در فرهنگ واژگان در سال 1989 ثبت شد. اولین کتاب درباره یادگیری سازمانی و مدیریت دانش در سال 1990 منتشر شدند. به عنوان مثال می‌‌توان از کتاب سنگه به نام «پنج اصل» و یا کتاب ساکاایی‌ با عنوان «انقلاب ارزش دانش» نام برد.  نوناکا که در سال 1995 کتاب شرکت دانش آفرین را نوشت برای اولین بار اصطلاح مدیریت دانش را به کار برد. شاید بتوان گفت: وسیع‌ترین کار تحقیقاتی در زمینه مدیریت دانش تا امروز در سال 1995 توسط ایکوجیر و نوناکا، هیروتاکا تاکی‌شی در سازمان خلق دانش به نام «چگونه شرکت های ژاپنی نوآوری و پویایی را بوجود می‌آورند؟» صورت پذیرفته است.(نوناکا،1995)
درسالهای اخیر ، سازمانها و شرکتهای مختلف، پیوستن به روند دانش را آغاز کردهاند و مفاهیم جدیدی، مانند: کاردانشی، دانشکار (دانشگر) ، مدیریت دانش، و سازمانهای دانشی، خبر از شدت یافتن این روند میدهند. یک تئوری بزرگ که در حیطۀ مدیریت دانش تاکنون پیدا شده است، تئوری خاصی است که توانسته است مجموعه‌ای از تمرینات مرتبطِ بحث مدیریت دانش را گردآوری نماید. باید گفت که تعداد زیادی از تئوریسین‌های مدیریت تکامل بحث مدیریت دانش را به عهده داشته و توزیع نموده‌اند، ‌که در میان آنها برجستگانی هم چون پیتر دراکر،‌ پاول استراوس ‌مِن و پیتر سنِگه از آمریکا را می‌توان نام برد. دراکر و استراوس من بیشتر در زمینۀ اهمیت ارتقاء اطلاعات و دانش ساده به عنوان منابع سازمانی، و سنگه با تمرکز بر سازمانهای یادگیرنده ابعاد فرهنگی مدیریت دانش را بوجود آورده‌اند. تعداد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع مدیریت دانش، دانش ضمنی، مدیریت اطلاعات، جامعه شناسی Next Entries پایان نامه با موضوع مدیریت دانش، دانش آشکار، دانش سازمانی، دانش ضمنی