پایان نامه با موضوع مدیریت دانش، دانش ضمنی، مدیریت اطلاعات، جامعه شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

ذخیره میکنند. این دادهها توسط واحدهایی نظیر واحد مالی، حسابداری و بازاریابی به سیستم تزریق میشوند. نگهداری سوابق و بایگانی، نقطۀ کانونی فرهنگ داده به شمار میرود و مدیریت مؤثر دادهها در مؤفقیت آنها نقش بسزایی دارد.(احمدی وصالحی،1391، ص8)
بعضی از سازمانها به اشتباه فکر میکنند دادههای بیشتر نسبت به دادههای کمتر از حالت مطلوبتری برخوردارند و با استفاده از آنها میتوانند تصمیمات بهتری را اتخاذ کنند. این وضعیت به دو دلیل نادرست است (داونپورت وپروساک،1381ص24):
اول :اینکه دادههای زیاد، کار تشخیص دادههای لازم ودرک آنها را دشوار میکند.
دوم :آنکه دادهها، فاقد معنیِ قابل استفادهاند؛ یعنی تنها بخشی از واقعیت را نشان داده و از هرنوع قضاوت، تفسیر و مبنای قابل اتکاء برای اقدام مناسب، تهی هستند.از این رو دادهها را می توان موادخام عناصر مورد نیاز برای تصمیم گیری به شمارآورد، چرا که نمی توانند عمل لازم را تجویزکنند.
2-2-2) اطلاعات26
اطلاعات دادههای خلاصه ای هستند که گروه بندی، ذخیره، پالایش و سازماندهی شدهاند تا بتوانند معنیدار شوند. اطلاعات، غالباً به مؤقعیتها، شرایط، فرایندها و یا هدفهای خاص اشاره دارد.(رادینگ27،1383 ، ص39) اطلاعات دومین سطح مدیریت دانش را تشکیل میدهند و نشانگر آغاز مدیریت اطلاعات هستند، اطلاعاتی که مدیر میتواند به کارگیرد تا کاری بیش از پردازشِ مراودۀ فردی انجام دهد. اطلاعات غالباً تشکیل اعداد و ارقام، کلمات و گزاره های انباشته شده را به خود گرفته و معنایی را ارائه میکند که بزرگتر از آن چیزی است که از داده های خام مکشوف میگردد.(احمدی وصالحی،1391، ص9)
اگرچه مرز بین دانش و اطلاعات روشن نیست، لیکن چند ویژگی دارد که این دو را از هم جدا میکند: (ابطحی، صلواتی،1385 ، ص7)
1)سطح ظرافت: اطلاعات غالباً به موقعیتها، شرایط، فرایندها و یا هدفهای خاص اشاره دارد. دراین صورت دربرگیرندۀ سطحی از ظرافت و دقت است که آن را برای کار مورد نظر مناسب می کند. ورای موقعیت یا کارخاص، اطلاعات تازمانی که به دانش تبدیل نشود کم ارزش خواهد بود.
2)زمینه: اطلاعات دربرگیرنده دادهها در زمینه است.زمینه ممکن است محصول مشتری یا فرآیند کسب وکار باشد و شکل اولیه دادهها را تا سطح اطلاعات ارتقاء دهد. زمینه، اطلاعات را برای مدیریت جهت تصمیم گیری و برنامه ریزی مفید می کند. مدیرنتایج معناداری رادرخصوص معاملات با بررسی و بازبینی دادهها استخراج میکند. برای اینکه داده مفید واقع شود باید در درجه اول در زمینه قرارگیرد.
3)دامنه: اطلاعات کلاً محدود به زمینهای است که درآن ایجاد میشود. اطلاعات فروش به مدیران درخصوص فروش، مطالبی ارائه میدهد، دانش دراین خصوص فراتر عمل می کند و در موقعیتهای گوناگون کاربرد دارد.
4)به هنگام بودن: اطلاعات بر زمان مبتنی است و بنابراین، به طور مداوم درحال تغییراست. به مجرد اینکه دادۀ جدید، اخذ شود اطلاعات جدیدی مورد نیاز خواهد بود. دانش به علت بار معنایی زیاد خود، حساسیت زمانی کمتری دارد. دانشی که از اطلاعات دیروز و امروز به دست آمده میتواند برای درک اطلاعات فردا به کار رود.(همان منبع،ص8)
2-2-3) دانش28
امروزه دانش مهمترين دارايي سازمانها محسوب ميشود، لذا مديريت دانش به منزلۀ چالش كشف داناييهاي فردي و تبديل آن به يك موضوع اطلاعاتي به نحوي كه بتوان آن را در پايگاه هاي اطلاعاتي ذخيره كرد، با ديگران مبادله نمود و در فرايند كارهاي روزمره به كار گرفت. داده حقایق دانسته شدهای است که به صورت آشکار، از جهان خارج استخراج شده است. اطلاعات زمانی به وجود میآید که این دادهها را بتوانیم درقالب یک مسالۀ خاص (اقتصادی) مورد استفاده قرارگیرد. زمانی اطلاعات به دانش تبدیل میشود که از آن برای رسیدن به بازدۀ بیشتر، ارزش افزوده یا خلق ارزش استفاده شود. یک دسته بندی جامع و کاربردی از دانش عبارت است از:(استون29،2004)
دانش عمومی وعلمی: این دانش عبارت است از دانش عمومی و رسمی که در کتابهای درسی و مرجع و پایگاههای داده عمومی وجود دارد.
دانش تخصصی: یعنی دانش تخصصی دریک رشته خاص صنعتی که دربین متخصصین آن صنعت رواج دارد.
 دانش سازمانی: دانشی است که فقط در یک سازمان خاص وجود دارد و با تار و پود آن سازمان عجین شده است.
به طور مشخص، دانش می تواند برحسب اینکه آیا محوری، پیشرفته، یانوآورانه است طبقه بندی شود. دانش محوری؛ به معنی داشتن حداقل قلمرو و سطح دانش مورد نیاز برای «بازی دریک صنعت»است. داشتن این قلمرو و سطح از دانش، مزیت رقابتی یک شرکت را برای بلند مدت تضمین نمیکند. دانش محوری عموماً در اختیار اعضای یک صنعت است و بنابراین، مزیت کمی برای غیر اعضاء فراهم میکند. دانش پیشرفته؛ یک شرکت را به رقابتی ماندن قادر میسازد.(زاک30،1999)
دونـوع دانش وجود دارد: دانش صریح31 ودانش ضمنی32.دانش صریح؛ دانشی است تعریف شده و ساختار آن بطور مدون درآمده است. این دانش رسمی و سیستماتیک است و به راحتی در مشخصات تولیـد، فرمولهای علمی یـا برنامـه های کامپیوتـری مشاهده میشوند.( نوناکا وکونو331998). بنابراین میتوان این دانش را به راحتی منتقل کرد و به مشارکت گذاشت. برخلاف آن دانش ضمنی به طور ناآگاهانه ادراک و بکار برده میشود ، بیان آن مشکل است و مستقیماً از راه تجربه و عمل حاصل میشود. دانش ضمنی کاملاً شخصی است، فرموله کردن آن مشکل است، انتقال یا مشارکت آن به دیگران دشوار میباشد. بنابراین مدیریت دانش اساساً در خصوص دست یافتن به دانش ضمنی میباشد تا اینکه از انبوهی از دانش تجمعی سازمان بهره بگیرد. (زاک،1999) در اين دسته بندی، سطح دانش آشكار، بستگي به درجه كدگذاري و نگهداري اطلاعات مورد نياز يك فرد و سطح دانش ضمني نيز به سطح تقسيم دانش از طريق نحوۀ روابط ميان افراد بستگي دارد.
در پژوهش حاضر و در تعريف دانش ، منظور از دانش، دانش ضمنی و دانش آشكار ميباشد که دانش ضمني متشکل از تجربه کاری، ایدهها و تخصص است و دانش آشکار شامل اطلاعات متنی است.(ونن وهاف،2004).
دانش را میتوان ماحصل تلفیق تجربه، ارزش، اطلاعاتِ وابسته و بصیرت خبرگان دانست. دانش ارتباط بین شخص صاحب دانش با شخصی است که میخواهد دانش را بیاموزد. دانش ترکیب سازمان یافتهای از داده است که از طریق قوانین، فرآیندها و عملکردها و تجربه حاصل آمده است و به عبارت دیگر دانش معنا و مفهومی است که از فکر پدید آمده است و بدون آن اطلاعات یا داده تلقی میشود. تنها از طریق این مفهوم است که اطلاعات حیات یافته ، و به دانش تبدیل می شود.(بات34 ،2001)
اندیشمندان مختلف، از دیدگاههای متفاوتی دانش را تعریف کرده اند. برخی دانش را برمبنای کارکرد آن تعریف کرده و برخی دیگر آن را با توجه به چگونگی شکل گیری تعریف کردهاند. برخی دیگر با دیدگاه های دیگر، دانش را تعریف کردهاند. کارل اسویبی35، یکی از مشاوران عمده مدیریت دانش، این اندیشمندان را تقسیم بندی کرده است(رادینگ،1383،ص16):
-دانش پژوهانی هستند که اسویبی آنها را جمعیت دانش-شیء مینامد؛ اینها دانش را برحسب نظریۀ اطلاعات تعریف میکنند. این گروه بر این باورند که دانش، اطلاعات مدار است و از طریق مدیریت اطلاعات تولید میشود.
-گروه دوم که اسویبی آنها را گروه دانش – فرایند مینامد، دانش را برحسب فلسفه، روانشناسی و جامعه شناسی تعریف میکنند. این دوگروه با هم همپوشانی ندارند. آنها به مفهوم دانش از نقاط شروعِ متفاوت نزدیک می شوند و اصلاحات متفاوتی را در اولین گروه، یعنی گروه دانش– شیء، که جهت گیری داده/اطلاعات متخصصان فناوری اطلاعات را منعکس میکنند، دانش را به راحتی به عنوان هدف اطلاعاتی درک میکنند. ولی مدیران تجاری، ممکن است دانش را به عنوان فرایند مورد ملاحظه قرار دهند و آن را موجودیتی تلقی کنند که در کارکنان سازمان و فرایندهای تجاری تجسم یافته است.

دانش به عنوان اطلاعات
دانش به عنوان فرآیند
داده ها واطلاعات ساختار یافته و غیر ساختار یافته
دانش ضمنی، تجربه، دانش چگونگی و رویه ها
نظریه اطلاعات
فلسفه، روان شناسی و جامعه شناسی
مدیریت اطلاعات
کار آموزی، آموزش و یاد گیری
جدول(2-1) دو دیدگاه متفاوت درباره دانش(انتظاری،1385ص26)
فراپائولو36چهار کارکرد عمدۀ دانش را که به گونهای تنگاتنگ با فرایند دانش مرتبط هستند به شرح زیر بیان نموده است (رادینگ ،1383، ص31):
1. بیرونی سازی: در اختیار گرفتن و ذخیره سازی دانش خام را در بر میگیرد. فراپائولو جستجو و مدیریت اطلاعات و سایر تواناییهای تحلیلی و پردازشی را در این مرحله قرار میدهد.
2. درونی سازی: فرایندِ از صافی گذراندنِ دانش جمع آوری شده جهت استخراج و انتقال اطلاعات مورد علاقۀ جستجوگرِ دانش خاص است.
3. میانجیگری: شبیه درونیسازی است. ولی نیاز به انتقال دانش ضمنی، با استفاده از عناصر میانجی را مورد توجه قرار میدهد. میانجیها نوعاً انسانها نیستند، بلکه نظامها و عاملهای خودکاری هستند که فراهم آوردن اطلاعات و تصفیهسازی اضافی را بر مبنای شرح جستجوگر یا منبع دانش به عهده دارند.

شکل (21) چهار کارکرد اساسی دانش(رادینگ،1383)

در ادامه به ارائه چند تعریف از دانش میپردازیم:
ـ دانش، جریان سیال و روانِ تجارب، ارزشها، اطلاعات و بینشی تخصصی است که فراهم آورنده جو، و چهار چوبی برای ارزیابی و به هم پیوستن تجارب و اطلاعات جدید است.(داونپورت وپروساک، 1998، ص15)
-هر نوع دانش، یا ضمنی است یا ریشه در دانشِ ضمنی دارد. اسویبی تصریح میکند که، دانشِ کانونی و دانشِ ضمنی مکمل یکدیگرند. آن چه ضمنی است از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق میکند. اسویبی به جنبههای دیگری از دانش که بر چگونگی درک دانش و مدیریت دانش اثر میگذارد به شرح زیر اشاره میکند. (رادینگ1383 ، ص3).
دانش ، موضوعی است که میتوان آن را در قالب کلمات بیان کرد، وقتی دانش ضمنی از طریق زبان آشکار میشود، میتوان جهت تأمل و تفکر، آن را مورد توجه قرار داد.
ت با بیان دانش در قالب زبان و نشانهها، دانش را میتوان توزیع، نقد و تحلیل کرد و به طرق دیگر آن را افزایش داد.
-نوناکا (1994) دانش را مطابق با معرفت شناسی سنتی،”اعتقادصادق تایید شده”بیان میکند. اگر چه مباحث سنتی بر”صادق بودن”، به عنوان مشخصۀ ضروری دانش تمرکز دارند، اما امروز توجه به دانش به عنوان یک “اعتقاد” شخصی مد نظر است و باید بر اهمیت “تایید شدن” دانش تأکید شود.
2-3) مدیریت دانش
قبل از پرداختن به مفهوم مدیریت دانش باید به این نکته توجه کرد که: تفاوت عمیقی بین مدیریت داده (که مختص به فناوری و فرایند میباشد) و مدیریت دانش (که بر افراد و تعاملات و همکاریشان متمرکز است) وجود دارد. این فاصله بین مدیریت دانش و دادهها، تنها زمانی برطرف میشود که سازمان در زمینه یک فرهنگ جامع تسهیم دانش سرمایه گذاری کرده و به آن نیز متعهد باشد. امروزه پیشرفت قابل توجهای در راستای ایجاد چنین فرهنگهایی درحال انجام است، اما فاصله بسیاری مانده است تا این کار به طور کامل صورت گیرد.(امین و برگاچ و دونگان و دیگران37،2002، ص49)
2-3-1) تعریف نظری مدیریت دانش
تعاریف زیادی از مدیریت دانش ارائه شده است از جمله :
– مدیریت دانش عبارت است از: یافتن راهی جهت خلق، شناسایی، شکار و توزیع دانش سازمانی به افراد نیازمند.(عبدالکریمی،1382، ص38)
-مدیریت دانش استفاده خلاق و مؤثر و کارآمد از کلیۀ دانشها و اطلاعاتِ در دسترس سازمان به نفع مشتری و در نتیجه به سود خود سازمان است.(مک دانلد،1381،ص2)
-مالهوترا38 درتعریف مدیریت دانش بیان میکند:”مدیریت دانش، فرایندی است که بواسطۀ آن سازمانها در زمینه یادگیری (درونی کردن دانش) کدگذاری دانش(بیرونی کردن دانش) ، و توزیع و انتقال دانش، مهارتهایی را کسب می کند”. (ابطحی، صلواتی،1385، ص34)
-مدیریت دانش ناظر برکیفیت و چگونگی به کارگیری اطلاعات توسط افراد برای حل مسائل، منابع اطلاعاتی مناسب برای تبدیل به دانش و چگونگی ذخیره دانش برای استفاده توسط کاربران خاص میباشد. سازمانهای امروزی درحال تلاش برای یافتن روشهائی هستند که به آنها در تحصیل، سازماندهی، انتقال و به کارگیری مؤثر دانش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع نوآوری سازمان، نوآوری سازمانی، قابلیت نوآوری، ظرفیت جذب Next Entries پایان نامه با موضوع مدیریت دانش، دانش سازمانی، ساختار دانش، سرمایه فکری