پایان نامه با موضوع مبانی نظری، ظاهر و باطن، طبیعت انسان، ادیان توحیدی

دانلود پایان نامه ارشد

طاقی) (اعوانی، 1375)
معماران نیز از ابتداي تاريخ عادت كرد هاند كه « جهت عمودي را هميشه به عنوان بعد فضاي تقدس» تلقي كنند.. از مصطب ههاي مصري تا اهرام فراعنه در جيزه، از زيگورات چغازنبيل تا چهارطاق يهاي ساساني، از گنبد كاخ سروستان تا گنبدهاي شبستا نهاي مساجد و مدارس اسلامي همگي همواره جهت عمودی را نمايش فضاي تعالي م ينماياند هاند. (تقوایی، 1390، ص19)
عمود بودن خود رمزی است که بر برتری نسبت به هر آنچه افقی ودر سطح تراز هستی است، دلالت دارد و در عین متضاد بودن مکمل آن نیز هست، مظهر رفعت و تمایل به معنویت، محور قائم خط ارتباط بین تقدس و کفر این جهان وجهان بالایی است.(اسفندیاری، 1388، ص 9) محور قائم معرف «مسیر» و راهی است که به واقعیت منتهی میشود، واقعیتی که میتواند “برتر” یا “پست تر” از زندگی روزانه باشد، واقعیتی که یا بر جاذبه ی زمین چیره شده یا اینکه مقهور آن میگردد( شولتز، 1381،ص 33) محور جهان (آکسیس موندی)، تیرک و نقطه ی مرکزی دایره و گنبد است. خط مستقیمی که آسمان را به مرکز دایره متصل میکند و معراج از آن نقطه و بر آن محور انجام میگیرد( فکوهی، 1383،ص494)
در محدوده مقدس که ارتباط با خدایان ممکن می شود باید دری به بالا وجود داشته باشدتا خدایان از طریق آن به زمین فرود آیندو انسان به صورت سمبلیک بر آسمان عروج کند. ( فکوهی، 1383،ص494)

4-5-2-3- ویژگی های صورت
در معماری، آنچه ما را به روح و حقیقت عالم خیال معمار برساند، صورت نامیده شده است. (کعبه از حصول شکل تا حضور معنا) شکل در معماری وجه کالبدی، عینی و کلام نهایی معمار و ذیل صورت قرار می گیرد. پس شکل دریچه ای است که از آن طریق می توان به خواست و صورت در خیال معمار پی برد.(تقوایی، 1390، ص 14)
هنگامي كه با يك اثر هنري روبه رو مي شويم، يك شكل ظاهري و صوري در برابر ما قرار مي گيرد كه وسيله انتقال محتواي خاصي است كه هنرمند در پي بيان آن است و اين ساختار (صورت)، هرگز از محتوا جدا نيست. در حقيقت، در صورت وجود محتوا، اين شكل و صورت تجسم فيزيكي و ماده آن محتواست. (کاپادونا، 1383)
در مورد اينكه ميان فرم و محتوا چه رابطه اي وجود دارد و نقش فرم در هنر چيست، فردريش هگل بر اين باور است كه «ما در بررسي اثر هنري در وهله نخست، به آنچه بيواسطه به چشم ميخورد، توجه داريم و پس از آن است كه پرسان مضمون يا معني آن ميشويم. عنصر خارجي براي ما داراي اعتبار بيواسطه نهايي نيست. پس جنبه درون؛ يعني معني را كه به پديده بيروني روح ميبخشد، بدان مي افزاييم. عنصر بيروني كه بر روح دروني دلالت مي كند، معرف خود و جنبه خارجي نيست، بلكه بر چيز ديگري دلالت دارد، مانند نماد يا تمثيل كه معني آن در درس اخلاقي اش نهفته است. در واقع، هر كلمه، خود، اشارتي بر معني است و بر خود دلالتي ندارد. اثر هنري به چنين مصداقي معني دار است، نه اينكه صرفاً به اعتبار خطوط، منحني ها، سطح، برآمدگي و تورفتگي هاي مصالح از ديدگاه رنگ آميزي، طنين، آواي كلمات يا كيفيتهاي ديگري كه متناسب با مصالح هنري اند و كاربرد مي يابند، بسنده شود. اثر هنري بايد سرشار از شادابي دروني بوده، محسوس، روان و داراي مضمون و روح باشد.(پورحسن درزی، 1388، ص 13)
هیچ اثر هنری و مقدسی وجود ندارد که از فرمی غیر معنوی بهره گرفته باشد چراکه میان فرم و زبان بیان با روح و محتوای اثر مشابهت کامل وجود دارد.
بدون شک موضوع هنر قدسی باید از حقیقتی روحانی نشات گرفته باشد اما این شرط لازم است و نه کافی، صورت هنر مقدس نیز باید از همان حقیقت روحانی نشات گرفته باشد تا وحدت در صورت و محتوا (موضوع) تحقق یابد. (نوروزی طلب، 1378، ص 120)
باید دید در صورت هنری چه کیفیتی وجود دارد که لفظ هنر قدسی به آن ها اطلاق می شود. این کیفیات را می توان در دو گروه صفات و عناصر کالبدی مورد بررسی قرار داد:

4-5-2-3-1- صفات کالبدی
هنر قدسی برای آنکه بستر معنای ژرف قداست باشد باید متصف به صفاتی باشد که همواره در بررسی پژوهشران مورد اشاره قرار گرفته برای مثال دکتر نقی زاده در مقاله مبانی و روش شناخت مبانی نظری معماری قدسی و شهرسازی اسلامی برخی اصول و ارزش های حاکم بر معماری مقدس را مرتبط با صفات فعل الهی می داند، صفاتی که انسان به عنوان خلیفه الهی باید به آن ها متصف باشد و بر خی از مهمترین آن ها وحدت، نظم، تعادل، هماهنگی و توازن است.
به گفته بورکهارت هنر و معماری قدسی خصوصا در ادیان توحیدی بیش از هر چیز تجلی وحدت الهی در جمال و نظم عالم است. وحدت در هماهنگی و انسجام عالم کثرت و در نظم و توازن انعکاس می یابد. نظمی که با مستقیم ترین وجه مجلای وحدت الهی است. ( بورکهارت، 1369، ص 78)
به عقیده بمانیان برترین تجلی گاه های معماری قدسی خود نمودی آشکار از توازن، تعادل، نظم و تجسم وحدانیت خداوند بوده اند؛(بمانیان، 1389، ص 51)
برخی نیز معتقدند انسان درمواجهه باواقعیت‌ها یا مضمون‌هایی که درآن‌ها سادگی، تناسب، نظم، هماهنگی و وحدت ادراک می شود نوعی حس انبساط، نشاط والتذاذ با کیفیتی خاص دروجود او برانگیخته شده است و این همان تاثیری است که باید در فضای مقدس محسوس باشد. (بمانیان، 1389، ص 51)
همانگونه که مشهود است پژوهشگران همواره صفاتی را برای هنر قدسی منظور داشته اند. باید توجه داشت در حقیقت بسیاری از این صفات نتیجه گزینش شیوه های بیانی است که پیش از این مورد بررسی قرار گرفت برای مثال صفاتی همچون تعادل، وضوح هندسی، ابهام، راز آمیزی، تاویل پذیری، درون گرایی و آرامش بخشی. صفات دیگری نیز وجود دارد که به نظر می رسد در جهت افزایش ظرفیت صورت برای پذیرش قداست موثر است و به تبع آن در بسیاری از آثار هنر قدسی مشهود است همچون نظم، توازن، زیبایی، سادگی، و هیبت. به منظور وضوح هر چه بیشتر این مطلب، در ادامه برخی از این صفات مورد بررسی قرار گرفته است:
– تاویل پذیری: تاویل پذیری در حقیقت ناشی از شیوه بیان نمادین در هنر قدسی است. صورت های بیانی هنر دینی و هنر مقدس صورت هایی تاویل پذیر هستند. تاویل در توضیح معانی رمزی و نمادین این قبیل آثار هنری می کوشد تا ظاهر و باطن اثر را با یکدیگر منطبق کرده و تلاش می کند که وحدت و مرکزیت را در نتیجه ای که از تاویل به دست می آورد در اثر هنری نشان دهد. (نوروزی طلب، 1378، ص64)
هر گونه تاویل در ارتباط با نشانه ها و نمادهای موجود در اثر، در حکم واکنش روحی ما نسبت به اثر هنری است. شناخت ساختار دهنی تاویل گران آثار هنری می تواند مبانی نظری آن ها را آشکار کند زیرا تاوبل و نقد و برداشت های ذهنی نتیجه عمل تاویل گران است. (نوروزی طلب، 1378، ص64)
– زیبایی: زیبایی فی الواقع تجلی کمال و خیری است که این کمال و خیر در حقیقت از صفات حضرت احدیت هستند. بنابراین هر شی آنگاه به زیبایی متصف خواهد بود ک بتواند آیینه صفت خداوند باشد. (نوروزی طلب، 1378، ص64)
زیبایی در میانه صورت انتزاعی و لذت کورکورانه واقع است یا به نعبیر بهتر به گونه ای میان این دو جمع میکند که صورت حقیقی را سرشار از لذت و لذت حقیقی را سرشار از صورت می سازد. زیبایی تبلور وجهی از سرور کلی است، چیزی است بی حد که از طریق یک حد ابراز و اظهار شده است. ذات زیبایی همچون نمود جلوه می کند و نمود ذات را افاده می کند. (نوروزی طلب، 1378، ص123)
زیبایی امتداد یا انعکاس لایتناهی الهی است و از این حیث سختی دل را به لطافت مبدل می سازد و موانعی را که بر سر راه رهایی و رستگاری نفس قرار گرفته است، از میان بر می دارد.
زیبایی ذات هنر و دارای جنبه ظاهری و باطنی، صفتی الهی است که در زیبایی های خلقت بازتاب یافته و تجلی پیدا می کند. جمال تجلی رحمانی حق در عالم هست است. زیبایی بر حق دلالت دارد و حق نمودار جمال است. هیچ زیبایی واقعی یافت نمی شود مگر این که حقیقت در آن مستتر باشد و هیچ حقیقتی نیست که زیبایی در آن نجوشد.
بنابراین چنان که گفتیم زیبایی مظهر حقیقت و حقیقت مطلق است و حقیقت خداست. خداوند عین سرور و ابتهاج است، پس هر زیبایی لازمه‌اش یک نوع بهجت و سرور و یک نوع ابتهاج نفس است. بزرگی گفته است زیبایی آمیخته‌ای از حقیقت و شادی است، همچنین هنر حقیقی مستلزم نوعی صدق و اخلاص است (اعوانی،1375)
در اثر هنری زیبایی صورت (علت صوری)به مثابه واقعه ای تحقق پیدا می کند. این تحقق توسط ماده (علت مادی که همان مواد و مصالح کار هنرمند است) امکان پذیر می شود.اثر هنری چیزی جز جلوه ی جمال احدی نیست. (نوروزی طلب، 1378، ص123)
هنر به عنوان فرآورده ای انسانی که خود خلیفه الله است باید صبغه ای از صفات فعل الهی را به نمایش بگذارد،هنر باید بتواند زیبایی ها و کمالات و جمال موجود در عالم هستی را که تجلی ای از جمال الهی است به انسان متذکر سازد.(نقی زاده، 1380، ص 126)
سارتر گفته است “زیبایی فقط موضوع هنر نیست، بلکه گوشت و خون و همه موجودیت هنر است. زیبایی هنری همانند نوع زیبایی دیگر عینی است و بنابراین می تواند از طریق عقل نه از طریق ذوق مکشوف گردد.” (نوروزی طلب، 1378، ص123)
– سادگی: هنر تحت سلطه خود آگاهی روحانی، ناظر به ساده کردن خطوط تصاویر مقدس است بدین وجه که آن خطوط را به خصایل خصایص اساسی شان تاویل می کند و این امر بر خلاف آنچه گاه دعوی شده ابدا متضمن انجماد بیان هنری نیست. (نوروزی طلب، 1378، ص 66)
انسان از یک عامل « کثرت » به نام طبیعت و یک عامل « وحدت » به نام روح ماورای طبیعی تشکیل یافته است. طبیعت انسان همان خاکی است که از آن ساخته شده و وحدت، خلقت روح انسانی است که خداوند آن را به خود نسبت داده است. هرچیزی که انسان را از یاد خدای سبحان غافل کند دنیای او و جزء کثرات محسوب می شود. در بینش اسلامی خداوند خانه خود را به ساده ترين شكل ممكن، كه رمزي از «بي شكلي » و «بي رنگي » خودش است، براي نمايش عدم تشبيه به ديگر بناها را برگزيد. زيرا خداوند «مطلق » و « بي رنگ» مي باشد و طبق آيه شريفه «ليس كمثله شي 48» هيچ چيز مثلِ مثل آن هم نمي باشد. خداوند بي شكلي و بي رنگي ساخت خانه اش را رمزي از وحدت شکلی جاري در كثرات افکار انسا ن ها قرار داده است. (تقوایی، 1390، ص 19)
– تقارن: تقریبا همه چیز مرئی طبیعت متقارن است، صورت متقارن زیباست. بنابراین تقارن می تواند به عنوان محرک شورانگیزی و جذبه مینوی عمل نماید. صورت دیگری از تقارن یعنی تقارن تکراری که حاصل تکرار قطعات مشابه می باشد می تواند باعث ایجاد یکنواختی و خلسه هیپنوتیزم وار شود. (حسینی، 1381)
– مرکزیت: در تفکر و اندیشۀ دینی مرکزیت، نمادی از وحدت وجود است و بازتابی کیفی است که در بطن آن اشاره به وحدت دارد.(ایمان طلب، 1391، ص 37) مطالعه ی تمدنهای اولیه و نماد پردازی آنها نشان میدهد اندیشه ی مرکز، عنصر اصلی فضای وجود بدوی است. پس مکان اصولا گرد است. ساده ترین فضای وجودی انسان صفحه ای افقی است که محور عمودی از آن گذشته است (شولتز،1386،ص 540) وحدت و مرکزیت در اهنر قدسی صورت عالم مثالی است که در نقوش ظاهر شده است.(نوروزی طلب، 1378، ص 74)
– هیبت: در هنرها تقریباً همه جا مؤثرترین شیوه ی تجلی امر قدسی در قالب شكوه امر متعالی است. این مسئله به خصوص درباره ی معماری صادق است كه ظاهراً (در میان انواع هنرها) تجلی قدسی نخستین بار در ضمن آن تحقق یافته است. او سپس از شكوه حیرت انگیز و تأثیرگذاری سبك های معماری باستان، معابد چین، تبت، ژاپن و اهرام مصر یاد می كند و از شعر و موسیقی مذهبی و توالی منظم و تأثیرگذار نُت ها سخن می گوید كه چگونه مخاطب را مسحور می سازند و غرق در شگفتی و احساس حضور می كنند (همتی، 1383، ص 274)
موجود «مطلقاً دیگر» یا «غیرمطلق‌» یا «به‌کلی‌ دیگر46» در بیان‌ اُتّو و همه‌ی‌ پدیده‌شناسان‌ دین‌، همان‌ خداوند آفریدگار یا امر قدسی‌ جذّاب‌ رازآلود و هیبتناک‌ است‌ که‌ همه‌ در مقابل‌ او پست‌ و حقیرند و عظمت‌ تنها از آنِ اوست‌. دست‌ عقل‌ به‌ آن‌جا نمی‌رسد و به‌ قول‌ مولانا «درشکسته‌ عقل‌ را آن‌جا قدم‌« .(همتی، 1383، ص 274)
درونگرایی: از جنبه های اساسی معماری قدسی تضاد میان خارج و داخل است که نشان دهنده توجه به مراتب ظاهر و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع سلسله مراتب، سلسله مراتبی، صاحب نظران، نقطه مرکز Next Entries پایان نامه با موضوع هخامنشیان، دوره ساسانی، دین زرتشتی، فارسی میانه