پایان نامه با موضوع قدرت مطلق خداوند، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

از آنچه كه هستند مى‏پندارند و كارهاى نادرست را به خدا نسبت مى‏دهند و نعمت‏هاى گسترده خدا را انكار مى‏كنند تا با خواسته‏هاى پروردگارى مبارزه كنند و نعمت‏هاى او را ناديده انگارند.489
ايشان علت قتل خليفه پيشين را خود كامگي، سوءاستفاده اش از اموال بيت المال و ثروت اندوزي او و خويشانش مي دانستند.490 در مورد راه علاج روحيه اعتلا طلبي در افراد، لزوم توجه به قدرت مطلق خداوند را گوشزد مي كند و خطاب به مالك اشتر مي نويسد: اگر با مقام و قدرتى كه دارى، دچار تكبّر يا خود بزرگ بينى شدى، به بزرگى حكومت پروردگار كه برتر از تو است بنگر كه تو را از آن سركشى نجات مى‏دهد و تندروى تو را فرو مى‏نشاند و عقل و انديشه‏ات را به جايگاه اصلى باز مى‏گرداند.491
اگر انسان به عظمت خالق انديشه كند و عالم ماوراي خود را در نظر گيرد؛ خود را جز نقطه اي كوچك در عالم نمي بيند و به واسطه قدرت و يا ثروت سرشار، در وجود خود برتري و عظمتي نسبت به ديگران قائل نمي شود بلكه كسب دارايي بيشتر، فروتني او را نسبت به خداوند و بندگانش افزون مي سازد.
از راهكارهاي مبارزه با استثمار مهار قدرت كارگزاران، زمامداران و مسئولين رده بالاي مملكتي و نظارت بر اموال و دارايي هاي ايشان است به نحوي كه همه مسئولين كشور، خود را در برابر اين سؤال مردم (از كجا آورده ايد؟) پاسخگو بدانند. هر فرد در هر رده مسئوليتي بايد مسئوليت خويش را موقتي بداند و ثبات در جايگاهش را در گرو رضايت مردم از كاركرد خود بداند و در جهت رسيدن به اين مقصود تلاش نمايد. هر گونه استثمار مردم و بهره برداري از منافع ايشان نارضايتي آنان را به دنبال دارد و پايه هاي قدرت مسئولان متخلف را متزلزل مي سازد.
اقدامات امام علي(عليه السّلام) براي مبارزه با روحيه تكبر در كارگزاران و به دنبال آن استثمار طلبي ايشان را مي توان در اوامر و سفارشات فراوان ايشان به عاملان خويش در سراسر سرزمين اسلامي در جهت حراست از بيت المال واجتناب از زياده خواهي، نظارت گسترده به اقدامات حاكمان، رسيدگي به شكايات و انتقادات مردم از مسئولين و شدت عمل در رسيدگي به تخلفات آنها و بركنار نمودن مسئولين متخلف از مناصب مملكتي و بازگرداندن اموال غارت شده به بيت المال مشاهده نمود.
ايشان در احكامشان به حاكمان انتخابي آنان را از دست درازي در بيت المال و بهره كشي از مردم نهي مي كند حتي آن هنگام كه انجام امري را براي آباداني مملكت لازم مي داند حاضر نيستند براي اجراي آن مردم را به بيگاري بگيرند بلكه سفارش مي كنند در ازاي حقوقي معين آنها را به كار گيرند.
از جمله نامه هاي هشدار آميز آن حضرت، نامه ايشان به اشعث بن قيس فرماندار آذربايجان است كه به دنبال گزارشي از حيف و ميل او در بيت المال نگارش يافت. درآن نامه علي(عليه السّلام)، فرمانداري را نوعي امانت الهي و مسئوليت در مقابل مردم مي داند نه وسيله زراندوزي، اشعث را از هرگونه استبداد ورزي و ظلم به مردم و دست بردن به اموال بيت المال بر حذر مي دارد و در آخر از او مي خواهد كه اموال بيت المال را به دارالخلافة تحويل دهد.492
از نظر اسلام، استثمار و به بردگي گرفتن ديگران ممنوع است و فرقي در اين ميان بين مسلمان و غير مسلمان وجود ندارد زيرا در هر دو مورد كرامت انساني پايمال مي شود و اسلام به دنبال حفظ عزت نفس همه افراد در جامعه است. از اين رو يكي از مؤلفه هاي جامعه مطلوب ومدينه فاضله آزادي و آزادگي همه افراد از قيد و بند بردگي ديگران و حفظ درآمد واقعي ناشي از كار براي فرد است.

4-2-4- سرمايه داري
سرمايه داري و برخورداري از ثروت فراوان يكي از موانع رويگرداني افراد از اجراي عدالت در ميان مردم است. زيرا هرگونه افراط يا تفريط در برخورداري از اموال و دارايي ها از بي عدالتي سرچشمه مي گيرد و تعديل ثروت و برقراري مساوات از عدالت سر چشمه مي گيرد و افراد سرمايه داري كه ثروت هنگفتي از راه نامشروع، فراهم آورده اند از برپايي ترازوي عدالت در هراسند. از نظر مولا علي (عليه السّلام) خداوند روزي فقرا رادر اموال اغنيا قرار داده يعني حقي از فقرا بر گردن اغنيا و توانگران قرار داده كه بايد نسبت به پرداخت آن اقدام نمايند و نسبت به آن باز خواست خواهند شد.493
امام علي (عليه السّلام) در راستاي مبارزه با جمع ثروت هاي نامشروع در ميان زمامداران علاوه بر تعيين حقوق مكفي از بيت المال و بي نياز ساختن كارگزاران از دست اندازي به بيت المال، به لزوم ساده زيستي مسئولين و دقت آنان در كسب اموال از طريق مشروع تأكيد نموده و كيفيت زندگي ساده خود را به عنوان امام و اسوه مؤمنين يادآور مي شود،494 هرگونه سرمايه داري و زراندوزي كارگزاران را به بهانه مسئوليت نفي مي كند، دست اندازي به بيت المال را به طمع ثروت اندوزي، خيانت به مسلمين مي داند و با كوچكترين خيانتي به شدت برخورد مي نمايند. در نامه اي به زياد ابن ابيه جانشين فرماندار بصره مي نويسد: همانا من، براستى به خدا سوگند مى‏خورم اگر به من گزارش كنند كه در اموال عمومى خيانت كردى كم يا زياد، چنان بر تو سخت گيرم كه كم بهره شده و در هزينه عيال در مانده و خوار و سرگردان شوى.495
هنگامي كه خبر دار مي شود شريح قاضي خانه اي بزرگ به هشتاد درهم خريده در نامه اي ضمن بيان نكاتي اخلاقي، جمع آوري مال را از طرف اوتقبيح مي كند. در بخشي از نامه او را حذر مي دهد كه مبادا با بيت المال مسلمين خانه خريده باشد كه در اين صورت قطعاً از زيانكاران خواهد بود.496 در آخر نامه او را به عبرت گرفتن از سرگذشت پيشينيان دعوت مي كند، آنان كه به جمع آوري مال و دارايي و ساختن قصرها و زيبا نمودن آن مشغول بودند ولي در قيامت همه بايد در مقابل دادگاه الهي پاسخگو باشند و تنها وسيله عبرت گرفتن را عقل پاكي مي داند كه از هواي نفس رهايي يافته باشد نه آن كه همواره در طلب دنيا باشد.497
آن چه در ميان بسياري حكومت هاي فاسد جريان دارد، حاكي از آن است كه افراد متمكني به واسطه تملق و چاپلوسي نزد حاكمان و اطرافيان آنان به صدقات و هداياي بسياري دست يافته و موقعيت مالي مناسبي براي خويش فراهم مي نمايند فراوان اند؛ عده اي نيز با سوء استفاده از نفوذ خود در دستگاه هاي اداري، انجام امور مختلف را با قبول رشوه و هديه پذيرفته و از اين راه به درآمد كلاني دست مي يابند. بسياري از درآمد ها و فرصت هاي شغلي تحت نظارت اين متمولان نيز بدون در نظر گرفتن لياقت ها بين خويشان و نزديكانشان تقسيم مي شود.
انحصار گرايي، خويشاوند پذيري، ارتشاء، تملق پذيري و… زمينه هاي سرمايه داري نامطلوب را ايجاد مي نمايند. در جامعه اي كه اين موارد رواج يابد شكاف طبقاتي به صورت انباشت ثروت هاي باد آورده و نامشروع و بي زحمت در سويي و فقر و فلاكت از سوي مقابل آشكار مي گردد از اين رو سرمايه داري يكي از موانع اجراي عدالت محسوب مي گردد.

4-2-5- انحصار گرايي (خود اختصاصي)
انحصارگرايي که در کلام امام علي (عليه السّلام) با واژه ي استئثار از آن ياد شده است در لغت به معناي خود بيني، خود ستايي، خود پرستي و خود خواهي است498 و در اصطلاح به معني خود را بر ديگران مقدم داشتن، همه چيز را براي خود خواستن و به خود اختصاص دادن و خودكامگي و استبداد ورزيدن آمده است.499
انحصارگرايي، يكي از خطر ناك ترين آفات حكومت هاست كه حكومت و زمامداري را به ورطه نابودي مي كشاند و موجبات اضمحلال حكومت ها و هلاكت آنها را فراهم مي آورد. طبع عافيت طلب و فزون خواه آدمي، ميل به سخره گرفتن ديگران و بهره بردن از ديگران در جهت منافع خود و بستگان خود را دارد، خود اختصاصي از بي عدالتي ناشي مي شود و در طول تاريخ سبب هلاكت فرمانروايان و انسان هاي غير مهذّب بسياري بوده است.500
انحصار گرايي نتيجه خود برتر بيني است، به دنبال تقويت اين احساس، بعضي افراد براي بهره برداري بيشتر از منافع دچار نوعي استثمار نهان در بهره گيري از منافع مادي ديگران مي شوند به حقوق حقه خود راضي نبوده و به دنبال مناصب عالي ومال و ثروت بيشتر هستند؛ به طوري كه بعضي صاحب منصبان از پيشتازان ايماني و صاحبان اهليت كه تحقير شده اند، پيشي مي گيرند بدين گونه دو قطب ثروت و قدرت در برابر فقر و ايمان قرار مي گيرند.
امام علي (عليه السّلام) همواره به مساوات بين مسلمين تأكيد داشتند و هر گونه تفاوت قائل شدن در بخشش از عطاياي بيت المال درا رد مي كردند. حضرت علي(عليه السّلام) دست و دلبازي كردن در بخشش از اموال بيت المال به اين و آن را از انواع ستم مي نامد،501 از نظر ايشان جود و بخشش آن گاه كه از مال شخصي صورت گيرد ارزشمند است و نشانه جوانمردي است اما بخشش از اموال امانتي و درآمدهايي كه تا مدتي در تصرف شخص است نوعي تزوير و ظلم به عموم مسلمانان است.
امام علي (عليه السّلام) نخستين ويژگي زمامدار ظالم را استئثار او مي داند و استبداد و انحصار گرايي زمامدار را سبب هلاكت فرد و جامعه مي داند502. ايشان هلاكت جامعه را نتيجه ويژه خواري، انحصار گرايي و خود محوري در مالكيت عمومي دانسته اند نه مالكيت محدود و معقول.
در كلامي جامع، علت زوال حكومت ها را به علت انحصار گرايي بيان مي كند؛ ايشان، استئثار را سبب ايجاد حسادت، كينه، اختلاف، تفرقه و جدايي، ضعف، ذلت و به دنبال آن نابودي حكومت ها مي داند.503
مواردي از قبيل خودكامگي و استبداد، امتياز جويي بر ديگران و خويشاوند پذيري عوامل ايجاد استئثار به شمار مي آيند. علي (عليه السّلام) در برابر هرگونه خودكامگي و استبداد سخت گير و سازش ناپذير بودند و نسبت به آن حساسيت ويژه نشان مي دادند و اجازه نمي دادند كارگزاران از روي خودكامگي، به مردم ظلم روا دارند و يا امتياز خواهي كرده و چيزي از حقوق و دارايي هاي عمومي را به خود و نزديكانشان اختصاص دهند.504
آن حضرت استبداد و خودكامگي را از مهم ترين عوامل استئثار بر مي شمارند.505 زيرا خودكامگي حكومت را در بدترين شكل اداره مردمان قرار مي دهد و خود، بالاترين خطا و لغزش و مايه هلاكت حقيقي است.506
انسان مستبد، خود رأي بوده تنها عقيده و نظر خود را قبول دارد، از مشورت ديگران خود را بي نياز مي داند، منحصراً به منافع خود مي انديشد و مصلحت عمومي در نظر او بي معناست؛ چنين رفتاري براي رهبر و حاكم جامعه بدترين نتيجه، يعني عدم رضايت همگان و نابودي را به دنبال خواهد داشت.
خود كامگي نمود حاكميت حيوانيت در آدمي است و آن كه در اسارت ذلت حيوانيت قرار گيرد اين ذلت را به صورت خودكامگي و تجبّر در قالب گردن فرازي و گردنكشي در تصميم گيري، سلوك و در رفتار خويش نشان مي دهد و اين هلاكتي سخت براي آدمي و جامعه است.507
ايشان خودكامگي و انحصار گرايي عثمان و بي تابي مردم و شورش عليه او را سبب قتل عثمان ذكر نمودند.‏508
امام علي (عليه السّلام) در رفع اين احساس تكبر و خود كامگي اقداماتي داشتند كه اغلب ارشادي بود و در برخي موارد، لحن تندي به خود مي گرفت. در نامه اي شديد اللحن به اشعث بن قيس والي آذربايجان مي نويسد: تو حق ندارى نسبت به رعيّت استبدادى ورزى‏.509
در نامه به مالك اشتر فرماندار مصر، او را از هرگونه انحصار گرايي واختصاص قائل شدن در اموال عمومي حذر مي دهد و او را از باز خواست در محضر عدل الهي حذر مي دهد 510 و تنها راه رفع غرور و تكبر را، توجه به عظمت حكومت خداوند مي داند.511
در مورد گزارشهاي چپاول در بيت المال و مصرف انحصار گونه اموال عمومي سا كت نمي نشيند در نامه اي كه به يكي از كارگزارانش كه از تخلف او در مصرف بيت المال آگاه شده بود نگاشت؛ علاوه بر دستور بازگرداندن اموال به بيت المال با شدت عمل با برخورد نموده و به او علاوه بر خبر از عذاب اخروي وعده مجازات بدني در دنيا نيز مي دهد.512
خود را به عنوان زمامدار مسلمين با هر يك از آنان برابر مي داند و در نامه به مصقلة بن هبيره به مسأله مساوات همه مسلمين در بهره برداري از بيت المال تصريح مي كند.513 همچنين تصريح مي كند در اجراي احكام الهي بين فرزندان و اطرافيانش نيز تبعيض قائل نمي شود و در صورتي كه از فرزندانش خبر تخلفي در بيت المال بشنود حتماً حق بيت المال را از ايشان ستانده و به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع ظلم و ستم، ترس از خدا Next Entries پایان نامه با موضوع نهج البلاغه، حوزه و دانشگاه