پایان نامه با موضوع فلسفه کانت، تاریخ فلسفه، تبارشناسی، حل اختلاف

دانلود پایان نامه ارشد

حقیقت میباشد. از اینرو این جنبه از متافیزیک نیز دارای اهمیت است که حقیقتی فراچشماندازی را بهعنوان معیار مطلق می پذیرد. اما نیچه در مقابل با چشماندازباوری خود به مقابله با این اندیشه برمیخیزد. اما در هر صورت این که نیچه چه راهبردی را بهجای اندیشه متافیزیکی پیشنهاد میکند خود محل اختلاف مفسران است. نیچه ایدههای متنوعی را برای گذر از متافیزیک مطرح میکند. چشماندازباوری13، بازگشت ابدی14، اراده معطوف به قدرت15 (1) و تبارشناسی همگی راهبردهای نیچه برای برون رفت از دشواریهای متافیزیکی هستند.
نیچه در آثارش مفاهیم متافیزیکی را در حیطههای گوناگون و در مصادیق مختلف مورد نقد قرار میدهد. و این را میتوان یکی از مزایای نقد وی درنظر گرفت. طی این نقادی جامع وگسترده این مساله که او توانسته است نظامی منسجم و غیرمتناقض از اندیشههایش ارائه دهد یا نه، مسألۀ مهم و چالش برانگیزی است. همچنین این که آیا نیچه توانسته است بر اندیشۀ متافیزیکی فائق آید از مسائل دیگر محل اختلاف مفسران اوست. عده ای پروژۀ او را موفق و شماری دیگر که شاید مهمترین آنها هایدگر (2) باشد او را کماکان جزء اندیشمندان متافیزیکی محسوب میکنند. شماری نیز بر ساختن عامدانه اندیشهای متافیزیکی توسط او تأکید میکنند. آنچه در این رساله اهمیت دارد، تبیین نقد نیچه بر مفاهیم متافیزیکی در زمینه معرفتشناسی و بهطور کلی نقد اول کانت است و اینکه او با میراث کانتی اندیشه غربی و تکانههای نقادی کانت چه نسبتی برقرار میکند.
2-1) مبانی کانتی اندیشه نیچه
فریدریش نیچه را میتوان یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان در قرن بیستم و بیستویکم، دستکم در حوزۀ فلسفۀ قارهای16 دانست. تأثیر او بر جریان پساساختارگرایی و چهرههایی نظیر دریدا17، دلوز 18و فوكو 19 بر کسی پوشیده نیست. مارتین هایدگر که وی را واپسین متافيزيسين میداند حجم بالایی از نوشتههایش را به او اختصاص میدهد و بسیاری از ایدههای او ملهم از اندیشه نیچهاند. در فلسفه سياسي نیز نیچه در عصر ما تأثیرات فراوانی برجای گذاشته است. از متفکران نئومارکسیست گرفته تا نئومحافظه کاری20 مثل مک اینتایر21 ومتفکر پسامارکسیستی مانند میشل فوکو همگی متأثر از اندیشه های وی هستند. برای فهم اندیشههای نیچه ما ناگزیر هستیم که ریشههای اندیشۀ وی را در فیلسوفان قبل از او جستجو کنیم. چه که اساساً به قول ریچارد رورتي22 فلسفۀ غیرعادی23 چیزی جز گفتگو میان فیلسوفان نیست.(3)حتی اگر تعبیر رورتي را نپذیریم باز هم دلایل بسیار مهمی برای رجوع به فیلسوفان گذشته برای فهم اندیشه نیچه داریم. نیچه در آثارش از شوپنهاور و کانت به کرات یاد میکند.
اما دلایل بسیاری در دست هست که برای فهم اندیشۀ او باید به سراغ کانت رفت. بیراه نیست اگر تاریخ فلسفه را به دورۀ پیش از کانت و دوره پساکانتی تقسیم کنیم. فلسفه نقادی و انقلاب کوپرنیکی نقطۀ عطف متافیزیک غربی است. به قول یاسپرس «او اندیشندهای آفریننده بود که از همۀ آفریدههای خود برتر است. کسی از وی فراتر نرفت. او به بخشی از یک کل بزرگتر بدل نشد. و تا حد امکانی میان دیگر امکانها تنزل نیافت. کار کانت در تاریخ فلسفه یکه است. از زمان افلاطون تا کنون هیچکس انقلابی این چنین در اندیشه غربی نیافریده است» (یاسپرس، 1390: 377) کانت الهام بخش مهم ایدهآلیستهای آلمانی، نئوکانتیها، پوزیتیویسم، شوپنهاور و حتی فلسفۀ پساساختارگرایی مانند هایدگر بوده است. درواقع لیستی از فلسفههای متضاد همگی در امتداد فلسفه نقادی او آفریده شدند. اما نیچه به دلایل مخالفتهای آشکار و حملات خود علیه کانت عموماً در وهلۀ اول بهعنوان متفکری ضد کانت شناخته میشود. اما خوانشهای دقیقتر از نیچه ارتباط مهم وی با فلسفه نقادی را آشکار میکند. نیچه نیز مانند كانت مفسرانی دارد که در بسیاری از موارد در مقابل یکدیگر قرار میگیرند. مفسران مختلف نیچه را میتوان از جهات گوناگون دستهبندی کرد. برای مثال مفسران آلمانی مانند یاسپرس و هایدگر و مفسرانی فرانسوی چون دلوز و دریدا و مفسران انگلیسی زبان مانند والتر كافمن24، ریچارد چاخت25، جان ریچاردسون26، مادماري کلارک27، پيتر پولنر28 و… تقسیمبندی دیگر این است که مفسرانی را که بر وجوه انتولوژیکال و مسائل سنتی در فلسفه نیچه تأکید میکنند (مانند هایدگر، چاخت، ریچاردسون) در یکسوقرار دهیم و کسانی را که بر وجه معرفتشناسانه اندیشه وی تأکید میکنند و وی را یک شکاک، تجربهگرا، عملگرا، نسبیگرا و واسازیگرا 29میدانند در سوی دیگر قرار دهیم.
از نظر هیل30، یکی از مفسران جدید نیچه، ریشه تعدد تفاسیر در فلسفه نیچه را میتوان در فلسفه کانت جستجو كرد. فلسفه کانت دارای ابهامی است که موجب تفاسیر مختلف از آن شده است و این ابهام در فلسفه نیچه نیز به چشم میخورد که میتوان آن را میراثی کانتی درنظرگرفت. از نظر هیل دراندیشه کانت، نقادی و ایده آلیسم ، معرفت شناسی و متافیزیک پا به پای هم پیش میروند. کانت هم به تخریب متافیزیک جزم اندیشانه می پردازد و هم بطور همزمان در پی احیای نوعی متافیزیک است و اعتبار دانش ما و محدوده ی آن را تعیین میکند. این مساله موجب شده که تفسیرهای متضادی از کانت ارائه شود که در مقابل هم قرار میگیرند. پروژه نیچه نیز ازاین لحاظ دوگانه است. اندیشه او وجوه واسازانه و نظام مند را توامان با هم داراست. این دوگانه در اندیشه نیچه نیز موجب تفاسیر مختلف و متضاد شده است. ازاین جهت میتوان گفت که تفسیر پذیری فلسفه نیچه ریشه در تفسیرپذیری فلسفه کانت دارد. (Hill, 2009: 4-5)
اما ارتباط یین نیچه و کانت را به چند طریق میتوان مطرح کرد. اول آنکه به ارتباطي تاريخي بين دو فيلسوف قائل شويم. براي فهم انديشه هاي يك فيلسوف يكي از راههای مرسوم این است که اندیشههای وی را در تاریخی که در آن روییده است مورد تأمل قرار دهیم. در این معنا هر دو فیلسوفی در تاریخ فلسفه میتوانند ارتباطات جالبی با یکدیگر داشته باشند. گرچه ارتباط بین نیچه و کانت به دلیل واسطه بودن شوپنهاور و ایدهآلیستهای آلمانی بدین طریق قابل پیگیری است، اما آنچه که در این رساله دنبال میشود، ارتباطی فراتر از اینهاست.
راه دیگر بررسی ارتباط بین نیچه و کانت این است که مباحث معرفتشناسانۀ نیچه را با مباحث مطروحه در فلسفه نقادی قیاس کنیم و ببینیم که نیچه از چه منظری مفاهیم کانتی را مورد نقد قرار میدهد. این کاری است که بسیاری از مفسران انگلیسیزبان نیچه انجام میدهند و طی تفسیر خود ارتباط و گره خوردگي انديشه نيچه با فلسفه كانت را بررسی میکنند. اما نوع سوم ارتباط این است که مبناهای اندیشه نیچه را در فلسفه نقادی کانت جستجو کنیم. بدین معنا که تکیهگاههای نظری اندیشه نیچه دقیقاً همان جاهایی قرار دارد که انتظار نمیرود. و این غیرمنتظره بودن با توجه به تضادهای این دو اندیشمند قابل درک است. کانت اخلاقگرا و غیرتاریخی باید با نیچۀ اخلاقناباور و چشماندازگرا بسیار متفاوت باشد. البته نیچه و کانت متفاوتاند. اما اینجا بحث بر سر مبانی کانتی اندیشه نيچه است. درواقع نیچه سعی میکند که فلسفۀ نقادانۀ کانت را بسط و گسترش دهد و این بسط دادن البته شامل انتقاد از او نیز خواهد شد. کار نیچه فراتر رفتن از مرزهای نقد کانتی است. آثار او بهنحوی به همان موضوعات سهگانۀ نقد کانتی میپردازند،گرچه غایتی متفاوت با آن دارند. کار نیچه نقادی نقدهای کانت است. «عقل در فلسفه»، «جانهای آزاد »31و «اراده معطوف به قدرت به مثابه شناخت» نقدهای نیچه به نقد عقل محض کانت اند و مباحث متعدد او پیرامون اخلاق نقدهای نقد عقل عملی او را تشکیل میدهند. ژیل دلوز نیز اعتقاد دارد که نیچه نقد کانتی را از نو بازآفرینی میکند:
«ما فقط میکوشیم ساختار صوری تبارشناسی اخلاق را آشکار کنیم اگر فکر نکنیم که سامان دهي [این کتاب] در سه جستار تصادفی است، باید نتیجه بگیریم که نیچه در تبارشناسی اخلاق، قصد دوباره نوشتن نقد عقل محض را داشته است. مغالطۀ روح، آنتي نومي جهان، رازآمیزگری آرمان. نیچه فکر میکند که ایده نقد، همان ایدۀ فلسفه است اما این درست همان ایدهای است که کانت ندید و نه تنها در کاربرد، بلکه در اصول آن نیز به خطا رفته» (دلوز، 1390: 144)
طبق تفسیر دلوز، نیچه اعتقاد دارد که پروژه نقادانۀ کانت یک پروژه ناتمام است که نتوانست است به پیامدهای مورد نظرش دستیابد. از این رو دست به بازآفرینی نقد، در حیطههای مد نظر کانت مانند اخلاق و عقل نظری میزند. (همان: 147-152( بنابراین باید گفت که مبناهای کانتی داشتن بهمعنای شیفتگی نسبت به کانت و تکرار ادعاهای او نیست. چنانچه به تعبیر هیل میتوان مابین کانتی بودن با K بزرگ و کانتی با kکوچک تفاوت قائل شد، که اولی به معنای شیفتۀ متون کانت بودن و دومی به معنای دارا بودن پسزمینههای وسیع و سازنده کانتی است. (Hill,2009:7)
در نهایت چگونه نیچه میتواند منتقد سرسخت متافیزیک باشد و متأثر ازتكانه هاي انقلاب کانتی در متافیزیک نباشد؟ ضربه های کانت به مفاهیم کلیدی متافیزیک، از چنان تازگی و مهارتی برخوردارند که شاید بتوان نیچه را منتقدی در ذیل نقد کانتی، البته با خوانشی بدیع از فلسفه نقادی بهحساب آورد.
اما برای اینکه ارتباط نیچه و کانت بهتر فهم شود میتوان ساختار اندیشه نیچه را از ادبیات و سطح رتوریک32 آن جدا کرد. البته اینجا بحث از جدایی بین فرم و محتوا نیست، بلکه به زعم هیل میتوان این تمایز را تمایز میان اسکلت33 و گوشت34 بدن یک جانور درنظرگرفت. در این تمایز جدید از آن جداگانگی مطلق میان فرم و محتوا و ظرف و مظروف خبری نیست. بلکه اسکلت بدن یک جانور نمیتواند بدون رابطه پیچیده با ماهیچهها، پوست و خون کارکردی داشته باشد. درواقع گرچه اسکلت و گوشت بدن با هم آمیختگی دارند اما بهنحوی از تفاوت آنها میتوان سخن گفت. بدین طریق میتوان متون نیچه را مورد تأمل قرار داد، و گوشت کلام او را از اسکلتاش جدا در نظرگرفت. از نظر هیل اسکلت اندیشه نیچه بهطور وسیعی کانتی است. (Ibid,3) این اسکلت کانتی در سه حیطه معرفتشناسی ، اخلاق و هنر در اندیشه نیچه قابل بررسی است. اما در این تحقیق این مسأله در معرفتشناسی نیچه مورد بررسی قرار گرفته است. تمرکز بر معرفتشناسی نیچه از طرفی میتواند ما را از فهم کلی اندیشههای او و ارتباط معرفتشناسی نیچه با اندیشۀ تبارشناسانه او در اخلاق و فرهنگ دور کند. اما از طرفی ديگر دارای مزایایی است. اول آنکه معرفتشناسی نیچه عموماً مورد غفلت قرار میگیرد چرا که این دیدگاه وجود دارد که نیچه اساساً مباحث دقیقی در این زمینه مطرح نکرده است، یا این گمان میرود که مباحث معرفتی در اندیشه نیچه دارای اهمیت بنیادی نیستند.(4) ثانیاً تمرکز بر مباحث معرفتشناسانه نیچه میتواند اهمیت بنیادی این مباحث در فلسفه نیچه را در مقابل دیدگان مان قرار دهد. به نظر میرسد نقدهای نیچه به عقل نظری پیش شرط فهم نقدهای او در حوزۀ دیگر باشد. درواقع جایگاه مهم و مبنایی نقد اول در اندیشه کانت با همان درجه اهمیت در فلسفه نیچه نیز قابل مشاهده است. همانطور که نقدهای اساسی و بنیادی کانت به متافیزیک در نقد اول مطرح میشود و نقد عقل نظری، در تغییر دیدگاهمان درباره مسأله اخلاق و ارزشها نقش اساسی ایفا میکند، نقدهای نیچه به نظریه سنتی شناخت و «حقیقت» متافیزیکی مبنای نظرات و انقلابهای او در اخلاق و ارزش محسوب میشود. با دقت در آثار نیچه، درمییابیم که بیشترین ارجاع نیچه به کانت در حیطۀ نقد اول است. علاوه بر این مشاهده میشود که تعدد و کثرت مباحث نیچه در زمینۀ معرفتشناسی بیش از آن است که بتوانیم جایگاه مهم چنین مباحثی در اندیشه او را نادیده بگیریم. با این حال همزمان باید در نظر داشت که اندیشههای نیچه را صرفاً به مباحث معرفتی تقلیل ندهیم. برای جلوگیری از این تقلیل، در رساله سعی شده است که در مواقع لزوم ارتباط معرفتشناسی نیچه با نقدهای وی علیه اخلاق و ارزشهای متافیزیکی نیز مدنظر قرار گرفته شود.
3-1) مواجهه نیچه با کانت
نیچه در آثارش با کانت مواجههای پیچیده و بحث برانگیز دارد. دربسیاری از مواقع او را ستایش میکند و در بسیاری موارد هم با طعنه به نقد او میپردازد. غالب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع وجود خداوند، انقلاب کوپرنیکی، نقد عقل محض، حقایق تاریخی Next Entries پایان نامه با موضوع نقد عقل محض، معرفت شناسی، فلسفه کانت، حقیقت وجود