پایان نامه با موضوع فقهای امامیه، گناهان کبیره، پیامبر (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

آیه چهار سوره نور میباشد.
: خداوند در آیه چهار میفرماید: «وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ؛47 وآنان كه به زنان مؤمنه و با عفّت، نسبت زنا مى‌دهند و چهار شاهد براى اثبات دعوى خود نمى‌آورند، آنان را با هشتاد تازيانه تنبيه كنيد و هرگز شهادتشان را نپذيريد و آنان فاسق و نادرستكارند».
جزائری در تفسیر این آیه و وجه حرمت آن بر قذف، میگوید «میتوان گفت از آنجا که خداوند قاذف را در دنیا و آخرت ملعون قرار دادهاست، بنابراین لعنت، دلیل بر حرمت قذف است».48
ب) روایات؛ در روایات از مرتکب شدن به قذف، نهی شده و احکامی که برای قاذف و حد آن، و فسق ونفی شهادت وی بیان شده است، بیانگر حرمت قذف و اهمیت آن از نظر شارع مقدس میباشد. فقهای عظام به حرمت آن اذعان کرده، و به روایات معصومین تمسک جسته اند؛ از جمله آنها موارد ذیل است:
روایت اول ـ فقهای حنبلی جهت حرمت قذف به حدیثی از پیامبر (ص) استناد کردهاند که پیامبر در حج الوداع فرمود: «فاًََنّ اللهَ تَبارَک و تَعالی قَد حَرّم دَمائکُم و اَموالکُم و اعراضَکُم اِلاًٌ بالاحق؛ خداوند تبارک و تعالی خونها و اموال و آبروی شما را، حرام گردانیده، مگر اینکه به حق باشد».49
روایت دوم ـ فقهای مالکی در این مورد به حدیثی از محمد بن سنان استناد کردهاند که پیامبر میفرماید: « اجتنبوا السَّبع الموبقات ، قَالُوا: يَا رَسُول الله ! وَمَا هن ؟ قَالَ: الشّرك بِاللَّه، وَالسحر وَقتل النَّفس الَّتِي حرم الله إِلَّا بِالْحَقِّ، وَأكل الرِّبَا، وَأكل مَال الْيَتِيم، والتولي يَوْم الزَّحْف، وَقذف الْمُحْصنَات الْمُؤْمِنَات الْغَافِلَات50؛ از هفت امر پرهیز کنید، گفتم یا رسول الله آنها چه هستند؟ فرمود: شرک به خداوند، سحر، قتل کسی که خداوند خون او را حرام گردانیده مگر به حق، خوردن ربا و مال یتیم، فرار از جهاد و قذف زن محصنه ای که بری از آن صفت باشد».
روایت سوم ـ ابن اسحاق از عایشه نقل میکند که گفته است: «هرگاه عذری پیش میآمد پیامبر بر منبر میرفت و آن را ذکر میکرد و قرآن تلاوت میکرد اما اگر امری در مورد مرد و زن پیش میآمد پیامبر بر آنان حد میزد»51.
بنابراین فقهای امامیه و اهل سنت برای حرمت قذف، به کتاب خدا و سنت معصومین و روایات ازائمه، که سند آنان از نظر دلالت براین موضوع قوی است، تمسک کردهاند اگر چه روایات آنان با یکدیگر متفاوت است اما بطور کلی میتوان اجماع محصل را در این زمینه به دست آورد.
ماهیت قذف
بعد از بیان حکم تکلیفی قذف، از دیدگاه امامیه و اهل سنت به این نتیجه رسیدیم که همه فقها به حرمت قذف از طریق آیات و روایت اذعان کرده و از مرتکب شده به آن نهی نمودهاند.
اینک به تعریف قذف از دیدگاه هر دو مذهب میپردازیم.
فقهای امامیه در تعریف قذف، هم نسبت زنا و لواط هر دو را لحاظ کردهاند52؛ اما فقهای اهل سنت تعریفی مغایر با امامیه دارند و آن را صرفاً در نسبت زنا بکار میبرند. از میان آنان مالکیه علاوه بر زنا، قطع نسب را نیز قذف محسوب میکند53 و در این خصوص میگوید: اگر کسی را که عفیف و مسلمان است به زنا و قطع نسب، نسبت دهیم، باعث تحقق قذف میشود.54 پس مالکیه، نسبت قطع نسب را، نسبتی صریح برای تحقق واجرای حد قذف بر قاذف میداند.55
سایر مذاهب اهل سنت، مانند حنفیه به تعریف مالکیه اشکال گرفته و نفی نسب را، از حدود قذف خارج نمودهاند. دلیل آنان روایتی از پیامبر اسلام(ص) است که میفرماید: «مَنْ أَقَامَ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ ، وَاجْتَنَبَ الْكَبَائِرَ السَّبْعَ ، نُودِيَ فِي الْقِيَامَةِ أَنْ يَدْخُلَ الْجَنَةَ مِنْ أَيِّ بَابٍ شَاءَ قَالَ رَجُلٌ لِابْنِ عُمَرَ الْكَبَائِرُ السَّبْعُ سَمِعْتَهُنَّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ «صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ»؟ فَقَالَ: نَعَمْ، الشِّرْكُ بِاللَّهِ، وَعُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ، وَقَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ ، وَالْقَتْلُ ، وَالْفِرَارُ يَوْمَ الزَّحْفِ کسی که نماز های پنجگانه را به پا دارد و از کبائر هفتگانه پرهیز کند روز قیامت به او ندا داده میشود که از هر دری که میخواهد وارد بهشت شود. مردی به عبدالله بن عمر گفت گناهان هفتگانه را از پیامبر شنیدی؟ گفت: بله، من از پیامبر (ص) شنیدم که گناهان هفتگانه، شرک به خدا، عاق والدین، قذف محصنات، قتل و فرار از جهاد است».56
مطابق این روایت، قذف محصنات از گناهان کبیره میباشد و بحثی در بارهی نفی نسب نشده است. بنابراین نفی نسب موجب حد نمیشود و از مصادیق قذف نیست.
از این رو یکی از فقهای اهل سنت میگوید:« اینکه در این روایت، قذف در کنارگناهان کبیرهای؛ مانند، شرک به خداوند و عاق والدین آمده، بنابراین نمیتوان قطع نسب را که جزء گناهان کبیره نیست در تعریف آن داخل دانست».57

2ـ1ـ3. شرایط تحقق قذف
2ـ1ـ3ـ1. نظر امامیه
تحقق قذف منوط به شرایطی است که عبارتند از:
أـ نسبت زنا و لواط به دیگری دادن؛ مانند اینکه بگوید تو زنا کردی یا تو لواط کردی58.
ب ـ قاذف باید در لفطی که بکار میبرد، صراحت داشته باشد. پس اگر به طور مبهم و غیر واضح این الفاظ را بکار برد، قذف محسوب نمیشود59. بنابراین در صورتی که مقذوف در نسبتی که به وی داده شده است اشتباه کند و برای وی به طور کامل معلوم نباشد، به دلیل مجهول بودن حق، قذف نیست. 60
ج-قاذف نسبت به الفاطی که استفاده میکند باید علم داشته باشد و اگر جاهل به معنی واقعی الفاظ باشد، قذف تحقق پیدا نکرده است.61
د-آوردن چهار شاهد عادل توسط قاذف بر تحقق نسبتی که به مقذوف داده است.62

2ـ1ـ3ـ2. از نظر اهل سنت
فقهای اهل سنت، همانند فقهای امامیه برای تحقق و اجرای قذف و حد آن شرایطی را برشمردهاند که عبارتند از:
الف) بکار بردن نسبت صریح زنا به محصنه و عفیفه و قطع نسبی که معروف است. چنانچه نسبت زنا به زن مشهور به زنا بدهد و یا اینکه قطع نسب را به کسی که نسب معروفی ندارد و یا نسبش معلوم نیست قذف محقق نمیشود.63
ب) نفی نسب باید فقط از طرف پدر باشد. بنابراین اگر از مادر کسی را نفی نسب کند موجب تحقق قذف نمیشود.64
ج) آوردن چهار شاهد عادل توسط قاذف، برای تصدیق نسبت منسوبه.65
د) علم قاذف به الفاظ استعمالی. بنابراین اگر از روی سهو یا اشتباه و یا در حال خواب کسی را به زنا و قطع نسب( طبق نظر مالکیه) نسبت دهد، قذف نیست.66
2ـ1ـ4. ارکان قذف
قذف دارای دو رکن است. 1-قاذف2- مقذوف..67
1- قاذف کسی است که این الفاظ را نسبت به شخص دیگری بکار میبرد. به عبارت دیگر کسی که نسبت زنا یا لوط میدهد و بکاربرنده الفاظ زنا و لوط است.
2- مقذوف کسی است که الفاظ زنا و لواط نسبت به وی بکاربرده میشوند. و یا کسی که مورد اتهام وتهمت زنا و لواط، قرار میگیرد.68

2ـ 1ـ5. شرایط قاذف و مقذوف
2ـ1ـ 5 ـ1. از نظر امامیه
قذف، از مقوله اضافه و قائم به دو طرف؛ از قبیل، قاذف و مقذوف، است. و هر کدام دارای شرایطی هستندکه با وجدان آن شرایط، مقذوف، مستحق مطالبه حد قذف از قاذف مستحق اقامه حد میگردد.
شرایط قاذف
فقهای امامیه در اینکه قاذف باید واجد بلوغ و کمال عقل باشد، اجماع دارندکه69 منظور از کمال عقل، اختیار و قصد است. بنابراین چنانچه قاذف کودک باشد و یا اینکه از نظر عقل دچار اختلال باشد، قاذف شمرده نمیشود. مجلسی در اینباره میگوید:
«در حدقذف، شرط است كه دشنام دهندۀ، بالغ، عاقل و مختار باشد، پس اگر نابالغ فحش گويد او را تأديب میكنند. و بر ديوانه چيزى نيست».70
مشهور آن است كه در حدّ كامل قذف، آزادى شرط نيست، اگر بنده فحش گويد او را هشتاد تازيانه مى‌زنند».71
شرایط مقذوف
مقذوف باید محصن، يعنى بالغ، عاقل، آزاد، مسلمان و عفیف که به معنی دوری از زناست، باشد. پس اگر كسی به كودك، دیوانه، بنده يا كسى كه علنی زنا میكند ، نسبت قذف دهد، قاذف را حد نمى‌زنند، بلكه حاكم به آنچه که مصلحت بداند وی را تعزیر می‌كند. این موضوع مورد توافق و اجماع فقهای امامیه میباشد.72

در مورد معنای بلوغ و احصان که از شرایط قاذف و مقدوف میباشند ضمن شرایط قذف صغار توضیح آورده میشود.

2ـ1ـ 5 ـ2. از نظر اهل سنت
فقها اهل سنت نیز مانند فقهای امامیه معتقدند، در صورتیکه قاذف دارای کمال و بلوغ باشد حد بر او ثابت میگردد. در اینباره ابنرشد از فقهای مالکیه میگوید: «از جمله شرایط قاذف آن است که بالغ و عاقل باشد».73
شافعی نیز میگوید: وقتی که قذف کننده، مردی بالغ، آزاد، مسلمان، و یا زنی به این صفات باشد و مسلمان دیگری را قذف نماید، حد قذف که هشتاد تازیانه است بر او واجب میگردد، به دلیل آیه چهار سوره نور بر او واجب میگردد، و در غیر این صور، حد واجب نمیشود و دلیل این نیز قول پیامبر است که میفرماید: «لا حد لمن لا حد علیه»74.
در مورد مقذوف فقهای اهل سنت نیز نظری مانند امامیه دارند. آنان معتقدندکه مقذوف باید محصن، عاقل، آزاد، مسلمان وعفیف باشد. در این باره ابن قدامه، از فقهای حنبلی میگوید: «مقذوف باید محصن باشد، و محصن یعنی مسلمانی آزاد، عفیف و عاقل. که در میان این شروط، شرط بلوغ به خاطر این است که زنای صبی، موجب حد نمیشود پس قذف او نیز موجب حد نیست و قید عاقل نیز به خاطر این است که زنای مجنون موجب حد نیست پس قذف او نیز موجب حد نمیباشد.»75
فقهای حنفیه نیز همین نظر را در مورد شرایط قاذف و مقذوف دارند. یعنی آنان نیز به جامع بودن تمام شرایط قاذف و مقذوف از جمله بلوغ و عقل در قاذف و احصان و عفت در مقذوف معترف هستند.76

2ـ1ـ6. حد قذف
قذف از جمله مواردی است که میزان حد آن در قرآن به نص، و روایات معصومین به صراحت، آمده است. در اینجا به آیات و روایاتی که به این موضوع تصریح کردهاند، اشاره میشود.
أـ آیات؛ در قرآن کریم،آیاتی از سوره نور در باره قذف آمده که تفسیر این آیات و شأن نزول آنان به خوبی بیان میکند، ماهیت عمومی و اختصاصی این آیات، حد قذف است؛ از جمله مهمترین آنها، آیه چهار سوره نور است که میفرماید: «وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ …ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَ لاَ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَداً وَ أُولئِكَ هُمُ الْفَاسِق77؛ کسانیکه نسبت زنا یا لواط میدهند به زنان محصن و چهار شاهد نمیآورند بر آنان هشتاد تازیانه بزنید و هرگز شهادتشان را قبول نکنید وآنان فاسقانند».
ب )روایات؛ روایات متعددی در مورد حد قذف، در احادیث امامیه آمده است که به برخی از آنان اشاره میشود.
روایت اول ـ از علی بن ابراهیم از امام جعفر صادق (ع) روایت کرده که امام فرموده است: «قَضی أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام أَنْ يُجْلَدَ الْيَهُودِيُّ وَ النَّصْرَانِيُّ فِي الْخَمْرِ وَ النَّبِيذِ الْمُسْكِرِ والقذف ثَمَانِينَ جَلْدَةً إِذَا أَظْهَرُوا شُرْبَهُ فِي مِصْرٍ مِنْ أَمْصَارِ الْمُسْلِمِينَ78؛ امیرالمومنین (ع) قضاوت کرد به اینکه یهودی و نصرانی در شرب خمر، نبیذ مست کننده و قذف هشتاد تازیانه، حد بخورند هنگامی که خوردن شراب را در شهری از مسلمین آشکار کنند ».
روایت دوم ـ محمد بن یحیی از عباد بن صهیب روایت میکند، از امام صادق سوال شد ، «عَنْ نَصْرَانِيٍّ قَذَفَ مُسْلِماً، فَقَالَ لَهُ: يَا زَانِ ؟فَقَالَ: «يُجْلَدُ ثَمَانِينَ جَلْدَةًِحَق الْمُسْلِمِ، وَ ثَمَانِينَ سَوْطاً إِلَّا سَوْطاً لِحُرْمَةِ الْإِسْلَامِ، وَ يُحْلَقُ رَأْسُهُ؛79 در مورد نصرانی که قذف به زنا کرده بود، امام فرمودند: هشتاد تازیانه حق مسلمان است و هشتاد تازیانه دیگر حق اسلام و سر او تراشیده میشود».
همانطور که از متن قرآن کریم و روایات امامان معصوم به خوبی هویدا است، میزان هشتاد تازیانه حد قذف هم در قرآن و هم در زبان معصومین تصریح شده است.

2-2. تفاوت قذف با تهمت
قذف، توهین و افتراء هر سه از نظر هدفگیری یک معنی دارند. هر سه متوجه شخصیت اشخاص میگردند و به آبرو، حیثیت و اعتبار آنان، لطمه وارد میسازند؛ اما از نظر فقهی و حقوقی نسب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع فقهای امامیه، گناهان کبیره، فقه امامیه Next Entries پایان نامه با موضوع فقهای امامیه، امام صادق، علامه طباطبایی