پایان نامه با موضوع فقهای امامیه، امام صادق، علامه طباطبایی

دانلود پایان نامه ارشد

ت کاملأ متفاوتی دارند. به این معنی که هر قذفی افتراء وتوهین به حساب میآید، اما چنین نیست هر افترا وتوهینی قذف به حساب آید. به عبارتی دیگر، قذف، نسبت به افترا و توهین، رابطه عموم وخصوص مطلق دارد. 80
چنانچه بیان شد، همه فقها قذف را در زنا یا زنا ولواط محدود کردهاند. در حالیکه دایره افترا وتوهین وسیع است.
عنوان و اصطلاح تهمت، یعنی بدون دليل، گمان بد بردن به مؤمن و جارى ساختن آثار آن نسبت حرام ‌ بر مومن .81مانند تهمت های بیجایی که در قرآن آمده و در حد کفر از آنها یادشده است؛ خداوند میفرماید: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُوَ يُدْعَى إِلَى الْإِسْلاَمِ وَ اللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ82؛ چه كسى ظالم تر است از آن كس كه بر خدا دروغ بسته در حالى كه دعوت به اسلام مى‌شود؟ خداوند گروه ستمكاران را هدايت نمى‌كند».
در روایات نیز احادیثی از امامان معصوم در رابطه با تهمت آمده است که به چند مورد از آنها در ذیل اشاره میشود:
روایت اول ـ ابن ابی یعفور از امام صادق روایت میکند که امام فرمودند: «مَن بُهتَ مُومنا او مُومِنه بِما لَیس فیِهِما بَعثَه اللهُ یَومَ القِیامَه فِی طِینَه خَبّال حَتّی یَخرُج مِما قال قُلت و ما طِینَهُ خَبّال قَال صَدید یَخرُجُ مِن فُروج المُومِسات83؛ کسی که به مرد یا زن مومنی تهمتی بزند که در آنها نباشد، خداوند در روز قیامت او را در(طینت خبال) محشور مینماید. راوی پرسید (طینت خبال ) چیست؟ فرمودند: چرک خون آلودی است که از فرج زنان بدکاره بیرون میآید».
روایت دوم ـ در حدیث دیگری آمده که امام صادق میفرماید: «اذا اتَّهَمَ المُؤُمِنُ اَخاهُ اِنماثَ الايمانُ مِن قَلبِهِ كَما يَنماثُ المِلحُ فِى الماءِ84 ؛هرگاه مؤمن به برادر دينى خود تهمت بزند، ايمان در قلب او از ميان مى‏رود، همچنان كه نمك در آب، ذوب مى‏شود».
روایت سوم ـ امام صادق از مردی پرسید: «أَتَدرونَ مَا الغيبَةُ؟ قالوا: اَللّه‏ُ وَرَسولُهُ أَعلَمُ، قالَ: ذِكرُكَ أَخاكَ بِما يَكرَهُ قيلَ: أَرَأَيتَ إِن كانَ فى أَخى ما أَقولُ؟ قالَ: إِن كانَ فيهِ ما تَقولُ فَقَدِ اغتَبتُهُ وَإِن لَم يَكُن فيهِ ما تَقولُ فَقَد بَهَتَّهُ؛ 85آيا مى‏دانيد غيبت چيست؟ عرض كردند: خدا و پيامبر او بهتر مى‏دانند. فرمودند: اين كه از برادرت چيزى بگويى كه دوست ندارد. عرض شد: اگر آنچه مى‏گويم در برادرم بود چه؟ فرمودند: اگر آنچه مى‏گويى در او باشد، غيبتش كردهاى و اگر آنچه میگويى در او نباشد، به او تهمت زده‏اى».

افترا یا تهمت به دو دسته تقسیم میشود:1ـ افترا به خدا. 2ـ افترا به غیر خد او رسول. که افترا به غیر خدا، خود به دو دسته تقسیم میگردد:
1ـ افترا به خداوند. قرآن کریم این قسم افترا را بالاترین ظلمها میداند و میفرماید: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیاتِهِ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الظَّالِمُون؛ چه کسی ستمگر تر از آن است که به خداوند و آیات او دروغ میبندد به درستی که ظالمان هیچ وقت رستگار نمیشوند86.
افترا بر خدا، افزون بر زشتى فراوانش با بدعتهایى همراه مى‌شود؛ زیرا آنچه به ‌دروغ به خدا و رسول صلی الله علیه و آله نسبت داده مى‌شود، به ‌سان حکم شرعى خواهد بود و نوعى وجوب یا جواز را به ‌همراه خواهد داشت، که این خود گناهى عظیم است. خداوند در کلام خویش، به زشتى این عمل اشاره کرده و عذابى دردناک براى آن قرار داده است. در این باره خداوند میفرماید:
«فَوَیْلٌ لِلَّذینَ یَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَیْدیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلیلاً فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ أَیْدیهِمْ وَ وَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَکْسِبُون87؛پس واى بر آنها كه نوشته‌اى با دست خود مى‌نويسند، سپس مى‌گويند: اين، از طرف خداست.» تا آن را به بهاى كمى بفروشند. پس واى بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند؛ و واى بر آنان از آنچه از اين راه به دستس مى‌آورند» .
2ـ افترا به غیر خدا و رسول، که خود به چند نوع تقسیم میشود.
الف) افترا به زنها و مردان پاک دامن؛ همین نوع افترا میباشد که از آن در قرآن به قذف نامبرده شده است و علاوه بر گناه بزرگی که دارد مستوجب هشتاد تازیانه خواهد بود.88
ب) افترابه غیر زنا و لواط، این قسم تهمت، گرچه گناه مضاعف ندارد؛ اما به نشر اکاذیب از آن یاد میگردد. نشر اکاذب از جمله موضوعاتی است که در جوامع و ادیان مختلف از آنها به عنوان اعمال اهریمن وشیطان یاد شده و در ایران قبل از اسلام نیز به گفتار و پندار نیک توصیه گردیده و در آیات 221 تا226 سوره شعرا،. کسانیکه در زمرهی افرادی که شیطان برآنان نازل میگردد، معرفی میشوندو در این مورد خداوند میفرماید:
«هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ يُلْقُونَ السَّمْعَ وَ أَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ وَ الشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لاَ يَفْعَلُون89؛آيا به شما خبر دهم كه شياطين بر چه كسى نازل مى‌شوندآنها بر هر دروغگوى گنهكار نازل مىگردندآنچه را مى‌شنوند(به ديگران) القا مى‌كنند؛ و بيشترشان دروغگو هستند! (پيامبر اسلام شاعر نيست؛) شاعران كسانى هستند كه گمراهان از آنان پيروى مى‌كنند. آيا نمى‌بينى آنها در هر وادى سرگردانند؟»
افترا و قذف وجوه و افتراق متعددی وجود دارد که برخی از آنها به طور خلاصه بیان میگردد.
الف) تفاوت اول از جهت موضوع می باشد. چراکه موضوع قذف نسبت زنا یا لواط است اما افترا هر نسبتی دادن، که از نظر شرعی، جرم محسوب شود و باعث رنجش خاطر مخاطب وهتک حرمت وی گردد.90
ب) تفاوت دوم از لحاط مجازات است، قذف مستوجب هشتاد تازیانه و جزء حدود، محسوب میشود و از طرف شرع تعیین گردیده و تخلف از آن امکان پذیر نیست.91 اما افترا، با توجه به لفظی که به کار برده میشود و با رعایت موارد مخففه، قابل کاهش است وحتی تبدیل به مجازات پایینتر میگردد.
ج) اثبات قذف، نیاز به چهار بار اقرار و یا شهادت دو مرد عادل دارد، اما ثبوت افترا، مقید به این دو دلیل نیست و صرفأ با ناتوانی نسبت دهنده، از امور منتسبه محقق میگردد.92
د) یکی از شرایط قذف، اسلام و عفت مقذوف است؛ اما افترا در تحققش به این شروط نیاز ندارد.
ه) قذف یکی از جرمهایی است که میزان و چگونگی ایجاد آن را قرآن تعیین میکند و از ابواب حدود است. چه بسا افترا و تهمت از جرایمی باشد که مشمول تعزیر وبه صلاحدید حاکم شرع مجازات آن معلوم میگردد.
در کل، قذف در رابطه با اشخاص و الفاظ، شرایطی را میپذیرد که هیچ یک یا برخی از آنها درافترا لازم نمیباشند.93

2-3. شرایط قذف صغار
گاهی قاذف و مقذوف هر دو بالغند، گاهی یکی از آن دو صغیر وگاهی هر دو صغیر میباشند، که هر کدام از اینها حکم مخصوص به خود را دارد. در جایی که هر دو بالغ هستند به اتفاق فقها حدکامل قذف بر قاذف اجرا میگردد. اما بحث ما در این پایاننامه، در جایی است که یکی از آن دو یا هر دو صغیر باشند.
شرایط تحقق قذف، از دیدگاه فریقین، بلوغ، عقل، حریت و احصان است که در اینجا بلوغ و احصان به بررسی گرفته میشود.

2ـ3ـ1.احصان
احصان ازشرایط اساسی تحقق قذف، و از جمله قذف صغار است که روشن شدن تعریف آن و همچنین معیارهای تحقق آن در مسأله قذف صغار میتواند زوایای مبهمی را روشن نماید

2ـ3ـ1ـ1. در فقه امامیه
شرط تحقق قذف احصان مقذوف است. احصان به لحاظ کاربردهای مختلفی که دارد، معانی متفاوتی پیدا میکند. اول کاربرد این واژه در زنا است، و محصن به معنای کسی است که، بالغ، عاقل، آزاد و مالک فرج است، چه به نکاح، چه به ملک یمین و چه از راه بردگی.94 بنابراین احصان در زنا، یعنی مرد زن دار و زن شوهردار. عقوبات زنا طبق همین تفکیک، متفاوت میشوند. اما واژهی احصان در قذف، تفاوت بسیار زیادی با معنایی که برای آن در زنا گفتیم، دارد، و تعابیر فقها نیز از آن متفاوت است.
بعضی از فقهای امامیه میگویند: مقصود از محصنه، زنی است که عفیفه باشد 95و مراد از عفیفه هر زنی است که از وطی حرام بر حذر باشد و منظور از وطی حرام نیز مواقعه ومقاربتی است که با ملکیت مصادف نشود.96. این تعبیر تقریباً نزدیک به معنای احصان در زنا است.
برخی دیگر میگویند: احصان، عبارت است از بلوغ ، عقل اسلام ، حریت ، و عفت.97.
شیخ طوسی متفاوت از سایر فقهای امامیه در این باره میگوید: «اسلام از شر ایط احصان نیست، بلکه احصان یعنی حریت و بلوغ، عقل و وطی در نکاح صحیح. زمانی که این شرط وجود داشته باشد احصان محقق است. پس اگر مرد مسلمان زنش کافرش را وطی کند احصان محقق است».98

2ـ3ـ1ـ2. در فقه اهل سنت
فقهای اهل سنت در معنای اصطلاحی احصان، اختلاف دارند. برخی مانند ابوحنیفه میگوید، عفت از زنا، یعنی مقذوف، در طول تمام عمرش وطی حرام مرتکب نشده باشد.99 برخی دیگر مانند علمای ظاهریه معتقدند شرایط احصان در مقذوف، یعنی عقل، بلوغ و عفت از زنا است.100 اما در معنی عفت و زمان اشتراط آن اختلاف دارند.
ابن قدامه، از فقهای حنبلیه، تمام معانی احصان در زنا و قذف را به صورت یکجا برای معنای اصطلاحی احصان، بیان کرده که میتوان گفت کاملترین تعریف از احصان میباشد و در این باره میگوید: « محصن، در طول عمرش وطی حرام و چه غیر وطی حرام را در ملک دیگری بدون نکاح فاسد انجام نداده باشد، ولی اگر وطی حرام را در ملک خودش انجام داده باشد، عفت از او ساقط نمیگردد».101
از سخن ابن قدامه، استنباط میگردد که وی بلوغ و عقل را جزء لاینفک برای تحقق احصان میداند. چرا که در تعریف احصان اشارهای به این دو نداشته است
مالکیه منظور از عفت را سلامت مقذوف از زنا قبل و بعد از قذف او تعریف کرده است. و میگوید: اگر حد براو جاری شده باشد به دلیل اینکه حد مستلزم ثبوت زنا است، پس عفاف بر او صادق نیست حتی اگر توبه کرده باشد.102
حنبلیه به طور متفاوتی معتقد است، عفت، در مورد قذف به طور مطلق شرط نیست. نه عفت فعلیت یافته از زنا، و نه غیر آن، بلکه به عفت ظاهری از زنا اکتفا کرده است. بنابر نظر مالکیه و حنبلیه، هر کس که زنای او ثابت نشده است ازطریق اقرا یا شاهد و حد بر او جاری نشده باشد، عفیف است.103
همانطورکه بیان شد، امامیه، احصان را در دو مقوله بکار میبرد و آن را از احصانی که درباب زنا شرط میباشد جداکرده و از آن تعبیر به بلوغ و عقل واسلام و عفت میکنند که باعث تفاوت شرایط مقذوف بین امامیه واهل سنت شده است.
عقل واسلام دارای معانی روشنی هستند، اما مقوله بلوغ دارای چالشهای عمیق و مخالفت برانگیز است و همواره مورد توجه فقها بوده و نظریاتی در مورد آن اظهار کردهاند، که به برخی از آنها پرداخته میشود.

2-3-2. بلوغ
یکی از مهمترین مواردی که در بررسی تکالیف و پذیرش مسئولیت توسط کودکان و انجام بار تعهدات دینی آنان مورد اهمیت است، رسیدن صغار به سن بلوغ است، که این مورد در فقه اسلام ،دارای علائم و نشانهها و همچنین معیارهایی میباشد و دیدگاهای فرق اسلامی در این مورد متفاوت است.در اینجا به بررسی نظریه فقهای امامیه و اهل سنت در مورد بلوغ پرداخته میشود.

2ـ3ـ2ـ1.از نظر امامیه
مشهور، در معنای بلوغ میگویند: « انسان به سن توالد و تناسل رسیده باشد».104 صاحب جواهر در مورد بلوغ میگوید: «بلوغ حلم و وصول به حد نکاح ناشی از بوجود آمدن منی در بدن و شکوفایی غرایز جنسی است. کمال طبیعی انسان است و عقل را نیز تقویت کرده و انتقال اطفال به مرحله مردانگی و زنانگی است».105
علامه طباطبایی در این مورد میگوید: « مراد از بلوغ رسیدن فرد به سن ازدواج است و رشد هم به معنای پختگی ورسیده شدن میوه عقلا است».106.
در عرف و شرع، وقتی گفته میشود بچه بالغ شده است، یعنی علائم بلوغ در او پیدا شده و تکلیف بر عهده او آمده و بالغ شده است. 107

2ـ3ـ2ـ2. از نظراهل سنت
مشهور فقهای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع فقهای امامیه، گناهان کبیره، پیامبر (ص) Next Entries پایان نامه با موضوع امام صادق، علامه طباطبائی، فقهای امامیه