پایان نامه با موضوع عنصر معنوی، قانون مجازات، مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

شرایط اجرای حد قذف
اجرای حد بر قاذف شرایطی دارد که عبارتند از:
أ) قاذف باید عاقل، بالغ و دارای قصد باشد و مقذوف نیز باید علاوه بر بلوغ و عقل عفیف نیز باشد190.
ب) جهت اجرای حد بر قاذف، مقذوف باید اجرای حد را درخواست نماید، چرا که قذف از موارد حق الناس میباشد.191منظور از مقذوف شنونده دشنام نیست، بلکه کسی است که نسبت ناروا به او داده شده است. پس اگر کسی بگوید: پدرت برای تو زنا کرد؛ پدرش را قذف کرده. یا مادرت زنا کرد، مادرش را قذف کرده است و همچنین است اگر کسی بگوید: ای مادر زانیه یا ای برادر زانیه..
ج) دانستن معنای قذف توسط قاذف. برای آنکه شخصی مرتکب این جرم شود باید عنصر معنوی آن را دارا باشد. بنابراین اگر گوینده معنای الفاظی؛ مانند دیوث، که برای قذف به کار می‌برد را نداند، چیزی بر او نخواهد بود. همچنین بایستی از کلمات روشن و بدون ابهام استفاده شود. اما لازم نیست کسی که قذف می‌شود، معنای کلمات را بداند.192

3ـ1ـ3. حد قذف
قذف در قانون مجازات اسلامی در شماره اجرام403، و با موضوع جرم قذف نامگذاری شده است.193 در آن ماده اصل حد قذف را هشتاد تازیانه و اجرای حد را منوط به درخواست مقذوف کردهاند که غیر قابل تخفیف و تعلیق میباشد، و شامل جرمهای دیگری غیر از زنا و لواط مانند مساحقه و سایر کارهای حرام نمیشود.
در تمامی قوانین مصوبه، از سالهای 1304 تا 1392و همچنین شرع حد قذف را هشتاد تازیانه عنوان شده است و با کیفیت مخصوصی که بیان آن در کتب حقوقی آمده اجرا میشود.

3ـ1ـ4. ارکان قذف در حقوق
از نظر قانون مجازات اسلامی قذف دارای 2 رکن است که عبارتند از 1-رکن مادی 2- رکن معنوی.194

3ـ1ـ4ـ1. رکن مادی قذف
مواردی که رکن مادی را تشکیل میدهند، عبارتند از:
1ـ تعریف قذف که از نظر قانون، نسبت زنا و لواط است به دیگری هر چند مرده باشد.195 الفاظ قذف لازم است به قدر کافی صریح باشند و گوینده به معانی ومفاهیم آنها وقوف کامل داشته باشد.
2ـ مجنی علیه قذف، یا همان مقذوف معین باشد196. چرا که ممکن است در قذف طرف خطاب شخص نامعلومی باشد و یا اینکه متوجه شخص ثالثی باشد که هیچ ربطی به طرف خطاب نداشته باشد. یا اینکه منظور قاذف شخصی از بستگان مقذوف باشد مانند آنجا که به مخاطب بگوید برادرت مرتکب زنا شده است.
3ـ رابطه سببیت بین فعل قاذف و قذف شخص طرف جرم وجود داشته باشد. 197اگر چنین رابطه ای بین عمل قاذف ونسبت زنا یا لواط به شخص دیگر برقرار نباشد، از نظر حقوق قذف محقق نشده است و حد اجرا نمیگردد.
قانونگذار موارد متعددی را که رابطه سببیت وجود داردیا ندارد را در قانون مقرر گردیده که در ذیل آورده میشود.198
أـ نفی ولد توسط پدر؛ این مورد از ارکان مادی قذف محسوب میگردد. چنانچه کسی به فرزند خود که در حقیقت رابطه پدر و فرزندی بین آنها برقرار است، بگوید تو فرزند من نیستی موجب میشود حد قذف مصداق پیدا کند،199 چراکه در این مورد رابطه سببیت جهت تحقق قذف وجود دارد.
ب ـ قذف پدر و جد پدری نسبت به فرزند. 200چنانچه این صورت رخ دهد مستوجب حد قذف نیست اگر چه مواردی که از اجرای حد معاف میگردند بطور کلی مشمول عفو قرار نمیگیرند بلکه براین عمل حرام تعزیر میشوند. قانونگدار درماده 149 این استثناء ر اعمال کرده است و این مورد را ازجمله مواردی میداند که جلوی تحقق حد قذف، به علت عدم وجود رابطهی سببیت بین قاذف و مقذوف، گرفته میشود.

3ـ1ـ4ـ2. رکن معنوی قذف
چنانچه از کتب حقوقی برمیآید رکن معنوی قذف به معنای این است که قاذف، باید نسبت به عملی که انجام میدهد سوء نیت داشته باشد.201 بنابراین اگر صغیر غیر ممیز، دیگری را اعم از بالغ و صبی قذف نماید حد بر وی جاری نمیگردد. برخی از حقوقدانان در این مورد میگویند: «به نظر میرسد که قانونگذار، در جرم قذف عنصر معنوی را موثر نمیداند و همین که از نظر عنصر مادی جرم قذف محقق شود کافی است. اما حقیقت این است که در جرم قذف، عنصر معنوی نیز دخالت دارد».
استناد برخی از حقوقدانان که معتقدند عنصر معنوی در تحقق حد قذف معتبر است، به تبصره ی ماده 142 میباشد که مقرر میدارد: «در موارد ماده فوق هر گاه قرينه‌اي در بين باشد كه منظور قذف نيست حد ثابت نمي‌شود» و ماده ی 144 است که مقرر میدارد «هر گاه كسي به قصد نسبت دادن زنا به شخصي مثلاً چنين گويد: «‌زن قحبه يا خواهر قحبه يا مادر قحبه» نسبت به كسي كه زنا را به او‌نسبت داده است محكوم به حد قذف مي‌شود و نسبت به مخاطب كه به واسطه اين دشنام اذيت شده است تا 74 ضربه شلاق تعزير مي‌شود».202
شراط اساسی برای احراز قصد معنوی در حد قذف، بلوغ و نیز عقل و اختیار شخص قاذف می‌باشد. بنابراین اگر صغیر غیر ممیز دیگری را اعم از بالغ یا غیربالغ قذف نماید حد بر او جاری نمی‌شود، اما اگر نابالغ ممیز باشد بنابر نظر حاکم تأدیب می‌شود ؛ لذا شخص مجنون و نیز شخصی كه از روی اکراه و اجبار دیگری را قذف می‌كند، حد بر آن‌ها جاری نمی‌شود.203
بنابر توضیحی که در رکن مادی و معنوی قذف آمد میتوان نتیجه گرفت که در کل قذف دارای ابعاد و ارکانی است عبارتند از:
أـ اول مرتکب این جرم است که میتواند مرد یا زن کافر یا مسلمان باشد.204
ب ـ دوم اینکه اتهام از هردو طرف میتواند صورت پذیرد، یعنی زن و مرد هر دو میتوانند قاذف و مقذوف قرار بگیرند.
ج ) سوم، منظور از شخص دیگر، شخص معین است ، و الزامأ نیازی نیست که نسبت به دو نفر باشد بلکه میتواند گروهی نیز صورت پذیرد. 205مانند آنجا که یک نفر به قذف یک گروه می پردازد.
به نظر میرسد قذف، ذر حقوق موضوعه دارای خصیصه بارزی نسبت به سایرتعاریفی که برای این جرم ابراز داشته اند، میباشد وآن اینکه در آن قید شده که الزامی در کمیت قذف وجود ندارد.

3 ـ2. تفاوت قذف با تهمت
برای روشن شدن تفاوت قذف و افترا یا توهین در حقوق موضوعه ایران باید از هر دو موضوع تعریف دقیق داشته باشیم و همچنین ارکان و شرایط تحقق هر دو را بدانیم. اما تعریف، شرایط و ارکان قذف ا به بررسی گرفته شد و زوایای آن را روشن گردید و اینک به بررسی این موارد در افترا و توهین میپردازیم.
ماده قانونی افترا با شماره 608 قانون مجازات اسلامی مقرر میدارد « توهين به افراد از قبيل فحاشي و استفاده از الفاظ ركيك موجب مجازات هايي مانند 74 ضربه شلاق و جريمه نقدي است ».206
درتوضیح همین ماده آمده است، افترا و توهین در حقوق کیفری ایران همانند سایر اجرام از دو عنصر تشکیل میشود که عبارتند از:
1ـ عنصر روانی؛ مرتکب در ارتکاب عمل خود عامد باشد يعني در حالت خواب و هيپنوتيزم و مستي نباشد و کلاً بدون اراده مرتکب صورت نگيرد و از موهن بودن رفتار خود اطلاع داشته باشد، به عنوان مثال برخي تفاوتهاي فرهنگي يا زباني باعث عدم اطلاع وي نباشد.207
طبق نص صریح ماده 699 قانون مجازات اسلامی جرم افترای عملی از جرائم عمدی است که عالماً به قصد متهم نمودن غیر، ارتکاب مییابد و شامل هر فعل یا ترک فعلی اعم از گفتار و کردار، کتابت و اشاره که به نحوی از انحاء در حیثیت و شرافت متضرر از جرم وهن و سستی آورد، میشود.208
یکی دیگر از اجزا و عناصر تشکیل دهنده و شرایط سازنده عنصر روانی توهین و افترا، وهنآور بودن افترا است. بنابراین شرط اول تحقق جرم، انجام عمل وهن آور اعم از شفاهی و کتبی و حضوری یا غیابی به وسیله گفتار و کتابت و تغیر در رفتار و طرز عمل طرف میباشد. لذا آنچه در ماده 608 قانون مجازات آمده است از باب تمثیل است و توهین شامل هر نوع توهین شفاهی و عملی خواهد بود. که به اعتبار عرف و عادت مستقیم جامعه و زمان و مکان تفاوت و متغیراست.209
2ـ عنصر معنوی افترا و توهین؛ توهین و فحاشی از جرائم عمومی است هرچند که ذکری از عمد در ماده 608 قانون مجازات اسلامی نیامده است ، لکن صرف توهین و اهانت برای تعقیب کافیست و نیازی به اثبات سوء نیت ندارد. مگر آنجا که خود مرتکب ادعای عدم قصد و توهین و اهانت کند. و نسبت به اثبات آن اقدام نماید.210
هیچ کدام از شرایط و عناصر جرم افترا در قذف وجود ندارد یا در صورت وجود، متوجه تهمت و افترای خاصی میباشد و هر نوع افترایی را شامل نمیشود. لذا فقط از جهت اینکه هر دو به حیثیت و اعتبار افراد لطمه وارد میکنند و تداوم زندگی شخصی افراد را در جامعه به خطر می اندازند میتوانند هدف یکسانی داشته باشند، چرا که در تعریف افترا برخی حقوقدانان میگویند: « انساب امری مجرمانه به یکی از طرق قانونی و امثال آن».211 برخی دیگر می-گویند: « بزه افترا در صورتی تحقق پیدا میکند که نسبتهای دروغ آمیز به وسائلی که در خود قانون نوشته شده است انجام پذیرد212».
همانطور که در تعاریف حقوقدانان استنباط میشود، هر نوع نسبتی میتواند عنوان افترا قرار گیرد به شرط اینکه دروغ باشد. اما قذف صرفأ در نسبت زنا یا لواط منحصر شده و سایر انساب را شامل نمیشود. هرچند قذف نیز عناصری چون وهن آور و سوء نیت را که از عناصر مهم افترا هستند نیز در تحققش میتواند داشته باشد.

3ـ3. شرایط تحقق قذف صغار در حقوق موضوعه
نقش اطفال در قوانین کیفری از دو جهت قابل بررسی و مطالعه است؛ یکی هنگامی که کودک مرتکب جرمی شده است و دیگر زمانی که جرمی علیه کودک انجام گرفته باشد. که ما در این پژوهش جرم قذف صغار را از این دو منظر بررسی میکنیم.
همانطور که در شرایط و ارکان قذف بیان شد، از جمله موارد اساسی که باعث محقق شدن جرم و بزه قذف میگردد و چنین جرمی را به عنوان یکی از اجرام مورد توجه قانون قرار میدهد، عناصر بلوغ و عقل و احصان هستند، و از آنجا که هدف ما در رابطه با صغار میباشد پس از بررسی این دو موضوع، به شناسایی احصان از نظر قانون و حقوق موضوعه ایران میپردازیم.
3ـ3ـ1. صغر، بلوغ و رشد
زمان شروع کودکی امری بدیهی و مبرهن است، چرا که حیات واقعی انسان باتولد آغاز میگردد، بنابراین کودکی هر انسانی نیز از بدو تولد وی است در این باره ماده 956 قانون مدنی مقرر داشته «اهلیت انسان برای دارا بودن حقوق، با زنده متولد شدن انسان، شروع و با مرگ وی نیز پایان میپذیرد».213
شاید بتوان ادعا کرد، شروع کودکی در واقع از انعقاد نطفه آغاز میشود. زیرا در همین زمان است که صغیر به عنوان موجودی زنده و مستقل از پدر و مادر از نظر حقوقی، و موردتوجه مقنن قرار گرفته، و برای وی تکالیفی مقرر میگردد،214چراکه در ماده 957 قانون مدنی آمده «حمل از حقوق مدنی متمتع است مشروط براینکه زنده متولد گردد لذا طبق مقررات قانون مدنی، حمل یعنی کودکی که هنوز متولد نشده است» .215
در منابع حقوقی آمده، که حدود 5/3 قرن است که بشر به مفهوم دوران کودکی پی برده است وتا قبل از قرن هفدهم کودک را یک بزرگسال میپنداشته اند و از آنان توقع داشتند که مانند بزرگسالان رفتار نماید، اما با وجود به رسمیت شناختن دوران کودکی، بر سر مفهوم و تعریف کودک اتفاق نظر وجود ندارد.216
به موجب مواد 1209 و 1210 پيشين قانون مدني مصوب 1361 قانونگذار سن هجده سال تمام شمسي را براي اهليت تصرف و استيفاء در مورد پسر و دختر، تعيين كرده بود.217 در واقع نويسندگان قانون مدني سن هجده سال تمام را به عنوان اماره قانوني رشد در نظر گرفته بوند. ليكن اين اماره تغيير پذير بود. بدين معني كه هم رشد شخص پس از رسيدن به سن پانزده سال تمام و قبل از هجده سالگي قابل اثبات بود و هم عدم رشد او بعد از رسيدن به سن هجده سال تمام. به ديگر سخن قانون باتوجه به عرف و اوضاع و احوال و مصلحت جامعه، شخصي را كه به سن هجده سال تمام رسيده بود رشيد فرض ميكرد و در معاملات و اعمال حقوقي به او آزادي و استقلال مي داد، مگر اينكه جنون يا عدم رشد (سفه) او در دادگاه ثابت مي شد، همچنين به فردي كه به سن پانزده سال تمام رسيده بود اجازه مي داد كه با اثبات رشد در محكمه از حجر خارج گردد.218 بعد از پيروزي انقلاب اسلامي, به سال 1361, ضمن اصلاحاتي كه بوسيله كميسيون امور قضائي مجلس شوراي اسلامي در قانون مدني, به منظور انطباق كامل آن با فقه اماميه به عمل آمد اصلاحاتي كه به طور آزمايشي به مدت پنج سال لازم الاجرا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع قانون مجازات، مجازات اسلامی، قانون مجازات اسلامی Next Entries پایان نامه با موضوع قانون مدنی، مسئولیت کیفری، قانون مجازات اسلامی