پایان نامه با موضوع علم ارتباطات

دانلود پایان نامه ارشد

بخش ديگري از سواد اطلاعاتي است. افخمي بيان مي‌کند سواد اطلاعاتي همانند سواد كامپيوتري كه نيازمند شناخت فناورانه است و اينكه چطور نرم افزار و سخت‌افزاري را بسازيم نيست يا سواد كتابخانه كه نيازمند توانايي استفاده از مجموعه كتابخانه و خدماتش باشد، نيست. همچنين يك ارتباط قوي متعلق به همه اين مفاهيم وجود دارد. هر كدام از اين سوادها چندين سطح از تفكر را بصورت حياتي نياز دارند. اما در مقايسه با سواد كامپيوتري سواد اطلاعاتي صرفا به آنسوي دسترسي داشتن به دانش چطور استفاده نمودن از فناوري مي‌رود زيرا فناوري تنها كيفيت آموزش تجربي را تضمين نمي‌نمايد.
بنابراين سواد رايانه‌اي گسترش از سواد سنتي است که مستلزم توانايي شخص در انجام اعمال اصلي و پايه با رايانه است. اعمالي مثل استفاده از بسته هاي نرم‌افزاري از پيش آماده، نرم افزارهاي کتابخانه‌اي، بانکهاي اطلاعاتي روي ديسک فشرده، پايگاه هاي اطلاعاتي پيوسته و اطلاعات شبکه‌اي روي اينترنت است باسواد رايانه اي (که هرکسي مي‌تواند بشود) قادر است رسانه هاي چاپي و الکترونيکي را رمزگشايي، ارزيابي، تجزيه و تحليل و توليد کند.
سواد شبکه اي15
اين سواد دربرگيرنده دانشي است که معني آن متضمن مواردي است چون آگاه بودن از گستره و کاربردهاي منابع و خدمات اطلاعاتي شبکه هاي جهاني، شناخت نقش و نويد اطلاعات شبکه اي درمحل مشکلات و انجام فعاليتهاي حياتي پايه، و شناخت نظامي که اطلاعات شبکه اي به واسطه آن توليد شده، سر و سامان يافته و دسترس پذير مي شوند. مهارت‌هاي موردنياز اين سواد عبارتند از توانايي بازيابي انواع خاصي از اطلاعات از شبکه با استفاده از گروهي از ابزارهاي کشف اطلاعات و آمايش اطلاعات شبکه اي و الکترونيکي به واسطه ترکيب آنها با ديگر منابع، و نيز توانايي ارتقاء کيفيت اطلاعات جهت افزودن ارزش آن در موقعيت هاي ويژه و استفاده از اطلاعات شبکه اي براي تجزيه و تحليل و اتخاذ تصميمات مربوط به مسائل شخصي و کاري و کسب خدماتي که موجب ارتقاء کيفيت زندگي مي شوند.
سواد آموزي تابعي
يونسکو در سال1978، باسواد تابعي را اينطور تعريف مي کند: باسواد تابعي شخصي است که پس از کسب مهارت ها و معلومات اساسي بتواند در کليه فعاليت هاي اجتماعي که مستلزم سواد است به نحو موثري شرکت جويد و با استفاده از توانايي هاي خواندن و نوشتن و حساب کردن براي رشد خود و توسعه جامعه اش گام بردارد. به عبارت دقيق تر سواد آموزي (تابعي) خود تابعي از تغييرات محيطي و زمينه اي (فکري) هر جامعه در زمان هاي مختلف است (ابراهيم زاده، 1375).
سواد تکنولوژي16
‏توانايي درک واستفاد‏ه از رايانه ، اينترنت‏، توانايي استفاد‏ه از اطلاعات فني د‏رجامعه در زمينه‌هاي مختلف‏،‏توان تطبيق ، درک واستفاـ‏ه دائمي از نوآوري هاي صورت گرفته د‏ر زمينه فناوري (ميرحسيني،1390).
سواداجتماعي17
آگاهي از نقش اطلاعات د‏ر جوامـع پيچيده امروزي‏، مسئوليت‌پذيري نسبت به اجتماع وتطبيق رفتارهاي
فردي با خواسته‌هاي جامعه‏، دانش چگونگي نقش اطلاعات د‏ر زندگي گروه‌ها، شوراها و … ( ميرحسيني،1390).

سواد رسانه اي18
سواد رسانه‌اي يك نوع درك متكي بر مهارت است كه مي‌توان براساس آن انواع رسانه‌ها را از يكديگر تميز داد و انواع توليدات رسانه‌اي را از يكديگر تفكيك و شناسايي كرد. اين مورد طوري مفهوم سواد را گسترش مي‌دهد که شامل رسانه هايي که پس از چاپ ظهور کرده و چشم انداز اطلاعاتي ما را تحت استيلاي خود قرار داده اند، بشود؛ هم چنين اين سواد به مردم جهت درک، توليد و انتقال معاني در فرهنگي متشکل از تصاوير، کلمات و صداي نيرومند کمک نمايد. (شکرخواه، 1384)
باسواد رسانه اي (که هر کسي مي تواند بشود) قادر است رسانه هاي چاپي و الکترونيکي را رمز گشايي، ارزيابي، تجزيه و تحليل و توليد کند. (صياميان وشهرابي،1383). بنابراين سواد اطلاعاتي فن و توانمندي استفاده از رايانه و ابزارهاي مرتبط به رايانه و سواد رسانه‌يي به توانمندي استفاده و درک مطالب يا محتواي رسانه‌ها گفته مي‌شود.
سواد ارتباطات
از ديدگاه علماي علم ارتباطات، جامعه حاصل برقراري ارتباط بين افراد در سطوح مختلف بوده و ارتباط مبناي شکل گيري يک جامعه است.تعريف واحدي از ارتباطات که همه را قانع کند وجود ندارد. در 1970، فرانک دنس 126 تعريف انتشار يافته را شناسايي کرد. از نظر برخي معناي آن تبادل متفکرانه ديدگاه ها از طريق يک مکالمه معنادار بين دو انسان است ؛ برخي آن را به پيام ساده ارسال شده، بدون تفکر يا درخواست بازخورد، اطلاق مي کنند، با اين تعريف اخير، مي توان گفت ماشين‌ها و جانوران نيز ارتباط برقرار مي کنند.بنا بر تعبيري سواد ارتباطات را اينگونه مي‌توان تعريف کرد : قابليتي است که فرد را در ايجاد، تداوم و تعميق رابطه با ديگران توانمند مي‌سازد.
سواد چند فرهنگي19
سواد چند فرهنگي درک اعتقاـ‏ات ورسوم فرهنگي وتوجه به تفکرات د‏يگران د‏رک شباهت ها و اختلافات درعقايد وظواهر زندگي‏، درک فناوري بر فرهنگ‏، درک پيامدهاي ناهنجاري هايي مانند تعصبات‏، تبعيض نژادي‏،د رک اهميت فناوري در برقراري ارتباطات با ساير گروه هاي فرهنگي(ميرحسيني،1390 ).
منظور از سواد فرهنگي، شناخت «ميدان هاي» فرهنگي مختلف (به تعبير بورديو) يا شناخت قواعد نوشته و نانوشته، گونه‌ها، گفتمان‌ها، انواع سرمايه‌ها، ارزش‌هاي فرهنگي موجود، زمينه‌ها و ملزوماتي است که بر عمل انسان‌ها تاثير مي گذارند . اين شناخت، سواد خاصي را در ارتباط با «ميدان» معيني در اختيار افراد قرار مي‌دهد و به آن‌ها امکان مي‌دهد که بدانند چه اتفاقاتي پيرامون آن‌ها در حال وقوع است تا بتوانند در خصوص نحوه تعامل با آن ميدان‌ها تصميم بگيرند يعني بتوانند تشخيص دهند که چه رفتارها، کردارها، گونه‌ها يا گفتمان هايي در شرايط خاصي مناسب يا مقتضي هستند. از آنجا که معناسازي با توجه به «ميدان» صورت مي گيرد ميزان آشنايي افراد با نظام هاي معنايي مختلف (مثلا زبان بدن و يا مد) و کنش هاي مرتبط با آنها و همچنين توانايي افراد در خوانش و استفاده از نظام هاي معنايي مختلف، ميزان برخورداري آنان از سواد فرهنگي را تعيين مي‌کند. سواد رسانه اي نيز که در يادداشت پيشين بدان پرداختيم به همين ظرفيت‌ها و توانايي‌ها با توجه به نظام‌هاي معنايي مرتبط با ميدان رسانه‌ها اشاره ميکند. (شکرخواه، 1384)
در يک جامعه چند فرهنگي، مانند جامعه ايران سواد فرهنگي به معني تسامح، تساهل و مداراي بيشتر، درک و ديالوگ آزاد بين هويت‌هاي اجتماعي، قومي، و مذهبي مختلف و احترام به عقايد ديگران و پذيرش تفاوت‌هاي فرهنگي است. شهروندان چنين جامعه اي از طريق تکنولوژي هاي ارتباطي و اطلاعاتي،اطلاعات خودرا افزايش داده نسبت به گردآوري و استفاده کارآمد از آنها مبادرت ورزند. سواد فرهنگي همانند مفاهيم مکمل آن يعني سواد رسانه اي، سواد ديجيتال، سواد کامپيوتري، سواد اطلاعاتي، سواد سمعي و بصري زيربناي اصلي جامعه مبتني بر دانايي محسوب مي‌شود.
سواد جهاني20
درک نقش اطلاعات در از بين بردن مرزهاي مجازي‏،‏درک عميق نسبت به جهان اطراف و جوامـع انساني‏.(ميرحسيني،1390 ).
سواد ديجيتالي21
ارزيابي وترکيب اطلاعات به شکل هاي مختلف،‏ارايه اطلاعات بااستفاده از فرصت هاي رايانه اي و تحليل و د‏سترسي به اطلاعات و پرد‏ازش داد ها. ‏.( ميرحسيني ،۱۳۹۰ ).

سواد اقتصادي22
توان ارزيابي هزينه‌ها، سودها ومحدوديت‌هاي منابـع و مقايسه هزينه‌ها و سودها، د‏رک رقابت هاي اقتصادي ، کمبودها، موانع تجاري‏، ارتباطات بين خريداران وفروشندگان، درکنقش موسسات خصوصي و ملي ،‏د‏رک ناهنجاري هاي مانند تورم‏،‏بيکاري. ‏( ميرحسيني ،۱۳۹۰ ).
سواد تجاري23
درک تاثيرفن آوري بر تجارت‏،‏ توانايي تدوين استراتژي جهت خلق واستفاد‏ه از موقعيت هاي تجاري‏،‏ نقاد‏ي موقعيت هاي مختلف تجاري وبالا بردن قابليت هاي کاري‏(ميرحسيني، ۱۳۹۰).
سواد سلامتي24
درک مفاهيم سلامتي ومشارکت در ترويج آن ،‏تونايي استفاده از آموزش هاي پزشکي ،‏توانايي تشـيص اشتباهات ودرک چرايي تجويزدـ‏اروها. ‏.( ميرحسيني ،۱۳۹۰ ).
‏سواد انتقادي25
‏توانايي يادگيري مستمر، توان ارزيابي موضوع مورد نظر،‏ مشارکت موثرو برقراري ارتباط مستمر د‏ر جامـعه با استفاد‏ه از تفکر منطقي و ترويج ، خلاقيت وآ‏فرينش در امور روزمره‏‏.(ميرحسيني،۱۳۹۰ ).

سواد ابزاري26
‏‏ ‏استفاده عملي وذهني از فن‌آوري اطلاعات، سخت افزارها ونرم افزارها،‏ چند رسانه‌اي و رايانه‌اي‏.‏. (ميرحسيني،۱۳۹۰ ).
سوادمنابـع27 28
توانايي درک شکل‏، نوع‏، مکان و روش‌هاي دست يابي به منابع اطلاعات، آگاهي از تغييرات ايجادشده د‏ر منابع‏ (ميرحسيني،۱۳۹۰ ).
سوادپژوهشي
درک وتوان بهره گيري از فن آوري اطلاعات مورد استفاده محققان و دانشمندان (ميرحسيني،۱۳۹۰).
2-2-2 سواد اطلاعاتي
اصطلاح سواد اطلاعاتي عموماً به عنوان توانايي ارزيابي و سازماندهي اطلاعات به منظور استفاده مطلوب از آنها با ضريب صحت بالا در يک گستره وسيع و متنوع از منابع تعريف شده مطرح مي‌شود.
از ديدگاه وبر و جانسون سواد اطلاعاتي توانايي اتخاذ تدابير مناسب براي شناسايي اطلاعات مورد نياز است به گونه‌اي که دسترسي به آنها به استفاده صحيح ، اخلاقي و مفيد در سطح جامعه منجر شود (فتاحي،1383).
به بياني ديگر سواد اطلاعاتي قابليتي است که فرد را در ارزيابي انتقادي اطلاعات به دست آمده و استفاده دقيق، موثر و خلاق از آنها به منظور رفع نيازهاي اطلاعاتي خويش توانمند مي‌سازد و در مقايسه با سواد كتابخانه‌اي، سواد اطلاعاتي بيشتر از جستجو در يك فهرست پيوسته يا مواد مرجع ديگراست زيرا سواد اطلاعاتي يك تكنيك نيست بلكه يك هدف براي آموزشگران است.
سواد اطلاعاتي به يك آگاهي از روشي كه سيستم‌هاي اطلاعاتي كاربردي و ارتباط بين يك رفع نياز اطلاعاتي ويژه وشناخت منابع مورد نياز به منظور بازيابي اطلاعات براي رسيدن به حل مسئله است. سواد اطلاعاتي از دو کلمه سواد و اطلاعات ترکيب يافته است. اطلاعات را مردم بيشتر مترادف با اخبار يا داده‌هاي قابل تغيير و تفسير مي‌دانند و سواد عموما به توانايي خواندن و در موارد خاص، توانايي فهميدن يا تفسير دقيق از يک موضوع اطلاق مي‌شود. با ترکيب اين دو کلمه مفهوم جديدي به نام سواد اطلاعاتي به وجود مي‌آيد. سواد اطلاعاتي توانايي تشخيص زمان نياز به اطلاعات، يافتن اطلاعات مورد نياز و ارزيابي و به کارگيري موثر اطلاعات تعريف شده است. واژه سواد در  برگيرنده مهارتهاي مورد نياز براي هرشخص است تا بتواند نقش مناسبي را در جامعه ايفا كند. ساده‌ترين حالت سواد مشتمل بر توانمندي كاربرد زبان است، بدين معنا كه، فرد با سواد قادر به  خواندن، نوشتن و درك زبان بومي خود باشد. خواندن، نوشتن وآشنايي با حساب هنوز به عنوان مهارتهاي اساسي در سواد به شمار مي‌آيند، اما امروزه مهارتهاي ديگري نيز براي بهره گيري از اطلاعات وجود دارد. سواد اطلاعاتي يک مهارت است، مهارتي که فرد را قادر مي سازد نياز اطلاعاتي خود را تشخيص دهد، اطلاعات مرتبط با آن را بيابد و به نحوي موثري به کار گيرد. سه وجه تشخيص، يافتن و استفاده موثر از اطلاعات وجوه غالب تمامي تعاريف ارائه شده براي سواد اطلاعاتي هستند. در واقع اگر چه دسترسي مستقيم و بدون واسطه کاربران به منابع اطلاعاتي افزايش يافته ولي افزايش دسترسي به معناي رسيدن به اطلاعات سودمند و مرتبط نيست و استفاده از آن لازمه برخورداري از سواد اطلاعاتي است.
اينگونه مهارتها در عبارت سواد اطلاعاتي خلاصه مي‌شود كه آنها را براي اولين بار زوركوفسكي درسال ، 1974 ميلادي مطرح كرد. البته، عبارتهاي ديگري همچون سواد كامپيوتري، سواد رسانه اي، سوادكتابخانه اي، اطلاعات الكترونيكي و سواد فناوري اطلاعات نيز مطرح شده است. (طباطبائي،1378)
تعبير سواد اطلاعاتي را نخستين بار پل زوركوفسكي به‌كار برد. وي در طرح پيشنهادي خود به كميسيون ملي علوم كتابداري و اطلاع‌رساني (ان.سي.ال.آي.اس.)29 ايالات متحده در 1974، به تبيين اهداف دستيابي به سواد اطلاعاتي پرداخت. او كسي را داراي سواد اطلاعاتي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع کتابداران، عصر اطلاعات، آموزش و پرورش، اطلاع رسانان Next Entries پایان نامه با موضوع کتابداران، مهارت حل مسئله، انتقال اطلاعات، آموزش و پرورش