پایان نامه با موضوع عقل گرایی، عقلانیت انتقادی، معرفت شناختی، ابطال پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

توانیم ازآن ابطال ِ یک قانون کلی را هم برداشت کنیم. در واقع عدم امکان منطقی ابطال یک گزاره وجودی همان چیزی است که عدم امکان منطقی اثبات نفی کلی آن، همان است. گزاره های وجودی نمی تواند منجر به اثبات یک قضیه کلی باشد ولی می تواند دلیل برابطال آن باشد. اثبات گزارة کلی” هیچ قوی سیاهی وجودندارد”، امکان پذیر نیست؛چراکه تمام قوهای دنیا مشاهده نشده اند.اما اگر گزارة مشاهده شدن یک” قوی سفید” احراز گردد آن گزارة کلی نقض می گردد.از این دیدگاه کنش دافعه ای و سلبی مکنون در نظریه دموکراسی پوپر حاکی از رویکرد ابطال گری وی می باشد.
از طرفی ، به باور پوپر فرضیه ها هیچگاه تحقیق پذیر نیستند،اما می توان آنها را ابطال کرد.(پوپر،۱۳۸۴،ص ۳۵۹) مطابق این قاعده فرضیة حکومت منتخب مردم( و حاکمیّت موهوم مردم) و یا با فضیلت ترین حاکمان و تثبیت جایگاه حکومتی آنان قابل احتجاج و اثبات نیست؛لیکن می توان در صورت لزوم آن را ابطال و برانداخت. با عنایت به ایستار ابطال گرایی پوپر شرط لازم و کافی برای وجود دموکراسی برکناری و عزل دمکراتیک حاکمان و نه گزینش و استقرار آنان است. بنا بر این، عنصر استعلایی در دموکراسی پوپر، ویژگی نفی کنندگی اش است.
آموزة عقلانیّت انتقادی وتأثیر آن بر نظریه دموکراسی پوپر
پوپر درپایان کتاب جامعه بازودشمنان آن تأکیدمی کند که مقصود از نوشتن کتاب یادداشتهایی مطابق خواست و سلیقة خودش درحاشیه اصالت تاریخ بوده است .به گونه ایکه رویکرد عقلانیّت انتقّادی برفلسفة جامعه وسیاست نیز درآن توسعه وگسترش داده شد. وی معتقداست که اظهار نظر دربارة سرگذشت مذهب اصالت تاریخ بدون بحث درمسائل اساسی جامعه و سیاست واخلاق تقریباً غیرممکن است.این مهم ازآن روست که مذهب اصالت تاریخ یکی از اقسام فلسفه اجتماعی وسیاسی واخلاقی است. (پوپر،۱۳۸۰الف ،ص ۲۵) پوپر در حدس ها و ابطال ها، سر آغازایستار نقّادی را به مکتب ایونیایی نسبت می دهد. در واقع بازگشت به فلسفه پیشا سقراطیان( که در آن مسأله جهان شناختی و نیز پرسش هایی دربارة نظریه شناخت مطرح بود ) شعار شورانگیز پوپر است. مطابق نوشتة وی،در آن مقطع خاص، لا اقل یک مسأله مهم فلسفی وجود دارد که مورد علاقه متفکرین بود و آن مسأله فهم جهانی است که در آن زندگی می کنیم.
به همین منوال پدیدة برخورد فرهنگها در عصر یونان باستان سرمنشأ عقلانیت انتقادی است. منازعة عقلانی و بسط رویکرد انتقادی یونانیان با دیگر فرهنگها نمودار رشد عقلانیت در تمدن غربی به شمار می رود.(Popper,۱۹۹۲,P.۱۱۹) پوپر قدیمی ترین قطعات عقل گرایی انتقّادی را به کسنوفانِس نسبت می دهد و در آثار هراکلیتوس نیز رگه هایی از این رویکر را مشاهده می کند.(پوپر،۱۳۶۸ ،ص ۱۸۸)اما بنیان گذار عقل گرایی انتقّادی مشخصاً سقراط است،که معتقد بودعلم، وقوف برجهل است.
ارتباط میان معرفت وعقلانیّت مستلزم رهیافتی نقّادانه است.بنا به دیدگاه کانِرتون، عقل گرایی انتقادی به اصل ابطال پذیری پوپر گره می خورد. عقل گرایی انتقادی پیامدهای عملی و سیاسی مشخصی دارد. روش کنترل شده آزمون انتقادی برای آنکه موثر باشد مستلزم ضمانت های نهادی است، این روش برپایه ی یک جامعه«باز» استوار است و همین نوع جامعه را تقویت می کند؛ جامعه ای که در آن دیدگاه های معارض آزادانه بیان شوند، جایی که هرکس آزاد است تا راه حلها ها و پاسخ هاسی پیشنهاد دهد و راه حلهای پیشنهادی دیگران را نقد کند، و نهایتاً اینکه جایی که سیاست های درست در پرتو این انتقادها تغییر می کند. (کانِرتون،۱۳۸۷،ص ۳۵)بسط و پرورش این شیوه فقط در دموکراسی ها امکان پذیر است. بحث وگفتگوی انتقادی که خاص جوامع بازودموکراتیک به شمارمی رود از یک سو درپی اثبات حقانیت طرفین درگیر مباحثه برنمی یایدواینکه حق با چه کسی است، وازسوی دیگر هدف آن نیز توافق واجماع برسرآن نمی باشد .چرا که ممکن است برسرمسأله ای اشتباه اجماع حاصل شود ،حال آنکه هدف از عقل گرایی انتقادی ونگرش مدارا گزینی، سوق یافتن به وادی حقیقت ونزدیکی آن است .رشد وترقی ماحصل چنین فضایی است.
پوپر یونانیان دوران باستان را نخستین کسانی میداند که گامهای اولیه ای را برداشتند که درطول زمان به خلق جامعه باز ،یا به عبارت دیگر، تمدن غربی انجامید .آنها دروهله نخست این کاررا با اتخاذ نگرشی انتقادی وعقلانی به باورها واعتقادات و نهادهای موجودشان انجام دادند. پوپر از این تغییر نگرش به عنوان عمیق ترین انقلاب درتاریخ بشر یادمی کند (لنساف، ۱۳۸۰،ص ۲۹۴ ۲۹۳)
دموکراسی در نگاه پوپر تا آنجا موضوعیت دارد که بتواند کارکردهای زیر را تأمین و تضمین کند:
الف) کندوکاو نقّادانة شهروندان از اعمال حکومت.
ب) در صورت لزوم تغییر مسالمت آمیز حکومت به وسیله نهادی همچون انتخابات؛ ولی نمی توان از انتخابات برای تأمین یک نظام توتالیتر سود جست. (قادری،۱۳۸۵،ص ۱۸۸)
از ویژگی های اساسی دموکراسی پوپر توجه به عقلانیت و نقد بین الاذهانی است. بنابه اصل عقلانیت انتقادی، نظارت مردم بر حاکمان نهایتاً دلالت بر برکناری دارد؛ این مضمون سلبی نظارت از آن روست که فرایند مداوم آزمون و خطا و نیز ابطال، حذف حاکمان را میسر می سازد.دیکتاتور اقتدارگرا جلوی هرانتقادی را مسدود می کند و به آسانی حاضر نیست بپذیرد که کسی درباره ی اقداماتش زبان به شکایت بگشاید .ازسوی او نخواهد توانست بدون چنین بازخوردی بفهمد آیا اقداماتش درراستای هدف خیرخواهانه ودستیابی به آن است یا نه (پوپر،۱۳۸۰ب،ص ۳۰۸) درجامعه بسته و دیکتاتورزده که حقایق درآن مطلق وغیر قابل نقض انگاشته می شود مجالی برای نقد وابطال سیاست ها باقی نمی نماند. درحالیکه دموکراسی باتأیید انتقادگرایی چنین امری را تسهیل می بخشد. از این حیث دموکراسی عبارت است از فرایند مداوم نقد و ابطال زمامداران.
درنتیجه می توان گفت:
پوپر به گونه ای هوشمندانه معرفت شناختی و روش شناختی خود را بر مبانی علمی و فلسفی اش استوار می سازد و مضمون آن را به سایر مقولات دیگر، از جمله دموکراسی تعمیم بخشیده است.نظریة دموکراسی پوپر در نقض سؤال مشهور افلاطون (چه کسی باید حکومت کند؟) و متأثر از رویکرد علمی و معرفت شناختی او شکل گرفته است.وی در این راستا حاکمیّت فضلا،مردم و اکثریّت را رد می کند و بر آن است که می بایستی به وجه سلبیِ دموکراسی ،یعنی امکان نفی حاکمیّت مستقر و برکناری فرمانروایان ناشایست بها داده شود . رویة دیگر این رهیافت ممانعت از ظهور دیکتاتوری است.با توجه به ایضاح و ارزیابی آرا و اندیشه های پوپر در این پژوهش به وضوح می توان نتیجه گرفت که نظریة دموکراسی پوپر بر اساس مبانی علمی و فلسفی او بنیاد گذاشته شده است. سرشت نظریات فلسفی و به تبع آن نظریات سیاسی پوپر،اساساً سلبی محور است.از اینرو مطابق دیدگاه پوپر دموکراسی شیوه ای برای برکناری حاکمان توسط احاد مردم است. ضابطه پوپر برای تمییز علم از شبه علم، یعنی ابطال پذیری، ملاک تمایز دموکراسی از سایر اشکال حکومت قرار گرفته است.
پوپر بر اساس اصل عقلانیت انتقادی معتقداست که کاربرد آن در سیاست، عبرت آموزی از اشتباهات ،انتقادوبحث آزاد درباره اقدامات حکومت است. درواقع نظریه دموکراسی وی برهمین شالوده پی ریزی شده است.روش مهندسی تدریجی اجتماعی ،مبنا قرار دادن اصل سودنگری منفی و تأکید بر لغزش پذیری انسان و نقادی پوپر از پوزیتیویسم تماماً بیانگر دغدغه های عمیق و سیاسی پوپر به شمار می روند که در دموکراسی بازدارندة او به مثابة تنها شیوة حکومتی قریب به حقیقت تبلور یافته اند پوپر معتقد بود هیچ نظریة علمیِ مسجّل و اثبات شده، قطعی نیست و شناخت علمی، ماهیتی غیرقطعی و غیرنهایی و حدسی دارد.از این حیث باید از طریق آزمون سنجیده شوند تا بتوان آنها را رد یا تکذیب کرد. پس باید نظریه های علمی را چنان تنظیم کنیم که به سهولت قابل انتقاد و ابطال باشند؛ زیرا دانش از طریق رد و نقد پیشرفت می کند.این آموزه به نوعی در آموزه های روشی و شناخت شناسی پوپر بازتاب یافته است .
این مسأله آنگاه وضوح بیشتری به خود می گیرد که مبانی و آموزة های جامعة باز وی مورد تعمق و تأمل قرار داده شود دموکراسی امکان آن را فراهم می کند که سیاست های دولت همچون فرضیاتی تلقی شوند که باید مدام در معرض حک و اصلاح قرار گیرند. سیاست گذاری ذاتاً متضمن تبعات پیش بینی نشده است و هرچه بحث و انتقاد درباره آن بیشتر باشد، امکان توفیق آن بیشتر است؛ زیرا انتقاد، احتمال حذف خطا را افزایش می دهد. خطا در تصمیمات سیاسی، همانند نظریه های علمی، وقتی آشکار می شود که انتقاد ممکن باشد و این خود مستلزم وجود جامعه باز و تکثرگراست. ضرورت حفظ آزادی و زدودن آثار و تبعات منفی،اجتناب از خشونت و اصلاحات گام به گام و غیر انقلابی، پذیرش ایدة عدم معرفت ایقانی و بسط رهیافت انتقادیگری به عنوان اصول و بنیان جامعة باز ، نظریة دموکراسی پوپر را تقویت ،و این احتجاج او بر بربطلان دیگر اشکال حکومتی،به ویژه رژیمهای توتالیتر و جبّار را مستدل می سازد به گونه ای که تا کنون برهانی بر ابطال و کذب آن اقامه نگردیده است. نتیجة مشخص و اجمالی از مباحث ذکر شدة فوق را می توان در این گزارة ایجابی خلاصه می گردد؛به این معنا که “مهمترین مبانی و مؤلفه های تبیین شده در این پژوهش که برخاسته از رهیافت شناخت شناسی و روش شناسی کارل پوپر هستند سبب شکل گیری و بسط نظریة دموکراسی او گردیده است.”

دموکراسی در اندیشه اسلامی

نائینی

به نظر مى رسد كه بخش عمده متفكران مسلمان, اعم از شيعه و سنى و ايرانى و غير ايرانى, در چارچوب نگرش سنتى مى انديشند و از طريق كتاب و سنت به نفى يا اثبات مبانى فكرى ليبرال دموكراسى مى پردازند. اين نگرش در واقع در واكنش به انديشه هاى غربى و مدرنيته شكل گرفته است. علامه نائينى از اولين متفكران اين نگرش بود كه در صدد اثبات سازگارى اسلام و دموكراسى و لوازم آن بر آمد, ولى همان طور كه حائرى تإكيد مى كند, برداشت وى از آزادى به طور كامل برداشتى سنتى بود كه با آزادى غربى و مبانى آن تباين آشكار داشت, البته خود علامه نائينى نيز به اين امر توجه داشته است. حميد عنايت در اين زمينه به نقل از حائرى مى نويسد:
دريافت نائينى از آزادى كاملا سنتى است و فراتر از تعبير و تفسير اسلامى آزادى بيان نيست. به نظر حائرى اين بدان جهت است كه در معنا و مفهوم, آزادى در چارچوب نظام مشروطه و دموكراسى مورد توجه نائينى نبوده است. با توجه به اين كه نائينى در معناى مشروطه تحت تإثير سخنان گمراه كننده نوگرايان دنياى اسلام ـ ايرانى و غير ايرانى ـ قرار گرفته بود و چنين به نظر مى رسد كه وى تفاوت هاى بنيادى اجتناب ناپذير ميان اسلام و دموكراسى را از ديده دور داشته و به اين نتيجه رسيده بوده است كه ميان اسلام و دموكراسى همسانى وجود دارد(حميد عنايت, انديشه هاى سياسى در اسلام معاصر, ترجمه بهإالدين خرمشاهى (تهران: خوارزمى, چاپ سوم, 1372) ص ;234 عبدالهادى حائرى, تشيع و مشروطيت, ص 2 و 3.)
برخى از متفكران مى كوشند تا از طريق تطبيق معانى واژه هاى جديد با واژه هاى به كار رفته در كتاب و سنت و در صدر اسلام, به تطابق اسلام و دموكراسى دست يابند; براى مثال احمد شوقى الفنجرى مى نويسد: ((معادل آزادى, مهربانى يا رحم و رحمت است و معادل دموكراسى, مهربانى متقابل يا تراحم)). وى معتقد است.
آنچه در اروپا آزادى ناميده مى شود, همانا همان است كه در دين ما عدل, حق, شورا و مساوات ناميده شده است, چرا كه حكومت آزادى و دموكراسى عبارت است از در ميان گذاشتن عدل و حق با مردم و شركت ملت است در تعيين سرنوشت خويش.( حميد عنايت, پيشين, ص 229.)
برخى ديگر از انديشمندان با تإكيد بر جوهر دموكراسى يعنى حقوق مردم و مشاركت آنان در تعيين سرنوشت خويش, اسلام را با دموكراسى سازگار مى دانند.
بر اساس اين ديدگاه, جوهر دموكراسى, يعنى رعايت حقوق اساسى مردم, از كتاب و سنت قابل استخراج است; از اين رو اگر مراد از دموكراسى, نظام حكومتى مخالف ديكتاتورى است, اسلام مى تواند با دموكراسى سازگار باشد, زيرا در اسلام جايى براى حكومت خودكامه فردى يا گروهى نيست. از نظر موافقان سازگارى اسلام و دموكراسى, مى

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع ابطال پذیری، معرفت شناختی، یورگن هابرماس، خودمختاری Next Entries پایان نامه با موضوع امام خمینی، قانون اساسی، سکولاریسم، مردم سالاری