پایان نامه با موضوع عدل و انصاف

دانلود پایان نامه ارشد

تنظيم روابط مسلمين با خودشان و ملل غير مسلمان بر اساس مباني قسط و عدل بوده و تحقق فلاح و آزادي و عدالت را منحصراًدر سايه توحيد عملي ميداند.375حال به بيان كاركردهاي اجتماعي فقه سياسي از ديدگاه علامه (ره)مي پردازيم.
1-3- حكومت ضامن اجراي احكام فقهي و حكومتي
بشر با توجه به اجتماعي بودن به جعل قوانين نياز دارد؛ ولي تنها جعل قوانين براي برقراري عدالت كه يكي از اهداف بعثت انبياءاست كافي نيست. قانون به ضمانت اجرا نيازمند است. علامه طباطبايي با توجه به وجود احكام اجتماعي در اسلام به ضرورت حكومت اسلامي اعتقاد دارد .376
از ديدگاه علامه جعل و وضع قانون بر اساس مصالح و مفاسد است لازمه جعل احكام بر اساس مصالح و مفاسد آن است كه قوانين الهي اجرا شود تا بشر با رعايت آن قوانين، سعادت دنيا و آخرت خويش را تأمين كند.و حكومت مهمترين ضمانت اجراي آن شمرده مي‏شود.
بنابراين علامه (ره) بر اين باور است كه تنها وجود يك سلسله رسوم ومقررات و قوانين در بقاي جامعه كافي نيست بلكه هر جامعه اي در بقاي خود نيازمند به شخص يا مقامي است كه شعور و اراده وي فوق شعور و ارادههاي افراد حكومت بوده، شعور و اراده ديگران را كنترل نموده، به نگهباني و نگهداري نظامي كه در جامعه گسترده شده است ميپردازد. ما اين سمت را كه به موجب آن شخص يا مقامي متصدي امور ديگران شده، مانند يك شخصيت واقعي كارهاي زندگي آنها را اداره مينمايد به نام “ولايت” ميناميم.377ايشان اولاً نياز جامعه به وجودمقام ولايت را امري فطري ميداندكه هيچ اجتماعي در هيچ شرايطي نمي تواند از آن بي نياز باشد.378 آيات قرآني از جمله آيه “فاقم وجهك للدّين حنيفاًفطرةالله التي فطر الناس عليها لاتبديل لخلق الله ذلك الدين القيّم ولكن أكثر الناس لا يعلمون “379 اسلام را ديني فطري مي داند كه پايه احكام و قوانين آن بر اساس آفرينش گذاشته شده است ، مسئله ولايت را كه مسئله اي است فطري الغا و اهمال ننموده 380و ولايت را به عنوان يك مسئله ثابت و غير متغير ديني و به اصطلاح از مواد شريعت است، ثابت ميكند. 381
و در توضيح قلمرو ولايت و فطري بودن آن ميفرمايد:
“قلمرو آن يك سلسله امور ضروري است كه در جامعه از آن ِشخص معيني نبوده و متصدي معيني ندارد و هرگز نمي شود در سرپا نگه داشتن آنها فروگذاري كرد.هر جامعه اي نسبت به موقعيت خود در اين باب دست و پايي كرده، ولايت و سرپرستي به وجود ميآورد و اين خود بهترين گواه است بر اينكه مسئله ولايت فطري است”.382
و ثانياً ولايت از آن فقيه ميداند؛ آن هم فقيهي كه “به همه علوم ديني در اصول و فروع و اخلاق مجهز باشد”.و “تقواي ديني و حسن تدبير و اطلاع بر اوضاع جامعه” داشته باشد.
ولايت فقيه و كاركردهاي اجتماعي آن
علامه (ره) معتقد است كه اسلام در پاسخ به سؤال چه كسي بايد حكومت كند، ولي فقيه را به عنوان حاكم مطرح ميكندونقش و كاركردهاي اجتماعي را براي ايشان بر ميشمرد كه عبارتند از:
1- اجراي احكام ثابته دين :احكام ثابت و غير قابل تغيير احكام و قوانيني هستند كه حافظ منافع حياتي انسان ميباشند.383زيرا پشتوانه آن آفرينش طبيعي انسان است و قابل تغيير نيست و تا انسان، انسان است نيازمنديهاي طبيعي آن ثابت باقي ميماند.384
2- مجازات متخلفين طبق دستورات ديني : از نظر علامه (ره) فقه سياسي اسلام در برابر جانيان و تبهكاران و به فسادكشندگان زمين داراي قوانين كيفري (حدود و تعزيرات) شديد ميباشد. مبحث قضا و احكام كيفري از توابع حكومت است .در اصطلاح فقهي برگرفته از قرآن، مجازاتهاي تعيين شده در شريعت، ” حدّ ” خوانده مي‌شوند و در مقابل آن ” تعزير” قرار مي‌گيرد كه مجازاتي تعيين نشده است و ميزان آن با توجه به شرايط مشخص مي‌گردد. از ميان احكام جزايي، مباحث مربوط به سرقت و جرايم جنسي در بخش ” حدود “قرار دارد. حدود في نفسه جزءفقه قضايي اسلام محسوب ميشود و نه فقه سياسي. وليكن اجراءحدود جزء اصول سياسي اسلام است. و مباحث مربوط به جرح و قتل در بخش ” قصاص” و ” ديات” مورد بحث قرار گرفته است.385
وجود اين احكام وقوانين جزايي در دين اسلام، براي تربيت بزهكاران و برقراري نظم در جامعه ضروري و لازم است و هيچ چيز ديگري نمي تواند جانشين آن گردد . حال نمونه هايي از احكام جزايي اسلام و كاركردهاي آنان را از ديدگاه علامه طباطبايي مطرح ميكنيم :
1-2- قصاص
اسلام اصل قصاص را پذيرفته ولي آن را محدود به حدودي كرده است “كتب عليكم القصاص في القتلي الحر بالحر. (بقره /178) 386.علاه (ره)در تفسير اين آيه”و لكم فى القصاص حيوة…” 387 كه به معناي در قصاص براى شما حيات است ميفرمايد: “در اين جمله، كلمه قصاص معرفه يعنى با الف و لام آمده، و كلمه حيات نكره، يعنى بدون الف و لام آمده است تا دلالت كند بر اينكه نتيجه قصاص و بركات آن، دامنه دارتر و عظيمتر از آن است كه با زبان گفته شود. و باز با همه كوتاهيش، نتيجه قصاص را بيان كرده و حقيقت مصلحت را ذكر كرده، كه حيات است.
باز از اين هم كه بگذريم عبارت قرآن به اين نكته هم اشاره دارد كه صاحب اين كلام منظورش از اين كلام جز حفظ منافع مردم و رعايت مصلحت آنان چيز ديگرى نيست و اگر مردم به اين دستور عمل كنند، چيزى عايد خود او نمى شود، چون ميفرمايد: (لكم – براى شما(.”.388
همچنين درآيه 32سوره مائده هم آمده است كه “هركس نفسي را بدون حق قصاص و يا بي آنكه فساد و فتنه اي در روي زمين كند، به قتل رساند، مثل آن است كه همه مردم را كشته” علامه (ره) در تفسير اين سوره ميفرمايد: “ازميان برداشتن امنيت جاني جامعه مساوي است با ازبين بردن تمام نفوس آن جامعه”. 389 بنابراين ميتوان گفت قانون قصاص، مايه حيات جامعه است.
2-2- كيفر دزدي
يكي از جرائمي كه امنيت مالي جامعه را تهديد ميكند دزدي است ولي اسلام با شرايط ويژه اي دستور به قطع انگشتان دزد داد تا جامعه از اين جرم مصون بماند:
“السارق و السارقه قطعوا ايديهما…(مائده /38) دست مرد دزد و زن دزد را به كيفر كاري كه انجام داده اند، ]به عنوان يك مجازات الهي قطع كنيد”.390
به اعتقاد علامه (ره)اسلام در حقوق فردي مانند اقسام قصاص و حقوق مال از صاحبان حقوق با تحريض و ترغيب درخواست نموده كه از حقوق خود چشم بپوشند و برادران نوعي خود را به تكلف و زحمت نياندازند.
ولي در مورد حقوق اجتماعي به كار بردن عاطفه انسان دوستي در يك جاني و چشم پوشي از مجازات وي در حقيقت جنايت به يك جامعه با كمال بي رحمي است و رها كردن يك دزد وحفظ آبروي يك بزهكار، گرفتار ساختن ميليونها نفوس بي گناه و دريدن پرده احترام آنهاست.391
3- صدور و اجراي احكام و فراميني براي اداره امور كليه شئون اجتماعي جامعه اسلامي به نحوي كه مصلحت اسلام و مسلمين مقتضي است. منظورعلامه(ره) از اين احكام همان احكام حكومتي يا متغيراست كه با پيشرفت مدنيت و تغيير مصالح و مفاسد تغيير و تبدّل پيدا ميكنند. 392اين احكام جنبه موقتي و يا محلي يا جنبه ديگر اختصاصي داشته بر حسب مصالح مختلف زمانها و مكانها اختلاف پيدا ميكند و به عنوان آثار ولايت عامّه، منوط به نظر نبي اسلام و جانشينان و منصوبين از طرف اوست .393
اما در مورد اينكه چگونه بايد حكومت كرد؟ از نظر علامه (ره)”طرز حكومت با تغيير و تبديل جامعهها به حسب پيشرفت تمدن قابل تغيير است. “و طرز حكومت اسلامي در هر عصر و زماني بايد بر اساس اصول ثابت زير باشد:
1- مسلمين با يكديگر وحدت داشته باشند و در برقراري اتحاد و وحدت بكوشند.
2- حفظ مصلحت اسلام و مسلمين بر همه افراد واجب است.
3- مرز جامعه اسلامي اعتقاد است، نه مرزهاي جغرافيايي.394
2-3- 2- حكومت حافظ حقوق و منافع اجتماعي انسان
انسان در صورتي مي‎تواند به كمالات نوعي خود برسد و در زندگي سعادتمند شود كه با ساير افراد تشكيل اجتماع دهد و در انجام اعمال حياتي كه انواع و اقسام بسياري دارد و يك فرد نمي‎تواند به تنهايي همة آن‎ها را انجام دهد با ديگران همكاي نمايد. اين امر، انسانِ اجتماعي را نيازمند به قوانين و مقرراتي مي‎سازد كه حافظ حقوق افراد باشد و بهرة هر كسي را از مزاياي جامعه مشخص نمايد. اين قوانين و مقررات در صورتي مي‎تواند مؤثر باشد كه قوانين جزائي ديگري براي تهديد به تخلف و تشويق به اطاعت وجود داشته باشد و براي ضمانت اجراي آن‎ها نيروي حاكمه‎اي با عدل و انصاف و راستي و درستي بر جامعه حكومت نمايد. قوانين و مقررات نيز از تخلف و نافرماني در امان نمي‎ماند مگر اين‎كه بر پاية اخلاق فاضلة انساني قرار داده شود و اخلاق هم نمي‎تواند سعادت انساني را تضمين كند و او را وادار به انجام كارهاي شايسته نمايد جز اين‎كه متكي به باورهاي اعتقادي به ويژه اعتقاد به خدا و معاد باشد يعني شخص ايمان داشته باشد كه جهان كه انسان هم جزئي از آن است خداي يگانه‎اي دارد كه هميشه بوده و خواهد بود و كوچك‎ترين چيزي از او مخفي نمي‎ماند و سرانجام همه را به سوي خود بازمي‎گرداند به نيكوكار پاداش و به بدكار كيفر دردناك مي‎دهد و سپس در نعمت يا نقمت جاودانه خواهد بود.395 بنابراين به اعتقاد علامه (ره) تنها در اين صورت است كه دين تأثير و نقش به‎سزائي در پاسداري از حقوق افراد و تأمين منافع آنها خواهد داشت.
بنابر آنچه بيان شد ميتوان گفت از نظرعلامه (ره) اسلام در همه شئون خود اجتماعي است، حتي احكامي كه مثل نماز و روزه فردي به نظر ميرسد، اجتماعي است . اسلام در همه قوانين عبادي، معامله اي و سياسي خود به كاركردهاي اجتماعي نظر دارد. لذا به نظر ميرسد كه از ديدگاه علامه طباطبايي، اهميت كاركردهاي اجتماعي دين اسلام دربعد فقهي دين بيش از ابعاد ديگر آن است.

فصل پنجم:
بررسي تطبيقي ديدگاهها

بخش اول: وجوه اشتراك ديدگاه علامه طباطبايي و دوركيم
بخش دوم:وجوه افتراق ديدگاه علامه طباطبايي و دوركيم

بخش اول: وجوه اشتراك ديدگاه علامه طباطبايي و دوركيم

1- اشتراك در واقعيت دين
دوركيم و علامه طباطبايي هر دو واقعيت دين را پذيرفته و با اين برداشت كه دين پديده اي موهوم و كاذب است، مخالف ميباشند.آنها معتقدندكه اگردين خطا و موهوم بود نمي توانست در طول تاريخ اين همه دوام داشته باشد. اما علت دوام دين از نظر آنها باهم متفاوت است. دوركيم در اين باره مينويسد:
“در واقع اين فرض مسلم و اساسي جامعه شناسي است كه نهاد انساني نمي تواند متكي بر گمراهي و دروغ باشد كه بدون آن نمي توانست به حيات خود ادامه دهد. چنانچه تنها نص صريح دستورالعمل نهاد مذهب مورد توجه قرار گيرد، اين باورها و اعمال مذهبي بي ترديد گاه آزاردهنده به نظر ميرسند و شخص را وسوسه ميكنند كه آنها را به نوعي گمراهي عميق ريشه دار نسبت دهدولي شخص بايد بداند كه چگونه به درون نماد و به واقعيتي راه يابد كه به آن نماد معني ميدهدو نماد مذكور آن را بازنمايي ميكند.بي فرهنگ ترين و وهمي ترين مناسك و عجيب ترين اسطورهها نيازي انساني، جنبه اي از زندگي، خواه فردي و خواه اجتماعي را بازگو ميكنند. دلايلي كه مؤمنان براي توجيه آنها به كار ميبرند ممكن است غلط باشد، و عموما اين طور است؛ولي دلايل حقيقي و درست نيز وجود دارند، و اين وظيفه علم است كه آنها را كشف كند. پس در واقعيت هيچ ديني نيست كه نادرست باشد. هر ديني به سبك خاص خود درست است، همه اديان به شرايط معين هستي انسان پاسخ ميدهند، اگرچه به شيوههاي مختلف “. 396
بنابراين از نظر دوركيم اولاً نهادهاي مذهبي -باورها و اعمال -را نمي توان به گونه اي تحقير آميز خيال پردازي كاملي دانست كه با هيچ چيز در واقعيت مطابقت ندارد. به ويژه جامعه شناسان نمي توانند چنين نگرشي داشته باشند.ثانياًهمه اديان درست ميباشند. 397 هر ديني با هر شكلي و صورتي حقيقت دارد. به نظر او حتي ابتدايي‌ترين دين هم بيانگر نوعي حقيقت است و اين حقيقت، همان چيزي نيست كه معتقدان تصور مي‌كنند.398
يكي از دلايل دوركيم در رد ديدگاه

پایان نامه
Previous Entries توزيع، فراواني، پايان Next Entries فراواني، پايان، تحقيق،