پایان نامه با موضوع سوس، حبّ، حبّه، دُهن

دانلود پایان نامه ارشد

ضرورت

چو محتاج اسهال باشد دگر

بده این طبیخ و زواید ببر

سپستان و عناب هر یک از آن

بپز سی درم از حساب وزان

1330
دگر اصل سوس مقشّر نهم

ز مرضوض آن ده درم آورم

سه رَطل آب ریزد پزد اندران

به حدّی که رطلی بماند از آن

پس افکن بنفشه در آن ده درم

رها کن که جوشد دو سه جوش هم

پس از صاف کردن دگر آب آن

ز ترانگبین بیست درهم در آن

ز دوشاب خرنوب هندی بنه

در آن ده درم پس به خسته بده [68]

1335
وگر زان که محتاج باشی در آن

به داروی مسهل زیادت از آن

بینداز در وقت طبخ ای پسر

ز تُربُد چو مرضوض باشد دگر

ولی وزن تُربُد بود یک درم

زیادت بران تا سه مثل است هم

سه درهم لسان الحمل سَحق آن

بیفکن در آن تا خورد ناتوان

موم روغنی

دگر قیروطی در لهیب صدور

چو حمّی بود ورنه دراین شرور

1340
یکی شمع مغسول ابیض بود

چو او را گدازند در دُهن ورد

دگر آب بقله و کدو چون خیار

چو صافی بود مثل همشان بیار

در آن موم روغن به خوردش دهد

چو این آب ها جملگی وا خورد

ولی وزن و مقدار هر آب ازان

چو روغن بود در حساب وزان

بینداز قیروطی منعقد

به هاون ز بهر شراب ممد

1345
بران ریز یک دفعه از آب ها

صلایه کنش آب و آن دایما

به حدّی که آبی نماند در آن

دگر دفعه از آب ریز اندران

به سَحق و صَلایه که اشراب آن

برین گونه این آب ها می خوران

چو قیروطی این آب ها باز خورد

بینداز بر سینه از بهر برد

در این آب از خرقه های نظیف

فرو بر درآن بهر صدر شریف

1350
پس این خرقه ها سرد سازش[به]برف

پس انداز آن را به صدر شگرف

مطحثا

خبر بشنو اکنون تو از مطحثا

شمارند او را شریف از دوا

فراگیر آن را به قرص و به حب

بخور تا ببینی از آنها عجب

ز فانید و صمغ و کتیرا دگر

چو بهدانه و اصل سوس از شجر

در آن آورم از هر یکی مثل هم

ز خشخاش یک جزو و نیم آورم [69]

1355
نشا نصف جزوی بباید دران

از آنها بود قرص یا حب آن

حبّ السُعال و مسکنات آن

نویسم ازین بعد حبّ السُعال

که زایل کند از صدور این ملال

دهد نفع از سرفه و نزله هم

خشونت زداید برد درد و غم

کتیرا دگر ربّ سوس و نشا

چو خشخاش و تخم کدو باقلا

دگر لوز مقشور و تخم خیار

دگر نصف مجموع ازینها بیار

1360
نبات سفید [و] طبرزد بگیر

لعابی ز دانه به بی نظیر

پس اجزا همه جمع گردان به آن

وزان حبّه ها ساز نافع در آن

شب و روز حبّی از آن در دهن

نگهدار کارد شفا زان محن

به جایی که نبود ازین حبّه ها

سپستان بنه در دُهن دایما

دگر حبّ به گیرد اندر دهن

کتیرا و صمغ عرب انجمن

1365
چو دشوار گردد علاج سُعال

به این حبّه زایل کن آن اعتلال

کتیرا دگر رب سوس و نشا

ز هر یک بنه پنج ازین جزوها

ز افیون بنه نصف دانگی در آن

بکن جمع در آب خس کلّ آن

بکن حبّ و هر شب از این حبّه ها

یکی در دُهن نه دوتا یا سه تا

ز خشخاش و میویز بی دانه نیز

خشونت بود گر خورد آن عزیز

1370
ز خشخاش و دوشاب اگر می خورد

همین نفع در سینه حاصل شود

خشونت چو گردد کهن در کلیل

تبش نیز قایم بود آن علیل

بپز صمغ مسحوق رطلی ازان

به دو رَطل آب ای مبارک لسان

به حدّی که گردد شبیه عسل

بنه دُهن لوز اندرآن بی خلل

به تیرش بزن تا شود مجتمع

پس آن لعق کن تا شود منتفع

1375
سُعال بارد [70]

وگر سرفه از برد یابد حصول

بپز اصل سوس و دگر شعر غول

دگر اصل شَمار و تین و زبیب

دگر روغن لوز حلوای طبیب

بپز ادویه صاف کن آب آن

دگر گل عسل حل کن اندران

ولی ادویه کلّ واحد ازان

دو درهم بود قدر آن دروزان

ز قفی دگر قدر مثقال هم

گدازش در آب طبیخ ای حکم

1380
بگو تا خورد صاحب این سُعال

که زایل شود سرفه و اعتلال

معجون قفی

ز قفی بگویم ازین پس خبر

که باشد ترا دایماً در نظر

زبیب لحیم منقّی بگیر

و یا کشمش تازه ی بی نظیر

دراهم بود خمس و عشرین دران

بود سنبل و دارچینی از آن

دگر دار شیشعان اضافه کند

سلیخه دگر زعفران آورد

1385
وزان هر یکی درهمی پس بود

که با دیگر اجزا مرکّب شود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع وجع، طَرخون، خل، سرکه Next Entries منابع مقاله با موضوع مکانیابی، الگوریتم ژنتیک، مکان‌یابی، رفتارگرایی