پایان نامه با موضوع سوره طارق، حل اختلاف

دانلود پایان نامه ارشد

كساني كه دين را اوهام و خرافه، تلقي مي‌كنند، به منشأ ديني اخلاق، حقوق و انديشه علمي تمسك مي‌جويد و ميگويد:
“امروزه همگان در اين نكته توافق دارند كه حقوق، اخلاق و حتي خود انديشه علمي، همه، در دين پديد آمده، تا مدتهاي مديد با آن آميخته بوده و تحت نفوذ روح ديني قرار داشتهاند. يك مجموعه اوهام بي پايه چگونه ميتوانسته است وجدان بشري را تا اين درجه و اين حد تحت تاثير شكل دهنده خويش قرار دهد؟”399
بنابراين از نظر دوركيم قوانين حقوقي و اخلاقي در دوره طولاني از حيات اجتماعي بشر در اختيار دين بوده‌ و در دامن دين، پا به عرصه‌ي هستي گذاشتهاند.و اين مطلب گوياي آن است كه دين پديده اي موهوم نيست.
از نظر علامه (ره) انسان “اگر چه به خدا نيز معتقد نباشد” هرگز از دين، به عنوان”برنامه زندگي كه بر اصل اعتقادي استوار است” مستغني نيست. پس دين همان روش زندگي است و از آن جدايي ندارد.400بنابر اين از نظر ايشان دين حقيقتي فراگير و عام دارد كه هيچ يك از افراد انسان، حتي منكران خداوند، از آن بر كنار نيستند، ولي چنين نيست كه همه اديان بتوانند انسان را به سعادت و خوشبختي واقعي و حقيقي برسانند. از اينجاست كه اديان را به اديان حق و باطل تقسيم ميكند. از ديدگاه علامه طباطبايي، ديني بر حق است و ميتواند سعادت و خوشبختي انسان را تأمين كند كه از سوي خداوند وضع گرديده باشد، از نظر علامه اسلام دين حق است ، ايشان در توضيح اين مطلب ميفرمايد كه:
“منظور از دين حق دين اسلام و احكام و عقايد آن است كه با واقع و حق انطباق دارد.”401
به اعتقاد وي اديان الهي و آسماني ، از حقيقت واحدي برخوردارند كه اسلام نام دارد. ايشان در اين باره ميفرمايد:
“دين نزد خداوند متعال يكي است و اختلافي در آن نيست، و بندگان خود را امر نكرده مگر به پيروي از همان دين، و بر انبياي خود هيچ كتابي نازل ننموده مگر در باره همان دين…آن دين عبارت است از اسلام… اختلافي كه در شريعت هاست از نظر كمال و نقص است نه اينكه اختلاف ذاتي و تضاد و تنافي اساس بين آنها باشد “.402
علامه طباطباطبايي قرآن را كتابي كامل ميداند ايشان در اين رابطه به آيه 14 سوره طارق استناد مي كند كه مي فرمايد :”انّه لقول فصل و ما هو بالهزل “403يعني قرآن سخني است برنده -جداكننده حق از باطل – و هزل و ياوره سرايي نيست.
و همچنين از نظر علامه(ره) معارف اعتقادي حقيقت خالص و حقيقت محض مي باشد و اصول اخلاقي و قوانين عملي كه بيان داشته نتايج و مواليد واقعي همان حقايق ثابته است و چنين چيزي بطلان پذير و به مرور زمان قابل نسخ نيست”.404
2- اشتراك در كاركردهاي مثبت دين
هر دو بر كاركردهاي مثبت دين تاكيد دارند. نگرش دوركيم به دين بيشتر كاركردگرايانه با كاركرد مثبت است. اوتبييني كاركردي از دين ارائه ميدهد. در اين نوع تبيين به كاركرد پديدهها يا نهادها توجه ميشود؛زيرا هر نهاد اجتماعي، در حكم پيكره واحدي است كه نظم و حركت موجود در آن به هماهنگي در كاركرد هر يك از اجزاءو در كل تركيب جامعه مربوط ميگردد.405دوركيم نهاد دين را در كاركرد اجتماعى آن خلاصه مى كندوبه موضوع دين بي اعتناست او مي‌گويد دين نقش مهمي در ايجاد همبستگي و انسجام اجتماعي دارد.علامه طباطبايي (ره)هم مانند دوركيم بر كاركردهاي مثبت دين تأكيد دارد اما نگرش كاركردي او به دين با تحويل گرايي همراه نيست و كاركرد دين را منحصر به بعد اجتماعي آن نمي داند. بنابراين اعتقاد دارد كه دين هم در بعد فردي و اجتماعي و هم در بعد دنيوي و اخروي انسان داراي كاركرد مثبت است. علامه (ره)بر خلاف دوركيم به محتواي اعتقادي و آموزه اي دين توجه دارد.
3- اشتراك دردائمي بودن دين
هر دو دين را عنصري هميشگي در زندگي بشر و لازمه زندگي اجتماعي ميدانند.از نظر دوركيم دين زاده جامعه و آفريده افراد است و براى دوام زندگى اجتماعى لازم و ضروري است. به نظراو تا جامعه وجود دارد، دين نيز خواهد بود و نمي ‌توان جامعه بي‌دين را تصور كرد.او علت ماندگاري و دوام دين را كاركردهايي ميداند كه پاسخگوي نيار جامعه است و همين امر به ماندگاري آن در طي اعصار و قرون كمك كرده است.
علامه طباطبائي معتقد است كه زندگي اجتماعي انسان بدون پيروي از دين و مقررات و برنامههاي ديني و قوانين اسلامي ميسّر نيست و ضمن تأكيد بر اين نكته، با استناد به آيات قرآن نياز انسان به دين را هميشگي ميداند. ازنظراو آيه “الذين اتخذوا دينهم لهوا و لعبا “دلالت دارد بر اينكه انسان در هيچ حالي از احوال بي نياز از دين نيست، حتي آن كسي هم كه سرگرم لهو و لعب است و زندگي خود را مخصوص اين كار كرده به دين محتاج است ؛زيرا بر اساس تفسير آيه “الذين يصدون عن سبيل الله و يبغونها عوجا….”دين عبارت است از راهي كه انسان در زندگي دنيا چاره اي جز پيمودن آن ندارد ؛ براي اينكه خداوند دين را بر طبق فطرت بشر تنظيم كرده است، پس دين با انسانيت انسان بستگي داردو او را به سعادت حقيقي زندگيش ميرساند.406
4- اشتراك درپيوند دين و جامعه
هردو به پيوند نزديك ميان دين و جامعه تأكيددارند. دوركيم دين را تجلّي جامعه ميداند كه انسانها را به هم پيوند ميدهد. او به آثار اجتماعي دين ميپردازد. علامه (ره)معتقد است كه اسلام ارتباط بين دين و جامعه را پذيرفته است. دليل آن هم اين است كه در قر آن آيات زيادي وجود دارد كه صبغه اجتماعي داشته و براي حل مشكلات اجتماعي انسان نازل شده است. علاوه بر اين آياتي نظير”ما كان الناس الا امه واحده واختلفوا. …”407 و ” ما كان الناس الا امه واحده فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا. .. “408در قرآن وجود دارد كه دين را عاملي براي حل اختلافات ناشي ار زندگي اجتماعي ميداند.آنچه كه از اين آيات استفاده ميشود اين است كه جامعه علت ايجادي دين نيست ؛علت پيدايش دين خداست و با اينكه رابطه نخست دين با فطرت انساني است اما براي ظهورش نيازمند به جامعه ميباشد.409 ايشان بر اين باور است كه دين (ره) در تربيت انسانها و هدايت آنها به سوي كمال و سعادت، مسأله حيات اجتماعي را مورد توجه داشته و گزيري هم از آن نبوده است . بويژه با توجه به اين که جامعه، عنصري محوري در تباهي يا سازندگي فرد انساني است.
بنابراين دوركيم و علامه (ره) حضور دين در زندگي اجتماعي را ضروري ميدانند و معتقدند دين در زندگي اجتماعي انسان کارکردهايي دارد آنها به نقش دين در ايجاد نظم و انضباط ، وحدت و انسجام و … ميان افراد جامعه باور دارند . توضيح مفصل اين کارکردها در بحث كاركردهاي دين از نظر دوركيم و علامه آمده است.

بخش دوم: وجوه افتراق ديدگاه دوركيم وعلامه طباطبايي

1- پيش فرضهاي متفاوت در تعريف دين
بسياري از نظرياتي كه درباره منشأ و تبيين دين مطرح شده است، بر پيش فرض هايي مبتني است كه اگر به دقت بررسي شوند، نقاط ضعف آنها نمايان ميشود.
الف) يكي از مفروضات اساسي در بسياري از نظريههاي جامعه شناسي دين از جمله نظريه دوركيم اين است كه همه اديان از ماهيتي واحد و يكسان برخوردارند.بر اساس اين پيش فرض اديان موجود مراحل متفاوتي از يك ماهيت تلقي نموده و دين را مشمول اصل تكامل ميدانند. لذا با توجه با اين دو اصل (اصل وحدت ماهيت اديان و اصل تكامل)صفات و ويژگي هايي را كه در اديان ابتدايي مشاهده ميكنند به همه اديان تعميم ميدهند.همچنانكه دوركيم توتم پرستي را شكل ابتدايي دين ميداند. در واقع مراجعه به اديان ابتدايي بر اساس اين پيش فرض صورت ميگيرد كه همه اديان ماهيت يگانه اي دارند و صور كوناگون اديان، تنها حاكي از مراحل مختلف آن ميباشد.
آيا همه اديان ماهيت واحد دارند؟براي دست يابي به پاسخ مناسب به اين سؤال، لازم است نخست توضيح دهيم كه مقصود از دين چيست ؟دوركيم و علامه طباطبايي، تعاريف متفاوتي از دين ارائه دادهاند.
بر اساس تعريفي كه از دوركيم درباره دين بيان كرديم دين مجموعه اعمال و عقايد مربوط به اشياي مقدس است، به اعتقاد او، امر مقدس همان عنصر اساسي مشخص کنندة ماهيت دين است که در تمامي صور ديني، از جوامع ابتدايي تاکنون، مي‌توان آن را يافت، و از اين رو، تعريف خويش از دين را با استفاده از همين مفهوم ارائه داده است.آيينها و مناسك ديني به امر مقدس مربوط ميشوند. علاوه بر اين، امر مقدس با امور اجتماعي كلان گره خورده است؛ در صورتيكه قلمرو امور غيرمقدس، امور شخصي و فردي است. اين طرز تلقي درباره دين، اساس نظريه دوركيم را تشكيل ميدهد. به عبارت ديگر، دوركيم از همان ابتدا امرمقدس را امري اجتماعي، و غيرمقدس را امري شخصي تلقي ميكند. از اين جهت نتيجه اي كه دوركيم به آن ميرسد، مبني بر اين كه دين چيزي جز تجلّي نيازهاي اجتماعي نيست، امري غريب نيست. در حقيقت با در نظر گرفتن اين پيش فرض، نظريه دوركيم در دام دوري خفي ميافتد؛ يعني همان پيش فرضي را كه قبول كرده بود، درنهايت به عنوان نتيجه ميپذيرد.
دوركيم وقتي اين تعريف را از دين مطرح ميكند، در دفاع از آن پيش فرض ديگري هم دارد. او ميگويد كه دين اعتقاد به جهان فوق طبيعه نيست؛ زيرا مردم ابتدايي كه دين دارند، چنين مفهومي (جهان فوق طبيعي) ندارند. براي مردم ابتدايي تمام حوادث يكسان است، و در نظر آنها قلمرو فوق طبيعي از حوزه طبيعي جدا نيست. آنها تنها امور اجتماعي (امور مقدس) را از امور شخصي و غيرمقدس تفكيك ميكنند. اين پيش فرض دوم دوركيم نيز باطل است و بسياري از دين پژوهان در زمان خود دوركيم به بطلان آن تصريح كرده شواهدي بر خلاف آن ارائه دادهاند. مردم ابتدايي گرچه دقيقاً همان مفاهيم ما را درباره جهان فوق طبيعي ندارند، امّا مفاهيم غيرعادي و غيرطبيعي دارند كه كاملا مشابه مفاهيم مادرباره جهان فوق طبيعي است. علاوه بر اين آنها آن چنان كه دوركيم فرض ميكرد قلمرو امر مقدس را از غيرمقدس تفكيك نمي كردند، بلكه همه جا را عرصه امر مقدس ميدانستند.410
صرف نظر از اينكه چه ايرادهايي بر جامعيت و مانعيت اين تعريف وارد است، بايد به اين نكته توجه داشت كه اينگونه تعاريف نمي تواند گوياي همه واقعيت دين آن هم در همه اديان باشد.اين تعاريف براي آنكه اديان بيشتري را شامل شود، فقط برخي از عمومي ترين خصلتهاي ديني را مورد تاكيد قرار داده است. بدين جهت وقتي اينگونه تعاريف را بر ديني مانند اسلام تطبيق ميدهيم نقصشان بيشتر آشكار ميشود.
بنابر تعاريف علامه (ره)از دين عناصر اساسي ديني مانند اسلام عبارتند از معارف و قوانيني كه از سوي خدا و توسط پيامبر براي اداره حيات بشر فرو فرستاده شدهاند.معارف همه باورهاي هستي شناسي و ارزش شناختي اسلام را شامل ميشودو گستره آن چنان وسيع است كه خدا، ملائكه، بهشت و دوزخ، انسان و سرشت او و به طور كلي دنيا و آخرت را شامل ميشود.قوانين اسلام نيز دستورالعمل هايياند كه اسلام در حيطههاي گوناگون حيات فردي و اجتماعي و دنيوي و اخروي انسان صادر كرده تا انسان و اجتماعي تحقق پيدا كند كه خداوند ميخواهد. 411اسلام همانگونه كه رابطه انسان با خدا(امور عبادي)را مورد توجه قرار داده، رابطه انسان با خود (امور فردي )و رابطه انسان با ديگران(امور اجتماعي)را نيز مورد غفلت قرار نداده و برنامه جامعي براي همه حيطههاي زندگي او ارائه داده است.412 بنابر اين دين اسلام نه صرفا اعتقاد به موجودات روحاني است و نه صرفا نظام يكپارچه عقايد و اعمال مربوط به اشياي مقدس است كه هواداران خود را در يك كليسا جمع ميكند، بلكه افزون بر اينها اسلام يك برنامه جامع براي اداره زندگي انسان است كه از سوي خداوند فرستاده شده، برنامه اي كه همه ابعاد وجودي انسان و تمام گستره حيات اورا شامل ميشود.بنابر اين بين يك تعريف كلي كه قرار است همه و يا اكثر اديان راشامل شود و يا تعريفي كه بيشتر بر ديني خاص صادق است، ممكن است تفاوت زيادي وجود داشته باشد و از اين رو نبايد بدون دليل همه آنچه را مثلاًدر يك دين ابتدايي مورد مشاهده قرار ميدهيم، به همه اديان تعميم دهيم.413
‌طباطبايي‌ در تفسير آيه‌19 آل عمران و همچنين‌ در مباحث‌ مختلف‌

پایان نامه
Previous Entries فراواني، پايان، تحقيق، Next Entries فراواني، پايان، دانشجويان