پایان نامه با موضوع سلسله مراتب، سلسله مراتبی، صاحب نظران، نقطه مرکز

دانلود پایان نامه ارشد

ایجاد روزن ههایی در محدودۀ ساقۀ گنبد )گریو اربانه( نورهایی را وارد فضای داخل می کند که بیشتر مجازهایی از نور حق است که ذهن مخاطب را برای حرکت دیگر غیر از جن جسم آماده می کند.(ایمان طلب، 1391، ص53)
تاریکی اگر با عامل شکوهمند متحد و ادغام شود به نحو کامل تحق پیدا می کند. فضای نیمه تاریکی که در تالار های طاق دار موج میزند یا در زیر شاخه های روشن جنگلی انبوه خود را می نمایاند و به نحوی شگفت با نمایش اسرار آمیز هاله ای نور تقویت شده و به حرکت در می آید که این شکل به شیوایی و شیرینی به روح آدمی سخن می گوین. (قدوسی فر ، 1391، ص44)
روشنایی و ظلمت از نماد های بسیار کهن دین است. آتش هم در حقیقت تمثیل نمادین دیگری از خورشید و نور است که در معابد زرتشتی مورد استفاده قرار گرفته است. (قدوسی فر ، 1391، ص44)
– بهره گیری از معنویت رنگ ها: در قلمروي ماده، رنگ از تجزيه نور به دست مي‌آيد و تعريف آن مورد تاييد همه فيزيكدان‌هاست. رنگ يك عنصر كاملا مادي و محصول تجزيه نور است كه از آن رنگ‌هاي اصلي و از تركيب آن، رنگ‌هاي متنوع و فرعي ديگر نيز به وجود مي‌آيد. در ساحت متافيزيك، رنگ عامل تعين و ظهور است كه در قلمروي عرفان و حكمت مورد توجه قرار مي‌گيرد. اين تمايز به اين معناست كه بنا بر نگره‌هاي عرفاني، وقتي وحدت به كثرت تبديل شد و براساس ظهور عالم امكان شكل گرفت، رنگ يكي از عواملي بود كه به نحوي تمايز ميان تجليات متفاوت و ظهورات مختلف را ايجاد كرد.(بلخاری قهی، 1384، ص12)
در ساحت معنا معمولا عرفا از رنگ با عنوان تجزيه نور صحبت نمي‌كنند، بلكه رنگ را عامل ظهور مي‌دانند. به عبارتي نور مجرد و نور فاقد تعين مادي به وسيله رنگ تعين پيدا مي‌كند و عاملي مي‌شود براي مرئي شدن و براي محل رؤيت. انسان باستان با انديشه آييني از زاويه رنگ‌ها به تمايز و شناخت عميق‌تر ايزدها و فرشتگان و خدايان مي‌پردازد و حتي از رنگ به عنوان عاملي براي آشنايي با سرشت فرشتگان بهره می برد . در جهان‌بيني آييني رنگ‌ها بنا به نسبتي كه با عالم قدس دارند، تقدس پيدا مي‌كنند. مبناي این تقدس گاه در رويت كاركردهاي فيزيكي و طبيعي در عرصه طبيعت، و گاه معاني تجريدي و تاويلي است. (بورکهارت، 1369، ص 80)
رنگ با عشق تطبیق می کند، در فضای قدسی بسیاری از ادیان تجزیه نور واحد به واسطه ماده های رنگارنگ شیشه ها یادآور وجود شناسی نور الهی است. (بورکهارت، 1369، ص 80) استفاده از رنگ ها در بسیاری از آثار هنری نه فقط اتفاقی نیست بلکه با نماد پردازی رنگ ها در کیمیاگری مناسبت دارد. برای مثال آبی فیروزه ای در ترکیب با رنگ هایی گرم گویی تو را به میهمانی آسمان می برد، به میهمانی خدا.(بلخاری قهی، 1384، ص12)
مسلمانان نیز معتقدند خداوند عرش را از انوار چهارگانه سرخ و سبز و زرد و سفید خلق کرد.(بلخاری قهی، 1384، ص13)
– تکرار نقش و ذره گرایی: مساله تکرار نقش از یک طرح اصلی و پایه برخاسته از تفکری بسیار اساسی است که ذره گرایی نامیده میشود. اعتقاد به این که جهان از اجزای بسیار ریزی تشکیل شده است که این واحد ها و اجزا برابرند و از یکدیگر متمایز شده اند. بنابراین انسان می تواند به سبب عدم رقابت با خداوند به ترکیب مجدد آن اجزای طبیعت به هر طریقی که خود مناسب می داند بپردازد. و لذا علت اختیاری بودن تزیین و ترکیبات عناصر و استفاده از تجرید همین است. (اولگ گرابار،1379،ص 224 )
برای مثال در معماری مقدس اسلامی تکرار نمادین اسلیمی نوعی استذکار به انسان بوده است که همواره او را برای رها شدن از عالم اسفل و عروج به ملکوت و به سوی حق تعالی یاد آور باشد به سخنی دیگر منظور از تکرار همان ذکر است.(اسفندیاری، 88، ص 15)
– بهره گیری از خلاقیت هنری: از آنجايي كه انسان موجودي تك بعدي نمي باشد و به صورت فطري به جمال و نو آوري گرايش دارد، معماران كوشيده اند تا با تكيه بر تجارب، تفكرات و خلاقيت فردي شان از يك سو و تجلي معنويت و مفاهيم مقدس از ديگر سو، به خلق اثري بديع و سرشار از مفاهيم و مضامين معنوي در ساحت و ساختاري مادي همت گمارند.(صادقی، 1389) زیرا آنچه روح و جوهر فضاهای سنتی و مقدسمان را سرشته است، ابداع، نوآوری و خلاقیت طراحان آنهاست که اگر عنصری از گذشته به عاریت گرفته اند، روح زمانه ی خود را درآن دمیده اند و به واقع اثری متمایز از گذشته خلق کرده اند. .( بمانیان، 1389، ص 38)
اصالت و نو آوری در هنر های معنوی معطوف به معقولیت و شهودی است که در صور قدسی رخ می نمایاند. ریاضیات و هندسه مقدس نظامی از معقولیت را در صوری زیبا متجلی کرده است. این صور همچنان که در طبیعت مشاهده می شود، دائم در حال تغییر و تحول است زیرا جوهرهی اشیا واجد امکانای است که شاید بتوان آن را خلاقیت مدام نام نهاد. در هر خلقی، اصالت و نوآوری مشاهده می شودو عالم خلق است و تجلی صفات خلاقیت خداوندی. نوآوری و اشالت، چیزی فرعی یا عرضی در سنن خلاق و خلاقیت های سنتی نیست بلکه جوهره سنت و سنن الهی در آفرینش است. هنر به معنی حقیقی و قدسی آن ذاتا اصیل و واجد قوه خلاقانه در کشف صور بدیع هنری است. (نوروزی طلب، 1378، ص119)
“در هنر دینی تمامی اثر باید لبرز از خلاقیت هنری باشد.” ( پورحسن درزی، 1388، ص14) .خلاقیت در هنر مقدس به شکل جمعی بروز می کند.(کامرانی، 1378، ص141)و با تجرد از وجوه مادی و اتصال به عوالم قدس بارز میگردد. (داداشی، 1378، ص 130)
– تجسم سکوت : خاموشی‌، مراقبه‌ و خشیت‌ از عناصر بیدارسازنده‌ و برانگیزاننده‌ی‌ حسّ تعالی‌جویی‌، مطلق‌گرایی‌ و طلب‌ شهود الوهی‌ در ضمیر آدمی‌اند که‌ در انواع‌ هنرها مورد استفاده‌ قرار می‌گیرند. او سخنی‌ از ترستیگن‌ نقل‌ می‌کند که‌ گفته‌ است‌: «خدا حاضر است‌، بگذار تمامی‌ ما خاموش‌ بمانیم‌.» و این‌ را رمز رعایت‌ سکوت‌ و توجه‌ و حضور در عبادات‌ می‌داند. اتّو می‌گوید: «این‌ سکوت‌ نوعی‌ واکنش‌ خودجوش‌ نسبت‌ به‌ احساس‌ حضور واقعی‌ امر قدسی‌ است‌. (همتی، 1383، ص271)
– هنر دینی اصیل و حقیقی، لسان سکوت و مکاشفه شاهد غیبی است، زیرا حقیقتی را که هیچگاه خلق نشده را به تصویر می کشد.( علیپور،1391) در هنر مقدس تجسم تصویری سکوت بیشتر نمایان است که به مدد تقارن و نظم هندسی و عددی حاکم بر اثر یا بر اثر عوامل دیگر تداعی می شود. (کامرانی، 1378، ص145)
– بهره گیری از فضای تهی: اُتّو از مفهوم «خلأ» یا تُهی وارگی برای بیان مفهوم عرفانی عدم، نیستی، فنا و زوال نزد عارفان و نیز در تفكر دینی استفاده می كند. خلأ مانند تاریكی و سكوت نوعی نفی و بطلان است، امّا نفی و بطلانی كه مربوط به یك شی ء خاص و مكان خاص است و به همین سبب می تواند بازتاب دهنده ی واقعی موجود «مطلقاً دیگر» (امر قدسی ) باشد». (همتی، 1383، ص273)
به‌ عقیده‌ی‌ اُتّو، سکوت‌، تاریکی‌ و خلأ سه‌ مظهر و نمونه‌ی‌ بارز تجلی‌ هیبت‌ و اسرارآمیزی‌ امر قدسی‌اند که‌ آدمی‌ را به‌ ترس‌ و لرز ۱۸ (به‌ تعبیر کی‌یرکگارد) و خشیت‌ ۱۹ (به‌ تعبیر اُتّو) در برابر شکوه‌ و عظمت‌ خداوند می‌کشاند و احساسی‌ را در او بیدار می‌سازند که‌ هم‌ هیبت‌آور است‌ و هم‌ لطیف‌ و جذّاب‌، چنان‌که‌ قهر و لطف‌ خداوند و جلال‌ و جمال‌ او با هم‌ آمیخته‌ و درهم‌ تنیده‌ است‌ که‌ حکیمان‌ و عارفان‌ مسلمان‌ ما در این‌ زمینه‌ به‌ تفصیل‌ سخن‌ گفته‌اند و اکنون‌ مجال‌ بحث‌ در این‌ خصوص‌ نیست‌. (همتی، 1383، ص273)
فاصله ی تهی، خلأ دور در سطح افقی از نوعی شكوه برخوردار است. برای مثال در معماری چینی از تأثیر صلابت تالارهای وسیع و انبوه یا ارتفاعات وحشت آور استفاده نمی شود، بلكه در این سبك هیچ چیز با صلابت تر از وسعت خاموش فضاهای بسته، محوطه ی حیاط ها و دالان هایی كه به كار برده شده است، نیست. نقاشی چینی نیز تقریباً هنر خاصی است كه به نقاشی كردن فضاهای خالی می پردازد تا بدینسان آن ها را نمایان سازد و تغییرات لازم را بر روی موضوع واحدی ایجاد كند. تابلوهایی وجود دارند كه در آن ها «تقریباً هیچ چیز» تصویر نشده. این یك ویژگی اساسی سبك آن ها برای ایجاد مهم ترین تأثیرها با كم ترین حركات و مقدس ترین ابزارهاست، و این احساس را به بیننده منتقل می كنند كه خلأ، خود به منزله ی یك موضوع، به تصویر كشیده شده است و درواقع موضوع عمده ی این گونه تابلوهای نقاشی است.
به‌خصوص‌ آن‌ها که‌ در مورد عبادت‌ و مراقبه‌ هستند و این‌ احساس‌ را به‌ بیننده‌ منتقل‌ می‌کنند که‌ خلأ، خود به‌ منزله‌ی‌ یک‌ موضوع‌، به‌ تصویر کشیده‌ شده‌ است‌ و درواقع‌ موضوع‌ عمده‌ی‌ این‌گونه‌ تابلوهای‌ نقاشی‌ است‌. (همتی، 1383، ص274)
– توجه به سلسله مراتب: “در مباحث مربوط به هستى شناسى اصل سلسله مراتب از اصول بنيادين و زير بنايى است، تا آنجا كه در سرتاسر شاكله هاى جهان شناختى، مضمون ثابت جهان سلسله مراتبى تجلى و نمود يافته است وداراى ارتباطى عميق با وجود باطنى انسان است. ” (نصر،138٠، ص 167) این اصل در زمینه هنر های سنتی بسیار مورد توجه و حائژ اهمیت استو این توجه و اهمیت نشان از جایگاه این اصل در شاکله تفکر سنتی دارد. (صاحب محمدیان، 1386، ص69)معماری قدسی نه تنها در ساختار شكل گيرى خود مبتنى بر اصول سلسله مراتبى است، بلكه با هارمونى سارى و جارى در عالم و سلسله مراتب وجودى اى كه بالاتر از مرتبة مادى مربوط به ان قرار دارد نيز منطبق و هماهناگ می باشد. (صاحب محمدیان، 1386، ص70)
وجوه مختلف سلسله مراتبى هر كدام به گونه اى و بر بخشى از ابعاد وجودى انسان موثرند ودر عين حال نيز تاثيرى متقابل ودر هم تنيده بر هم دارند كه در مجموع اثرى شگرف در اعماق وجود انسان به جا مى گذارند . ا بعاد متنوع و گوناگون سلسله مرا تب نظير سلسله مراتب فرمى، سلسله مراتب عمل كردى، سلسله مراتب فضایی و بصرى و…. درابنيه مذهبی اكثر نقاط جهان به وضوح قابل شناسايى است و صاحب نظران و اندیشمندان دراين باب نكات ارزندهاى را مرقوم نموده ا ند.(صاحب محمدیان، 1386، ص71)
حرکت محور از نقطه مرکز به سمت نقطه مثبت با سلسله مراتبی همراه است که هر دو مرحله فربه تر از نقطه قبل می شود.( عسکری خانقاه، 1383، ص 106)
برای مثال ورود به کلیسا، یعنی خروج از عالم عرفی و دخول به جهان قدسی. این خروج و دخول با سلسله مراتبی همراه است. به عبارتی، تمام بخشهای کلیسا اهمیت یکسانی ندارد باورمند مسیحی با جزئیات ویژه ای درگیر است. همه اجزا و بخشهای کلیسا برای وی دارای اهمیت یکسانی نیست. در این مکان قدسی هر چیزی با نظم ویژه ای و در جای تعریف شده خود قرار می گیرد، . ( عسکری خانقاه، 1383، ص 106)
خلاصه اينكه انسان به عنوان عالم صغير آينه تمام نماى عالم كبير است، پس نفس انسانى نيز داراى شئون و سلسله مراتب مشابه و متناظر عالم كبير می باشد. در نگرش سنتى اين سلسله مراتب به عنوان مبناى برقرارى ارتباط ا نسان با جهان هستی مطرح می باشد.( نقی زاده، 1378،س 277) “یعنی هريک از شئون و مراتب بالقوة نفس انسانى در صورت به فعليت رسيدن، مى تواند منجر به شناخت و ادراک مرتبه وجودى متناظر خود در عالم كبير شود.” (صاحب محمدیان، 1386، ص71)
– توجه به جهت عمودی به عنوان بعد مقدس: اینکه انسان راست قامت آفریده شده است یک معنای سمبلیک دارد؛ یعنی قامتی دارد راست و عمودی و طولی، و بنابراین این امر باید در تمامی مظاهر وجود انسان جلوه گر باشد. هنر انسان و تفکر انسان باید عمودی باشد. دین هم یک مسئله عمودی است یعنی به طرف خداست، یعنی یک امر صرف دنیوی نیست. بنابراین هنر حقیقی همیشه به اصطلاح طولی یا عمودی است نه افقی و دنیوی. بزرگی گفته است (اعوانی، 1375)
از کیفیات بنیادین عبادتگاه ها می توان به تجلی حرکت رو به بالا در فضای آن ها اشاره نمود که به نوعی در تعالی و نزدیک کردن انسان به عالم بالا نقش دارد. آنجا که مکان مقدس بستری برای صعود وتعالی است این ویژگی ها در آن متجسم می شود، جهت رو به بالا یک عامل غالب در شکل دهی به مکان مقدس است و به صور مختلفی متجسم می شود: حرکت خود انسان در یک مسیر رو به بالا، ( پلکان) بواسطه اجزای کالبدی مکان (ستون و قوس های جناغی)، به صورت ذهنی و انتزاعی ( محور عمودی گنبد خانه یا چهار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع جهان بینی، فضای معماری، ادیان توحیدی، هنر و معماری Next Entries پایان نامه با موضوع مبانی نظری، ظاهر و باطن، طبیعت انسان، ادیان توحیدی