پایان نامه با موضوع سلسله مراتب، رفتار انسان، نقش برجسته

دانلود پایان نامه ارشد

صور ابتدايي حيات ديني از بسياري جهات، حمله اي است عليه اثبات گرايي طبيعت گرا، كه دوركيم آن را جرياني منتهي به دو نوع اصلي تئوري دين ارزيابي ميكرد: “آنميسم”(جاندارانگاري) و”طبيعت گرايي”. هردو اديان را توهم و بيان ماقبل علمي پديدههاي طبيعي يا روان شناختي ميدانستند، كه دوركيم باطرح مقوله “امر اجتماعي” نظرش را در برابر آنهاتبيين كرد.150
دوركيم در كتاب صور بنياني حيات ديني برا ي ارائه نظريه ديني خود در وهله نخست، دو نظريه معروف آن زمان را رد ميكند:
وي در رد اين ديد گاه كه دين اساساً شناخت امور فوق طبيعي است، باور دارد كه انسانهاي ابتدايي به طور متعارف دو جهان مختلف يعني جهان طبيعت و جهان فوق طبيعي را نمي فهمد. انسانهاي ابتدايي، تمام پديدهها را غير عادي و معجزه ميدانند. تقسيم جهان به طبيعي و فوق طبيعي به انسانهاي متمدن و فضاي فكري بشر كنوني مربوط ميشود؛زيرا اين انسانها از قوانين علوم طبيعي متاثرند.
در رد نظريه دوم، دوركيم معتقد است كه حقيقت دين اعتقاد به وجود خدايي برتر و فوق طبيعي نيست، زيرا ادياني وجود دارند كه در آنها اعتقاد به خدا نيست. به عنوان مثال در بوديسم اعتقاد به خدا وجود ندارد. 151
دوركيم ميگويد:
“چيزي كه به نظر ميرسد، به راستي ويژگي عقايد و آيينهاي ديني است، نه عنصر فوق طبيعي، [بلكه]مفهوم مقدس است. واين مفهوم با فوق طبيعي كاملا متفاوت است”.152
ذات دين به نظر دوركيم عبارت است از تقسيم جهان به دو دسته نمودهاي مقدس و غير مقدس.153اين تقسيم جهان و تمايز شي مقدس از نامقدس ويژگي خاص تفكر ديني است كه در جامعه اتفاق ميافتد، و در واقع اساس دين را تشكيل ميدهد.اشياي مقدس، هميشه برتر، قدرتمند، داراي ممنوعيت براي تماس معمول و شايسته احترام فراوان دانسته ميشوند.اشياي غير مقدس و دنيايي بر خلاف امور مقدس ، به زندگي معمولي و عملي روز مره مربوط ميشوند154. ريشه اشياي مقدس قبل از هرچيز به نيروي جمعي كه تصوري از جامعه است، مربوط ميشود. به زعم دوركيم، مفهوم مقدس دوچيز” ذاتا متناقض” رادر خود دارد:
“تقدس به يك معنا منع شدگي است، آستاني است كه كسي را دليري تجاوز بدان نيست؛ ونيز به معناي دوست داشتني و گرامي است”.155
ازنظر دوركيم در حقيقت مهمترين خصيصه امر مقدس توانايي آن در ايجادخوف است و از اينجاست نيروي وادارنده آن در مورد رفتار انساني، و تقويتي كه ارزشهاي اخلاقي گروه پرستنده را ميكند.156
“مفهوم مقدس جدا از هراس، يا لااقل حرمتي كه ما را از آن دور ميكند وميان ما و آن فاصله مياندازد، الهام بخش ماست، متعلق عشق و آرزوي ماست و ما متمايل بدان و در جستجويش هستيم. پس ايندو همان احساس دو گانه اي است كه متناقض مينمايد”.157
از تعريف دوركيم از دين ميتوان در يافت كه تفاوت ميان اشياي مقدس و نامقدس و ارتقادادن برخي از وجوه زندگي اجتماعي به سطح امر مقدس، براي تعريف دين شرط لازم است ولي كافي نيست، بلكه سه شرط ديگر ضروري است :
1.بايد يك سري باورهاي ديني توسعه يابد. اين اعتقادات، تصاويري هستند كه نشان دهنده ي طبيعت امور مقدس و استمرار دهنده روابطي است كه با يكديگر و حتي با امور نامقدس دارند؛
2.يكسري آداب ديني لازم است. قواعدي وجود دارد كه افراد چگونه بايد در محضر امور مقدس رفتار كنند؛
3.دين نياز به كليسايي دارد كه در آن، اجتماع مؤمنان به وجود آيد.158
بنابر اين در تعريفي كه دوركيم از دين ارائه مي دهد و در فصل اول آن را بيان كرديم روابط دروني ميان امور مقدس، اعتقادات، اعمال و كليسا وجود دارد.ايشان اولين عنصر دين را امر مقدس مي داند.
غرض دور كيم از به كار بردن واژه كليسا در تعريف دين، سلسله مراتب خاص يا روحانيت نيست، بلكه منظورش سازمان اجتماعي منظم معتقدان است كه اعمال اجتماعي مربوط به دين، در حيطه چنين سازماني انجام ميگيرد.159اوكليسا رادومين عنصر دين ميداند و درباره اهميت آن ميگويد:
” اهميت ذاتي دومين عنصري كه بدين سان در تعريف ما جاي ميگيرد از اولي كمتر نيست، زيرا با نشان دادن اينكه فكرت دين از فكرت كليسا [يا امت]جدانشدني است اين احساس را به خواننده ميدهد كه دين بايد چيزي به حد اعلاء جمعي باشد”.160
دوركيم در تعريف دين، قصد دارد باآوردن امور مقدس، شرط لزوم ماوراءالطبيعي بودن دين را از ميان بردارد و ديگر، با اشاره به مفروض گرفتن وجود يك اجتماع اخلاقي براي دين، آن را از انواع ديگر شبه دين، خصوصا” جادو” متمايز سازد.161
بر اساس تعريفي كه دوركيم از دين ارائه ميدهد ابعاد دين نيز روشن ميشود.از نظر او دين فقط نظامي از باور داشتها و مفاهيم نيست ؛زيرا دين نظام عمل نيز هست و در بر گيرنده مناسك عملي است ؛اعمال و مناسك مربوط به امر روحاني و مقدس كه موجب ميشود مؤمنان در كليساها و ساير پرستشگاههاي ديني كه اجتماع و ماواي اخلاقي مومنان است جمع شوند. 162
1-1- دوركيم و بعد مناسكي دين
دوركيم در صور ابتدايي حيات ديني در كتاب سوم تحت عنوان نگرههاي مناسكي دين، طي پنج فصل به بعد مناسكي دين پرداخته است. فصل اول به بررسي آيين عبادي منفي و كاركردهاي مناسك زاهدانه اختصاص دارد. هر آيين عبادي دو جنبه دارد: يكي مثبت، ديگري منفي. فصل نخست، ماهيت و كاركرد آيين عبادي منفي را بررسي مي‌كند.او بيان ميكند كه در هر ديني، موجودات به لاهوتي و ناسوتي تقسيم مي‌شوند واز آنجا كه نقش اين مناسك پيشگيري از آميختگي و مجاورت يابيهاي نابجا و جلوگيري از تداخل يكي از اين دو حوزه در ديگري است، پس قواعدي كه صادر ميكنند ناگزير جنبه پرهيز خواهد داشت از اين رو در هر آييني شاهد مناسك عبادي خاصي هستيم كه هدف آنها فقط اين است كه آنان از دست زدن به بعضي اعمال بپرهيزند؛ پس همه اين مناسك به شكل محرمات و ممنوعيت‌ها يا چنانكه در زبان جاري مردم‌نگاري گفته مي‌شود، به شكل تابو‌هاست. واژه تابو، در زبان مردم پولي‌نه‌زي به كار مي‌رود و مقصود از آن بيان نهاد اجتماعي ويژه‌اي است كه برخي چيزها را از معرض استفاده عمومي خارج مي‌كند. 163پرهيز از خوردن پاره‌اي اشياء يا خودداري از انجام كارهايي خاص يا روزه‌ گرفتن، بيداري كشيدن اعتكاف و خاموشي، همه نمونه‌هايي از پرهيزهاي عبادياند. كيش عبادي منفي وسيله اي براي رسيدن به كيش عبادي مثبت است. البته اين كيش عبادي منفي به اين هدف اكتفا نمي كند كه باشندههاي لاهوتي را از تماسهاي دنيوي و عادي بر كنار بدارد؛بلكه بر شخص خود مؤمن نيز اثر ميگذارد و رفتار و حالات او را به صورت مثبت به دلخواه خود تغيير ميدهد وي با دوري گزيدن از دنياي ناسوت ، به امر لاهوتي نزديك شده است . پس مناسك منفي هم درست مانند مناسك مثبت توانهاي مؤثر و كار آمدي در بشر ايجاد ميكند ؛ هر دو ميتوانند توان ديني افراد را بالا ببرند.164 در واقع عظمت آدمي بسته به اين است كه با درد و رنج چگونه روبه‌رو مي‌شود. مقام ‌آدمي هنگامي به بلندترين نقطه‌اش مي‌رسد كه بتواند چنان بر طبع خويش مسلط شود كه آن را در جهتي خلاف آنچه به طور عادي و خود انگيخته ممكن بود در پيش گيرد، براند و مهارش را در دست داشته باشد و بشر از اين راه ميان همه ديگر آفريده‌ها مقامي منحصر به فرد پيدا مي‌كند، چرا كه آن آفريده‌ها كوركورانه به همان راهي مي‌روند كه لذات و خوشي‌ها آنها را بدان مي‌كشاند؛ بشر با اين كار، پايگاهي خاص خودش در جهان به دست مي‌آورد. درد كشيدن نشانه آن است كه برخي از پيوندهايي كه آدمي را به جهان ناسوت مرتبط مي‌كردند گسسته شده است.165اعمال زاهدانه مختلف به بشر مي‌آموزند براي آنكه خدايان در زندگي وي مقامي شايسته خويش داشته باشند از منافع ناسوتي اش بگذرد از اين رو اينگونه محروميت‌ها نوعي مكتب خودسازي و آزمودگي براي بشرند و باز به همين دليل است كه زاهدان نمونه اعلاي چنين از خودگذشتگي هستند زيرا وجود چنين اشخاصي در حكم الگوهاي زنده‌اي براي تشويق ديگران به اين گونه آزمون‌هاست. البته زهد نيز تنها به هدفهاي ديني خدمت نمي كند و در اينجا هم، مانند جاهاي ديگر، علايق ديني فقط قالب نمادين بيان علايق اجتماعي و اخلاقي‌اند.166
فصل دوم از كتاب سوم، در پي تبيين نوع ديگري از مناسك است كه دوركيم آن را كيش عبادي مثبت مي‌نامد. مناسك مثبت به طور كلي هسته مراسم را تشكيل ميدهد و واسطه پيوستن به الوهيت است. در توتميسم استراليا يي، مناسك مثبت نوعاً در دو مرحله سازمان داده ميشوددر اولي مناسكي به نمايش گذاشته ميشود كه نشان كاميابي حيوان يا گياهي است كه توتم است به دنبال آن فعاليت مناسك رسمي موقتاًبه حال تعليق در ميآيد، گرچه حالتهاي شور ديني در حد بالاي خود باقي ميماند. در مرحله نهايي مراسم، قسمتي از توتم طبق مناسك خاص خورده ميشود و آوازهايي در ستايش دستاوردهاي درخشان اعضاي در گذشته قبيله، اعم از انسان يا غير انسان خوانده ميشود.اين عمل سرچشمه رسم قرباني كردن است كه در اديان پيشرفته تر نقش برجسته اي دارد.167به نظر دوركيم آيين قرباني، نوعي از آيين عبادي مثبت است. به نظر او نخستين كسي كه توانست تلقي سنتي درباره اين آيين را متزلزل سازد، رابرتسون اسميت بود. تا زمان او، همه خيال مي‌كردند قرباني كردن نوعي باج دادن يا بزرگداشت اجباري يا از سر لطف است. اما او نشان داد كه اين تبيين، دو خصلت اساسي كيش عبادي را در نظر نمي‏گيرد: نخست آنكه همواره در قرباني بحث بر سر نوعي غذاست و دوم آنكه اين غذا چنان است كه هم مؤمنان نذركننده‌اش در آن مشاركت دارند و هم در همان حال، خدايي كه غذا نذر او شده است.168 دوركيم در امتداد كار اسميت مي‌كوشد تا كاركرد دقيق‌تر آيين قرباني را توضيح دهد. اگر بخواهيم از منظر تازه‌اي به آيين قرباني بنگريم، مي‌توان آن را تلاش براي يكي شدن با خدا از راه تغذيه بدانيم…. قرباني‌كنندگان با تخصيص سهمي از قرباني خود به خدا و خوردن سهم ديگري از آن با خدا همسفره مي‌شوند و بدين طريق گامي به سوي هم گوهر شدن با او برمي‌دارند. به عبارت ديگر قرباني نوعي شيوه همذات شدن است ، مؤمن با فرو بردن يك عنصر لاهوتي با خداي خودش همذات ميشود.
اما چرا بايد بشر چيزي را بيافريند، آنگاه او را بپرستد و به درگاهش قرباني كند و بخواهد با او همذات گردد؟ پاسخ دوركيم آن است كه وجود خدايان كه نماد جامعه‌اند، براي حيات اخلاقي جامعه لازم است. از اين رو، ميان الوهيت و پرستندگانش نوهي تبادل خدمات وجود دارد كه به طور متقابل يكديگر را مقيد ميسازند. قاعده duo ut desيعني ميدهم تا تو هم بدهي همانا مكانيسم نظام قرباني گذار، يا به طور كلي تر، تمامي كيش عبادي مثبت را، به شيوه اي ضمني بيان ميكند.به نظر دوركيم اصل لاهوتي چيزي جز صورت جوهريت يافته و دگرگون شده جامعه نيست لذا حرفي را كه درباره الوهيت گفتيم درباره جامعه هم تكرار ميشود. خدايان نيز مانند جامعه جز در آگاهي افراد و وجدانهاي بشري جايي ندارد. اگر افراد نباشند، خدايان نيستند، اما اگر خدايان نيز نباشند، جامعه از ميان مي‌رود و انسجام گروهي و قواعد اخلاقي كه لازمه زيست انساني است ، نابود مي‌گردد.169 از نظر دوركيم تشريفات ديني هر قدر هم كم اهميت باشند، اجتماع را به حركت در مي‌آورند؛ گروههايي از مردم را براي برگزاري اين جشنها گرد هم ميآورند. پس نخستين اثر آنها اين است كه افراد را به هم نزديك ميكنند ، بر تماس هايشان با يكديگر ميافزايند و صميميت بيشتري بينشان ايجاد ميكنند.170
فصل سوم مناسك تقليدي را بيان ميكند كه نوع ديگر از مناسك عبادي مثبت است كه از نظر دوركيم هدف از برگزاري آنها يا تكميل مناسك اول يا تشديد آثار آنهاست.اين دسته از مناسك عبارت است از فريادهايي كه منظور از آنها تقليد كردنِ جانور توتمي در حالتها و جنبههاي متفاوت آن است ؛ به همين دليل دوركيم اين گونه مناسك را مناسك تقليدي مينامد. 171اصلي كه مبناي همه اينها را تشكيل ميدهد از اصول بنياني چيزي است كه علي العموم و به صورت نابجا جادوي سمپاتيك ناميده ميشود اين اصول به طور معمول به دواصل بر ميگردند. اصل نخست ميگويد كه :هر آزاري كه به شيء برسد به هر آنچه كه با آن شيءرابطههاي از نوع مجاورت يا با وي هر نوع

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع ناخودآگاه Next Entries پایان نامه با موضوع حقوق انسان، تحول گرا