پایان نامه با موضوع سرمایه فکری، سرمایه انسانی، دارایی ها، مزیت رقابتی

دانلود پایان نامه ارشد

نوآوری
در دنیای پر تلاطم امروزه که سازمان ها و صنایع برای از پا درآوردن رقبای خود، با بی رحمی تمام عمل نموده و از هیچ کوششی فرو گذار نمی کنند، نیاز به خلاقیت و نوآوری در خدمات و محصولات، بیش از پیش نمود پیدا کرده است.
این دیدگاه به نوعی جزء دیدگاه مبتنی بر منابع محسوب می شود. همانطور که اشاره شد، منابع را می توان به دو محسوس و نامحسوس طبقه بندی نمود. توان خلاقیت و نوآوری را می توان در زمره منابع نامحسوس به شمار آورد (Dess & Lumpkin, 2003).
توان خلاقیت و نوآوری، ممکن است منسوب به منابع انسانی و یا دارایی های سازمانی باشد. توان خلاقیت منابع انسانی، به ایجاد محصولات و خدماتی متمایز در زیبایی و جذابیت ظاهری و نوآوری در دارایی های سازمانی نیز در نهایت می تواند به کاهش هزینه های عملیاتی، کاهش زمان تولید و ارائه محصول و حتی توسعه محصول و رسوخ در بازار منجر گردد(مهری، 1380).
نوآوری را می توان به نوعی مهمترین سنگ بنا برای مزیت رقابتی به حساب آورد. چون در دراز مدت رقابت به واسطه نوآوری ادامه می یابد. اگرچه تمام نوآوری ها موفق نمی گردند ولی آن هایی که موفق می شوند می توانند به عنوان منبع مهمی برای مزیت رقابتی به حیات خود ادامه دهند. دلیل آن این است که با استفاده از تعریف، یک نوآوری موفق به شرکت چیزی منحصر به فرد عطا می کند. چیزی که رقبا از داشتن آن محرومند (البته تا زمانی که آن را تقلید نمایند). این منحصر به فرد بودن می تواند شرکت را قادر سازد تا خود را از رقبایش متمایز سازد و قیمتی بالاتر برای محصولاتش در نظر بگیرد و یا می تواند شرکت را قادر سازد تا هزینه هر واحد را نسبت به رقبایش بسیار پائین بکشد.
این دیدگاه، در بر گیرنده توان تحقیق و توسعه، توان به کارگیری فناوری اطلاعات و مدیریت دانش می باشد(Mc Gahan & Silverman, 2006).

2-1-10- سایر دیدگاه ها
علاوه بر دیدگاه های ذکر شده، عوامل دیگری نیز می باشند که به نوعی بر رقابت پذیری و کسب مزیت رقابتی، تأثیرگذار می باشند. در این پژوهش به بررسی تأثیر عوامل دیگری مانند سرمایه فکری، هوشمندی رقابتی، فناوری اطلاعات و مدیریت دانش و چگونگی تأثیر آنها بر افزایش توان رقابتی این سازمان پرداخته خواهد شد.
2-1-10-1- سرمایه فکری
با وقوع انقلاب ((تکنولوژی اطلاعات))، شکل گرفتن جامعه اطلاعاتی و شبکه ای و نیز رشد و توسعه سریع تکنولوژی برتر، الگوی رشد اقتصاد جهانی تغییر اساسی کرده است. در نتیجه این تحولات، دانش به عنوان مهمترین سرمایه، جایگزین سرمایه های مالی و فیزیکی در اقتصاد جهانی شده است. در یک سازمان دانش محور، روش های سنتی حسابداری، که مبتنی بر دارایی های ملموس سازمان است، برای ارزش گذاری سرمایه فکری، که بزرگترین و ارزشمند ترین دارایی نا ملموس سازمان ها است، نا کافی است. رشد نوظهور سرمایه فکری، حوزه تحقیقاتی جدیدی برای محققان و دست اندر کاران سازمانی است که بر ایجاد مکانیزم های اندازه گیری جدید، برای گزارش دهی متغیرهای نا ملموس مهم، مثل سرمایه انسانی، سرمایه سازمانی، رضایت مشتری و نوآوری تمرکز دارد (قلیچ لی، 1385).
در یک تعریف ساده، سرمایه فکری عبارت است از تفاوت بین ارزش بازاری و ارزش دفتری دارایی های یک سازمان (Seetharaman et al , 2002). در تعریفی دیگر، از سرمایه فکری به عنوان همه فرآیندها و دارایی هایی نام برده می شود که معمولاً در ترازنامه منعکس نمی شوند. متأسفانه هیچ تعریف جهانشمولی از سرمایه های فکری وجود ندارد. اغلب، اصطلاح ((سرمایه فکری)) مترادف با ((دارایی های نا ملموس)) در نظر گرفته می شود. در حالیکه، براساس تعریف سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، سرمایه فکری نه به عنوان یک مترادف، بلکه به عنوان زیر مجموعه دارایی های نا ملموس یک کسب و کار در نظر گرفته می شود (Bontis et al, 2002).
به عبارت دقیقتر، عوامل نا ملموس مانند شهرت، وجود دارند که به لحاظ منطقی بخشی از سرمایه فکری سازمان نیستند. شهرت سازمان ممکن است محصول فرعی سرمایه فکری سازمان باشد، اما نمی تواند بخشی از آن محسوب شود (Roos et al , 1997). صاحبنظرانی که ادبیات سرمایه فکری را بازنگری کرده اند، عبارتند از بنتیس (1999)، روس و همکاران (1997)، بروکینگ (1996) و استوارت(1997). آرا و نظریات زیر، نکات مهمی است که توسط این چهار محقق برجسته ارائه شده است:
سرمایه فکری اصطلاحی مبهم و پیچیده است، اما زمانی که مفهوم آن درک و مورد بهره برداری قرار گیرد می تواند منابع جدیدی فراهم سازد که از طریق آن ها، سازمان بتواند رقابت کند (Bontis, 1996).
در تعریفی دیگر، بنتیس (1998) معتقد است که سرمایه فکری عبارت است از تلاش برای استفاده مؤثر از دانش (دانش، محصول نهایی اطلاعات محسوب می شود. اطلاعات ماده خام برای دانش است)(Bontis, 1998).
سرمایه فکری اصطلاحی برای ترکیب دارایی نا ملموس سازمان بازار، دارایی فکری، دارایی انسانی و دارایی زیر ساختاری است که سازمان را برای انجام فعالیتهایش توانمند می سازد (Brooking, 1996).
سرمایه فکری عبارت از توانایی ذهنی جمعی یا دانش کلیدی به صورت یک مجموعه است (Stewart, 1997).
سرمایه فکری نیز دارای اجزای یکسانی می باشد. در یک طبقه بندی ساده، این اجزا عبارتند از: سرمایه انسانی، سرمایه سازمانی و سرمایه رابطه ای (Edvinsson & Sullivan, 1996).
2-1-10-1-1- سرمایه انسانی
سرمایه انسانی شامل تمام دارایی های فکری سازمان ها (Roos et al, 1997) مانند دانش، مهارت و سایر قابلیتهای کارکنان بوده که آنان را قادر می سازد مشکلات مربوط به سازمان و مشتریان را بر طرف سازند (Skandia, 1994; Sullivan, 1998).
این نوع سرمایه، کلیه دانش موجود در افراد سازمان را در بر گرفته (Bontis, 2001) و قابلیتهای سازمان را در یافتن بهترین راه حل از طریق دانش کارکنان نشان می دهد (Bontis, 1998).
سینت- انج (1997) سرمایه انسانی را مجموع قابلیت های افراد برای حل مسائل مشتریان و هر آنچه که افراد قادرند به تنهایی و به طور دسته جمعی انجام دهند، تعریف می کند (Edvinson & Malone, 1997). همچنین از سرمایه انسانی به عنوان شایستگی ها، تجربیات فردی، قضاوت، رهبری و انگیزش یاد می شود (Allee, 2000; Sveiby, 1997; Petti & Guthrie, 2000, Mayo, 2000).
در تعریفی دیگر، سرمایه انسانی را ترکیبی از میراث ژنتیکی، تحصیلات و تجربه افراد در مورد زندگی و کار تعریف می کنند (Hudson, 1993).
تعریف ا.ای.سی.دی (1998) از سرمایه انسانی چنین است: دانش، مهارت، شایستگی ها و سایر نگرش هایی که در افراد یا گروه های انسانی که در طول حیاتشان به دست آمده و برای تولید کالا ها یا ارائه خدمات و ایده های نو در بازار مورد استفاده قرار می گیرد (OECD, 1998). هانس و لاوندال (1997) که منابع نا مشهود سازمان را شامل دو بخش شایستگی ها و منابع رابطه ای می دانند، معتقدند شایستگی، قابلیت کارکنان در انجام وظایف محوله توسط مهارت، دانش و هوشمندی شان است (Haanes & Lawendahl, 1997). از آنجا که سرمایه انسانی از طریق روش های مختلفی چون طوفان ذهنی، مهندسی مجدد فرآیندها یا بهبود مهارت های فردی، منبعی برای نوآوری استراتژیک محسوب می شود، در سازمان ها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است (Bin Ismail, 2005).
2-1-10-1-2- سرمایه سازمانی
سرمایه سازمانی دارایی های فکری سازمان ها را شامل شده (Roos et al, 1997) که در بر گیرنده عواملی چون پایگاه داده ها، اطلاعات مربوط به مشتریان، علائم تجاری و ساختار سازمانی بوده و هنگامی که کارکنان شب ها به خانه شان باز می گردند، در سازمان باقی می ماند (Skandia, 1994). این نوع سرمایه، متعلق به سازمان بوده و مستقل از افراد می باشد (Edvinson & Malone, 1997) و همچنین قابلیت سازمان ها برای برآوردن نیازمندی های بازار است (Saint- onge, 1996). سالیوان (1998) سرمایه سازمانی را به صورت مجموعه عواملی تعریف می کند که از سرمایه انسانی حمایت می کند؛ مانند سیستم های اطلاعاتی، نرم افزارها، روش های کاری، برنامه های بازاریابی و اطلاعات سازمان (Sullivan, 1998). همچنین در تعریفی دیگر، سرمایه سازمانی را شامل سیستم های اطلاعاتی، سیستم های شبکه ای، فرآیندهای مدیریتی، پایگاه داده ها و حقوق انحصاری (Mayo, 2000; Guthrie & Petty, 2002) و همچنین ارتباطات، فناوری های نوین، فناوری اطلاعات می دانند (Allee, 2000). سازمان هایی که از نظر سرمایه سازمانی در سطح مطلوبی قرار دارند، از لحاظ قابلیت های سرمایه های فکری نیز از وضعیت مناسبی برخوردار بوده و همواره در پی ایجاد فرهنگی قوی به جهت یادگیری و خلاقیت کارکنان می باشند (Bontis, 1998;Bontis, 2003). چنین سازمان هایی برای افرادشان محیطی فراهم آورده که در آن به خلق دانش پرداخته و سپس آن را به اشتراک بگذارند (Sullivan, 1998). ضرورت و لزوم سرمایه سازمانی، پیاده سازی دانش موجود در ذهن افراد در سازمان است (Bontis, 2002).
2-1-10-1-3- سرمایه رابطهای
سرمایه رابطه ای شامل روابط داخلی و خارجی با ذینفعان سازمان می باشد (Roos et al, 1997). این نوع سرمایه در ارتباط با تأمین کنندگان، خرده فروشان، عمده فروشان و بخصوص مشتریان وجود دارد.
وفاداری مشتریان را می توان جزئی از این نوع سرمایه دانست (Haanes & Lawendahl, 1997).
مفهوم سرمایه رابطه ای در ابتدا با نام سرمایه مشتری شناخته می شد، به تدریج به سرمایه رابطه ای بسط داده شده (Sveiby, 2003) که روابط با سایر ذینفعان و اطلاعات بازار که برای جذب و حفظ مشتریان مورد نیاز است را در بر می گیرد (Stewart, 1997). این سرمایه عبارت است از همه دارایی هایی که روابط شرکت با محیط را ترتیب دهی و مدیریت می کند و شامل ارتباط با مشتریان، سهام داران، عرضه کنندگان، دولت، مؤسسات دولتی و رقبا می باشد. اگرچه مهمترین بعد سرمایه رابطه ای، سرمایه مشتری است، ولی نباید تنها این بعد را مد نظر قرار داد (BOZBURA, 2004). در تعریفی دیگر، سرمایه رابطه ای را سرمایه بازاری تعریف کرده که به شایستگی های سازمان برای مدیریت و ادغام روابط خارجی با سهامداران بیرونی اطلاق می شود (Seetharaman et al , 2002).
2-1-10-1-4- نقش سرمایه فکری بر رقابت پذیری
گروهی از صاحبنظران در مورد مزیت رقابتی معتقدند که یک شرکت زمانی می تواند پیروز یک نبرد رقابتی شود که دارای دانشی مناسب تر از رقبایش باشد (Inkpen, 1998; Zack, 1999). از این دیدگاه، مزیت رقابتی اساساً از شرکت و دانش آن ناشی می شود (Cater, 2001). گفته شده است که دانش یک منبع خوب مزیت رقابتی است، چرا که یک شرکت، زمانی که دارای دانش مناسب باشد می تواند از این دانش برای کاهش هزینه های نهایی خود در بسیاری از حوزه ها استفاده کند (Grant, 1997).
سرمایه انسانی که ناشی از دانش (یعنی نوآوری، خلاقیت و مهارت)، ارزش ها و فرهنگ کارکنان است نمی تواند دارایی یک شرکت محسوب شود، چرا که کارکنان دانش ها، مهارت ها و تجربیاتشان را با ترک سازمان با خود می برند. بنابراین، سرمایه انسانی مایملک سازمان نیست، تنها می توان گفت سرمایه انسانی در اجاره سازمان است. این بدین معنی است که سرمایه انسانی با ریسک بالایی مواجه است.
اما سرمایه ساختاری عبارت است از هر چیزی که پس از خارج شدن کارکنان در سازمان باقی می ماند. لذا این سرمایه ساختاری است که دارایی شرکت محسوب می شود و شرکت می تواند از طریق آن به تجارت بپردازد (Edvinson & Malone, 1996; Edvinson, 1997).
به همین دلیل، مزیت رقابتی واقعی یک شرکت عمدتاً براساس سرمایه ساختاریش بنا نهاده می شود. بنابراین یکی از مهمترین چالش های مدیریت سرمایه فکری باید تبدیل سرمایه انسانی به سرمایه ساختاری شرکت باشد (Lank, 1997). در این راستا، مدیریت دانش می تواند به آن بخش از فرآیند مدیریت اطلاق شود که بر:
تحلیل نظام مند،
برنامه ریزی،
انباشت، خلق، توسعه و کاربرد دانش
در شرکت تمرکز دارد و به منظور ایجاد مزیت رقابتی در تلاش است که سرمایه انسانی را به سرمایه ساختاری شرکت تبدیل نماید (Cater, 2001).
2-1-10-2- دیدگاه مبتنی بر هوشمندی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع رقابت پذیری، مزیت رقابتی، دارایی ها، بازارگرایی Next Entries پایان نامه با موضوع بازاریابی، فناوری اطلاعات، بازاریابی اینترنتی، مزیت رقابتی