پایان نامه با موضوع سرمایه انسانی، شاخص توسعه، برابری جنسیتی، ضریب جینی

دانلود پایان نامه ارشد

درآمد سرانه خواهد شد.
3) نابرابری جنسیتی و توسعه انسانی: جلب توجه جهانی به اهمیت نابرابریهای جنسیتی در سال 1995، به معرفی شاخصهایی برای سنجش وضعیت توسعهی انسانی و شناخت تفاوتهای جنسیتی منجر شد.
همانطور که اشاره شد، یکی از این شاخصها، شاخص توسعهی جنسیتی است که با استفاده از همان متغیرهای بهکاررفته در شاخص توسعهی انسانی یعنی امید به زندگی، سواد و درآمد، با دخالت دادن عامل جنس به سنجش میزان نابرابریها در بین دو جنس میپردازد. از این رو، شاخص توسعهی جنسیتی، شاخص توسعهی انسانی را براساس جنسیت تبیین میکند و فرض اول آن این است که وجود نابرابریها در هر جامعهای به پائین آمدن سطح رفاه در آن جامعه منجر خواهد شد. البته اجزای این شاخصها اثرات متقابلی بر هم میگذارند. (شکل 3-3)

شکل 3-3- نابرابری جنسیتی و توسعه انسانی
تغییرات در جمعبندی اجزای شاخص درآمد در 1999، اختلاف بین شاخص توسعهی انسانی و شاخص توسعهی جنسیتی را کاهش داد. محاسبهی شاخص توسعهی جنسیتی در سطح جهان نشان داد که بر این اساس، عربستان سعودی و عمان با رقمی برابر 10- ، بالاترین شکاف جنسیتی وجامائیکا با رقمی برابر 6+ ، کمترین شکاف جنسیتی را داشتهاند. آمارها نشان دادهاند که کشورهای ثروتمند شمال از نظر توسعه جنسیتی بالاترین رتبه را دارند. در این مورد، کشور اسلوونی و سپس سایر کشورهایی که مرحلهی گذار را طی میکنند و سپس کشورهای منطقهی کارائیب و آمریکای لاتین و در پائینترین درجات، کشورهای جنوب آسیا و آفریقا قرار دارند (دفتر توسعه سازمان ملل). به علت تفاوتهایی که در روشهای گردآوری اطلاعات وجود دارد، تغییرات شاخص توسعهی جنسیتی عمدتاً جزء کشورهای خیلی فقیر و شامل برخی کشورهای آفریقایی میشوند که مدتها درگیر جنگهای داخلی بودهاند که در طی آن، زنان و کودکان زیادی از خانه و محل زندگی خود آواره شدهاند.
قابل ذکر است که کشورهای درحالگذار اروپایی و روسیه ( با رتبهی توسعه جنسیتی 60) به علاوه چین ( بارتبه 96)، مدتها تحت نظام کمونیستی بودهاند که به طور قانونی به برابری جنسیتی تأکید داشتهاند. با وجود این، کشورهای درحالگذار در شاخص توسعه جنسیتی، نسبت به شاخص توسعه انسانی رتبهای بالاتر دارند. به عبارتی، توسعه جنسیتی آنان پیشرفتهتر از توسعهی انسانی این کشورهاست، در حالیکه در کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه، شرایط عکس است یعنی توسعه جنسیتی آنها عقبتر از توسعه انسانی است. بالاترین تفاوت در رتبهی این دو شاخص به کشورهای عربستان سعودی و عمان تعلق دارد زیرا در این کشورها ثروت ملی بالا نتوانسته است به برابری جنسیتی منجر شود.
به دلیل اهمیت معیار درآمد در این شاخصها، میتوان ارتباطی آشکار را بین سطوح توسعه اقتصادی و شاخص توسعه جنسیتی یافت.
از سوی دیگر، تجارب نشان داده است تا زمانی که اولویتبخشی به زنان به عنوان هدف توسعه تلقی نشود، مشارکت زنان به طور برابر ارزشگذاری نخواهد شد. این مسئله شاخص دیگری را مطرح میسازد که تحت عنوان شاخص توانمندسازی زنان برای سنجش قدرت سیاسی زنان و نسبت حضور آنان در اشتغالات حرفهای و مدیریتی به کار میرود. محاسبهی این شاخص برای کشورها نشان میدهد که در میان کشورهای جهان سوم، بعد از کشورهای درحالگذار، باربادوس با رقمی برابر 18 بالاترین رتبه را دارد.
از پدیدههای مؤثر بر گسترش نابرابریهای جنسیتی در سطح جهان، برنامههای تعدیل ساختاری بوده است. بدینترتیب از تسلط دولت بر منابع اقتصادی کاسته شد و قوانین تجاری دولتی تحت تأثیر قرار گرفتند. در این میان ـ به خصوص کشورهای جهان سوم که در مضیقه قرار گرفتند و از توان آنان در ارائهی برنامههای رفاهی برای شهروندان کاسته شد ـ زنان، اولین گروه آسیبپذیر از این برنامهها بودند، به طوریکه با قطع برنامههای رفاهی دولتها، سهم کار بدون مزد زنان افزایش یافت و در نتیجه انحصارات شرکتهای چندملیتی، استانداردهای بازار، خصوصاً برای زنان، کاهش یافته است.
در پاسخ به تعدیل ساختاری اقتصاد، زنان رهیافت جدیدی برای حیات خود برگزیدند. این رهیافت تحت عنوان « انطباق ناپیدا» خوانده شد. به این ترتیب که زنان سیاستهای انطباق اجتماعی را از طریق فعالیت اقتصادی خود به کار میگیرند. این روش از طریق کار بیشتر و ازخودگذشتگی امکانپذیر میشود.
هژمونی تعدیل ساختاری نئولیبرالیسم، همانطور که گفته شد، مسئولیت رفاه را از دوش دولتها به افراد خانواده به خصوص زنان منتقل میسازد. کاهش دستمزدها و افزایش هزینهی زندگی، اکثر اعضای خانواده را مجبور میسازد که در جستوجوی اشتغال مزدی برآیند و چون زنان کمتر از مردان مزد دریافت میکنند، احتمال پیدا کردن شغل برای آنان بیشتر است.
علاوه بر این، افزایش تولید برای صادرات، اشتغالات جدیدی را در کارگاههای دستی و همچنین در بخش اداری برای زنان ایجاد میکند. در عین حال، گسترش صادرات مواد کشاورزی برای مردان منافع بیشتری را نسبت به زنان فراهم میسازد.
بدین ترتیب، ملاحظه میشود که فقر یکی از فاکتورهای اثرگذار بر افزایش نابرابری جنسیتی است. کشورهایی که از نظر توسعه اقتصادی و انسانی در سطوح پائینتری قرار دارند، بیشتر احتمال دارد که توسعه جنسیتی آنان نیز در پائینترین حد باشد. از سوی دیگر، کاهش نابرابری جنسیتی در دستیابی به توسعه انسانی نقشی قابل توجه را ایفا میکند، به طوریکه:
• کنترل بیشتر زنان بر درآمد به کاهش مرگومیر کودکان منجر میشود.
• در خانوارهایی که مادران باسواد هستند ـ حتی در سطح ابتدایی ـ نسبت به خانوارهایی که مادران بیسواد دارند، نرخ مرگومیر کودکان زیر 5 سال پائینتر است.
• افزایش هر سه سال دورهی آموزشی مادران، مرگومیر کودکان را در حد 15 درصد کاهش میدهد، در حالی که چنین افزایشی در سنوات تحصیلی پدران تنها 6 درصد کاهش مرگومیر کودکان را در پی دارد.
اطلاعات برگرفته از 63 کشور نشان میدهد که دسترسی زنان به تحصیلات، به تنهایی بیشترین نقش را در کاهش سوءتغذیه در سالهای 75- 1970 داشته است و به طور متوسط، 43 درصد این نرخ را کاهش داده است، بنابراین، تفاوتهای جنسیتی در بهداشت و آموزشوپرورش در بین کشورهای فقیر بسیار عمیقتر است. 169

3-5- تحلیل نابرابری جنسیتی سرمایه انسانی در جهان170
همانطور که در مبحث قبل گفته شد نابرابری فرصت‌های آموزشی مسألهای است که اکثر کشورهای جهان به ویژه کشورهای در حال توسعه همواره با آن روبرو بودهاند و این مسأله علاوه بر این که تأثیر مستقیم در عدم توسعه‌یافتگی کشورها داشته، به طور غیر مستقیم و با تأثیری که بر متغیرهای غیر بازاری (اجتماعی) میگذارد، بر رشد و توسعه اقتصادی این کشورها نیز تأثیر منفی گذاشته است، بهعلاوه شکاف جنسیتی در آموزش را جزء اساسی شکاف جنسیتی در سرمایه انسانی است اما معادل هم نیستند، چرا که سرمایه انسانی فقط با آموزش ایجاد نمیشود بلکه تجربه، بهداشت، آموزشهای غیر رسمی و …. همه در ایجاد سرمایه انسانی نقش دارند. از این رو در بحث‌های تئوریک در خصوص نابرابری سرمایه انسانی ممکن است بیشتر به نابرابری جنسیتی در آموزش اشاره شود. این تفاوتها و نابرابریها تأثیر فراوانی بر توزیع درآمدها، رشد اقتصادی، توسعه فرهنگی، توسعه اجتماعی، سیاسی و …. گذاشته است.
«کستل171 و دُمنچ172» فرمولی ارائه کردند که به محاسبه ضریب جینی در خصوص نابرابری جنسیتی سرمایه انسانی میپردازد. از آنجا که پارامترهای استفاده شده برای تعیین ضریب جینی سرمایه انسانی ترکیبی از چند متغیر است که عمدتاً آموزشی است، لذا این ضریب به نوعی توزیع آموزشی را نشان میدهد.
آمار توصیفی حاصل از محاسبات نابرابری سرمایه انسانی در جدول (3-3) آمده است. برای مقایسه علاوه بر مناطق مورد بررسی ضریب جینی سرمایه انسانی را به تفکیک زن و مرد آورده شدهاست. لازم به ذکر است ضریب جینی عددی است بین صفر و یک که هر چه به یک نزدیکتر باشد نشان از نابرابری بیشتر است.
در جدول (3-3) نتایج از قرار زیر است:
GINI M 15: متوسط ضریب جینی سرمایه انسانی برای مردان بالای 15 سال
GINI F 15: متوسط ضریب جینی سرمایه انسانی برای زنان بالای 15 سال
نتایج حاصل از محاسبات به شرح ذیل است:
نابرابری سرمایه انسانی چه در زنان و چه در مردان در مناطق جهان به جز کشورهای پیشرفته از سال 1960 تا 2005 روندی نزولی داشته‌است.
بیشترین نابرابری سرمایه انسانی در سال 1960 مربوط به زنان بالای 25 سال در صحرای آفریقا و کمترین آن مربوط به کشورهای پیشرفته است.
منطقه شرق آسیا که تا قبل از سال 1985 دارای نابرابری سرمایه انسانی بیشتر از آمریکای لاتین بوده است از آن سال به بعد دارای وضعیت بهتری شده و از میزان نابرابری سرمایه انسانی در زنان و مردان این ناحیه کاسته شده و دارای وضعیت بهتری نسبت به آمریکای لاتین شده است.
در همه مناطق جهان نابرابری سرمایه انسانی در مردان کمتر از زنان بوده است.
ایران در ابتدا شاهد نابرابری بسیار زیاد در سرمایه انسانی زنان و مردان بوده است (بالاتر از همه مناطق)، اما در سال 2005 از مناطق جنوب آسیا و صحرای آفریقا پیشی گرفته است.
روند نابرابری سرمایه انسانی زنان بالای 25 سال در ایران همانند منطقه خاورمیانه بوده اما با ارقامی بالاتر یعنی در همه سال‌ها این نابرابری در ایران بیشتر از متوسط خاورمیانه بوده است.
نابرابری سرمایه انسانی در زنان و مردان کشورهای پیشرفته طی سال‌های 1960 تا 2005 کاهش محسوسی نداشته است.
جدول 3-3- آمار توصیفی ضریب جینی سرمایه انسانی مختلف جهان طی دوره 2005- 1960
مناطق
متغیر
میانگین
حداقل
حداکثر
خاورمیانه و شمال آفریقا (11 کشور)
GINI M 15
5/0
33/0
71/0

GINI F 15
61/0
40/0
81/0
زیر خط صحرای آفریقا (22 کشور)
GINI M 15
54/0
43/0
67/0

GINI F 15
64/0
53/0
78/0
آمریکای لاتین و حوزه دریای کارائیب (23 کشور)
GINI M 15
34/0
29/0
40/0

GINI F 15
38/0
32/0
45/0
شرق آسیا (9 کشور)
GINI M 15
34/0
27/0
44/0

GINI F 15
47/0
35/0
63/0
جنوب آسیا (7 کشور)
GINI M 15
54/0
40/0
66/0

GINI F 15
65/0
55/0
75/0
کشورهای پیشرفته (22 کشور)
GINI M 15
18/0
17/0
20/0

GINI F 15
19/0
18/0
21/0
ایران
GINI M 15
60/0
41/0
86/0

GINI F 15
72/0
51/0
95/0

 به نظر می‌رسد دلیل کاهش شدید نابرابری‌ها در کشور می‌تواند ناشی از سرمایه‌گذاری‌های مختلف به ویژه در زمینه آموزش و پرورش و رفع بی‌سوادی در کشور برای زنان بالای 15 سال باشد. از ابتدای دهه 80 با افزایش سرمایه‌گذاری‌های آموزشی در دانشگاه‌ها فاصله نابرابری سرمایه‌ انسانی بین این دو گروه سنی تقریباً یکسان باقی‌مانده است. از طرفی سرازیر شدن جمعیت زیادی از زنان به دانشگاه‌ها در سال‌های اخیر نیز از نابرابری سرمایه انسانی در آنان کاسته است.
دلیل این امر که ضریب جینی سرمایه انسانی در کشورهای پیشرفته طی 45 سال مورد مطالعه کم نشده است، نبود ظرفیت‌های خالی برای سرمایهگذاری در بخش‌هایی است که سرمایه انسانی را می‌سازد. به عنوان مثال کاستن از نرخ بیسوادی در ابتدا بسیار آسان‌تر از زمانی است که بیسوادی تقریباً ریشهکن شده و می‌خواهیم باز هم این نرخ را کاهش دهیم. در این حالت باید سرمایه گذاری‌های بسیار زیادی صورت گیرد تا بتوان اولاً مناطق بسیار دور افتاده را تحت پوشش سواد آموزی قرار داد و از طرفی افراد بسیار مسن که فرآیند یادگیری در آنها بسیار سخت است نیز باسواد نمود.
3-6- رویکردهای اصلاح نابرابری جنسیتی173
3-6-1- توانمندسازی زنان براساس تعاریف سازمان ملل متحد
طبق تعریف رسمی ارائه شده توسط سازمان ملل متحد، «توانمندسازی زنان و مشارکت کامل آنها براساس برابری در همه حوزههای اقتصادی و اجتماعی، از جمله مشارکت در فرآیند تصمیمگیری و دسترسی به قدرت» به عنوان یکی از شالودههای اصلی «دستیابی به برابری، توسعه و صلح» محسوب میشود. ضمن آنکه بیانیه پایانی چهارمین کنفرانس سازمان ملل متحد در حوزه مسایل زنان، اینچنین بیان میکند که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع برابری جنسیتی، نابرابری جنسیتی، امید به زندگی، توسعه انسانی Next Entries پایان نامه با موضوع توانمندسازی، تبعیض جنسیتی، مشارکت زنان، عدالت اجتماعی