پایان نامه با موضوع سازمان ملل، صاحب نظران، سازمان ملل متحد، توسل به زور

دانلود پایان نامه ارشد

از معرفي نماينده خودداري مي کنند و سرانجام آمريکا به تنهايي دو نماينده به نام هاي “کنک” و “کربن” به منطقه مي فرستد. اين دو نفر پس از تحقيقات مفصل گزارشي را بدين مضمون به دولت و کنگره ي آمريکا تحويل مي دهند: “مردم سوريه بالاتفاق خواهان استقلال اند، ترويج صهيونيسم در فلسطين تجاوز زشت و ظالمانه اي به حقوق مردم فلسطين و تخلف واضح از مباني و اصولي است که متفقين قبلا اعلان و امضا کرده اند، و هم چنين مخالفت با پيشنهاد هاي شخص ويلسون است، مهاجرت يهود به فلسطين حتما بايد در حدود معين، آن هم در زمان محدودي مجاز باشد و فکر ايجاد دولت يهودي در فلسطين به طور کلي بايد از بين برود.”
اما چيزي که در عمل روي داد متفاوت از اين گزارش بود و اين امر ميسر نشد جز با نفوذ قدرتمند لابي صهيونيسم در آمريکا که در اين رابطه در فصل سوم به تفصيل سخن خواهيم گفت.
بالاخره بعد از تجزيه ي امپراطوري عثماني، در سال 1922 لايحه ي قيموميت انگليس بر فلسطين به تصويب جامعه ي ملل رسيد.
انگليس زمام امور را به طور رسمي در فلسطين به دست گرفت و يهوديان از سراسر دنيا با وعده هاي فراوان به سوي فلسطين کشانده شدند و هرچند مردم فلسطين اعتراض هاي فراواني به اين تحرکات نشان مي دادند ولي از آن جايي که انگليس حامي يهوديان بود تمام اعتراضات مردم فلسطين به شکل خشن سرکوب مي شد.
و سرانجام ايده و خواست لئو پينسکر که از اولين رهبران يهود و روزنامه نگار ساکن در شهر “اودسا”ي روسيه بود، محقق شد. او در کتاب خود با عنوان “خودمختاري” که در سال 1882 در آلمان منتشر شد نوشته بود: ” از آن جا که اقدامات ضد يهود ريشه کن نمي شود، يهوديان بايد به اقدامات ناسوناليستي متوسل شوند … يهوديان اگرچه ملت محسوب نمي شوند ولي به اتکاي روح جمعي خود به مثابه ي يک ملت هستند.”43 بدين معنا که در 29 نوامبر 1947 (8 آذر 1326) مجمع عمومي ملل قطع نامه اي مبني بر تقسيم فلسطين به دو منطقه ي عربي و يهودي را به تصويب رساند، اسرائيلي ها که منتظر چنين فرصتي بودند، با استفاده از ضعف اعراب، حدود پنج ماه پس از آن، دولت صهيونيستي اسرائيل را تاسيس کردند و اعلام موجوديت نمودند و بلافاصله بعد از آن آمريکا به عنوان نخستين کشور جهان اسرائيل را به رسميت شناخت.
تشکيل رژيم صهيونيستي نقطه ي آغاز بر مناقشه اي شد که بيش از شش دهه از آن مي گذرد و هم چنان لاينحل باقي مانده است.
در کل مي توان گفت مهم ترين عوامل موثر در ايجاد رژيم صهيونيستي عبارت اند از:
1- نژاد اروپايي و تبعيض عليه يهوديان
2- تحولات سده هاي هجدهم و نوزدهم اروپا که منجر به آزاد شدن يهوديان غرب و اروپا و بهبود وضعيت اجتماعي آنان شد.
3- رواج افکار و تمايلات ناسيوناليستي و تولد دولت – ملت
4- اعتقاد مذهبي ديرينه ي يهوديان به ظهور ناجي اي که موجبات بازگشت آنان را به سرزمين موعود فراهم خواهد ساخت.
5- تفکر استعماري اروپايي و سنت تشکيل حکومت هاي مقيم محلي استعماري در آسيا و آفريقا
6- افول امپراطوري عثماني – که فلسطين به مدت چهارصد سال جزيي از آن بود – در سده ي نوزدهم و فروپاشي نهايي آن امپراطوري در جنگ جهاني اول.”44
در پايان بهتر است از ديد يکي از معروف ترين رهبران اسرائيل به نام بن گوريون به دليل، انگيزه و ارزش تاسيس رژيم صهيونيستي براي يهوديان بپردازيم: “بن گوريون در هفتم دسامبر 1938 ميلادي در برابر رهبران حزب کارگر صهيونيسم اظهار مي دارد: ” اگر من بدانم که تمام کودکان يهودي آلمان را از راه بردن آن ها به انگليس مي توانم نجات دهم و يا اين که تنها نيمي از آن را مي توانم به سرزمين اسرائيل منتقل کنم، به يقين راه دوم را برمي گزينم، زيرا ما نبايد تنها به فکر جان اين کودکان باشيم، بلکه بايد در انديشه ي تاريخ ملت يهود باشيم.”
درجايي ديگر بن گوريون در هشتم دسامبر 1942 ميلادي چنين مي گويد: “وظيفه ي صهيونيسم نجات يهوديان اروپا نيست، بلکه آزادسازي سرزمين اسرائيل براي ملت يهود است.”45
جملات فوق به اندازه ي کافي واضح است و جاي توضيح و تفسير بيشتري را باقي نمي گذارد.

2- نگاه مردم و علماي ايران به تاسيس رژيم صهيونيستي:
مردم و علماي ايران از همان آغاز پيدايش مسئله ي فلسطين نقش فعالانه اي در اين باره داشته و در صف مقدم مبارزه با رژيم صهيونيستي بوده اند.
همان طور که در فصل قبل نيز بيان شد در 8 آذر 1326 (29 نوامبر 1347) مجمع عمومي سازمان ملل قطع نامه اي مبني بر تقسيم فلسطين به دو منطقه ي عربي و يهودي را به تصويب رساند و پنج کاه بعد از اين ماجرا اسرائيل اعلام موجوديت کرد. با تصويب اين قطعنامه ي مجمع عمومي، واکنش هاي علماي ايران شروع شد به طوري که در 11 دي ماه 1326، آيت الله ابوالقاسم کاشاني که به تازگي از تبعيد در لبنان به تهران برگشته بود با صدور اعلاميه اي به تمام مسلمانان جهان در مورد تشکيل دولت اسرائيل اعلام خطر کرد. متن اعلاميه به شرح ذيل مي باشد:
“بسم الله الرحمن الرحيم
پس از جنگ جهان سوز دوم گمان مي رفت دول بزرگ عالم از اين همه فجايع و آن همه اتلاف نفوس و اموال و خرابي ها و بيچارگي هاي بشري که سال هاي دراز جبران پذير نيست، پند و عبرت گرفته و به جبران وقايع گذشته براي ايجاد عدل و داد و کندن ريشه ي ظلم و فساد و جلوگيري از جنگ جهاني ديگر، تشکيل سازمان ملل متفق داده که از حقوق و آزادي ملل و دول ضعيف حمايت و پشتيباني نمايند، چنان که در اثناي جنگ به انواع و اقسام مختلف با اين تبليغات عموم ملل را اميدوار نمودند.
ولي متاسفانه از رفتار برخلاف انصاف و موت سازمان ملل درباره ي اندونزي، مصر و فلسطين خلاف آن ظاهر شد و اميد ملل ضعيف مبدل به ياس گرديده است.
معلوم نيست وطن بودن فلسطين براي مهاجران يهودي آلماني و روسي و آمريکايي و غيره مطابق کدام منطق و قانون است؟ که راي به تقسيم آن ها مي دهند، و اگر مي خواهند يهودي ها را از خود راضي کنند و استفاده هايي که منظور است از آن ها بنمايند در مملکت خود به آن ها جا بدهد و آن ها را مستقل کنند، در هر صورت تشکيل دولت يهود، در آتيه کانون مفاسد بزرگ براي مسلمين خاورميانه و بلکه تمام دنيا خواهد بود و زيان آن تنها متوجه اعراب فلسطين نمي گردد و علي اي حال بر تمام مسلمين عالم از هر طريقي که مي شود از اين ظلم فاحش جلوگيري نموده و رفع اين مزاحمت را از فلسطين بنمايند..
خادم الاسلام و المسلمين – سيد ابوالقاسم کاشاني
11/10/1326 شمسي”46
در راستاي اين بيانه ي آيت الله کاشاني است که علي رغم وجود جو خفقان در ايران به دعوت وي جمعيت کثيري از مردم تهران در روز يکشنبه 20 دي ماه 1326 در مسجد سلطاني تهران گرد هم آمدند تا به سخنان وي گوش دهند و به نفع مردم فلسطين تظاهرات کنند، اما دولت وقت که از فعاليت هاي سياسي و مذهبي آيت الله کاشاني بيمناک بود با توسل به زور و قواي انتظامي از سخنراني وي جلوگيري نمود. به همين دليل به جاي آيت الله کاشاني، خطيب معروف، آقاي فلسفي در مسجد سلطاني سخنراني کرد و از مردم خواست که براي کمک به مردم فلسطين به حسابي که در بانک ملي ايران افتتاح گرديده است، پول واريز کنند.
آيت الله کاشاني در 30 ارديبهشت 1327 شمسي مجددا مردم را دعوت به تظاهرات عليه تشکيل دولت اسرائيل کرد. ايشان در بين جمعيت انبوهي که به اين مناسبت گرد هم آمده بودند چنين گفت: “… متاسفانه در نتيجه اين تحولات و پيدايش سياست هاي بوقلموني جهان و به خصوص بر روي کار آمدن حکومت هاي جبار و تبه کار و نفوذ سياست و مداخلات خائنانه و استقلال شکنانه ي شوم دول استعماري، زنجير اتحاد و يگانگي و آن معنويت و برادري و برابري را که اسلام به دور خود کشيده و با نيروي ايمان دانه هاي محکم آن را به هم متصل و پيوسته نموده بوداز يکديگر گسيخته و خاک ذلت بر سر مسلمين عموما ريختند. … چنان چه در اخبار روزانه مشاهده کرده ايد بعضي دول بدون مجوز قانوني فلسطين را که از مراکز مقدسه ي اسلام و محل مسجد الاقصي که قبله ي مسلمين مي باشد و ساليان دراز وطن و مسکن مسلمانان به شمار مي رفت و بر آن حکومت مي کردند و در طي صد ها سال جنگ هاي خونين صليبي و دادن ميليون ها کشته نتوانسته اند اين سرزمين مقدس را از دست مسلمين به درآورند. وطن يهودي ها که از نقاط مختلفه ي عالم به آن جا مهاجرت کرده شناخته اند، در صورتي که حکومت اسلام از قديم الايام بر فلسطين حقي ثابت است. و مسلمين دنيا به خصوص ملت مسلمان ايران چنين اجازه اي را نمي دهند که يهودي ها …… به اين حق ثابت دست تعدي دراز نموده و با چنگال هاي آلوده به فساد و ظالمانه ي برادران مسلمان ما را در هم ريخته و خون آنان را بي رحمانه بريزند. در اين مورد است که پيغمبر اکرم مي فرمايند: من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم … . ما براي شهداي مسلمين فلسطين به خصوص سيد عبد القادر الحسيني شهيد راه اسلام درود فرستاده و به احترام ارواح پاک آنان يک فاتحه مي خوانيم …”47
در پي سخنراني آيت الله کاشاني و برگزاري تظاهرات و در پاسخ به خواسته ي ايشان مبني بر کمک مردم ايران به مردم مسلمان فلسطين، گروه فداييان اسلام اعلاميه اي به اين شرح منتشر کرد:
“هو العزيز – نصر من الله و فتح قريب
خون هاي پاک فداييان رشيد اسلام در حمايت از برادران فلسطين مي جوشد، پنج هزار نفر از فداييان اسلام عازم کمک به برادران مسلمان فلسطين هستند و با کمال شتاب از دولت ايران اجازه ي حرکت سريع به سوي فلسطين را دارند و منتظر پاسخ سريع دولت مي باشند.” 48
در واقع در سال هاي 1326 و 1327 هجري شمسي و در حالي که بيشتر کشور هاي اسلامي تحت استعمار يا قيموميت يا سلطه ي قدرت هاي بزرگ بودند، مردم ايران با راهنمايي آيت الله کاشاني به مبارزه عليه دولت تازه تاسيس اسرائيل برخاسته بودند. در راستاي همين فعاليت ها و براي تشريح جنايات صهيونيست ها، آيت الله کاشاني نامه اي به مضمون ذيل به سازمان ملل متحد نوشت:
“يک عده مهاجر با کمک اسلحه ي دول قدرتمند موفق شدند. اعراب را از يک قسمت از سرزمين فلسطين که خانه ي آن ها بود و قرن ها در آن جا ماوا داشته اند بيرون رانند و اگر دول معظمه به اغماض و چشم پوشي به سازمان از اين تجاوز و حق کشي نداشتند، مرتکب چنين جنايتي نمي شدند و اينک ميليون ها مردم مسلمان جهان چشم به راه تصميمات سازمانند که از اين تعديات جلوگيري نمايند و اجازه ندهند اسلحه و پول بعضي از اعضاي آن سازمان به نفع اقليت کوچکي و به ضرر ساکنين يک قسمت از خاک شرق به کار برده شود.” 49
اين فعاليت ها عليه اسرائيل و استبداد داخلي باعث شد تا به بهانه ي ماجراي تير اندازي به محمد رضاشاه در 15 بهمن 1327 شمسي، آيت الله کاشاني ابتدا به قلعه ي فلک الافلاک لرستان و سپس به لبنان تبعيد گرديد. مبارزات مردم و دولت ايران در زمان دولت دکتر مصدق افزايش يافت که در بخش بعدي همين فصل به تفصيل به آن خواهيم پرداخت.
اما پس از کودتاي 28 مرداد 1332،گروهي از دانشمندان و علماي اسلامي به منظور چاره جويي براي جهان اسلام در مقابله با تهاجمات اسرائيل در فلسطين اشغالي، انجمني به نام “موتمر اسلامي” جهت رساندن نداي مظلوميت مردم آواره ي فلسطين به گوش جهانيان، شکل دادند و تعداد بسياري از صاحب نظران مسلمان جهت شرکت در جلسات اين انجمن، براي هم انديشي و ارائه ي راه حل جهت مقابله با اسرائيل دعوت کرد.
از ايران نيز نواب صفوي دعوت شد. وي در 11/9/1332 با همراهي يکي از دوستان خود به نام حاج ابراهيم خان به عراق و از آن جا به بيروت و سپس به بيت المقدس سفر کرد. و در اين اجلاس ضمن سخنراني به زبان عربي، همه ي حاضرين را به دفاع عملي و اقدام عاجل جهت کمک به مردم فلسطين فرا خواند.
در همين سفر نواب صفوي با عبور از سيم خاردارهاي اسرائيلي و تهييج حضار، باعث مي شود که همه از سيم خاردارها عبور نمايند و در بخش اشغالي قدس نماز

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع محمدشاه قاجار، قرن نوزدهم، روشنفکران Next Entries پایان نامه با موضوع سازمان ملل، سازمان ملل متحد، وزارت امور خارجه، استان خوزستان