پایان نامه با موضوع زنان و دختران، ترک فعل، ارتکاب جرم

دانلود پایان نامه ارشد

نمي شود. از اين رو ست که عوامل جرم زا بر فرد اثر گذارده و او را ناسازگار مي کند. از نظر دانشمندان جرم شناسي تمرکز بر مجازات و سرکوبي آن عملي نادرست است و به دلايل آماري ، حتي سنگين ترين مجازات ها ، طريقه صحيح و مدبرانه اي که بتواند جرم را نابود سازد ،نبوده است . در حقيقت جرم شناسان معتقد شدند که هر فردي که دست به ارتکاب ناهنجاري هاي اجتماعي مي زند، زير فشار هاي گوناگون از مرز سلامت گذشته و بزهکار مي شود.
ج- بزهکاري
شناخت عوامل سازنده جرم، خارج از حوزه فردي، مرحله ديگر بررسي هاي جرم شناسي بود. زيرا در اثر برخورد هايي که بين مکاتب مختلف صورت گرفت، نظر ها از فرد به اجتماع و محيط پيرامون فردي برگشت. اولين کسي که در اطراف اثر عوامل طبيعي و اجتماعي بر جرم به مطالعه پرداخت و از وسيله آمار گيري بهره جست ، کتله بلژيکي بود.
ژامبومرلن مي نويسد : بزهکاري پديده اي است که بدون توجه به بزهکار ، مي توان بررسي کرد و تراکم جرم ، اهميت تيپ هاي مختلف جرايم ، تغييرات احتمالي جرايم از نظر مکان ، زمان ، نژاد ، مذهب و … را به دقت تحقيق نمود. براي مطالعه بزهکاري بايد به روش مقايسه اي دست زد . اين گونه تحقيق بر مبناي تاريخچه ، مردم شناسي ، و آمار صورت مي گيرد . بدين جهت تتبع کليه آمار مربوط به جمعيت ، به دو بخش جمعيت زنداني و جمعيت کل يک جامعه تقسيم مي شود. آن گاه بر مبناي اين دو مقايسه اي به عمل مي آيد که ميزان بزهکاري و روند افزايشي آن بررسي مي گردد. مطالعه پديده بزهکاري ، بررسي رابطه بين عمل و شخصيت را بيان مي دارد.16
بررسي عوامل بزهکاري در بستر محيط اجتماعي به پيدايش علم جامعه شناسي کيفري انجاميد . مکتب تبادل رواني گابريل تارد ، مکتب جامعه شناسي دورکايم ، مکتب محيط اجتماعي لاکاساين و مکتب جامعه شناسي جنائي آنريکو فري هر يک به طرح نظريه اي در مورد بزهکاري پرداختند.17

د- بزه ديده
در مورد بزه ديده تعاريف مختلفي ارائه شده است.آقاي دكتر رايجيان اصلي بزه ديده را اينگونه تعريف كرده اند “بزه ديده شخصي است كه به دنبال رويداد يك جرم به آسيب بدني،رواني،درد و رنج عاطفي،زيان مالي يا آسيب اساسي به حقوق بنيادي خود دچار شده باشد” 18و در جايي ديگر بزه ديده اينگونه تعريف شده است”كسي است كه يك خسارت قطعي آسيبي به تماميت جسمي او وارد كرده است و اكثر افراد جامعه هم به اين مساله اذعان دارند” 19 و آقاي بنيامين مندلسون وكيل متخصص در حقوق كيفري بزه ديده را چنين تعريف كرده است”شخصي مستقل يا متعلق به يك مجموعه كه محتمل آثار دردناك برخي عوامل شده كه اين عوامل داراي ريشه هاي مختلف فيزيكي،رواني،اقتصادي،و سياسي و اجتماعي و همچنين طبيعي(حوادث طبيعي مي باشند)”20
جرم‌شناسان بتدريج دريافتند ، براي ارائه يك مطالعه كامل و همه جانبه از جرم، بايد همزمان به بررسي مجرم و نيز بزه ديده و نيز وضعيت قبل از ارتكاب جرم، بپردازند، لذا مطالعات جرم‌شناسي به سمت بزه‌ديده و شخصيت او روي آورد. اولين بار جرم‌شناسي مشهور آلماني – آمريكايي، فون هانتيك، كتابي تحت عنوان “بزهكار و قرباني او” در سال 1948 به رشته تحرير درآورد و در بخش چهارم آن، به بررسي روابط ميان بزهكار و بزه‌ديده و جوانب مختلف آن پرداخت. وي معتقد بود كه براي شناخت عميق و همه جانبه از جرم و حفاظت مؤثر از جامعه در برابر آن، بايد كليه عوامل مؤثر در ايجاد پديده مجرمانه مورد بررسي قرار گيرند. چرا كه جرم و عوامل ايجاد آن همانند حلقه‌هاي زنجير به يكديگر متصلند، زنجيري كه جرم آخرين حلقه آنرا تشكيل مي‌دهد و نبايد جدا از ساير حلقه‌ها، در نظر گرفته شود. بزه‌ديده نيز يكي از اين حلقه‌هاست، لذا وقتي رفتار مجرمانه را ، فرآيند يك سلسله عوامل فردي و اجتماعي معرفي مي‌كنيم، بايد نقش بزه‌ديده را، نيز، بعنوان عامل خارجي (اجتماعي) در ايجاد وضعيت مجرمانه، مورد بررسي قرار دهيم. اينكه آيا شغل، رفتار مقطعي يا گفتار تحريك‌آميز او در ايجاد اين وضعيت نقشي داشته است يا خير؟ به ديگر سخن، بررسي عناصري كه مكانيسم‌گذار از انديشه به عمل را بوجود آورده‌اند، اهميت قابل ملاحظه‌اي در تكميل مطالعات جرم‌شناسي علت‌شناسانه دارند.21
مفهوم بزه ديده در بحث جرم شناسي و کتاب‌هاي حقوقي تعريف‌هاي متفاوتي دارد، در مجموع مي‌توان آن ها را به تعريف موسع و مضيق دسته بندي کرد. در رويکرد اول، بيش تر به ورود ضرر و خسارت به ديگري توجه شده است تا به منشاء ايراد ضرر وعلل و عوامل جرم. مطابق اين ديدگاه بزه ديده کسي است که يک خسارت وآسيب قطعي بر تماميت شخص او وارد شده است به گونه اي که اکثر افراد جامعه به آن اذعان دارند.22 در تعريف مضيق، به عکس تعريف موسع خاستگاه آسيب ناشي از جرم و منشاء ايراد خسارت در کانون توجه است.
ماده 1 بخش الف از اعلاميه اصول بنيادي عدالت براي بزه ديدگان جرم، مجمع عمومي سازمان ملل متحد (1985) با توجه به همين ويژگي بزه ديده را چنين تعريف مي‌کند: “بزه ديدگان اشخاصي‌اند که در پي فعل ها يا ترک فعل هاي ناقض قوانين کيفري دولت‌هاي عضو از جمله قوانيني که سوء استفاده‌هاي مجرمانه از قدرت را ممنوع کرده‌اند- به صورت فردي يا گروهي به آسيب- از جمله آسيب بدني و رواني- درد و رنج عاطفي، زيان اقتصادي يا آسيب اساسي به حقوق بنيادي خود دچار شده‌اند” البته اشاره به اين مطلب لازم است، بر خلاف نظريه برخي از کارشناسان23 که دو تعريف را مقابل هم مي‌دانند- تعريف موسع و مضيق با هم پيوند دارند و بر اساس هر دو تعريف بزه ديده به افرادي اطلاق مي‌شود که به نحوي از وقوع جرم متحمل ضرر و زيان مادي يا معنوي شده باشد؛ زيرا در هر دو تعريف علاوه بر ذکر خاستگاه ضرر و زيان فعل و ترک فعل به متضرر شدن افراد نيز اشاره دارد.
2-1-2- واژه هاي معادل بزه ديده
در زبان فارسي معادل عربي اين واژه يعني بزه ديده ” قرباني”، “مجني عليه” و” زيان ديده” استعمال مي‌شود. اين واژه در انگليسي به معناي victim)قرباني( به کار رفته است .24
بزه ديده به معناي “قرباني،كسي كه طرف جرم يا شبه جرم واقع شده است مثل قرباني سرقت(مال باخته)”25 و “قانون مبارزه با قاچاق انسان مصوب 28/4/1383-مجلس شوراي اسلامي نخستين قانوني است كه در آن واژ? بزه ديده بكار رفته است(ماده 3)”26
درحقوق ايران براي رساندن اين مفهوم از عبارت هاي متعددي همچون متضرر از جرم، مجروح، مضروب، مقتول، قرباني جرم و شاكي يا مدعي خصوصي استفاده مي‌شود. البته ميان اين اصطلاحات در كاربرد و استفاده، تفاوت هاي ظريفي وجود دارد و ازاين رو در يك تعبير دقيق حقوقي نمي توان اين الفاظ را به طور كامل با هم مترادف دانست،براي مثال، مفهوم مجني عليه در حقوق كيفري و قانون مجازات اسلامي با مفهوم شاكي يا مدعي خصوصي در قانون آيين دادرسي كيفري و با مفهوم بزه ديده در جرم شناسي تفاوت دارد. بزه ديده همان مجني عليه جرم است كه مي‌تواند به وصف شاكي يا مدعي خصوصي نيز متصّف شود. از نظر واژه شناسي، واژه بزه ديده، برگردان يكي از مشتقات واژه انگليسي victimاست كه توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسي در دوره پهلوي اول (1316) به عنوان معادل فارسي مجني عليه وضع شده27 ‌و به شخصي گفته مي‌شود كه به دنبال رويداد يك جرم، آسيب ، زيان و يا آزار مي‌بيند. واژه victim در زبان فارسي به معناي “قرباني” به كار مي‌رود. قرباني نيز اعم از بزه ديده است و در نوشتگان علوم جنايي و جرم شناسي، هرگاه آسيب يا زيان يا آزار وارد شده به شخصي از رفتار مجرمانه انسان ديگري برخاسته باشد، به فرد زيان ديده، قرباني جرم يا بزه ديده گويند.”28
2-1-3 -گونه هاي خاص بزه ديدگان
در اين رابطه مي توان گفت که تکامل سريع جرم شناسي و قلمرو گسترده آن، افق تازه اي در تحقيقات جرم شناسي گشود، به طوري که در دهه 1940، توجه دانشمندان به رابطه ميان بزه ديده و بزهکار جلب مي شود، هر چند پايه گذاران رشته جرم شناسي از حياتي بودن آن آگاه بودند. هانس فون هنتيگ ، بنيامين مندلسون و هانري هنبرگر جملگي بر اهميت بررسي روابط ميان مجرم و بزه ديده به منظور درک بهتر خاستگاه و آثار جرم تاکيد کردند. از زمان انتشار نتايج اين مطالعات پيشگام، دانشمندان زيادي بررسي هاي خود را بر اين جنبه از مساله جرم متمرکز کردند، به گونه اي که جرم شناسي بزه ديده شناسي که اساس آن بر مطالعه بزه ديدگان استوار است، جديدترين شاخه از جرم شناسي نظري است که موضوع آن بررسي ويژگي ها و عملکرد بزه ديده، و روابط وي با مباشر عمل مجرمانه و نقش او در ارتکاب جرم مي باشد. به عبارتي ديگر بزه ديده، به عنوان يکي از کنشگران اصلي يا فراموش شده جرم به تدريج وارد پژوهش ها و مطالعات جرم شناسان و حقوقدانان کيفري شد و شايسته همان توجهاتي تلقي گرديد که از دير باز در علوم جنايي، در ابعاد حقوقي و تجربي آن، براي بزهکار در نظر گرفته مي شد و اين رهيافت که بزه ديده مي تواند در قبل، در طول و بعد از ارتکاب جرم نقش داشته باشد، به نوعي طرز تلقي سنتي براي مبارزه جامعه عليه جرم با تاکيد بر مجازات براي مجرم را اصلاح نمود.
به دليل تنوع بزه ديدگان، جرم شناسان در طبقه بندي آنها با مشکلاتي مواجه گرديده اند و در اين خصوص ديدگاههاي مختلفي ابراز شده است. اين تنوع بزه ديدگان موجب طبقه بندي هاي گوناگوني براساس معيارهاي متفاوتي همچون ضعف و ناتواني، جنسيت، وضعيت ظاهري و فردي و … شده است. اغلب جرم شناسان ميزان نقش و مسئوليت بزه ديدگان يا ضعف و ناتواني آنان را بيش از ساير عوامل مورد توجه قرار داده اند. .
بنيامين مندلسون گونه هاي کنش هاي متقابل بين بزه ديده و بزهکار را در سه مورد ترسيم مي کند .
الف) بزه ديدگان کاملاً بي گناه مانند کودکان بزه ديده ب) بزه ديدگاه سهيم در بروز بزه ج) بزه ديده بزهکار
با توجه به اين موارد در خصوص مشارکت بزه ديده در آسيب سازي نخست بايد تسهيلاتي که خود بزه ديده آن را (آگاهانه و ناآگاهانه) براي وقوع بزه فراهم مي آورد ، دوم رفتارهايي که خطر يا مجال بزه ديدگي را فزوني مي بخشد ، سوم صدور علايمي از سوي بزه ديده و چهارم بي حفاظ بودن آماج بزه، مورد توجه قرار گيرد. 29 خانواده را مهمترين نهادي دانسته اند که جامعه خود را تغذيه مي کند و در سلامت ، شرافت و انحراف آن در سازگاري و نابهنجاري مؤثر است . محيط خانواده در تشکيل شخصيت انسان بسيار موثر است . خانواده در تهذيب اخلاق و جهت دادن افراد به سوي انسانيت و پرورش تکوين شخصيت آنان مي تواند نقش فوق العاده اي ايفا کند . . *با اين وجود به نظر مي رسد از سويي تفکيک و تعيين بزه ديده گان در دسته هاي مشخص نحوه رسيدگي به آنها و ريشه يابي علل و عوامل جرم زا و جلوگيري از تکرار بزه ديده گي را به نحو مطلوب تري ميسر مي سازد از اينرو در ادامه به گونه هاي خاص بزه ديده گان اشاره خواهيم نمود.
2-1-3-1- گونه هاي خاص بزه ديدگان
الف- زنان بزه ديده
زنان و دختراني كه از وقوع بزه به شكل مستقيم(بزه مستقيم بر آنها واقع گردد) و يا غير مستقيم متحمل آسيب و خسارت اعم از مادي يا معنوي گردند ، در اين گروه قرار مي گيرند. همان طور كه مي دانيم ، زنان و دختران به علت شرايط خاصي كه دارند در معرض برخي جرايم بيشتر قرار مي گيرند مثل جرائم جنسي يا ضرب و جرح و يا خشونت هاي خانوادگي30 (كه اين خشونت ها مي تواند به شكل خشونت زوج بر زوجه و يا خشونت پدر بر دختر و يا برادر بر دختر و يا حتي مادر ظهور و بروز داشته باشد) برپايه يافته هاي جرم شناسانه زنان نه تنها كمتر از مردان جرم مرتكب مي شوند بلكه ميزان بزه ديدگي شان نيز به طور كلي كمتر است .31 اين زنان و دختران از آنجا كه ممكن است در آينده مادران فرزنداني شوند بايد در جهت حمايت از آنها بيشتر توجه كرد تا تربيت فرزندان اين قبيل افراد با مشكل مواجه نشده و نيز در حمايت از خود اين افراد از آنجا كه جزء

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع رشته حقوق، منابع محدود، قانون مجازات Next Entries پایان نامه با موضوع قانون مجازات، جبران خسارت، قتل عمد