پایان نامه با موضوع رقابت پذیری، مزیت رقابتی، دارایی ها، بازارگرایی

دانلود پایان نامه ارشد

و رویکردهای مرتبط با رقابت پذیری
قرن بیست و یکم، با حوادث مختلف همچون چالش ها، آشفتگی ها و فرصت های زیادی آغاز شده است. بقا و موفقیت در چنین شرایطی به میزان زیادی به قدرت رقابت پذیری سازمان ها بستگی دارد.
در دنیای پر تلاطم فعلی، یکی از ویژگی های سازمان های موفق، برخورداری از قدرت رقابت پذیری است. قدرت رقابت پذیری بیش از هر چیز در داشتن دیدگاه های جدید در مورد آن نشأت می گیرد. همچنین با گذشت زمان و تغییرات محیطی، عوامل تأثیر گذار بر رقابت پذیری نیز دستخوش تغییر می شوند. بنابراین تنها نظریاتی می توانند همیشه و در همه حال کاربرد داشته باشند که به قدر کفایت با فرآیندهای مدیریتی و تغییرات محیطی سازگار باشند (Ambashta & Momaya ,2002).
رقابت پذیری را می توان به صورت مجموعه ای از دارایی ها و فرآیند هایی دانست که دارایی ها قابل دستیابی یا قابل ایجاد شدن بوده و فرآیندها نیز این دارایی ها را به نتایج اقتصادی تبدیل می کنند (Man, 1998). به عبارت دیگر دارایی ها می توانند مستقیماً از طبیعت به دست آیند (مانند منابع طبیعی) و فرآیندها نیز این دارایی ها را به خروجی (شامل خدمات و محصولات) برای فروش و عرضه در بازار تبدیل می کنند (DC,2001) که در نهایت، این خروجی ها نیز به کسب مزیت رقابتی برای سازمان ها و صنایع منجر خواهند شد (Buckley et al, 1991).
بنابراین می توان اذعان داشت توان رقابتی، وابسته به سه متغیر اصلی دارایی، فرآیند و عملکرد می باشد (Momaya, 2000). برخی از صاحبنظران نیز رقابت پذیری را مرتبط با شایستگی می دانند. آنان تأکید زیادی بر نقش فاکتورهای درونی مانند استراتژی ها، ساختار، شایستگی ها و قابلیت ها برای نوآوری و همچنین سایر منابع مشهود و نا مشهود برای کسب موفقیت در بازارهای رقابتی دارند (Burtlet & Ghoshal, 1989; Doz & Prahald 1987; Hamel & Prahald, 1989, 1999).
این دیدگاه که بیشتر بر مبنای دیدگاه مبتنی بر منابع استوار است (Grant, 1991; Barney, 1991, Peteraf, 1993; 2001). توان توسعه یک سازمان نسبت به رقبای خود را موجب کسب مزیت رقابتی در کلاس جهانی می داند (Smith, 1995). بنابراین سازمان ها برای افزایش رضایت مشتریان خود، باید نسبت به رقبا، کارایی تولیدی بالاتر و قیمت بازار مناسب تری داشته و محصولاتی با کیفیت مرغوب تر ارائه نمایند (Johnson, 1992; Hammer & champy, 1993).
همچنین از دیگر موضوعات مرتبط با رقابت پذیری می توان به بازاریابی، (Corbett & wassenhove, 1993)، فناوری اطلاعات (Ross et al, 1996)، کیفیت محصولات (Swann A Tahhavi, 1994) و توان خلاقیت و نوآوری (Grupp, 1997) اشاره کرد.
از آنجا که تعاریف مختلفی از رقابت پذیری و حوزه های مرتبط با آن، مانند دیدگاه مبتنی بر منابع، دیدگاه مبتنی بر بازار، اقتصاد و تولید ارائه شده است، احتمال این که تمامی تعاریف موجود در تصمیم گیری های مدیریتی جهت دستیابی به مزیت رقابتی مورد استفاده قرار گیرند، اندکی بعید به نظر می رسد (Barney, wright & ketchen , 2001).

2-1-4- مدل رقابت پذیری مینتزربرگ
هنری مینتزربرگ در سال 1988 مدلی را جهت دستیابی به مزیت رقابتی مطرح ساخت که در برگیرنده متغیرهای کیفیت، تصویر عمومی (ظاهر)، طراحی، قیمت، پشتیبانی و عدم تمایز بود و در زیر نشان داده شده است (Mintzberg, 1988).

نمودار2-1- مدل رقابت پذیری مینتزربرگ، Mintzberg
2-1-5- مدل رقابت پذیری کوتا و همکاران
کوتا و همکاران نیز در سال 1989 مدلی را جهت دستیابی به مزیت رقابتی در سازمان ها طراحی نمودند که بر پایه فرهنگ، دانش، هوشمندی و ارتباط با مشتریان استوار بود:

نمودار 2-2- مدل رقابت پذیری کوتا و همکاران، Kotha

2-1-6- دیدگاه مبتنی بر منابع
این دیدگاه اساساً عملکرد سازمانی و موقعیت بازار را تابع ویژگی های سازمانی می داند و رابطه بین مشخصه های سازمانی و نتایج عملکردی را بررسی می نماید. اصل پایه ای دیدگاه مبتنی بر منابع این است که سازمان ها متشکل از مجموعه ای از منابع می باشند و این منابع، منبع رقابت پذیری سازمان بوده و ویژگی های منابع، چگونگی مزیت و حد پایداری آن را مشخص می کند (Ma, 1999).
هدف اصلی این رویکرد، تاکید بر مزیت های رقابتی ناشی از قابلیت های منابع یک شرکت می باشد. منابع، تمام نهاده های مالی، تکنولوژیکی، انسانی و سازمانی را در بر می گیرد. همچنین منابع، پایه ای برای شایستگی فراهم می کنند. در واقع شایستگی های یک سازمان یا صنعت از یک یا ترکیبی از منابع آن به وجود می آیند و خود پایه ای برای مزیت رقابتی ایجاد می کنند. در دیدگاه مبتنی بر قابلیت ها، توسعه بلند مدت شایستگی های یک بنگاه، نقطه شروع توسعه استراتژی را شکل می دهند (Juttner & Wehrli, 1994).
منابع سازمان شامل همه دارایی ها، قابلیت ها، فرآیندهای سازمانی، مشخصه ها و ویژگی های سازمان، اطلاعات، دانش و … تحت کنترل سازمان می باشد که آن را قادر به تدوین و اجرای استراتژی هایی برای بهبود کارایی و اثر بخشی اش می کند (Rodrigrez & Miguel, 2002).
در نظریه RBV ، تمایز مفهومی بین منابع و شایستگی ها به صورت ضمنی وجود دارد. آمیت و اسشومیکر منابع را به عنوان گروهی از عوامل تحت کنترل یا تحت مالکیت و در دسترس سازمان می دانند که می توان آن ها را از بیرون خریداری یا به سازمان انتقال داد. در حالیکه شایستگی ها ظرفیت توسعه منابع را با استفاده از فرآیندهای سازمانی جهت رسیدن به نتایج مطلوب می دانند (Amit & Schomaker, 1993).
ورنر فلت، منابع را به توده غیر منظم تشبیه کرده و بر ضرورت ارائه نقشه ای دقیق از فضای منابع با جزئیات بیشتر را مورد تاکید قرار می دهد (Wernerfelt , 1984).
منابع سازمان شامل همه دارایی ها، قابلیت ها، فرآیندهای سازمانی، ویژگی های سازمان، اطلاعات، دانش و… تحت کنترل سازمان می باشد که آن را قادر به تدوین و اجرای استراتژی هایی برای بهبود کارایی و اثر بخشی اش می کند (Achrol, 1999).
ضمناً این منابع می توانند شامل داده های فرآیندی تولید (اعم از کالا ها و خدمات)، و واحد اصلی باشند که شامل شش گروه می باشند: مالی و فیزیکی (کارخانه، دسترسی به مواد اولیه)، منابع انسانی (دانش، تجربه و مهارت نیروی انسانی)، تکنولوژیکی، شهرت (شناخت مارک تجاری، وفاداری مشتری) و منابع انسانی (ارزش ها و سبک های مدیریت و …) می باشد (Grant, 1991).
در این دیدگاه منابع به دو دسته محسوس و نامحسوس تقسیم بندی می شوند. منابع محسوس یک بنگاه عبارتند از : مالی، فیزیکی، تکنولوژیکی و سازمانی. منابع نامحسوس نیز شامل منابع انسانی، توان خلاقیت و نوآوری و شهرت در محیط می باشد (Dess & Lumpkin, 2003).
قابلیت های فنی و تکنولوژیک اشاره به آن دسته از توانمندی های سازمان دارد که خلاقیت، کارایی، نوآوری، انعطاف پذیری و سرعت یا کیفیت فرآیندها و محصولات سازمان را ارتقاء می دهد. این زیر سازه بر مزیت رقابتی سازمان ها و صنایع بر اساس عناصر استاندارد سازی بر اساس نیازهای آینده، انعطاف پذیری تکنولوژی تولید، توانایی طراحی و ساخت، تحقیق برای توسعه و صرفه جویی ناشی از اقتصاد مقیاس مورد بررسی قرار خواهد گرفت (Achrol, 1997).
دریکس و کول، نقش دارایی های خاص تجمع یافته در طول عمر سازمان را مورد توجه قرار داده و بر ویژگی های منابع سازمانی در دستیابی به مزیت رقابتی تاکید می کنند. این دو در این راستا چهار ویژگی صرفه جویی های تراکم زمانی، کارایی های انبوه دارایی، ارتباط درونی دارایی ها و ابهام را مطرح می کنند(Dierick & Cool, 1989).
پتراف، چشم انداز اقتصادی از دیدگاه مبتنی بر منابع ارائه نموده و ضمن تأکید بر پایداری مزیت رقابتی معیارهای تجانس منابع، عدم تحرک منابع، محدودیت های گذشته و آینده برای رقابت را در این راستا مورد تأکید قرار می دهد (Peteraf & Bergen, 2003).

2-1-7- دیدگاه موقعیت در بازار
امروزه بنگاه ها و صنایع به منظور دستیابی به مزیت رقابتی پایدار، باید مشتری گرا یا بازار گرا، نوآور و کارآفرین بوده، همچنین گرایش بالایی به یادگیری داشته و همواره در صدد بهبود آن باشند. بر اساس این رویکرد، گرایش به بازار منبعی مهم برای به دست آوردن مزیت رقابتی و حتی مزیت رقابتی پایدار محسوب می شود (Liu et al, 2003).
در این رویکرد، ساختار صنعت، عاملی مؤثر بر کسب توان رقابتی صنایع است. این ساختار، ارزش ایجاد شده توسط فعالیت های اقتصادی اعضای صنعت و نیز توان آن ها برای سهیم شدن در ثروت ایجاد شده را توصیف می کند (Hax & Wilde, 1999, 2002).
این رویکرد با استفاده از چارچوب هایی مانند ساختار صنعت، زنجیره ارزش و استراتژی های عمومی، پایه و اساس تعیین مزیت رقابتی و طراحی استراتژی ها خارج از سازمان می باشد. منابع مبتنی بر بازار نیز که از تنوع بالایی برخوردارند عبارتند از: قابلیت های ارتباط با مشتری، دارایی های مبتنی بر شهرت، منابع انسانی و توان نوآوری موفقیت آمیز در بازار (Hooley et al , 2003).
در طول دهه گذشته، این دیدگاه، مورد توجه بسیاری از محققان بازاریابی قرار گرفته است (Wong & Saybder, 1990; Kohli & Jaworski, 1990; Day & Wensly, 1988; Slater & Narver, 1991; Greenley, 1995; Narver & Slater, 1990; Ruekert, 1992, 1993; Kumer et al, 1998).
تحقیقات متعدد نشان می دهد که رابطه مثبتی بین بازار گرایی با عملکرد کسب و کار (Webster, 1992; Slater & Narver, 19994; Hant & Morgan, 1995)، بهبود نگرش های کارکنان ( Jaworski & kohli, 1993)، نیروی فروش مشتری گرا (Siguaw et al, 1994) وجود دارد.
مطالعات تجربی متعددی برای ارزیابی رابطه بازارگرایی با رقابت پذیری (Raju et al, 1993; Ruekert, 1992; Bhuian, 1997; Greenley, 1995)، موفقیت محصول جدید (Applah & Adu, 1997; Atuahence- Gima, 1995)؛ رضایت مشتری (Grayet et al, 1998; chi quan, 2002) صورت گرفته است. اگرچه بدنه اصلی بازارگرایی در حال رشد و پیشرفت است؛ اما اکثر مطالعات گذشته بازارگرایی در کشورهای غربی صورت گرفته است.
هدف این رویکرد شناسایی نیازها و خواسته های مشتری و سپس ارائه کالاها و خدمات جهت برآوردن آن نیازها و خواسته ها به گونه ای بهتر از رقیب است. حرکت فعالیت ها از محیط بیرون (بازار) به محیط درون ( کسب سود و رضایت مشتری) جریان می یابد. نقطه آغاز بازار و تمرکز فعالیت ها به نیازهای مشتری و ابزار برآوردن نیاز، بازاریابی منسجم و هدف سود از مجرای رضایت مشتری است. در این رویکرد شرکت کالاها و خدماتی را تولید می کند که مورد خواست مشتریان است و بدین وسیله رضایت مشتریان را تأمین و به سود دست می یابد. امروزه استراتژی بسیاری از شرکت های موفق بر مشتری گرایی است و مشتری گرایی همانند فرهنگ سازمانی و برنامه ریزی استراتژیک از شرکت جدا نیست (Schlossberg, 1991).
بازارگرایی در طول ده سال گذشته یکی از اصلی ترین موضوعات تحقیقی در بازاریابی استراتژیک بوده است و از بازارگرایی برای اجرای مفهوم بازاریابی و عملیاتی ساختن آن استفاده می شود (Kohli & Jaworski, 1990).
بازارگرایی را می توان در بر گیرنده سه جزء زیر دانست:
1- مشتری گرایی : شناسایی و ارضای نیازهای مشتری،
2-رقابت گرایی : بررسی حرکت های اصلی رقبا،
3- هماهنگی بین بخشی : همه بخش های سازمان با هم در اجرای دو جزء قبل همکاری داشته باشند.
تحقیقات در زمینه بازارگرایی نشان می دهد که بازارگرایی تأثیر مثبت بر عملکرد، سودآوری، رضایت مشتری، نوآوری، یادگیری سازمانی، کارآفرینی و .. دارد (Tse et al, 2003).
2-1-8- رابطه با تأمین کنندگان
تأمین کنندگان جز بسیار مؤثری در زنجیره تأمین هر سازمانی به شمار می آیند که می توانند در سرعت، کیفیت، قیمت و پاسخگویی سازمان نقش پیش برنده یا کند کننده ایفا کنند. بر این اساس تأثیر رابطه با آنها بر مبنای سه معیار همکاری استراتژیکی با آنها، حمایت از آنها و فعالیت های تحقیقاتی مشترک با تأمین کنندگان مورد بررسی قرار گرفته است (Lonch, 1999).

2-1-9- دیدگاه مبتنی بر توان خلاقیت و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع رقابت پذیری، رقابت بازار، صنایع غذایی، بورس اوراق بهادار Next Entries پایان نامه با موضوع سرمایه فکری، سرمایه انسانی، دارایی ها، مزیت رقابتی