پایان نامه با موضوع رقابت پذیری، سهم بازار، مزیت رقابتی، دارایی ها

دانلود پایان نامه ارشد

. سپس در راستای سوالات ایجاد شده، فرضیه های پژوهش تدوین شدند. در پایان نیز کلیات روش انجام پژوهش مطرح شد.

فصل دوم
مبانی نظری
پژوهش

مقدمه:
به منظور تعیین و بررسی ابعاد رقابت پذیری و تاثیر آن بر نوسان سود لازم است ابتدا مروری تئوریک بر مباحث مطروحه در این مقوله صورت گیرد.
لذا در این فصل ابتدا پیشینه نظری تحقیق بیان می گردد که در این راستا مفهوم رقابت پذیری و اهمیت آن و همچنین دیدگاه ها و مدل های مرتبط با آن مورد توجه قرار می گیرد. سپس مدل پنج نیروی رقابتی پورتر و زیر شاخص های آن که در این پژوهش از آن استفاده شده، بیان می شود. در ادامه به بحث پیرامون نوسان پذیری سود و تحقیقات انجام شده در این زمینه پرداخته می شود و در انتها نیز به معرفی صنعت غذایی و اهمیت و جایگاه این صنعت در ایران پرداخته می شود.
در واقع در این فصل با بیان تعاریف گوناگون رقابت پذیری با توجه به رویکردهای مختلف موجود در رقابت پذیری و مدل های موجود در این مبحث، به مشخص کردن سطح رقابت پذیری پرداخته و مدل مورد استفاده خود را بیان می کنیم. در ادامه با توجه به پیشینه تحقیقات انجام شده در رابطه با موضوع مورد بحث سعی می شود تا با توجه به اهداف پژوهش، موارد مورد نیاز از مدل برای انجام پژوهش در نظر گرفته شود.

بخش اول: رقابت پذیری و تئوری های مرتبط با آن
رقابت پذیری یکی از مفاهیم مهم و کلیدی می باشد که در دو دهه اخیر توجه بسیاری از محققان و پژوهشگران مدیریت، اقتصاد و تجارت بین الملل را به خود جلب نموده است و برای آن تعاریف بسیاری از دیدگاه های گوناگون ارائه شده است. در این بخش ابتدا مروری بر این تعاریف خواهیم داشت و سپس رویکردها و عوامل موثر بر آن مورد بحث واقع خواهد شد.
2-1-1- تعریف رقابت پذیری
رقابت پذیری به معنای توانایی سازمان در جهت ماندگاری در کسب و کار و محافظت از سرمایه های سازمان، به دست آوردن (بازگشت) سرمایه ها، و تضمین شغل ها در آینده می باشد( آکیمووا، 2000). رقابت پذیری تعریف واحدی ندارد اما در تمامی تعریف های ارائه شده این وجوه مشترک در آنها دیده می شوند که رقابت پذیری قابلیت ها و توانمندی هایی است که یک شرکت، صنعت، منطقه و کشور از آن بهره مندند و می توانند آنها را حفظ کنند تا در صحنه بین المللی توانایی افزایش سهم بازار و سود دهی بالا برای یک دوره طولانی را داشته باشند (عسگری، 1388). رقابت پذیری در بین شرکت ها یعنی امکان بدست آوردن موفقیت مناسب و پایدار در صنعت و بازاری که شرکت در آن فعالیت می کند. حال با توجه به چنین دیدگاهی هر چه شرکت ها توان بیشتری در بدست آوردن سهم بازار محصولی که تولید می کنند به دست آورند در نتیجه گوی سبقت را از دیگر رقبای خود می ربایند و در نتیجه این امر، شرکت ها رشد و پیشرفت خواهند کرد (درون پرور و دیگران، 1388).
(کوهمن، 1984)رقابت پذیری را به عنوان توانایی اقتصادی بنگاه برای ثابت نگه داشتن سهم خود در بازارهای بین المللی یا افزایش سهم خود در بازار هر فعالیتی تعریف می کند که انجام می دهد. سهم بازار (مقدار فروش شرکت) دربردارنده موقعیت بازار شرکت و نیز اندازه نسبی شرکت می باشد. به عبارت دیگر، مقدار فروش شرکت می تواند نشان دهنده میزان نفوذ شرکت در بازار باشد و می تواند به طور غیر مستقیم دلالت بر شهرت، تشخیص، قابلیت های توزیع یا حتی کیفیت واقعی شرکت داشته باشد. اساساً، مقدار فروش شرکت حاکی از اندازه شرکت نسبت به دیگر رقبای بالقوه، بخش ها یا کل بازار می باشد. معمولاً این استنباط وجود دارد که هر چه سهم بازار (مقدار فروش شرکت) شرکت بیشتر باشد، آن شرکت موفق تر است (اوریگان، 2002).
هر چه تعداد رقبای تجاری در صنعت زیادتر باشد، شرکت برای به دست آوردن سهم فروش و تأمین مالی با تعداد رقبای بیشتری روبرو می شود. و برای تامین نیازهای خود مجبور به رقابت با تعداد بیشتری از شرکت ها می باشد. در نتیجه هر چه تعداد رقبا در صنعت بیشتر باشد رقابت در آن صنعت نیز شدت بیشتری پیدا می کند. (گریفیس، 2001).
تایسون 11993 رقابت پذیری را توانایی در تولید کالا و خدمات قابل رقابت در بازارهای بین المللی می داند به طوریکه همزمان برای شهروندان استانداردهای زندگی پایدار و رو به رشدی را ایجاد نماید در حالیکه کروگمن 21994 رقابت پذیری را چیزی جز بهره وری نمی داند (فاوزی، 2000)3. چهار باغی 41994 رقابت پذیری را تعامل و بر هم کنش میان سطوح ارزش های مشتریان و سهامداران می دانند که در نهایت موجب بهبود قابلیت ها و ویژگی های سازمان در رقابت با دیگران در بازار می شود.
از دیدگاه دانشکده کسب و کار هاروارد رقابت پذیری ملی معیاری است برای سنجش میزان توانایی یک کشور در ایجاد، تولید و ارائه خدمات در عرصه جهانی به گونه ای که نرخ بازگشت بالایی در منابع مصرفی را همراه خود داشته باشد (اومرگیه، 2001)5.
OECD رقابت پذیری را توانایی یک کشور در بازار آزاد برای تولید محصول و ارائه خدمات می داند به گونه ای که همزمان با آن توسعه و حفظ درآمد واقعی شهروندان خود در دراز مدت را به همراه داشته باشد (فاوزی، 2002).
بر اساس گزارش رقابت پذیری جهانی، رقابت پذیری جهانی توانایی یک کشور در تولید ثروت بیشتر در مقایسه با رقبایش در بازار جهانی می باشد (کیم، 2002)6.
با توجه به تعاریف ارائه شده رقابت پذیری در اثر ترکیبی از دارایی ها و فرآیندها به وجود می آید که یا به صورت موهبتی می باشد (منابع طبیعی) و یا اینکه بشر آن را به وجود آورده است (زیر ساخت ها).
Tyson (1993)-1
Krugman (1994)-2
Fowzy (2002)-3
Charbaghi (1994)-4
Omergie (2001)-5
Kim (2002)-6
فرآیندها این دارایی ها را به سود و منفعت اقتصادی ناشی از فروش به مشتریان تبدیل می کند. پورتر بر تاثیر مشتریان و تأمین کنندگان با توجه به زنجیره ارزش بنگاه اشاره کرده است و مزیت رقابتی را بخشی از یک سیستم گسترده تر و در ارتباط با تأمین کنندگان و مشتریان و مصرف کنندگان نهایی می داند (تامپسون، 2001)1.
تفاوت ها در ارائه تعاریف از رقابت پذیری و مزیت رقابتی ناشی از چند وجهی بودن این موضوع می باشد. به عنوان مثال کاربت 19932 بر جنبه های بازاریابی رقابت پذیری، گراپ 19973 بر قابلیت های نوآوری بنگاه تأکید داشته اند.
کاریانیسی و پوپسو 42005 نیز بر نقش تکنولوژی اطلاعات و ICT و تدارکات الکترونیکی کالا در افزایش بهره وری ملی و ارتقاء رقابت پذیری کشورهای اتحادیه اروپا تأکید کرده اند.
در یک بررسی و مطالعه ادبیات رقابت پذیری توسط رئیس و همکارانش در 51996 انجام شده است رقابت پذیری از دیدگاه های مختلف مورد توجه واقع شده و در 4 دسته تقسیم بندی شده است که در جدول 2-1 نشان داده شده است.
دیدگاه تمرکز مطالعات
شاخص های مورد توجه
مزیت رقابتی و رقابت پذیری قیمت
قیمت و نرخ ارز و تأثیر آن بر رقابت پذیری
مطالعات تجربی و طرح کلی
سطوح تکنولوژی، سرمایه، مهارت، میزان صادرات، نرخ ارز، هزینه ها و سیاست های مالی دولت، جهانی سازی و شرکتهای چند ملیتی
دیدگاه مدیریت و استراتژی
منابع ساختار سازمانی، واسطه های محیطی سازمان و متغیرهای ویژه بنگاه
دیدگاه تاریخی، سیاسی و فرهنگی
نژاد، آب و هوا، اخلاقیات، قدرت دولت، ارزش های فرهنگی، فرد گرایی
جدول 2-1- دسته بندی مطالعات انجام شده در مورد رقابت پذیری، منبع : کیم 2002
5-Reyess & et al (1996) 1-Thompson (2001)
2-Corbett (1993)
3-Grupp (1997)
4-Carayiannis & Popeseu (2005)
2-1-2- سطوح رقابت پذیری
رقابت پذیری مفهومی چند بعدی بوده که می تواند در دیدگاه های مختلف ملی، صنعت و سازمان مورد بررسی قرار گیرد (Momaya, 1998). ریشه کلمه رقابت پذیری بر گرفته از واژه لاتین competitor است که به معنای رقابت در بازارهای تجاری می باشد. این واژه برای بیان توان اقتصادی واحد در مقابل رقبایش در بازارهای جهانی است که کالاها، خدمات، افراد، مهارت ها و ایده ها در سطوحی فراتر از مرزهای جغرافیایی عرضه می شوند (Murths, 1998).
در حال حاضر رقابت پذیری موضوعی محوری در سراسر دنیا محسوب شده و از آن به عنوان ابزاری جهت دستیابی به رشد اقتصادی مطلوب و توسعه پایدار قلمداد می شود. در اقتصاد بین المللی، رقابت پذیری را به صورت امکان به دست آوردن موقعیت مناسب و پایدار در بازارهای جهانی تعریف کرده اند. در عصری که جهانی شدن، فرآیندی رو به گسترش تلقی می شود، رقابت پذیری موضوعی مهم بین سیاست گذاران در سطوح مختلف ملی، صنعت و سازمان به شمار می آید (Shurchuluu, 2002).
رقابت پذیری در سطح شرکت را می توان به صورت توان شرکت در طراحی، تولید و یا ارائه محصولاتی که در مقابل محصولات رقبا، دارای قیمتی پایین تر یا کیفیتی بالاتر در مقابل هزینه ای برابر باشد، تعریف نمود (D’cruz & Rugman, 1992). در مورد رقابت پذیری صنایع نیز باید به این نکته اشاره نمود که یک صنعت در صورتی قادر به رقابت می باشد که سازمان های وابسته به آن، دارای توان رقابتی بالایی باشند (Porter, 1998).
مک گاهان معتقد است که 36 درصد سود آوری بنگاه ها و صنایع به ویژگی ها و توانمندی هایشان بستگی دارد (Mc Gahan, 1999).
از تعاریف و مطالب ارائه شده می توان این گونه استنباط کرد که رقابت پذیری در ارتباط سطوح مختلف بنگاه های اقتصادی منفرد تا مناطق جغرافیایی و حتی کشورها به کار رفته است که در هر کدام از سطوح به جنبه های مختلف رقابت پذیری توجه شده است.

2-1-2-1- رقابت پذیری در سطح خرد (Micro Level)
رقابت پذیری در سطح بنگاه به معنای توانایی حفظ وضعیت بنگاه در بازار می باشد (استامر، 1998)1. پورتر اعتقاد دارد که یک بنگاه با تکیه بر دارایی های خود رقابت پذیر نمی شود و عواملی نظیر تأمین کنندگان، مشتریان و فشارهای رقابتی ناشی از رقبا نیز بر آن تاثیر گذار می باشند (پورتر 1990)2.
بنگاه ها برای اینکه رقابت پذیر باشند بایستی 4 فاکتور را به طور همزمان در وضعیت بهینه قرار دهند: هزینه- کارایی، کیفیت، تنوع و قدرت پاسخگویی. به منظور افزایش در بهره وری این عوامل لازم است که اصلاحات اساسی در حوزه های سازماندهی تولید، سازماندهی توسعه محصول و سازماندهی زنجیره ارزش صورت پذیرد (آلتنبرگ، 1998)3.
2-1-2-2- رقابت پذیری در سطح میانی (Maso Level)
در زمانی که توجه محققین به بررسی رقابت پذیری بین المللی معطوف شده بود تعدادی از مناطق محلی اقتصادی به صورت مجتمع های صنعتی با تکنولوژی پیشرفته شکل گرفت. در واقع تلاش دولتمردان منطقه ای و ملی در سطح جهان، در این مجتمع ها دستیابی به توسعه اقتصادی منطقه ای بود. ابزارهای به کار گرفته شده در این مناطق شامل پارک های فناوری، مراکز نوآوری، برنامه های آموزشی و پشتیبانی های مالیاتی و کمک های مالی مستقیم به بنگاه ها بود تا این مراکز کوچک تکنولوژی پیشرفته شروع به بازدهی تجاری نمایند (استامر، 1998).
شاخص های اصلی در تعیین رقابت پذیری مناطق شامل ساختارهای اقتصادی منطقه (درآمد منطقه، میزان سرمایه گذاری داخلی و خارجی در منطقه، صادرات کالا و …) نیروی انسانی، موهبت ها و سیاست های حاکم بر منطقه می باشد.

1-Stamer (1998)
2-Porter(1990)
3- Altenberg (1985)
2-1-2-3- رقابت پذیری در سطح کلان (Macro Level)
بسیاری از تصمیمات متمرکز بر رقابت پذیری کشورها و ملت ها و همچنین مقایسه آن ها با هم بوده است. رقابت پذیری ملی را توانایی یک کشور در تولید کالا و خدماتی دانسته اند که قابلیت رقابت در بازارهای بین المللی را دارا می باشد و در عین حال درآمد شهروندان آن کشور را افزایش می دهد. به نظر شورای رقابت پذیری آمریکا استانداردهای سطح زندگی، تجارت، بهره وری و سرمایه گذاری از جمله شاخص های ارزیابی رقابت پذیری در سطح ملی می باشند. از این دیدگاه رقابت پذیری ملی هدف نهایی نیست بلکه یک وسیله برای دستیابی به افزایش سطح استاندارد زندگی تحت شرایط عادلانه و بازار آزاد (تجارت، تولید و سرمایه گذاری) می باشد(کیم، 2002).

2-1-3- مروری بر تئوری ها، مدل ها

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع رقابت پذیری، صنایع غذایی، بازاریابی اینترنتی، بازاریابی Next Entries پایان نامه با موضوع هوشمندی رقابتی، مزیت رقابتی، مدیریت دانش، دارایی ها