پایان نامه با موضوع رفتار جرأت مندانه، روابط اجتماعی، سازمان بهداشت جهانی، ابراز وجود

دانلود پایان نامه ارشد

از خواسته ها و احساسات فرد اطلاعی نداشته و نتواند اقدامی در جهت حصول آن ها انجام دهد.
• مشکلات مربوط به فرزند پروری و رفتار منفعل والدین: باعث می شود نتوانند در برابر فرزندان به صورت قاطعانه عمل کنند. در نتیجه، بچه ها به راحتی می توانند قوانین را شکسته و انضباط لازم در خانواده را نادیده بگیرند. از سوی دیگر والدین به عنوان الگوی بچه ها عمل کرده و می توانند باورهای ناکارآمد خود را به فرزندان نیز منتقل کنند (سازمان بهداشت جهانی، 1385).
عوامل موثر بر جرأت مندی
پژوهش ها نشان می دهد عوامل عدیده ای بر رفتار جرأت مندانه موثر است که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می شود:
جنسیت216
از جمله عواملی که در بروز رفتار جرأت مندانه تأثیر می گذارد جنسیت طرفین تعامل است. برای مثال مک دونالد217 (2001؛ نقل از چان، 2002)، دریافت که مردان تمایل کمتری برای رد درخواست های زنان از خود نشان می دهند و نیز کمتر مایلند از زنان پرسش ناراحت کننده ای داشته باشند. زنان هم گزارش کردند که مایل نیستند تمایل خودشان را به گذاردن قرار ملاقات با مردان بیان کنند و یا از مردان انتقاد کنند. مردان و زنان برای طرف های همجنس خود، جرأت ورزی بیشتری نشان می دهند (چان218، 2002).
موقعیت219
برخی افراد در خانه به راحتی جرأت ورزی می کنند؛ اما در محیط شغلی یا روابط اجتماعی خارج از منزل قادر نیستند، اینگونه رفتار نمایند و یا بالعکس. هرسن و بلاک (1988؛ نقل از چان، 2002)، عقیده دارند تاثیر رفتار در روابط اجتماعی به بافت و شرایطی که رفتار در آن ظهور می یابد بستگی دارد. مهارت فرد در روابط بین فردی به ادراک اجتماعی و توانمندی وی در انجام رفتاری متناسب با شرایط، که به نتایج مثبت بیانجامد، بستگی دارد (چان، 2002).
فرهنگ220
فرهنگ ها و حتی خرده فرهنگ های مختلف، واکنش های متفاوتی به جرأت مندی نشان می دهند. چان (2002) خاطرنشان می کندکه جرأت مندی یک مفهوم فرهنگی است به عنوان مثال جرأت ورزی در فرهنگ غربی یک رفتار پسندیده است و در فرهنگ هایی که فروتنی و بردباری را مقدس می دانند، ممکن است آنچنان مورد پسند نیفتد. یکی از نکات قابل توجه در خصوص جرأت ورزی سطح قابل قبول آن در فرهنگ ها و جوامع مختلف است (چان، 2002).
محیط خانوادگی و تربیتی
آدمی به رغم مجهز بودن به مغزی پیچیده و زبان، در برخورد با برخی مسائل، کماکان دچار عصبانیت، هراس و اضطراب می گردد؛ که علت آن برمی گردد به دوران کودکی و نحوه ی برخورد والدین و مراقبان اولیه ی کودک. والدین با استفاده از کلمات خوب و بد و با به میان کشاندن پای موجودیت ها، جدا و فارغ از ارتباط دوسویه با کودک، در کودک القای احساس تقصیر و اضطراب می کنند. در واقع والدین مسئولیت را از خودشان بر می دارند. برای درست و غلط به مفاهیم خارج از ارتباط متقابل متوسل می شوند. برای مثال، به کسی یا موجودی متوسل می شوند که همه باید به حرف هایش گوش کنند. مثلاً فرشته ها بچه های بد را دوست ندارند. این قاطع نبودن است و به همین صورت عدم جرأت مندی به بچه ها آموزش داده می شود (رامشت و سیامک، 1383). به همین صورت اگر در تربیت اولیه ی کودک تأکید بیش از حد بر وظایف و الزامات اجتماعی گذارده شود، این احساس در فرد بوجود می آید که حقوق دیگران از حقوق خودشان بسیار مهم تر است (شفیع آبادی و ناصری، 1384).
علل ناتوانی در جرأت مندی
به نظر گلدفرید221 و دیویسون222 (1996)؛ نقل از سلطانی، (1384)، مراجعانی که در جرأت ورزی مشکل دارند شامل پنج گروه عمده هستند:
1. گروه اول: افرادی هستند که نمی دانند چه بگویند یا چه بکنند (نقص اطلاعاتی). یعنی نمی دانند در یک موقعیت خاص چه بگویند و یا چه کاری انجام دهند.
2. گروه دوم: افرادی هستند که نمی دانند چگونه بگویند یا چگونه انجام دهند (نقص رفتاری). چگونگی جرأت ورزی مناسب را نمی دانند. ازقبیل لحن صدا، وضع خاص بدن، میزان تماس چشمی و … .
3. گروه سوم: اضطراب انتظاری، آن ها را از گفتن یا انجام دادن رفتارهایی که حاکی از جرأت مندی است، باز می دارد. روش مقابله با اضطراب که حساسیت زدایی یا آرمیدگی است را نمی دانند.
4. گروه چهارم: افرادی هستند که به نحوی غیر واقع بینانه نگران هستند که اگر جرأت ورزی کنند اتفاق بدی رخ خواهد داد، نگرانی از پیامد های منفی ناشی از احقاق حق مشکل اصلی این گروه است. فکر می کنند پس از ابراز رفتار جرأت مندانه، تأیید، احترام و صحبت دیگران را از دست خواهند داد.
5. گروه پنجم: باورهای اخلاقی این افراد حاکی از آن است که جرأت ورزی کار درستی نیست (ملاحظات ارزشی و اخلاقی سد راه آنان است) (سلطانی، 1384).
مولفه های رفتار جرأت مندانه
برای انجام رفتار جرأت مندانه و استفاده ی مناسب و موثر از رفتار جرأت مندانه باید به چهار مولفه مسلط باشیم؛ که عبارتند از:
1. محتوا223: مولفه ی محتوا عبارت است از ابراز حقوق. برزبان آوردن اظهاراتی که جرأت مندی را مناسب و مسئولانه جلوه می دهد. از جمله ی این اظهارات ضمیمه ای می توان به موارد زیر اشاره کرد.
• توضیح علت ابراز وجود
• همدلی با وضعیت طرف مقابل
• تشویق طرف مقابل
• معذرت خواهی
• تلاش برای رسیدن به توافق
2- عناصر پنهان: منظور از عناصر پنهان آن دسته از افکار، ایده ها و احساساتی هستند که بر توانایی ما برای ابراز رفتار جرأت مندانه تأثیر می گذارد. از جمله ی این عناصر پنهان دانش، اعتقادات و ادراک اجتماعی است.
دانش: این مقوله به آگاهی از حقوق خود و نحوه ی احقاق آن ها اشاره دارد و یکی از دلایل دفتارهای غیر جرأت مندانه عدم آشنایی با حقوق فردی است. با توجه به منابع مختلف هرکس حق دارد:
• روی رفتار، افکار و احساساتش قضاوت کندو مسئولیت نتایج آن را بپذیرد.
• برای توجیه تمام رفتارهایش برای دیگران توضیح ندهد.
• مسئولیت حل تمام مشکلات دیگران را نپذیرد.
• تغییر عقیده دهد.
• اشتباه کرده و مسئولیت آن اشتباه را به عهده بگیرد.
• بی نیاز از خشنودی دیگران باشد.
• به تقاضاهای دیگران نه بگوید.
• در برابر تقاضاهای بیش از حد دیگران ایستادگی کند.
• زمانی که نیاز داشت تنها بماند.
• برای زندگی خود تصمیم بگیرد (سازمان بهداشت جهانی، 1385).
• با احترام با او برخورد شود.
• برای زندگی خود مستقل تصمیم بگیرد.
• در زندگی از دیگران توقعاتی داشته باشد.
• درخواست های نامعقول دیگران را رد کند.
• بتواند درخواست های دیگران را بررسی کند.
• احساسات خود را بیان کند.
• سرنوشت خود را هرطور که می خواهد رقم بزند.
• از دیدگاه شخصی خودش به زندگی نگاه کند.
• نظر خود را تغییر دهد.
• اشتباه کند (فتحی، 1386).
اعتقادات224 : گاهی عدم جرأت مندی ما ناشی از اعتقادات نادرست است. تصور می کنیم اگر خواسته های دیگران را رد کنیم، باید منتظر پیامدهای نافرمانی خود باشیم. پیش شرط تغییر در میزان جرأت مندی ما، ایجاد تغییر در انتظارات و اعتقادات ماست که به بازسازی شناختی معروف است (جاکوبسکی225، 1997؛ نقل از البرز، 1386).
ادراک اجتماعی226 : اشخاصی که قادر به انجام رفتار جرأت مندانه نیستند؛ درک حقیقی از رفتار دیگران ندارند و درخواست های نامعقول دیگران را معقول می دانند. باید برای جداساختن درخواست های معقول و نامعقول دیگران درک درستی از رفتار آنان داشت.
3. فرایند: نحوه ی ارائه ی پاسخ های جسورانه نقش مهمی در موقعیت این پاسخ ها دارند. برای مثال باید در نحوه ی زمان بندی پاسخ های کلامی و غیر کلامی، انتخاب زمان و مکان مناسب، استفاده از عباراتی با ضمیر “من” دقت کافی به خرج دهیم.
4. پاسخ های غیر کلامی: آخرین مولفه ی ابراز وجود رفتار غیر کلامی ماست. این مولفه شامل این موارد می شود: سطح متوسط تماس چشمی، اجتناب از حالت چهره ای نامناسب، استفاده صحیح از ژست ها در حین صحبت و گوش دادن، استفاده از پیرا زبان های مناسب ( زمان پاسخ دهی اندک، دادن پاسخ های غیر طولانی، سلاست و بلندی صدا و تغییر دادن لحن آن و قاطعیت زیاد) (تاوند227، 2004؛ نقل از البرز، 1386).

مهارت حل مسأله
حل مسأله همواره با انسان همراه بوده است. در واقع زندگی چیزی جز روند پیاپی مواجه شدن با مسایل و مشکلات و تلاش برای حل و فصل آن ها نیست. معمولاً زمانی فرد با حل یک مسأله ی اجتماعی روبروست که مشکل یا مانعی وجود داشته باشد و استفاده از پاسخ های سازگارانه قبلی وی راهگشا نباشد. این مهارت فرد را قادر می سازد تا به طور موثری مسائل زندگی را حل نماید. مسائلی مانند اختلاف با دوست، پدر و مادر، برادر و خواهر، همسایه، همکار و یا مسائلی مانند مشکلات تحصیلی، مواجهه با قانون و تصادفات. مشکلات مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند، استرس روانی ایجاد می کنند که به فشار جسمانی منجر می شود (غیاث فخری، 1384).
تعریف حل مسأله
«حل مسأله» عبارت است از فرایندی شناختی- رفتاری که توسط فرد هدایت می شود و فرد سعی می کند که با کمک آن راه حل های موثر یا سازگارانه ای برای مسائل زندگی روزمره ی خویش پیدا کند. به این ترتیب حل مسأله یک فرایند آگاهانه، منطقی، مستلزم تلاش و هدفمند است (دوزوریلا 228و نیزو229، 2004؛ نقل از البرز، 1386). افزودن صفت « اجتماعی » به حل مسأله به این معنی است که رویارویی با هر نوع مسأله ای که در بستر زندگی اجتماعی انسان اتفاق می افتد، مسائل مالی، شخصی (مثلاً شناختی- هیجانی، عاطفی، رفتاری و سلامتی)، بین فردی (مثلاً زناشویی و خانوادگی ) و مشکلات اجتماعی( مثلاً جرم و آسیب های اجتماعی ) همه جنبه ی اجتماعی داشته و مستلزم دانستن مهارت حل مسأله ی اجتماعی است (دوزوریلا و نیزو، 2004؛ نقل از البرز، 1386).
نظریه های حل مسأله
هر کدام از نظریه های روان شناختی از زاویه ی دید خود حل مسأله را مورد بررسی قرار داده اند که عبارتند از:
نظریه ی گشتالت230: از نظریه پردازان گشتالت کهلر231 فرایند دستیابی به یک راه حل واقعی – حل مسأله – حتماً باید شامل مفهوم کلیدی بینش باشد. یعنی یک تجدید ساختار شناختی که باعث می شود یک مسیر غیر مستقیم، به عنوان راهی که به هدف کاهش دهنده ی تنش منتهی شود ادراک می گردد ( نایک لند232، ترجمه ی غنایی، 1383).
نظریه ی شناخت گرایی233: مسأله به دلیل ماهیت خاص خود تعادل ارگانیسم را بر هم می زند. ارگانیسم با دستیابی به بینش، مسأله را حل نموده و در نتیجه تعادل پیشین را به دست می آورد.
نظریه ی رفتارگرایی234: در این نظریه حل مسأله فرایندی آموختنی است و یکی از دو تبیین زیر را در مورد حل مسأله می پذیرد:
1. ممکن است شخص تجربیاتی را که قبلاٌ کسب کرده به موقعیت جدید انتقال دهد (انتقال یادگیری235).
2. حل مسأله همانند سایر موقعیت های شرطی سازی وسیله ای236 ممکن است از طریق کوشش و خطا پیش برود ( نایک لند، ترجمه ی غنایی، 1383).
نظریه ی خبر پردازی237: در دیدگاه خبر پردازی واژه ی اطلاعات جهت اشاره به موضوعات ذهنی مختلفی که عملیاتی بر روی آن ها انجام می شود به کار می رود. خصیصه ی مهم تحلیل فرایند حل مسأله در این دیدگاه، آن است که در چنین تحلیلی زنجیره ای از عملیات ذهنی و تولیدات آن ها (اطلاعات) ردگیری می شود( نایک لند، ترجمه ی غنایی، 1383).
مقابله و انواع آن
رویارویی با یک مسأله مستلزم دو فرایند اساسی است، یکی ارزیابی شناختی مشکل و دیگری ارزیابی توان مقابله با مشکل است. در ارزیابی شناختی از یک موقعیت، در دیدگاه لازاروس، دو فرایند قابل شناسایی است. فرایند ارزیابی اولیه که به ادراک ماهیت و میزان ریسک پذیری یا تهدید آمیز بودن بلقوه موقعیت برمی گردد. به عبارتی دیگر آیا مسأله ی مشاهده شده می تواند تهدیدی برای سلامت جسمی، اجتماعی یا روانی فرد محسوب شود. دوم فرایند ارزیابی ثانویه که به ادراکات مربوط به منابع درون فردی و در ارتباط با خود شخص و مهارت وی در مقابله و سازگاری با موقعیت اشاره دارد. هردو فرایند اثر مستقیمی روی تجربه هیجانات توسط فرد دارد (فولکمن و لازاروس، 1983، نقل از گوارتز و گرگوری، 2004)
منظور از مقابله نیز تلاش هایی است که فرد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع روابط بین فردی، ابراز وجود، عزت نفس، رفتار جرأت مندانه Next Entries منبع مقاله با موضوع تقسیم سود، قیمت سهام، سود سهام، بورس اوراق بهادار