پایان نامه با موضوع رشد اقتصادی، بخش کشاورزی، درآمد سرانه، درآمدسرانه

دانلود پایان نامه ارشد

ژه در بخش کشاورزی را تعیین کند.
ساچ16 (2001) نیز به نقش جغرافیا در بهره وری بخش کشاورزی تاکید میکند و میگوید”از آغاز عصر رشد اقتصادی جدید، فناوری نواحی معتدل نسبت به فناوری نواحی گرمسیری بهره وری بالاتری دارد.”
گالیوپ و دیگران (1998) نیز بحی مشابه با سوچ مطرح میکنند و رشد اقتصادی مطلوب در نواحی معتدل را به فناوری با بهره وری بالای آن مناطق منتسب میکنند.
نسخهی سوم: علت فقر در تعداد زیادی از کشورها مربوط به” محیط بیماری ” است که در آن کشورها وجود دارد. بلوم و ساشز17 (1998) ادعا میکنند که بیماری مالاریا که سالانه میلونها نفر در آفریقا را میکشد علت اصلی رشد اقتصادی اندک آفریقاست. همچنین استروس و توماس18 (2008) تاکید میکنند که محیط بیماری بر رشد اقتصادی و شرایط زندگی تاثیر منفی دارد.
فرضیهی چهارم: فرهنگ
این فرضیه بر این تاکید دارد که تفاوت جوامع ( یا شاید تفاوت نژاد ها و گروههای قومی) دلیل تفاوت رشد کشورهاست. فرهنگ تعیین کنندهی اصلی ارزشها، ترجیهات و عقاید افراد جوامع است. و این تفاوتها نقش اساسی در شکلگیری عملکرد اقتصادی دارد.
نورس و توماس بیان میکنند علت بنیادین رشد اقتصادی کشورها و تفاوت در درآمد سرانه آنها است. به اعتقاد ایشان چنانچه قواعد بازی و سیستم انگیزشی جامعه به نحوی ساماندهی شود که افراد را به سوی ابداعات افزایش پسانداز ، انباشت سرمایه و غیره سوق دهد آنگاه درآمد سرانه بالا تحقق میپذیرد.
نیروهای انسانی یک عامل مهم در رشد اقتصادی مدرن میباشد.رشد اقتصادی تنها بستگی به اندازهها ومیزان نیروی انسانی ندارد، بلکه به کارایی آن نیز بستگی دارد.به عقیدهی کوزنتس در بین سالهای 1750الی 1950 جمعیت اروپا 433 درصد رشد داشت،در حالی که جمعیت سایر نقاط جهان200درصد در همین دوره افزایش داشت. در همین دوره جمعیت 5 برابر شد در حالی که درآمدسرانهی ملی ده برابر افزایش یافت.دلیل اصلی رشد درآمدسرانهی ملی در چنین حالتی، تنها به دلیل رشد نرخ بازدهی نیروی کاراست.این پدیده به روند تمرکز یا تشکیل سرمایهی انسانی مشهور است. این روند افزایش دانش،مهارتها و تواناییهای افراد یک کشور است.این جریان همچنین شامل افزایش هزینههای بهداشتی،آموزش وپرورش و سایرخدمات اجتماعی نیز میشود.( قره باغیان، 1387، ص93).
میردال نظریهی توسعه نیافتگی اقتصاد خود را بر پایهی نابرابریهای منطقهای وتاثیر عوامل خارجی برآن بنا کرد.برای توصیف نظریهی خود از مفهوم اثرات بازدارنده و تهییج کننده استفاده کرد.وی اثرات بازدارنده را چنین تعریف کرد:تمام تاثیرات منفی تغییراتی که در اقتصاد انجام میشود که این خود نتیجهی فعالیت نیروهای خارج ازسیستم مانند اثرمهاجرت،نوسانات سرمایه،تجارت و نیز اثرات تراکمی در نتیجهی عمل روند عوامل دورانی بین تمام عوامل اقتصادی و غیراقتصادی است.اثرات تهییج کننده شامل گسترش ایجاد شده در یک منطقه و تاثیر آن بر مناطق دیگر است.به عقیدهی میردال،عامل اصلی نابرابریهای منطقهای اثرات قوی بازدارنده واثرات ضعیف تهییج کننده در کشورهای توسعه نیافته است(قره باغیان، 1387، ص366).
بامول (1986) این همگرایی را برای دورهی 1870 تا 1979 برای 16 کشور صنعتی که آمار آنها به وسیلهی مدیسون جمعآوری شده بررسی کرده است. بامول رشد تولید در این دوره را با درآمد اولیه رگرس میکند و معادلهی زیر را تخمین میزند:
ln[(Y/N)_(i,1979) ]-ln[(Y/N)_(i,1870) ]=a+bln[(Y/N)_(i,1870) ]+ε_i
در این معادله ln(Y/N) لگاریتم درآمد سرانه و ε اشتباه آماری است. i مشخص کنندهی کشور است. اگر همگرایی وجود داشته باشد b منفی خواهد بود.
کشورها با درآمد سرانهی اولیهی بالا، نرخهای رشد پایینتر خواهند داشت. b=1 به همگرایی کامل مربوط میشود. درآمد اولیهی بالاتر به طور متوسط باعث رشد پایینتر در آینده میشود. بنابراین همبستگی بین تولید سرانه در سال 1979 و 1870 وجود ندارد. b=0 به معنی این است که رشد با درآمد اولیه همبستگی ندارد. و بنابراین همگرایی وجود ندارد. نتیجهی تخمین عبارت است از :
ln[(Y/N)_(i,1979) ]-ln[(Y/N)_(i,1870) ]=8.457-0.995ln[(Y/N)_(i,1870) ]
(0.094)
see=0.15 R^2=0.87
عدد داخل پرانتز (0.094) اشتباه استاندارد ضریب رگرسیون است.
بر اساس معادلهی تخمین زده شده همگرایی تقریبا کامل وجود دارد. زیرا b تخمین زده شده بسیار به 1- نزدیک است. و دقت تخمین نیز در فاصلهی اطمینان دو انحراف معیار 1.18 و 0.81 مناسب است. در این نمونه درآمد سرانه امروز با درآمد سرانهی 100 سال قبل همبستگی ندارد. (رومر1985، ص 58 ، 59).
بررسی نقش برخی از متغیرهای اقتصادی بر رشد درآمد سرانه و همگرایی
اعتبارات بانکی
نظریههای مختلفی بر ارتباط بین تسهیلات اعطایی شبکهی بانکی به عنوان یک متغیر پولی و سرمایهگذاری به عنوان یک متغیر واقعی اقتصاد به صورت غیر مستقیم و از طریق تامین وجوه سرمایهگذاری تاکید میورزند و تمامی این نظریهها نیز بر تاثیر سرمایهگذاری بر رشد اقتصادی تاکید میکنند. به عقیده لوییس مهمترین نکته در توسعهی اقتصادی تمرکز سریع سرمایه(ازجمله دانشومهارت باسرمایه) است.(قره باغیان، 1387، ص230). سرمایه نه تنها ازطریق سود، بلکه از طریق اعتبارات بانکی نیز ایجاد میشود. دادن اعتبار بانکی به سرمایهداران خلاق ومبتکر تولید واشتغال راخواهد افزود.(قره باغیان، 1387، ص230،231).

سهم بخش کشاورزی در تولید
بخش کشاورزی یکی از بزرگترین بخشها در اقتصاد کشورهای در حال توسعه است و میتواند به شیوههای گوناگونی به توسعهی اقتصادی کمک کند.
جانسون و ملور19 (1961): در اقتصادی که بخش کشاورزی قابلیت رشد و توسعه را داشته باشد، اگر سرمایهگذاری کافی برای مرتبط کردن بخش کشاورزی از یک سو به صنایع مصرفی و از سوی دیگر به عرضهکنندگان مواد اولیه بخش کشاورزی انجام شود، توسعهی صنعتی جامعه بر پایهی توسعهی بخش کشاورزی صورت میپذیرد و چون سبب ایجاد تقاضا برای محصولات صنعتی میگردد، میتواند به عنوان منبعی جهت تامین سرمایههای صنعتی از محل مالیاتها و پساندازهای کشاورزی باشد.( کورکینژاد و نجفی، 1386).
بخش کشاورزی از راه رشد اقتصادی، کاهش فقر، تامین امنیت غذایی، تاثیر بر محیط زیست، در توسعهی اقتصادی هر کشور تاثیر بسیار حیاتی دارد.
مخارج دولت
در ارتباط با اندازه و میزان دخالت دولت در نظریات رشد تفاوت آرا وجود دارد. بارو20 با وارد کردن مخارج دولت به عنوان خرید بخش خصوصی در الگوی رشد معتقد است هنگامی که مخارج دولت در راستای تصحیح اثرات جانبی، انحصارها و مسایل مربوط به کالاهای عمومی باشد میتواند منجر به رشد اقتصادی شود. از راههای تاثیرگذاری دولت بر تولیدات در سطح استانی ، مخارج انجام شده دولت به عنوان مخارج تملک داراییهی سرمایهای و مخارج مصرفی در سطح استانی است. ویژگی بارز کشور ایران وجود نفت و گاز و وابستگی به درآمدهای نفتی در بودجه دولت است که تمرکز تصمیمگیری درست دولت و اجرای سیاستهای متمرکز در سطح استانها را لازم کرده است. (بختیاری و همکاران 1390)
در الگوی رشدAk ، A به عنوان عامل موثر در تکنولوژی و شامل سرمایه فیزیکی و انسانی است. در این الگو هر چیزی که سطح فناوری را تغییر دهد بر نرخ رشد سرانه بلند مدت تاثیر مثبت خواهد گذاشت. میتوان نشان داد که فعالیتهای مختلف دولت میتواند ضریب K را تغییر دهد و از این طریق نرخ رشد سرانه را تحت تاثیر قرار دهد. فعالیت-هایی نظیر سرمایهگذاری در خدمات زیربنایی، حمایت از حقوق مالکیت، وضع مالیات به فعالیتهای خصوصی از آن دسته از اقدامات است. بنابراین فعالیتهای دولت بر رشد بلند مدت موثر است.(بختیاری و همکاران 1390)
مخارج دولت معمولاسهم قابل توجهی از درآمد ملی را به خود اختصاص میدهد. اگر این مخارج به طور مناسب هزینه شود، میتواند موجبات تحرک اقتصادی و به دنبال آن زمینههای ایجاد اشتغال و رشد و توسعهی اقتصادی را فراهم آورد. در ایران نیز با توجه به نقش وسیع دولت در اقتصاد و سیاستگذاری آن از طریق هزینههای جاری و عمرانی در بخشهای خدمات عمومی بهداشت، آموزش، ماشین آلات و ساختمان، که از بخشهای مهم اقتصادی بهشمار میروند، میتواند زمینهی تحرک اقتصادی را در مناطق مختلف کشور فراهم آورد. و بر تولید و درآمد موثر باشد.(همان)
1-2. شواهد تجربی
1-2-1. مطالعات داخلی
افشاری(1378) همگرایی استانهای ایران را بررسی کرده است.برای این منظور از دادههای آماری سالهای 1364-1374 و الگوی رشد سولو- سواندر بررسی همگرایی تولید ناخالص داخلی استانهای کشور استفاده شده است.نتایج نشان داد، همگرایی در تمامی استانها مورد تایید قرارگرفت، ولی دامنهی نوسانات سرعت همگرایی بسیار وسیع است.همچنین سرعت همگرایی بین استانهای کشور 0175/0 برآورد شد. علاوه براین همگرایی نوع سیگما در استانها تقریبا وجود ندارد واز سال 70 تا 74 پراکندگی درآمدهای استانی رو به افزایش بوده است.
اکبری و مویدفر(1383) همگرایی درآمدسرانه بین استانهای کشور (یک رهیافت اقتصادسنجی فضایی)را مورد بررسی قرار دادند. آنها از دادههای آماری سالهای 1370-1380 وروش اقتصاد سنجی فضایی برای آزمون فرضیهی همگرایی بر پایهی مدل رشد نئوکلاسیک (سولو-سوان) استفاده کردند.تخمین ضریب همگرایی نشان داد که هرسال 31 درصد از شکاف موجود در رشد اقتصادی مناطق ایران کاهش مییابد و اثر مهاجرت برنرخ رشد درآمدسرانه معنی دار می باشد.
رحمانی و عسگری(1383) به بررسی نقش سیاست های دولت در همگرایی منطقهای استانهای ایران با بهکارگیری سپردههای دیداری و استفاده از دادههای آماری سالهای 1369-1379 پرداختند. برای این منظور پژوهشگران از روش اقتصادسنجی متعارف و مدلهای همگرایی بارو و سالا– آی- مارتین استفاده کردهاند. بر اساس نتایج به دست آمده تا سال 76 کاهش پراکندگی، ولی بعد ازآن افزایش پراکندگی، اتفاق افتاده است. همچنین سرعت همگرایی مطلق نشان داد که اقتصادها باسرعت تقریبا 061/0 در حال همگراشدن هستند.مقایسهی سرعت همگرایی در دو مدل شرطی با دخالت دولت وبدون دخالت دولت نشان داد که سیاستهای منطقهای در تسریع همگرایی ناموفق بوده است.
فروغی پور(1385)به بررسی همگرایی سیگما وبتا( مطلق ) بین کشورهای عضو اوپک طی سالهای (1970-2004) با استفاده از انحراف استاندارد لگاریتم تولید ناخالص داخلی پرداخت.براساس یافتههای پژوهش فرضیهی همگرایی در درون کشورهای عضو اوپک مورد تایید قرارگرفت. سرعت همگرایی بین این کشورها 043/0 برآورد شد. همچنین در بررسی فرضیهی همگرایی سیگما پراکندگی تولید ناخالص داخلی سرانه واقعی این کشورها طی زمان روند نزولی داشته است.
احسانی و رنجبر (1386) همگرایی اقتصادی بین منتخبی از کشورهای عضوسازمان کنفرانس اسلامی را بررسی کردند . برای این منظور از دادههای آماری سالهای1980-2003 استفاده شده است. براین اساس فرضیهی همگرایی با سه رویکردهمگرایی بتا، همگرایی سیگما و سری زمانی آزمون شده است. به منظور تخمین مدل مقطعی از روش حداقل مربعات معمولی ، و برای بررسی مدل توزیعی از روش واریانس مقطعی استفاده شده است . آزمون دیکی فولر تعمیم یافته نیز برای تحلیل مدل سری زمانی به کار رفته است. نتایج نشان داد بر اساس مدل همگرایی بتا فرضیهی همگرایی بین 36 کشور عضو کنفرانس اسلامی پذیرفته شده، همچنین نتایج همگرایی سیگما نشان داد همگرایی سیگما بین 36 کشور کل نمونه تایید شده است. علاوه بر این مدل سری زمانی نشان داد که کشورهای سازما ن کنفرانس اسلامی چندین باشگاه همگرایی را تشکیل دادند، گروهی از بالا به سمت میانگین مقطعی همگرایند در حالی که از آمریکا واگرا شدهاند. گروهی دیگر از پایین به میانگین مقطعی واگرا شدهاند.
علمی ورنجبر (1387) فرضیهی همگرایی تولید ناخالص داخلی سرانه واقعی در کشورهای گروه دی هشت را در دورهی زمانی (1960-2003) در چارچوب الگوی سولو-سوان بررسی کردند. نتایج نشان داد که فرضیهی همگرایی درون کشوری تنها در کشورهای مصر و اندونزی وآمریکا رد نشد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع تولید سرانه، تابع تولید Next Entries پایان نامه با موضوع تولید ناخالص داخلی، اثرات ثابت، رگرسیون، نفت و گاز