پایان نامه با موضوع رابطه نامشروع، فقه اسلامی، بیمارستان، عقد نکاح

دانلود پایان نامه ارشد

نيافتن شرايط اماره فراش باشد،مثل اينكه ادعا كند پدر و مادر طفل زن و شوهر نبوده يا طفل در دوران زوجيت به دنيا نيامده و يا تاريخ نزديكي با تاريخ تولد طفل از از مواعد اماره قانوني (ماده1162ق. م) تبعيت نمي كند.
3-    دعوي كه ناظر به هويت طفل و نسب مادري اوست ، مثل اينكه ادعا شود كه طفل وي در بيمارستان با طفل ديگري عوض شده است.
 
2)اركان دعوي
الف)اثبات يكي از مصاديق دعوي نفي ولد
ب)رعايت مهلت قانوني اقامه دعوي ؛كه دو ماه از تاريخ اطلاع شوهر از تولد طفل يا تاريخ كشف خدعه مشتبه نمودن تاريخ تولد براي شوهر خواهد بود،رعايت موعد به منظور حفظ ثبات خانواده و حمايت از كودكان است كه مرتبط با قواعد نظم عمومي است.
 
3)مراحل دادرسي
دادگاه مكلف است به اين ركن توجه نمايد هرچند مورد ايراد خوانده قرار نگيرد زيرا عدم طرح دعوي در موعد قانوني به مفهوم اقرار به نسب است.رعايت اين موعد از ظاهر ماده1162با عبارت(در مورد مواد قبل) تنها ناظر به اماره فراش و اثبات ادعاي خلاف ان ميباشد و نسبت به ساير مصاديق نفي ولد به مفهوم عام تسري ندارد . چنانچه دعوي خارج از مهلت قانوني طرح شود ،داگاه مطابق بند 11 ماده 84 ناظر به ماده 89 قانون آ. د .م ،قرار رد دعوي صادر مي نمايد.
نكات:
• در دعوي نفي ولد طبق ماده 1160 ق. م ،از كليه دلايل و قراين و امارات ميتوان استفاده نمود و محدوديتي ندارد مشروط به اينكه بر اساس ظن و گمان نباشد. يكي از دلايل و امارات تطبيق DNAخون پدر و فرزند و يا مادر و فرزند از طريق تجزيه خون ان ها ميباشد .هرچند در صورت امتناع مادر يا فرزند از دادن خون هيچ اجبار قانوني بر اين عمل وجود ندارد‌ زيرا اجبار منافي با حقوق مربوط به شخصيت افراد است و به همين دليل دادگاه ميتواند  براي كشف واقعيت هرگونه اقدام يا تحقيق ديگري را كه لازم بداند انجام و دستور دهد.
• نوع ديگر انكار ولد از طريق لعان است .لعان عبارت است ازاينكه ؛مرد با رعايت تشريفات خاص در برابر حاكم به زن خود نسبت زنا دهد يا فرزند خود را انكار كند بدون اينكه دليلي بر ادعاي خود داشته باشد.به اين موضوع در آيات 6و7 سوره نور اشاره شده است.اين امر زماني مصداق دارد كه زن زنده باشد و ادعا كند كه طفل از ان شوهر است وليكن شوهري كه از اين راه نفي ولد كند نيازي به اقامه دعوي و اوردن دليل ندارد.لعان موجب حرمت ابدي بين زن و مرد خواهد بود و چنانچه به مفهوم انكار فرزند باشد، توارث بين فرزند و پدر و خويشان پدري را از بين ميبرد.وليكن آثار نسبت فرزندي با مادر و خويشان مادري برقرار و از يكديگر ارث ميبرند.
بنابراین پس از آنکه لعان برای نفی ولد به عمل آمد آثارزیربر آن مترتب می گردد :
۱) رابطه فرزند مورد لعان با پدرو خویشاوندان پدری قطع می گردد.
۲) عقد نکاح بین زوجین منفسخ می شود.
۳) زن و  شوهری که ملاعنه کرده اند بریک دیگر حرام ابدی می شود.
پس از تحقق لعان درصورتیکه  پدررجوع کند یعنی کودک را فرزند خود بداند ،طبق ماده ۸۸۳ ق . مدنی پدرو خویشاوندان پدری ازفرزند موردلعان ارث نمی برند. وفقط از پدر ارث می برد.

گفتار سوم: آزمایش های ژنتیکی
عامل ژنتیکی ماده وراثتی موجود است که در سلولهای تمام موجودات زنده وجود دارد و از آن برای شناختن اشخاص استفاده میشود و به اختصار DNA گفته میشود. برای اولین بار دانشمند انگلیسی به نام الیک جفری عالم وراثت در سال ١٩٨۵ به این توفیق دست یافت. از ویژگیهای بارز استفاده از عوامل ارثی موارد زیر است: 1)استفاده از این عامل نشان میدهد که هیچ تشابهی میان دو شخص وجود ندارد. ۲)علما معتقدند که این آزمایش دقیق ترین وسیله ایست که اکنون میتواند هویت افراد را تشخیص و در اثبات و نفی نسب به کار رود. ۳) چون هر انسانی نصفی از DNA خود را از پدر و نصف دیگر آنرا از مادر به ارث میبرد، DNA هر شخصی مختص به خود اوست. ۴) اثر وراثتی در تمام اعضای هر شخص صرف نظر از شیوه بافت آن یکسان است، پس اثر وراثتی که در چشم است همان اثر وراثتی است که در قلب و مو و سایر اعضای او وجود دارد. ۵) پژوهش های علمی نشان میدهد که قدرت این عامل در تمامی شرایط یعنی در سرما، گرما، رطوبت و خشکی آشکار است، حتی بعد از فوت نیز امکان شناخت آن از روی استخوانها وجود دارد. ۶) مطالعه و مقایسه این عوامل آسان است و نیاز به دقت و تامل زیادی نیست.  بنابراین نتیجه بعضی از این پژوهشها نشان میدهد که قدرت عوامل ارثی و ژنتیک در اثبات و نفی نسب صددرصد است و امکان خطا را به صفر میرساند. بدون شک اثر وراثتی کشف علمی جدید است که فقهای قدیم حکم آنرا بیان نکرده اند بلکه فقهای معاصر حکم آنرا بر اساس عموم نصوص و قواعد کلی بیان کرده و گفته اند استفاده ازاین کشفیات علمی تعارضی با شریعت اسلامی ندارد و در زمینه هایی که امکان استفاده از آن وجود دارد فقهای معاصر آنرا پذیرفته اند. مجمع فقه اسلامی نیز استفاده از آنرا در اثبات نسب جایز دانسته و گفته اگر دو مرد در مورد طفلی نزاع داشتند و هرکدام طفل را به خود ملحق میکردند استفاده از عامل وراثتی برای تعیین نسب جایز است.
امروزه با استناد به آزمایشهای پزشکی که باید آنهارا در شمار دلایل پزشکی آورد، میتوان انتساب طفل به شوهر را منتفی اعلام کرد. لذا چنانچه در اثر نظرات کارشناسان فن و متخصصین محرز گردد که طفل فرزند شوهر نیست و این نظر مورد متابعت قاضی قرار گیرد ، اماره فراش اعتبار خود را از دست خواهد داد. آزمایش خون و آزمایش ژنتیکی DNA و عوامل ارثی نیز نوعی کارشناسی هستند که دادرس در نفی نسب به آنها استناد میکند، اما در وجود نسب نمیتوان به قطع به آنها استناد نمود. بنابراین در مواردی با آزمایش های مذکور نمیتوان رابطه پدر فرزندی را اثبات کرد و هیج دلیل قاطعی وجود ندارد که بجه ای از اسپرم فلان مرد است. آزمایشهای علمی و پزشکی موجود تنها قادر به نفی نسب میباشند یعنی میتوانند تنها اثبات کنند که کودک به دنیا آمده محصول اسپرم یا تخمک شخص مورد نظر نیست، ولی قادر به اثبات نسب نمیباشند به صورتی که به طور قطع ثابت کنند که طفل مزبور از اسپرم یا تخمک شخص مورد نظر است و همین امر سبب شده که بررسی این آزمایشات در این بخش بیان کنیم.
       
1) آزمایش خون
امروزه تجزیه و گروه بندی خون از نظر منفی برای اثبات بی اعتباری اماره فراش نقش بسیار بزرگی دارد به این معنا که از نظر علمی و پزشکی در صورتی که خون شوهر با خون طفل مورد اختلاف از یک گروه نباشد عدم تعلق طفل به شوهر مسلم است. اما شکایاتی که درباره اثبات یا رد ابوت میشود بیشتر مربوط به مواردی است که نوزاد در تعقیب یک رابطه مشکوک یا نامشروع متولد میشود و پدر یا فردی که متهم به داشتن رابطه نامشروع منجر به تولد طفل است، منکر رابطع پدر فرزندی خود میگردد. دراین موارد باید مادر، نوزاد و پدر مورد ادعای مادر یا مردی که طبق ادعای شوهر قانونی مشکوک به داشتن رابطه نامشروع با مادر است مورد آزمایش خون از نظر گروه بندی قرار گیرند. اگر با آزمایش خون ابوت رد شود، دلیل قاطع برآن است که مرد آزمایش شده پدر طفل نیست، ولی اگر خون فرد مزبور با خون نوزاد تجانس داشته باشد تنها میتوان گفت که ابوت او رد نمیشود، به عبارت دیگر آن مرد و یا هر مرد دیگری که دارای تجانس خونی با نوزاد باشند میتوانند پدر او باشند. امروزه روشهای مختلفی برای شناسایی نسب طفل وجود دارد که بر اساس اصول مسلم ژنتیک است که میتوانند نزدیک به ۸/۹۹  درصد رابطه ابوت را تشخیص یا رد کنند. لذا آزمایش خون نه تنها میتواند در مورد نفی ولد از طرف شوهر به کار رود، بلکه در موردی که مادر میخواهد انتساب طفلی را که قانوناً به او منسوب است نفی نماید میتواند از آزمایش خون استفاده کند. همچنین میتوان از آزمایش خون در مورد دو طفلی که در زایشگاه باهم اشتباه شده اند هم استفاده نمود. آنچه درباره این آزمایش لازم است گفته شود این است که اگر به وسیله این آزمایش ثابت شود که بین طفل و مرد مورد ادعا تجانس خونی وجود دارد حکم به پدری او زمانی صادر میشود که دادگاه آن آزمایش را بوسیله قراین و شرایط لازم دیگر قبول کند چون گروههای خونی محدود است و افرادبیشماری هستند که خون آنها به یکدیگر شبیه است بدون اینکه نسبتی با هم داشته باشند.                        
در زمینه های مختلفی از آزمایش خون استفاده میشود که از جمله آن در هنگام تنازع بنوت ، اشتباه و اختلاط اطفالی که در بیمارستان و مراکز نگهداری اطفال صورت میگیرد، یا در حالاتی که به سبب عوارض ناگهانی مثل  جنگ ، سیل، زلزله و غیر آن اولادی بدون سرپرست میشوند و اختلال در نسب آنان بوجود میآید. بنابراین از طریق شناخت گروه خونی طفل و گروه خونی کسی که در مورد طفل نزاع دارد امکان شناخت نسب ولد به مدعی وجود دارد و شریعت این دلیل را مقبول و کافی در الحاق ولد به مدعی میداندپس با این احتمال که گروه خونی مدعی با گروه خونی طفل یکسان است نسب ثابت میشود چون در شرع مصلحت در اتصال انساب است نه در انقطاع آن و باید بر اساس مصلحت طفل حکم شود تا از هلاک شدن اطفال جلوگیری شود. اما اگر چند نفر ادعای طفلی نمودند در این صورت آزمایش خون فقط می تواند حکم به نفی نسب دهد نه اثبات آن، چون افراد زیادی هستند که یک گروه خونی دارند در حالی که نسبتی با هم ندارند. پس چون کاربرد این آزمایش در نفی نسب قطعی است، در بخش نفی نسب به بررسی گروه های خونی پرداخته می شود. برای مثال اگر دو مرد که یکی از آن ها دارای گروه خونی O و دیگری گروه خونی A دارد ادعای نسب طفلی را نماید که دارای گروه خونی AB است، محال است که طفل فرزند مردی باشد که گروه خونی O دارد ولی احتمال دارد فرزند آن مردی باشد که دارای گروه خونی A است. پس بدین احتمال نسب طفل را به او ملحق می کنیم و به آزمایش خون در الحاق نسب وقتی دلیل دیگری نباشد اکتفا می کنیم. اما اگر هر دو ودعی دارای یک گروه خونی باشند الحاق طفل به یکی از آن ها امکان ندارد و باید برای اثبات نسب به دلیل دیگری که ایجاد یقین می کند مراجعه نمود. بنابر این معلوم می شود که نتیجه آزمایش خون در اثبات نسب دلیلی ظنی است، ولی می توان گفت که اثبات نسب به این طریق، از دلیل قیافه شناسی که فقهای قدیم آن را پذیرفته اند قوی تر باشد، چون حکم به قیافه شناسی در دو حالت اثبات و نفی ظنی است بر خلاف نتیجه آزمایش خون که در اثبات نسب ظنی است ولی در نفی نسب قطعی است. قول راجح : مادام که دلیلی بر اثبات نسب وجود نداشته باشد فقها به دلیل قرعه یا تمایل فطری ولد به یکی از مدعیان برای اثبات نسب عمل می کنند و شکی نیست که اعتماد به این دلایل هر چند از ضعیف ترین دلایل است ولی به خاطر حفظ نسب و رعایت و مصلحت ولد اولی تر است و می بایست در راستای اتصال و الحاق نسب گام برداشت، چون اسلام نیز، حریص به اتصال انساب است و با کمترین دلیل نسب را ثابت می داند اما جز با قوی ترین ادله نفی نمی شود، آنچنان که حد با کمترین شبهه ساقط می شود و جز با قوی ترین دلیل ثابت نمی شود. اما امروزه آن دلایل به کار نمی آیند و علم جدید با پیشرفت خود توانسته به صورت دقیق تر نسب طفل را تشخیص دهد و از دلایلی چون امارات قضایی و مسائل مربوط به ژنتیک برای ثبوت نسب کمک بگیرد.مخصوصاً با استفاده از نظر کارشناس که با توجه به وضع طبیعی(وزن،قد،شباهت،موی بدن و غیره) صادر خواهد شد میتوان نسب طفل مورد اختلاف را ثابت کرد و شخص را از استناد به دلایل مذکور فقها بی نیاز ساخت.
این آزمایشات وسیله ای علمی است که امروزه جایگزین دلایلی مانند قیافه شناسی و قرعه شده که در اثبات نسب میتوان به آن اعتماد کرد و در شریعت مانعی در اخذ به این وسایل وجود ندارد. اکثر فقهای معاصر نیز استفاه و اعتماد به این آزمایشات را در اثبات نسب جایز میدانند و میگویند آنچنان که ابوت با فراش، بینه و اقرار ثابت میشود در اثبات نسب به این آزمایشات نیز نباید شک کرد جز آنکه استفاده از این آزمایشات برای زمانی است که در انتساب اطفال نزاع باشد و هیچیک از دلایل فراش و اقرار و غیره نباشند، که در اینصورت میتوان بر اساس این آزمایشات نسب را تعیین کرد.

2)آزمایش دی ان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع دلیل جدید، حقوق ایران، سقط جنین، قوانین موجود Next Entries پایان نامه با موضوع مدل پیشنهادی، احساس امنیت، علوم جدید