پایان نامه با موضوع دوركيم، ديني، اعضاي

دانلود پایان نامه ارشد

نيستند.”و چون همه خدايان گذشته فقط تجسمي از جامعه بوده اند، جامعه آينده نيز توانايي ساختن خدايان جديد را خواهد داشت. دوركيم ميگويد :”من در جهان جز يك فاعل كه واجد واقعيت اخلاقي غني تر و پيچيده تر از واقعيت اخلاقي ما باشد نمي شناسم و آن اجتماع است. ..(پس آيا)بايد ميان خدا و جامعه (يكي را )برگزيد ؟…از ديدگاه من دو شق اين گزينش يكسان است، زيرا در خدا چيزي جز جامعه تغيير شكل يافته و نمادين شده مشاهده نمي كنم”. 430بنابراين ميتوان گفت كه از نظر دوركيم جامعه علاوه بر اين كه يك امر مقدس است و توجيه كننده تمايزي است كه ميان امر مقدس و نامقدس ديده ميشود، علت پديدار ديني هم است.431 بر اين نظريه دوركيم اشكالاتي وارد است از جمله:
اشكال 1. اگر آنگونه كه دوركيم مدعي است، دين نماد كلان و جامعه خاصي است و مانند پرچم نشانه وحدت اعضاي گروه است، چرا چندين جامعه متفاوت و گاه متضاد، نماد ديني واحدي دارند. طبق نظر دوركيم همان طور كه سرود ملي يا پرچم يك جامعه نماد وحدت آن است، دين نيز چنين است. اما در اين صورت هر جامعه‌اي همانطور كه براي خود نمادهاي مقدسي دارد، بايد دين مجزايي داشته باشد. حال آنكه واقعيت جز اين است. وجود جوامع متعدد كه گاه با يكديگر دشمني نيز دارند با داشتن يك دين ناسازگار است. زيرا به گفته دوركيم، دين بازتاب آرمان‌هاي اخلاقي كلان است تا هويت آن را حفظ كند و اين كار تنها از طريق تمايز يك كلان خاص از ديگر كلان‌ها ممكن مي‌شود، نه از طريق اشتراك با آنها. وجود نمادي مانند پرچم به من مي‌باوراند كه در كشور الف عضويت دارم نه ب. سرود ملي كشور من نيز چنين مي‌كند. دين نيز بايد چنين كند، لذا نمي‌توان پذيرفت كه چندين جامعه متخاصم يك دين داشته باشند.
اشكال2. اگر دين نماد وحدت جامعه است و همه اعضاي آن را به يكديگر مي‌پيوندد، چرا در يك جامعه معين كه اشتراك منافع نيز وجود دارد، چندين دين و گرايش ديني ديده مي‌شود. اين مسأله برعكس اشكال قبلي است. در آنجا شاهد افرادي با منافع گوناگون اما دين واحدي بوديم. اما در اين جا سخن از يك جامعه و گروهي با منافع مشترك است كه به چند دين اعتقاد دارند و گاه براي دفاع از معتقدات ديني خود با يكديگر مي‌ستيزند و حتي منافع اجتماعي خود را در اين راه زير پا مي‌گذارند. در اينجا به جاي آنكه دين نقش وحدت بخش را ايفا كند و همه را متعهد به جامعه كند، پيروان خود را به ضديت با هنجارهاي حاكم در جامعه فرا مي‌خواند. براي مثال مسيحيت در آغاز نه تنها موجب وحدت جامعه نبود، بلكه دقيقاً نقشي تجزيه طلبانه ايفا مي‌كرد و مسيحيان نيز به همين دليل محاكمه و در امپراتوري روم اعدام مي‌شدند. اين نكته در دين اسلام بيشتر صادق است. مخالفان پيامبر اكرم (ص) بزرگترين اتهامي را كه متوجه حضرت رسول مي‌كردند آن بود كه اين شخص با دين خود موجب گسست در جامعه شده است و پسران را در برابر پدران قرار داده و زنان را از شوهران خود جدا ساخته است. دوركيم چنان دل‏مشغول نظريه خود درباره نقش وحدت بخش دين است، كه تنها بر اين وجه نگه‏دارنده آن تأكيد مي‌كند و از نقش انقلابي و تغيير دهنده آن بي‌خبر مي‌ماند و در نتيجه از توجه به آيين‌هايي كه در درون مسيحيت زاده شدند و عملاً موجب گسست ميان اعضاي جامعه مسيحي شدند مانند پروتستانيزم، باز مي‌ماند
اشكال3. اين نظريه از تبيين پيدايش اديان جديد ناتوان است. از آنجا كه دين حافظ وحدت اعضاي جامعه است، نمي‌توان انتظار داشت كه ديني تازه پديدار شود و اين وحدت را مخدوش ميكند. البته مي‌توان در پاسخ اين اشكال گفت كه جامعه در روند تحول خود نيازمند دين جديد مي‌شود و اين كار را مي‌كند. اما اين پاسخ قانع‌كننده نيست، زيرا اين دين تازه غالباً مورد قبول و حمايت جامعه نيست و تنها اندكي از اعضاي جامعه از آن حمايت مي‌كنند و به همين دليل نيز مغضوب اكثر افراد جامعه مي‌شوند. پس نمي‌توان با اين نظريه پيدايش اديان جديد را تبيين كرد.
اشكال4. دين، از نظر دوركيم، عامل پيوند دهنده جامعه است و ابزاري است براي تحقق اين وحدت. اما بايد قبلاً جامعه‌اي در كار باشد تا جامعه از دين چنين استفاده‌اي كند. در اينجا شاهد يك دور هستيم. زيرا جامعه بر اثر پيوند ميان افراد كه مه

پایان نامه
Previous Entries استان مازندران، اخلاق پژوهش Next Entries استان مازندران، ارزش اطلاعات، اوقات فراغت