پایان نامه با موضوع دلزدگی زناشویی، اصالت وجود، دوران کودکی

دانلود پایان نامه ارشد

نانز 2003).
دلزدگی نتیجه فرایند فرسایش26 است که در آن افراد متعهد و با انگیزه روحیه شان را از دست می دهند ( پاینز 2005).
دلزدگی نتیجه درگیری طولانی مدت در موقعیت هایی است که از نظر عاطفی و احساسی مطالبات زیادی دارند. چنین موقعیت هایی معمولاً به علت تفاوت زیاد بین توقعات و واقعیت بروز می کنند (پاینز 1996 ترجمه شاداب 1381، 351).

در واقع دلزدگی با مجموعه ای از رؤیاها و انتظارات آغاز می شود، هنگامی که این رویاها محقق
نمی شوند و در عوض با تنبیه و تجارب استرس زا مواجه می شوند، نتیجه دلزدگی است. این موضوع به حوزه های زوجین، والدین و بچه ها نیز مرتبط می شود (پیپل27 2000).

2-3 چگونگی پدیدآیی وتحول دلزدگی
دلزدگی با عدم تعادل میان منابع و تقاضا شروع می شود، یک ناهمخوانی میان انتظارات و ایده آل های افراد از یک سو و واقعیات از سوی دیگر. نتیجه ی ناهمخوانی استرس است. استرس ممکن است به طور آگاهانه و هوشیارانه مشاهده شود یا به طور ناآگاهانه در مدت طولانی پایدار بماند. در مرحله ی دوم به تدریج افراد، شروع به فشار عاطفی، فرسودگی و خستگی می کنند. مرحله سوم شامل تغییراتی در نگرش و رفتار می شود و در این مرحله افراد نگرش هایشان را در مورد زندگی زناشویی و همسر تغییر می دهند. سرانجام، نتیجه دلزدگی است (اسکافلی و بونک2003). دلزدگی نتیجه تلاش هایی است که یک شرایط بد، هموار می کند (پیپل 2000).
دلزدگی به علت ناکامی در عشق بروز می کند و پاسخی است در برابر مسائل وجودی. انباشته شدن فشارهای روانی تضعیف کننده عشق، افزایش تدریجی خستگی و یکنواختی و جمع شدن رنجش های کوچک، به بروز دلزدگی کمک می کنند. در واقع یافتن یک عامل زمینه ساز دلزدگی غیر ممکن است (پاینز 1996 ترجمه شاداب 1381).
دلزدگی با رشد آگاهی و توجه به چیزهایی که دیگر به اندازه گذشته خوشایند نیست شروع می شود (پاینز 1996 ترجمه شاداب 1381).
شروع دلزدگی به ندرت ناگهانی است. معمولاً روند آن تدریجی است و به ندرت از یک پدیده ناگوار یا حتی چند ضربه ناراحت کننده ناشی می شود. انباشته شدن سرخوردگی ها و تنش های زندگی روزمره سبب فرسایش روانی می شود و سرانجام به دلزدگی منجر می شوند (ون پلت 2004 ؛ پاینز 1996 ترجمه شاداب 1381).
بر طبق نظر پاینز ونانز (2003) فرد دلزده نمی شود مگر اینکه با یک موضوعی (مثل عشق و کار) به شدت درگیر شده باشد. اگر هیچ کاری برای متوقف کردن این فرایند صورت نگیرد، امور از بد به بدتر پیش خواهند رفت. دوره های نارضایتی که زمانی نادر برای افراد رخ می داد دیگر مکرراً اتفاق می افتند و آن احساسات خفیف نارضایتی به یک خشم شدید تبدیل می شوند و فرد احساس می کند که از لحاظ جسمی و عاطفی فرسوده شده است.در هنگام شب نیز ممکن است زوجین به رفتارهای آزاردهنده همسرشان که به طور واقعی یا خیالی مرتکب شده است بیندیشد و احساس بدبختی کنند.
فاکتورهای اصلی که در بروز دلزدگی نقش دارند عبارتند از:
1- زمانی که فرد خود را تحت فشار احساس می کند تا همیشه موفق باشد. برای مثال به عنوان یک همسر، فرد خود را تحت فشار احساس می کند تا بوسیله همسرش همیشه کامیاب شود.
2- فرد نیاز دارد تا دوباره و دوباره تحریک شود تا از احساس خستگی در ازدواج جلوگیری کند.
3- زمانی که یک قسمت از زندگی زناشویی( روابط جنسی، وظایف والدینی، همراهی ومصاحبت) به طور نامتناسب در مقلیسه با سایر قسمت ها برای فرد مهم باشد.
4- زمانی که اهداف، نامشخص و غیر واضح است و زمانی که اهداف یک خانواده در فاصله دور و نزدیک در تغییر و تحول هستند (پیپل 2000).

2-4 علائم دلزدگی:
نظرات متنوعی درباره علائم دلزدگی وجود دارد که در اینجا به چند نمونه ی آن اشاره می شود.
بر طبق نظر نالت28( 2005) علائم دلزدگی، شامل: کمبود عمومی اشتیاق، عدم رضایت، فرسودگی عاطفی، بی احساسی و کمبود علاقه است.
افراد دلزده ممکن است احساس کنند که با وجود تلاش فراوان کمتر به نتیجه دلخواهشان می رسند.
آنها ممکن است نسبت به حالت عادی، زودتر خشمگین شوند و احساس کنند که توانایی خوش گذرانی و حس شوخ طبعی شان را از دست داده اند.
پاینز(2002) معتقد است فرد دلزده، احساس پوچی و تهی بودن می کند، خستگی، فرسودگی و از پا افتادن را به طور کامل تجربه می کند، زندگی به نظرش هیچ معنایی ندارد، احساس می کند در تله و دامی افتاده است که نمی تواند از آن خارج شود، در انجام نقش های مختلف اجتماعی احساس ناقص بودن می کند، احساس می کند بر زندگیش کنترلی ندارد، نسبت به اطرافیان و برقرار کردن ارتباط با آنها بی میل می شود و در نهایت ناامیدی و دلزدگی را تجربه می کند (پاینز 2002).
نیلز29( 2003) برای وجود دلزدگی 13 نشانه معرفی می کند که عبارتند از:
خستگی مزمن- فرسودگی ، احساس از پا افتادن از نظر جسمی
عصبانیت نسبت به دیگران
انتقاد کردن از خود به علت تحمل کردن درخواست های دیگران
عیب جویی، منفی گرایی، تحریک پذیری
احساس تحت فشار بودن از هر طرف
به آسانی عصبانی شدن در مورد موضوعات کم اهمیت
سردردهای متناوب و آسیب های گوارشی
افزایش یا کاهش وزن
بی خوابی و افسردگی
تنگی نفس
بدگمانی
احساس عجز و ناتوانی
احساس خلاء عاطفی
افزایش میزان ریسک پذیری
همچنین گورگین30 (2009) معتقد است نشانگان دلزدگی عبارتند از: عدم اعتماد و اطمینان در مورد آینده و در کنار یکدیگر بودن؛ درماندگی برای بهبود اوضاع، حس عمیق آسیب پذیری، تجربه ی یک حس عمیق از دست دادن؛ احساس اینکه هیچ کس آنها را درک نمی کند؛ اجتناب از کشمکش؛ مشخص نبودن حد و مرز و عدم توانایی در نه گفتن.
پاینز، سه علامت بارز دلزدگی را از پا افتادن جسمی، عاطفی و روانی معرفی می کند، که به اختصار هر یک شرح داده می شود.
از پا افتادن جسمی: فرسودگی بدنی ناشی از دلزدگی به صورت خستگی مزمن بروز می کند که با خواب رفع نمی شود. این افراد گرفتار کابوس شبانه می شوند. برای به خواب رفتن، از قرص خواب یا مشروب استفاده می کنند که بعد از بیدار شدن خسته، کسل بی حال هستند و سردرد شدید دارند، گاهی دچار سردرد مزمن، درد های شکمی یا کمر درد می شوند. مستعد ابتلا به انواع بیماری ها بوده و مرتباً دچار سرماخوردگی می شوند، ممکن است پرخوری یا کم خوری داشته باشند.
از پا افتادن عاطفی: احساس تباه شدن می کنند و آزرده ودلسردند. علاقه ای به توضیح دادن چیزی ندارند و اقدامی برای مشکلاتشان نمی کنند. امیدی به بهبود روابطشان ندارند. زندگی برایشان تهی و
بی معنا است، اغلب افسرده اند. احساس می کنند برای هر نوع تغییری بی یار و یاورند. انگیزه ای برای تغییر خودشان ندارند. احساس در دام افتادن می کنند. در موارد شدید، احساس یأس و بیهودگی می تواند منجر به آشفتگی عاطفی یا انگیزه خودکشی شود.
از پا افتادن روانی: از پا افتادن روانی ناشی از دلزدگی معمولاً به شکل کاهش خودباوری و نظر منفی گرایانه نسبت به روابط، به خصوص رابطه با همسر تظاهر می یابد. افرادی که با عشق ازدواج می کنند، ولی با شروع زندگی، به طور دردناکی به کوچکترین کارهای طرف مقابل توجه می کنند و هیچ چیز برایشان مثل گذشته نیست، دچار از پا افتادن روانی می شوند. احساس یأس و سرخوردگی فقط به همسر محدود نمی شود بلکه در مورد ناکامی خودشان احساس وحشتناکی دارند. وقتی تصویر خودشان را در آیینه نگاه می کنند، چین و چروک هایشان را می بینند و خودشان را دوست ندارند. این احساس روی زندگیشان، احساسشان در مورد سایر افراد، آینده و توانایی عشق ورزیدنشان تأثیر می گذارد( پاینز 1996 ترجمه ی گوهری راد و افشار 1384).
2-5 دلزدگی زناشویی31:
2-5-1 تعریف دلزدگی زناشویی:
دلزدگی زناشویی وضعیت دردناک فرسودگی جسمی، عاطفی و روانی است که کسانی را که انتظار دارند عشق رویایی و ازدواج به زندگیشان معنا ببخشد را متأثر می سازد. دلزدگی هنگامی بروز می کند که آنها متوجه می شوند که علی رغم تمام تلاشهایشان ، رابطه شان به زندگی معنا نداده و نخواهد داد( ون پلت32 2004، پاینز و نانز 2003، پاینز 1996 ترجمه شاداب 1381 ، 22).
دلزدگی زناشویی به علت مجموعه ای از توقعات غیر واقعی از همسر و ازدواج توأم با استرس ها، واقعیت ها وفراز و نشیب های زندگی بروز می کند(لینگرن33 2003، پاینز 1996 ترجمه ی شاداب 1381). در واقع، هنگامی که زوجین با یکدیگر در روابط صمیمانه ادغام می شوند، هرکدام با مجموعه ای از رؤیاها و انتظارات وارد رابطه می شوند، هنگامی که این رؤیاها و انتظارات با تنبیه و تجارب استرس زا جایگزین می شوند، ازدواج و رابطه دچار زیان می شود و سرانجام با دلزدگی پایان می یابد( پیپل 2000). در واقع صمیمیت وعشق با هم رنگ می بازند و به همراه آن احساس خستگی عمومی عارض می شود. در شدیدترین نوع آن، دلزدگی برابر است با فروپاشی رابطه. کسی که گرفتار دلزدگی شده است، به نحوی می خواهد بگوید: «همین است که هست! این رابطه دیگر برایم بس است. دیگر نمی توانم آن را تحمل کنم» ( ون پلت 2004؛ پاینز ونانز 1996 ترجمه شاداب 1381 22).
2-5-2 مبانی نظری دلزدگی:
بررسی روانشناختی دلزدگی در روابط زناشویی، رویکردی چند جانبه است که مزایای رویکردهای روان پویایی، نظام مند و رفتاری را با مزیت های دورنمای رویکردهای روانی اجتماعی و وجودی که کمتر مورد توجه قرار گرفته اند، در هم می آمیزد. روان شناسی دلزدگی زناشویی به جای اینکه روی آسیب شناسی فرد یا زوج تکیه کند، بر روند دراز مدت و فرسایشی تضعیف روابط زناشویی متمرکز می شود که نتیجه تنش های تحمیلی از درون یا بیرون روابط است، به خصوص زمانی که شخص سعی می کند با روابط نزدیکش برای خود معنای وجودی پدید آورد( پاینز 1991).
2-5-3 دلزدگی زناشویی از دیدگاه اصالت وجودی و روان تحلیل گری:
برطبق نظر روانشناسان اصالت وجودی (یالوم34 1980) اگر خودشکوفایی در زمینه شغلی به ما کمک
می کند در مقابل ترس از مرگ مقاومت کنیم ، یک رابطه صمیمی و پیوستن به یک فرد دیگر به مقاومت در مقابل ترس از زندگی کمک خواهد کرد( پاینز ونانز 2003).
بکر35(1973) بر اساس کار رنک36 معتقد است که عشق رؤیایی افراد را قادر می سازد که به ویژگی خاصی که عاشق آن هستند (که در شخص دیگری بارز است) بپیوندند و آن شخص را برتر از خودشان ببینند .
اگر این فرضیه را که افراد سعی می کنند تا معنای اصالت وجودی را از طریق روابط صمیمی به دست آورند بپذیریم، سؤال بعدی که مطرح می شود این است که چرا آنها تصمیم می گیرند برای بدست آوردن آن عاشق یک شخص خاص شوند. تلاش های بسیاری برای پاسخ دادن به این سؤال انجام گرفته است. در اینجا پاسخ نظریه روان تحلیلی به این سؤال شرح داده می شود.
نظریه روان تحلیلی از طریق اضافه نمودن جنبه ناخودآگاه انتخاب های عشق رؤیایی کمک بزرگی به نظریه ی اصالت وجودی و تحقیقات کرده است زیرا این بعد تاریخچه شخصی و خانوادگی فرد را منعکس می کند.
یک فرد همسر رؤیایی را انتخاب می کند تا او را قادر سازد تا تجارب دوران کودکیش را تکرار کند و آن دسته از نیازهای ارضاء نشده دوران کودکیش را ارضاء نماید (پاینز 2002).
وقتی که ارتباط عاشقانه، شامل چنین موضوعات با اهمیتی می شود تعجب آور نیست که افراد با امید و آرزوهای بسیار بزرگ، با تمام وجود و عشق آتشین به این رابطه بپیوندند. یک رابطه عاشقانه به درمان زخم های دوران کودکی کمک می کند. هرچند هنگامی که افراد احساس کنند که شکست خورده اند، وقتی که رابطه صمیمی ضربه روحی دوران کودکی اش را تکرار کند به جای آنکه آن را درمان کند، نتیجه اش دلزدگی زناشویی است (پاینز و نانز 2003).
از دیدگاه معنا درمانی، فرد دلزده احساس معنا داشتن نمی کند، او شکست را به عنوان یک فرد تجربه می کند و حس شکست و فقدان معنا مهم ترین کمک کننده ها به دلزدگی اش هستند. دلزدگی از دیدگاه معنا درمانی این گونه اثبات می شود که علت اصلی دلزدگی در نیاز افراد در اعتقاد به اینکه زندگیشان معنادار است، قرار می گیرد. ارتباط میان دلزدگی و شکست افراد که معنای وجودی را از همسرشان نتیجه بگیرند یک مفهوم ملموس دارد که به عنوان یک

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع فرسودگی زناشویی، سبک مقابله، راهبردهای مقابله Next Entries پایان نامه با موضوع دلزدگی زناشویی