پایان نامه با موضوع دانش سازمانی، انتقال دانش، مدل مفهومی، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

دانش سازمانی را تشکیل میدهد. همانگونه که داونپورت اظهار کرده دانش فردی از ترکیب اطلاعات، تفسیر، انعکاس و تجربه در یک موقعیت خاص ظهور میکند. برای خلق دانش سازمانی، دانش فردی (عینی و ضمنی) باید برونی شود. دانش سازمانی از ترکیب این دو بعد ایجاد میشود. دانش فردی باید به افراد و گروههای دیگر منتقل شود تا دانش سازمانی بهبود یابد. انتقال دانش فردی به دانش سازمانی با جامعه پذیری، برونیسازی، درونیسازی و ترکیب اتفاق میافتد. این فرآیند میتواند از فرد به فرد، از فرد به گروه و یا در درون گروهها اتفاق افتد. دو مورد اخیر میتواند برای انتقال دانش مؤثرتر باشد. این مدل مفهومی دارای 6 مرحله است: (لاستری، 2007)
1-خلق معنا یا دیدگاه مشترک در رابطه با هدف توسعۀ دانش.
2-تهیه اطلاعات
3-ایجاد فرآیند درونیسازی برای خلق دانش فردی
4-تبدیل دانش فردی به یادگیری گروهی
5-اشاعۀ دانش به دیگر سطوح سازمانی
6-جنبههای عملی دانش
2-3-3-2-8)مدل مفهومی چند مرحلهای
در اين مدل كه توسط لي و كيم(2001) پيشنهاد شد چنين فرض شده كه مديريت دانش و توانايي سازماني ازطريق عبور از چهار مرحله، آغاز- انتشار- يكپارچهسازي-شبكهاي شدن، رشد ميكند. اين مراحل از جنبه نظري طبيعت متناوب دارند ولي از نظر رشد و توسعه درختي و سلسله مراتبي هستند. بسياري از نظريه پردازان معتقدند كه مديريت دانش به عنوان يك فرآيند مديريتي بايد بتواند موجب تغييرات اساسي در رفتارهاي فردي و سازماني شود. عملكردهاي مديريتي به اهداف مديريتي منجر ميشود. در نتيجه توانايي سازماني در نتيجۀ مديريت دانش شامل گردآوری دانش سازماني و مرتبهاي از توانايي سازماني است كه به صورت منحني S شكلي رشد ميکند.(لی وکیم، 2001)

جدول(2-3) مدل مفهومي چند مرحله اي توسعه مديريت دانش سازماني. برگرفته ازLee & kim,2001

2-3-3-2-9)مدلهای شبکهای و مخزنی66
فناوريهاي جديد به سازمانها اجازه ميدهند كه نظام مديريت دانش را اجرا كنند، نظامي كه به كمك آن بتوانند اطلاعات ساختار نيافته را ذخيره و منتشر كنند. در اين رابطه در برخي متون دو نوع مدل براي پياده سازي نظام مديريت دانش پيشنهاد شده است. (علوی ولیندر، 2001)
مدل شبكهاي كه از راهنماها و فناوريهاي ارتباطي استفاده ميكند تا صاحبان دانش را با استفاده كنندگان دانش پيوند دهد.
مدلهاي مخزن كه از فناوري اطلاعات جهت به دست آوردن، سازماندهي، ذخيره و توزيع دانش عيني سازمان استفاده ميکنند.
براي درك تمايز بين اين دو رويكرد بايد طبيعت دانش سازماني را مورد توجه قرار داد. نظام هاي مديريت دانش شبكهاي از انتقال هر دو نوع دانشي (عيني- ضمني) حمايت ميكنند، اما به نظر ميرسد اين مدلها براي دانش ضمني مناسبتر هستند. نظام مديريت دانش شبكهاي قصد تدوين دانشي را كه توسط خبرگان در يك سازمان به دست آمده ندارد، بلكه تلاش دارد راهنماهايي براي اين دانش ايجاد كند. اين امر سبب ميشود دانش مرتبط با سازمان تعريف شود، دارندگان دانش در هر حوزه مشخص شوند و اين امر منجر به ايجاد راهنمايي قابل جستجو براي كمك به ديگران در سازمان شود. اجزاء ديگر نظام مديريت دانش شبكهاي مجموعهاي غني از ابزارهاي ارتباطي و همكاريهايي براي پشتيباني، توزيع و به اشتراك گذاري دانش ميشود. در مدل مخزن، دانش به عنوان يك شيء تلقي ميشود كه ميتواند گردآوري، ذخيره و منتشر شود. نظام مديريت دانش مبتني بر اين مدل بر دانش عيني سازماني تاكيد دارد و دانش به شكل قابل مشاهدهاي به تصرف در ميآيد. (علوی ولیندر، 2001)
2-3-3-2-10)مدل انتشار نظام مديريت دانش
اين مدل، طرح جامعي از انتشار سيستم مديريت دانش است كه توسط محمد قدوس67 پيشنهاد شده است اين مدل حاصل اطلاعات استخراج شده از شش شركت بزرگ در استراليا و امريكاي شمالي ميباشد، و بر اساس اظهار نظرهاي افراد كليدي كه در اجراي نظام مديريت دانش در اين سازمانها مشاركت داشتند، ترسيم شده است. اين مدل داراي 16 فاكتور اصلي و فرعي و 64 متغير است. بر اساس اين مدل چهار متغير براي انتشار نظام مديريت دانش داراي اهميت بيشتري هستند، و از جانب همه افراد شركت كننده در پژوهش مورد توجه قرار گرفته بود. اين چهار متغير عبارتند از: فرهنگ سازماني، پشتيباني و حمايت مديران عالي، سودمندي براي افراد و روياي نظام مديريت دانش. اگر چه ممكن است آزمون و پيادهسازي كامل مدل، كار دشواري باشد اما ميتوان بخشهايي از مدل را به صورت مجزا مورد آزمون و پياده سازي قرار داد. اين مدل مراحل انتشار نظام مديريت دانش را از آغاز تا استفاده پايدار همراه با جزئيات نشان ميدهد(قدوس،2004)
2-3-3-2-11)مدل مفهومي نظام مديريت دانش(MATE)
اين مدل بر سه نظام اساسي تكيه دارد. عناصر مديريت راهبردي، يادگيري و ارزيابي كه به صورت چرخهاي نظاممند با يكديگر در ارتباط هستند. دانش ميتواند در چهار سطح فردي، تيمي، سازماني و برونسازماني در سازمانها پياده شود. اين مدل بر دانش راهبردي سازمان تكيه كرده است. نظام مديريت استراتژيك در سازمان شامل طراحي، اجرا و بازبيني راهبردي به صورت مداوم و نظاممند ميباشد. نظام مديريت راهبردي توسط نظامهاي ارزيابي و يادگيري پشتيباني ميشود. نظام ارزيابي عملكرد، مكمل و پشتيبان نظام مديريت راهبردي است. عناصر اساسي اين مدل به ويژه اجرا، بازبيني و ارزيابي راهبردي نياز به منابع انساني ذيصلاح دارد. نظام آموزش راهبردي بايد اين فرآيندها را به خوبي نشان دهد. نظام آموزش راهبردي در اين مدل شامل تحليل نيازهاي آموزشي است. تجربيات مداوم و بازخورد اين كه چگونه يك سازمان ميانديشد و عمل ميکند در اين مدل به خوبي مطرح شده است. سودمندي اين نظام اين است كه سبب مشاركت فزاينده در تدوين خط مشيهاي تصميمسازي، اختيارات كاركنان، پر بارتر كردن فعاليتها، صداقت، شفافيت، شايستهسالاري، ارتباطات آزاد، گفتمان، همكاري و تعهد بيشتر ميشود. (سوتریاکوآ و زِپو68، 2004)
2-3-3-2-12)مدل مرجع مديريت دانش
در سالهاي اخير ديدگاه جديدي در رابطه با مديريت دانش ظهور كرده است. اين ديدگاه با تغيير پارادايمهاي زير شكل گرفته است.(ابوزید69، 2002)
دانش به منزلۀ محصول يعني كالايي كه توليد و باز توليد ميشود.
تبديل رويكرد فني – مديريتي به رويكرد اجتماعي.
حركت از معرفت شناختيِ مالكيتي در رابطه با دانش به سمت معرفت شناختيِ عمل كه در آن عمل و انجام كار وابسته به دانایی است.
بنابر اين نياز به تجديد نظر در مدل هاي مديريت دانش موجود و حركت به سمت مدل مرجع مديريت دانش احساس ميشد. مدل مرجعي كه بتواند پاسخگوي سوال زير باشد:
يك نظام پشتيبان مديريت دانش چگونه مي تواند رشد كرده، به مرحله عمل درآيد و مورد ارزيابي قرار گيرد؟
براي پاسخ به اين سؤال مدل مرجع مديريت دانش سه مرحلهاي شامل مرحله شناختي، مرحله عمل و منابع توسط ابوزيد پيشنهاد شده است. اين مدل ميتواند در فرآيندهاي پوياي پردازش دانش مورد استفاده قرار گيرد. اولين مرحله شامل عناصري است كه هر نظام مديريت دانشي بايد با آن در تعامل بوده يا بر اساس آن عمل نمايد. مرحله دوم مقولهاي است كه شامل فرآيندهاي مورد نياز براي پردازش عناصر مرحله اول است.
سومين لايه شامل عناصري است كه پشتيبان عناصر لايه دوم هستند ولايه منابع است. در مرحله شناخت مجموعهاي از اشياء مرتبط به هم تعريف ميشود. بين مرحله بيروني شناخت و مرحله دروني آن تفاوت وجود دارد. حوزۀ شناخت بيروني مجموعهاي از عوامل است كه سازمان ميتواند در تعامل با آنها هويت خود را حفظ نمايد؛ نظير مشتري، توليد كننده، شركا (توزيع كنندگان، فروشندگان، بانكها) رقبا. عوامل دروني كه سبب خود آگاهي سازماني ميشود شامل اهداف، فرآيندها، منابع، قواعد و پيامدهاي تجاري و … است. هر يك از عوامل فوق الذكر وابسته به خلق دانش است كه بايستي با آن در تعامل بود و يا بر اساس آن كار كرد.
اگر چه بسياري از عوامل سازماني ثابت هستند، ولي ويژگي بارز عوامل دانش تغيير مداوم آن است. به همين دليل لايه عمل مدل مرجع مديريت دانش از دو مقوله از فرآيندهاي دانش تشكيل شده است.در چرخۀ حيات يك سازمان، دانش سازماني مي تواند به شيوههاي مختلف وجود داشته باشد و با مقولههاي زيادي از قبيل خلق، كشف، تركيب، برونيسازي، نگهداري، سازگاري، روزآمدسازي، ارزيابي شدن و ارزيابي كردن، قابل مشاهده شدن، واقعيت يافتن و… در ارتباط باشد. لايه منابع مديريت دانش منابع ارتباطي و اطلاعاتي و ابزارهايي كه از فرآيندهاي پردازش دانش پشتيباني ميكند را شامل ميشود.

2-3-3-2-13)مدل پايههاي ساختمان دانش
ين مدل توسط پروبست، روب و رمهاردت70به نام “مدل پايههاي (سنگ بنای) ساختمان مديريت دانش” نام گذاري شده است. طراحان مدل ياد شده، مديريت دانش را به صورت سیکل ديناميكي مي بينند كه در چرخش دايم است. مراحل اين مدل، شامل هشت جزء، متشكل از دو سيكل؛ دروني و بيروني است.
• سيكل دروني: به وسيله بلوكهاي : كشف (شناسايي)، كسب، توسعه، تسهيم، كاربرد (بهره برداري) و نگهداري از دانش، ساخته ميشود.
• سيكل بيروني: شامل بلوكهاي اهداف دانش و ارزيابي آن است كه سيكل مديريت دانش را مشخص مينمايد.
كامل كنندۀ اين دو سيكل “بازخور” است.

شکل (2-9) مدل پايه هاي ساختمان مديريت دانش(probst & Raub & Romhard,2002)

نحوۀ عملكرد پايههاي اين مدل به شرح زير است: (پروبست وروب ورمهارد،2002)
الف)تعيين هدف هاي دانش: هدفهاي مديريت دانش، بايد از هدفهاي اصلي سازمان نشأت گرفته و در دو سطح استراتژيك و عملياتي مشخص شوند.
• سطح استراتژيك : تبديل و نگهداري سازمان بر مبناي مديريت دانش و همچنين ايجاد فرهنگ و سياستهاي لازم در اين زمينه انجام ميشود.
• سطح عملياتي : كه در اين سطح، با توجه به هدف ها بايد نحوۀ شناسايي، استفاده، توزيع، كاربرد و نگهداري دانش، مشخص و برنامه هاي لازم براي دستيابي به آنها در زمان معين، طراحي شود و به مرحلۀ اجرا درآيد.
ب) شناسايي دانش: با طرح اين پرسش كه ” آيا ميدانيم كه چه ميدانيم ؟ ” بايد انجام اين وظيفه مديريت دانش؛ يعني مرحله كشف دانش را آغاز كرد. بسياري از سازمانها به خاطر ناآشنا بودن با دانش خود، در تصميم گيريها و هدفگذاريهاي شان دچار مشكل ميشوند، البته ناگفته نماند كه شناسايي منابع دانش درون و بيرون سازمان، به همراه هم انجام ميشود.
پ)كسب دانش: در اين مرحله، دانشها بايد از بازار داخلي و خارجي نظير دانشهاي مربوط به مشتري، به توليد، همكاران رقبا و … از منابع شناسايي شده در مرحله كشف، كسب گردد و نيز مشخص نمودن آنكه چه قابليتهايي را مي توان از خارج خريداري / تهيه كرد و مورد استفاده قرار داد، مورد توجه قرار ميگيرد.
ت) توسعه دانش: با توجه به پايههاي موجود، بايد دانش سازمان را گسترش داد، البته اين امر، شامل توسعه قابليت، محصول، ايدههاي جديد، فرايندها و … و مسائلي از اين دست ميشود.
ث)تسهيم دانش: مسائلي همچون چگونگي به اشتراك گذاري دانش موجود و انتقال آن به محل مناسب و مورد نياز و چگونگي انتقال دانش، به گونهاي كه در سازمان قابل دسترسي و استفاده باشد و نيز چگونگي انتقال دانش از سطح فردي به سطح دانش گروهي و سرانجام سطح دانش سازماني، از جمله مواردي است كه در دستور كار اين بخش از مديريت دانش قرار ميگيرد.
ج)استفاده از دانش: اطمينان به استفاده مفيد از دانش در سازمان، مربوط به اين قسمت است. در اين بخش، موانعي بر سر راه استفاده مفيد از دانش جديد است كه بايد شناسايي و رفع شوند تا از آن بتوان، به طور عملي در ارايه خدمات و محصولات (دانش) استفاده كرد.
چ)نگهداري دانش: ذخيره و نگهداري و روزآمد كردن دانش به اين بخش مربوط مي شود. اين روش، از نابودي دانش جلوگيري كرده به آن اجازه اينكه مورد استفاده قرار گيرد را ميدهد كه البته در اين راستا بايد ساز و كارهاي مناسبي براي به روز كردن سيستم ايجاد شود.
ح)ارزيابي دانش: نحوه رسيدن به هدفهاي معين و استفاده از نتايج آن به عنوان بازخور، براي تعيين يا اصلاح هدف، به اين بخش مربوط است. با نگاه به نتايج بعضاً كيفي اين فرايند، ضروري است، آنها را با توجه به نتايج كمي و هزينههاي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع مدیریت دانش، دانش آشکار، دانش سازمانی، دانش ضمنی Next Entries پایان نامه با موضوع ظرفیت جذب، انتقال دانش، خلاقیت و نوآوری، سیستمهای اطلاعاتی