پایان نامه با موضوع خودکارآمدی، استرس تحصیلی، رفتار انسان، روان شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

1385).
“استرس تحصیلی به احساس نیاز فزاینده به دانش و به طور همزمان، ادراک فرد مبنی بر نداشتن زمان کافی برای دستیابی به آن اشاره دارد” (شکری و همکاران، 1385).
موریس89( 1990؛ گادزلا90 و بالوگلو91، 2001؛ نقل از شکری، 1385) بر عوامل پنجگانه ی استرس زا شامل: ناکامی ها92، تعارض ها93، فشارها94، تغییرات95 و استرس خود تحمیل شده96 و واکنش های چهارگانه نسبت به این عوامل (فیزیولوژیکی، رفتاری، شناختی و هیجانی) تأکید کرده است (شکری و همکاران، 1385).
مدل شناختی- اجتماعی هیجانات تحصیلی پکران97:
مدل پیشنهادی شناختی- اجتماعی هیجانات تحصیلی پکران (2000، نقل از گوئتز، پکران، هال و هگ98، 2006)، مفروضه های نظریه های اسناد علی هیجانات مربوط به پیشرفت ( واینر99، 1985؛ نقل از گوئتز، پکران، هال و هگ، 2006) و رویکردهای انتظار- ارزش درباره مطالعه هیجانات ( پکران، 1992؛ تارنر و اسکالرت100، 2001؛ نقل از گوئتز، پکران، هال و هگ، 2006) را انسجام می بخشد (شکل. 1). در محدوده این مدل کنترل- ارزش دو طبقه از ارزیابی های شناختی به عنوان عوامل اصلی ایجاد کننده هیجانات تحصیلی فرض می گردد که شامل کنترل ذهنی و ارزش های ذهنی اعمال، موضوعات و پیامدهای مربوط به پیشرفت می باشد. شناخت های مربوط به کنترل مستقیماً بر روابط علی و معلولی متمرکز می باشد، ( مثلا انتظارات عمل- نتیجه)، ( هکاسن و اسکالز101، 1995؛ نقل از گوئتز، پکران، هال و هگ، 2006) و حتی به طور غیر مستقیم به روابط شرطی بین ویژگی های فردی و پیامد های مشروط اشاره می کند. یکی از مهمترین انواع شناخت های مربوط به ادراکات کنترل به خودارزیابی شایستگی های فردی اشاره می کند ( مثلا خودپنداره ی مربوط به توانایی ها، انتظارات خودکارآمدی). با توجه به ماهیت ارزش های ذهنی مورد بحث در خودارزیابی، این ارزش ها می توانند ماهیت درونی یا بیرونی داشته باشند (گوئتز، زیرنبل و همکاران، 2003؛ پکران و همکاران، 2002؛ نقل از گوئتز، پکران، هال و هگ، 2006). برای مثال، کسب رتبه ی بالا می تواند برای یک دانش آموز با انگیزش پیشرفت درونی و یا یک دانش آموز با انگیزش بیرونی ارزشمند باشد.
کنترل ذهنی و ارزش های ذهنی می تواند روابط بین تجارب هیجانی و ابعاد محیطی را با توجه به 1- حمایت های محیطی از توانش، 2- حمایت از استقلال در برابر کنترل، 3- انتظارات پیشرفت و ساختارهای هدف، 4- نتایج پیشرفت و بازخورد و 5- ارتباطات اجتماعی، تعدیل کند (تصویر 2-2).

محیط ارزیابی ها هیجانات

این مدل به هیچ عنوان اثرات یک سویه را در خصوص رابطه بین مولفه های موجود در مدل فرض نمی کند. بجای آن فرض می گردد که جنبه های محیط، ارزیابی های شناختی و هیجانات به وسیله علیت متقابل به هم مرتبط می شوند. برای مثال، هیجانات دانش آموزان ممکن است بر ارزیابی شناختی آنان اثر بگذارد، به طوری که آن ها قضاوت می کنند از توانش های بیشتری برخوردارند آن زمان که هیجانات تحصیلی مثبتی را تجربه می کنند. علاوه بر این دانش آموزان با انگیزش بالا ممکن است کیفیت آموزش کلاس درس را به برانگیختن آموزش دهنده به مشارکت جدی در تدریس ارتقا دهند. در این مورد هیجانات می توانند به عنوان پیشایندهای اثرگذار بر محیط اجتماعی کلاس درس فرض گردند. تحلیل های همبستگی، چند سطحی و تاییدی ( مدل های معادلات ساختاری) روابط فرض شده در مدل نظری پکران ( 2000؛ گوئتز، پکران، هال و هگ، 2006) را نشان دادند.
جمع بندی
در این بخش استرس به عنوان التزام به دوباره سازگار شدن فرد با شرایط و موقعیت های جدید تعریف شد. منابع درونی و بیرونی استرس و انواع آن از نظر شدت و فراوانی، کیفیت و مدّت طبقه بندی و واکنش های فرد نسبت به استرس بررسی شد. مفهوم استرس که با نظریه ی سندرم عمومی سازگاری کاملتر شدو مراحل واکنش به موقعیت استرس زا در این نظریه مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه استرس تحصیلی به عنوان یکی از هیجانات تحصیلی که تأثیر بسزایی در نتایج تحصیلی دارد تعریف و اهمیت و ضرورت مطالعه ی آن بحث شد. در نهایت مدل شناختی = اجتماعی هیجانات تحصیلی پکران که یک مدل کنترل- ارزش در تبیین عوامل اصلی ایجاد کننده ی هیجانات تحصیلی است نقل شده است.

مقدمه
يكي از عواملي كه در بروز هيجانات منفي تحصيلي از جمله استرس تحصیلی اهميت دارد، احساس خودكارآمدي102 پايين افراد مبتلا به استرس تحصيلي در موقعيت هاي تحصیلی است (كالاسن103 و همكاران، 2007). خودكارآمدي به اعتقاد فرد در اينكه مي تواند فعاليت لازم جهت رسيدن به نتايج ويژه را انجام دهد اشاره دارد (بندورا104، 1995؛ بنیت105 و بندورا، 2004؛ بندورا، 2004؛ کالاسن، کراوچک و راجانی، 2007؛ پروین، 1381 و پینتریچ و شانگ، 1385). بندورا اذعان مي دارد كه خودكارآمدي ادراك شده به اعتقاداتي مربوط به توانايي هاي فردي در سازمان دادن يا اجراي دوره هايي از فعاليت كه براي ايجاد پيشرفت هاي معين لازم است اشاره دارد (بندورا، 1997؛ نقل از بيز106 و سالانووا107، 2004). بعقيده بندورا، نظريه ي خودكارآمدي نظريه اي جامع است كه چهارچوب يكپارچه مفهومي از خاستگاه اعتقادات شخصي درمورد كارآيي، ساختار، كاركرد و فرايند آن و همچنين نتايج گوناگوني كه ايجادمي كند را توضيح مي دهد. همچنین، اعتقادات خودکارآمدی، کنش های فردی را از طریق فرایندهای شناختی، انگیزشی، عاطفی و داوری، تنظیم می کند (بنیت و بندورا، 2004؛ بندورا، 2001؛ نقل از بیز و سالانووا، 2004).
نظریه شناختی- اجتماعی:
هر يك از نظريه هاي شخصيت ساختاري خاص و منحصر به فرد دارد، كه آن ها را از ديگر نظريه ها متمايز مي كند و براي شناخت همه جانبهْ آن نظريه مطالعهْ سازه هاي بنيادي آن نظريه لازم و ضروري است.
يكي از نظريه هاي شخصيت كه زادهْ آلبرت بندورا و والتر ميشل دو روان شناس برجستهْ قرن حاضر است، نظريهْ شناختي- اجتماعي است. از نظر روان شناسان شناختي- اجتماعي درك ساختار شخصيت مستلزم توجه به فرايندهاي شناختي است. در اين ديدگاه سه مفهوم ساختاري از اهميت ويژه اي برخوردار است: انتظارات، صلاحيت ها و اهداف (پروین، 1381).
نظريه شناختي اجتماعي بر اهميت انتظارات افراد از رويدادها و باورهايي كه در مورد خود دارند تآكيد دارد و بيان مي كند كه افراد انتظاراتی از رفتار ديگران دارند و پاداش ها و تنبيه هايي را براي رفتار خود در موقعيتهاي مختلف توقع دارند. همچنين باورهايي را در مورد توانايي هاي خود در حل مسائل و چالش ها در موقعيتهاي خاص در ذهن خود مي پرورانند (پِروین، 1381).
بیشتر نظریاتی که رفتار انسان را تبیین می کنند، مبتنی بر مدل های علی تک بعدی هستند که بر تعیین کننده های محیطی و درونی تأکید دارند. اما در نظریه ی شناختی- اجتماعی فرایندهای علی بصورت جبر متقابل108مفهوم سازی شده است. در این نظریه کنش های روان شناختی بصورت کنش متقابل دوسویه ای بین تأثیرات رفتار109، شناخت110 و محیط111 تبیین می شود (بندورا، 1978).
عوامل شخصی (رویدادهای شناختی، عاطفی و زیستی)

رفتار عوامل محیطی
تصویر (3-2). مدل تقابل سه جانبه
اما مناقشه ی اصلی مابین مدل های تک بعدی و مدل های دوجانبه در مورد منشأ رفتار انسان حول محور تأثیرات خود است. در این نظریه سیستم خود شامل ساختارها و کارکردهای فرعی شناختی جهت ادراک، ارزیابی و تنظیم رفتار است و نه یک عامل روانی جهت کنترل رفتار. نقش سیستم خود در جبر متقابل توسط یک تحلیل متقابل از فرایندهای خود تنظیمی قابل درک است. جبر متقابل به عنوان یک اصل تحلیلی بنیادی برای تحلیل پدیده های روان شناختی برحسب سطوحی از پیشرفت و تبادلات درون فردی و عملکرد متقابل سیستم های سازمانی و اجتماعی پیشنهاد شده است (بندورا، 1978).
خود در نظريه شناختي اجتماعي به فرايندهايي اطلاق مي شود كه بخشي از كاركرد روان شناختي فرد را تشكيل مي دهد. البته انسان ساختاري به نام “خود” ندارد بلكه داراي فرايندهايي است كه بخشي از وي را تشكيل مي دهد و اعتقاد بر اين است كه انسان به جاي يك خود پنداره داراي چندين خود پنداره و فرايندهاي خود گرداني است كه از زماني به زمان ديگر و از موقعيتي به موقعيت ديگر تغيير مي كند(پروین، 1381).
يكي از مهمترين مفاهيم خود كه در دو دهه گذشته پديدار شده است و به عنوان يكي از مهمترين سازه هاي هيجاني در مطالعات رفتار انسان علي الخصوص در محيط كار درآمده است، « مفهوم خودكارآمدي » است (بندورا و لوك112 2003).
تعريف خودکارآمدی:
بندورا(1997)به نقل از پروین(1381)در رابطه با خودکارآمدی می گوید:
اين مفهوم به توانايي ادراك شدهْ فرد در انطباق با موقعيت هاي مشخص اشاره دارد. مفهوم خودكارآمدي به قضاوت شخصي افراد از توانايي خود در سازمان دادن و انجام يك فعاليت و يا انطباق با يك موقعيت خاص براي حصول پيشرفت اطلاق مي شود.
اما به طور مشخص خودكارآمدي به اعتقاد فرد در اينكه مي تواند فعاليت لازم جهت رسيدن به نتايج ويژه را انجام دهد اشاره دارد (بندورا113، 1995؛ بنیت114 و بندورا، 2004؛ بندورا، 2004؛ کالاسن، کراوچک و راجانی، 2007؛ پروین، 1381 و پینتریچ و شانگ، 1385). در نظام بندورا خودكارآمدي به احساس هاي كفايت، شايستگي و لياقت ما در كنار آمدن با زندگي اشاره دارد. بندورا آنرا به عنوان ادراك ما از توانايي مان در « توليد و تنظيم كردن» وقايع در زندگي مان تعريف مي كند (بندورا 1982، به نقل از شولتز و شولتز، 1375).
برآوردن و نگهداري استانداردهاي عملكردمان، خودكارآمدي را افزايش مي دهد، ناتواني در برآوردن و حفظ اين استاندارد ها موجب كاهش آن مي شود. مردمي كه در خودكارآمدي ناتوان هستند احساس ناتواني و درماندگي در اعمال نمودن هرگونه تاثيري بر وقايع زندگي مي كنند. و معتقدند هر تلاشي كه انجام دهند بی فایده است و ممكن است به نحو فزاينده اي نوميد، بي احساس و مضطرب شوند. زماني كه با موانعي مواجه مي شوند اگر تلاش هاي اوليه ی آن ها بي تاثير باشد فوري احساس شكست مي كنند. افرادي كه از نظر خودكارآمدي در سطح بسيار پاييني هستند، حتي در كنارآمدن با مشكلات هيچ تلاشي نمي كنند، زيرا معتقدند كه هر كاري كه انجام دهند هيچ فرقي نمي كند.
نقش خودکارآمدی در عملکرد
افراد مختلف با توانایی های یکسان و یا حتی یک فرد در شرایطی متفاوت ممکن است عملکرد ضعیف، خوب یا فوق العاده ای داشته باشد. این امر به خودکارآمدی شخص بستگی دارد. مردمي كه از نظر خودكارآمدي در سطح بالايي هستند معتقدند كه مي توانند بطور موثري بر وقايع و موقعيت هايي كه با آن ها مواجه مي شوند برخورد كنند زيرا انتظار موفقيت در غلبه بر موانع را دارند، در انجام كارها استقامت نشان داده و اغلب عملكرد سطح بالايي دارند. اين افراد به توانايي هاي خود اطمينان بيشتري دارند تا افرادي كه از نظر خودكارآمدي در سطح پاييني قرار دارند. درواقع باورهای خودکارآمدی افراد به نحو پایداری عملکرد آنان را در وظایفی که دارای سطوح مختلف دشواری یا تهدید است، پیش بینی می کند (بندورا و آدامز115، 1982؛ نقل از پروین و جان، 1381 و بندورا، آدامز و بیر116، 1977).
نقش خودکارآمدی در سلامت
کیفیت سلامت هر فرد بطور فزاینده ای متأثر از شیوه ی زندگی وی است. بوسیله ی تمرین کنترل روی عادات سلامتی افراد می توان زندگی طولانی تر، سالم تر به همراه روند آهسته تر پیری به آنان هدیه کرد (بندورا، 2004). مطابق نظریه ی شناختی- اجتماعی، رفتار فرد تنها در کنترل عوامل بیرونی و محیطی نیست؛ بلکه فرایندهای شناختی نیز نقش تعیین کننده ای دارند. این فرایندها بخشی از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع استرس تحصیلی، هیجانات منفی، آموزش و پرورش، اضطراب امتحان Next Entries پایان نامه با موضوع مهارت های زندگی، آموزش مهارت، آموزش مهارت های زندگی، توانایی ها