پایان نامه با موضوع خودآگاهی، پذیرش خود، مهارت خودآگاهی، آموزش مهارت

دانلود پایان نامه ارشد

گفتگوی درونی منفی خود، می توانیم در هر موفعیتی ــ آن گاه که این افکار شروع به فعال شدن می نماید ــ یادآور شویم که همه ی این ها ساخته و پرداخته ی ذهن توست، با فرمان ایست مغز، می توان از ادامه ی این افکار جلوگیری کرد و به جای آن ها پیام های مثبتی به خود داد (جهانی، 1385).
4. شناخت افکار، باورها و ارزش های خود
افراد براساس خانواده هایی که در آن تربیت می شوند و دیگر اطلاعاتی که کسب می کنند، صاحب افکاری می شوند و مجموعه افکار، ارزش ها و باورها را می سازند. باورها افکاری هستند که آن ها را صحیح دانسته و بر مبنای آن ها عمل می کنیم. ارزش ها، ملاک هایی هستند که به وسیله ی آن افکار و باورهایمان را مورد ارزیابی قرار می دهیم. باورها و ارزش ها و به طور کلی نحوه ی نگرش ما نسبت به زندگی قابل تغییر است و ما می توانیم هرکجا لازم باشد در افکار و باورهایمان به اصلاح و تعدیل ساخت های ذهنی خود بپردازیم (البرز،1386).
اهداف خود
هدف جایی است که فرد می خواهد به آن برسد و برای رسیدن به آن برنامه ریزی می کند. دانش آموزان و دانشجویان هدفمند، اغلب برای رسیدن به هدف خود احساس خودکارآمدی کرده و در فعالیت هایی شرکت می کنند که معتقدند به موفقیت منجر خواهد شد. به آموزش ها و دستورالعمل ها توجه می کنند، اطلاعاتی را که باید به خاطر بسپرند مرور ذهنی می کنند، سعی و تلاش به خرج می دهند و سرسختی می کنند (پینتریچ و شانگ، 1385). درواقع هر چه قدر شناخت فرد از خودش واقعی تر باشد، هدفی هم که برای خود بر می گزیند واقع بینانه تر خواهد بود و احتمال دستیابی به آن نیز بیشتر خواهد بود. برای دستیابی به اهداف باید آن را از قالب کلی و مبهم آن خارج ساخته و هدف خود را به اجزایش تقسیم کرد و مرحله به مرحله پیش رفت. در طی این مراحل فرد به توانمندی های خود بیشتر آگاه شده و این خود به رفع اشتباهات منجر خواهد شد (رئوفی، 1383).
اهداف آموزش مهارت خودآگاهی
از جمله اهداف آموزش مهارت خودآگاهی می توان به موارد زیر اشاره نمود:
• شناخت خود و دستیابی به اعتماد به نفس
• پی بردن و به نمایش گذاردن نقاط قوت شخصی و استعدادها و توانایی های خود
• شناسایی ویژگی های قابل تغییر خود
• شناخت تفاوت های بین زن و مرد و پذیرفتن این واقعیت ها
• شناخت موانع ذهنی مثل ترس، خشم، عادت های نازیبا، خجالت، زود رنجی و … و راه های مقابله با آن ها (طارمیان، 1383).
عوامل موثر بر رشد خودآگاهی
پذیرش خود: به طوری که خودمان، نقاط قوت مان و در مجموع آنچه هستیم را بپزیریم. یکی از مهمترین عوامل موثر در پذیرش خود، پذیرفتن اشتباهاتی که از ما سر می زند و سپس بخشش خود است (فتی و همکاران، 1385).
پذیرش دیگران: مهمترین عامل در نپذیرفتن دیگران، ناتوانی فرد در پذیرش تفاوت های فردی است. باید پذیرفت که هر فرد انسانی است منحصر به فرد و با دیگر افراد شباهت ها و تفاوت هایی دارد. درواقع شناخت و پذیرش این تفاوت ها و شباهت ها به رشد خودآگاهی ما کمک می کند (نیک نژاد، 1385؛ نقل از البرز، 1386).
مسئولیت پذیری: این نکته بدیهی و آشکار است که بهترین کسی که می تواند برای فرد تصمیم گیری کند خود فرد است. در این صورت است که فرد مسئولیت تصمیمات و پی آمدهای آن ها را برعهده می گیرد. ترس از شکست نباید مانعی برای قبول مسئولیت باشد. بنابراین پذیرش مسئولیت کارها و تصمیمات می تواند به خودآگاهی فردی کمک کند (البرز، 1386).

مهارت همدلی
تعریف همدلی
همدلی که ترجمه ای از زبان انگلیسی است، از واژه ی آلمانی (Einfuhling) گرفته شده است و به معنی «با دیگران حس کردن» است (فرهنگی، 1378). همدلی توانایی یک فرد است که به گونه ای تجربی، فرد دیگر چه تجربه ای در یک لحظه موعود و در یک چارچوب مشخص و با توجه به نظر خویش دارد. همدلی را اولین شرط خودشناسی می خوانند، که فرد خود را به جای دیگری ببیند و احساسات وی را تجربه کند (شفیع آبادی و ناصری، 1385).
اجزاء همدلی
کمبل (1998) به نقل از البرز (1386)، عوامل زیر را از اجزاء عمده ی تشکیل دهنده ی همدلی نامیده است:
• شناخت و تشخیص احساس: توانایی استفاده از اطلاعات مربوطه برای نامگذاری و تشخیص عواطف.
• درک وجود تفاوت میان دید و برداشت خود از موقعیت ها با دید و برداشت دیگران: توانایی به تصور آوردن و تجربه افکار دیگری.
• تاثیر پذیری عاطفی: توانایی به تجربه بردن و آگاه شدن از عواطف خود.
بولتون (1381)، همدلی را دارای سه جزء می داند:
نخست اینکه فرد همدل در عین حال که درک دقیق و حساسی از احساسات فرد دیگر دارد، جدایی خاص خود از شخص مورد نظر را نیز حفظ می کند. دوم اینکه همدلی یعنی درک موقعیتی که به پدیدار شدن آن احساسات، کمک کرده است و یا موجب برانگیختگی آن ها شده است. در نهایت نیز فرد همدل به شکلی با طرف مقابل ارتباط برقرار می کند که احساس کند، پذیرفته و درک شده است (بولتون، 1381).
موانع همدلی:
1. انتقاد
2. برچسب زدن
3. تشخیص
4. ستایش همراه با ارزیابی
5. نصیحت کردن
6. اغراق کردن یا بزرگ کردن مشکل
7. بی اهمیت و کوچک کردن مشکل
8. به رخ کشیدن و مقایسه کردن
9. سرزنش کردن
10. راهنمایی کردن و ارائه ی راه حل (فتی و همکاران، 1385).

مهارت برقراری ارتباط موثر
تعريف ارتباط:
ارتباط در لغت به معناي پيوند، پيوستگي و رابطه آمده است159و ارتباطات جمع لغت ارتباط مي باشد. اما ارتباط نيز همانند بسياري مفاهيم ديگر در علوم انساني نزد علما و محققين اين رشته معاني متفاوتي دارد. بنيانگذاران اين رشته كه عموما غربي هستند، براين عقيده اند كه ارتباط« Communicate »، از ريشهْ لاتين « Communicare »، مشتق شده است؛ كه در لاتين به معناي« To make commo » يعني عمومي كردن يا در معرض عموم قرار دادن است. يعني مفاهيم درون فرد به ميان عموم راه مي يابد يا انتقال مي يابد، درواقع «پيام ها160» را به ديگران گسترش دادن. تعاريف جديدتر ارتباطات را «انتقال معاني161» و همچنين انتقال يا «تبادل پيام ها162» مي دانند. نزد محققين ديگري نيز ارتباط «تسهيم تجارب163» نيز تعريف شده است يعني هر موجود زنده اي تجارب خود را با هم نوعانش و با ديگر گونه ها در ميان مي گذارد. (محسنيان راد, 1382 و فرهنگي, 1378). ارتباط فرایندی است اجتماعی که بوسیله ی آن اطلاعات، افکار، عقاید و احساسات یک فرد یا گروه با زبان یا رفتار مشترک به طرف دیگر انتقال داده می شود تا سبب تفاهم، هماهنگی، ادراک یا رفتار واحد بین فرستنده و گیرنده شود (میرکمالی، 1384).
انواع ارتباط:
متخصصان رشته ی ارتباطات فرایند ارتباط را از جنبه های گوناگونی مورد بررسی قرار داده اند که عبارتند از:
ارتباط درون فردي و بين فردي:
« ارتباط درون فردی164» به ارتباطی گفته می شود که شخص با خودش برقرار می سازد و می تواند به صورتهای خیال پردازی و نگارش افکار نمود پیدا کند.
«ارتباط بين فردی165» به ارتباط با شخص دیگر اشاره می کند. این نوع ارتباط دارای سه زیر مجموعه ارتباط دونفره ، جمعي و گروه کوچک می باشد. ارتباط دونفره كه خود مي تواند تعاملي يا يكسويه باشد، به ارتباط بين دو نفر و نه بيشتر اشاره دارد. مثل ارتباط بين يك معلم و شاگرد. ارتباط در گروه هاي كوچك نيز بخش عظيمي از زندگي هر فرد را شامل مي شود. مثل ارتباط بين اعضاي يك كلاس (محسنیان راد، 1382).
برخورداری از مهارتهای ارتباط میان فردی خوب مي تواند فرایندهایی از قبیل فروش، مشاوره، تربیت راهبری و رهبری متقابل که به آن رهبری گروهی گفته می شود و رفع اختلاف را حمايت كند.
ارتباط كلامي و ارتباط غیر کلامی :
« ارتباط كلامي166» همانطور كه از نامش پيداست نوعي ارتباط است كه دست مايه اصلي آن كلام و زبان است. اكثر ارتباطات روزانهْ ما كه مستلزم گفتار است از اين دست مي باشد. « ارتباط غير كلامي167» نوعي ارتباط میان فردی است که در آن لغت وجود ندارد. این نوع ارتباط عبارت است از : زبان اشاره ، تکانهای بدن ، حالات بدن ، صـــدا آواشناسی ، عناصر هموند، لباس ، تماسهای چشمی ، رفتار ، حالات صورت ، لمس ، رقص ، کف زدن. ارتباط با ديگران در مواردي كه با هم رودررو قرار داريم بسيار ظريف و پيچيده است. درواقع علاوه بر معاني كلماتي كه به كار مي روند مقدار زيادي از اطلاعات مربوط به موضوع نيز از طريق برخورد متقابل چشم ها ردوبدل مي شود. رفتارظاهري، حركات و حالات صورت نقش مهمي ايفا مي كنند. ارتباط هاي غير كلامي را در نوع پوششي كه يك فرهنگ ترويج مي كند نيز ديده مي شود. در همه فرهنگ ها در موارد خاصي روش هاي پذيرفته شده و طبيعي براي نوع لباس پوشيده و مرتب كردن مو و آرايش صورت و آويختن جواهرات وجود دارد. با پيروي از اين رسوم اجتماعي در لباس پوشيدن، شخص به اطرافيان خود نشان مي دهدكه مايل است مطابق استاندارد هاي فرهنگي كه هماهنگ با نوع لباس پوشيدن اوست با او رفتار شود. (فرهنگي, 1378)
مبانی ارتباط اثربخش:
اصول و مبانی ارتباط اثربخش عبارتند از:
صداقت: فرد جرات کند که خودش باشد. یعنی اینکه فرد بدون هیچ کم و کاستی همانگونه که هست باشد. صداقت سه جزء دارد: آگاهی از خود168، پذیرش خود169 و بیان خود170(بولتون، 1381).
عشق بدون انحصار طلبی: راجرز در مورد این خصلت کلی چنین می گوید: نوعی عشق نسبت به فرد، آنچنان که هست، کارل مینگر این صفت را در معنای تحمل، انصاف، پایداری، منطق، محبت و به اختصار عشق واقعی شخص به شخص دیگر به کار می برد (بولتون، 1381).
همدلی: همدلی توانایی یک فرد است که به گونه ای تجربی، فرد دیگر چه تجربه ای در یک لحظه موعود و در یک چارچوب مشخص و با توجه به نظر خویش دارد. همدلی را اولین شرط خودشناسی می خوانند، که فرد خود را به جای دیگری ببیند و احساسات وی را تجربه کند (شفیع آبادی و ناصری، 1385).
موانع ارتباطي:
يكي از دلايل عدم حصول ارتباط اثربخش اين است كه مردم ناخواسته موانعي را در فرايند ارتباط شان وارد مي كنند، كه كار را دشوار مي كند. در اغلب موارد وقتي كه يك يا چند تن از افراد در حال تعامل گرفتار فشار رواني باشند احتمال بيشتري دارد كه اين سد های ارتباطي بوجود آيد. موانع يا سد هاي ارتباطي بسيار زيادي وجود دارد. اما توماس گوردون فهرست جمعي ارائه داده است كه به دوازده بازدارنده پليد ارتباط معروف است. و تحت سه مقوله قضاوت، ارائه راه حل و اجتناب از نگراني هاي طرف مقابل، قابل بررسي است (بولتون, 1381).

مهارت مدیریت خشم:
هیجانات و عواطف در تمام تصمیم گیری ها رفتارها نقش دارند. چهار نوع هیجان اصلی وجود دارد. ترس، غم، شادی و خشم. احساسات دیگر ترکیبی از این چهار نوع هستند. خشم یک حالت هیجانی- ذهنی است و با وجود تضاد شناختی و برانگیختگی روانی نمود می یابد. خشم هیجانی بهنجار با جنبه های انطباقی بسیار است. با وجود این وقتی که تکرار، شدت و مدت آن افزون تر از جنبه های انطباقی باشد، ناکارآمد می گردد (نواکو171، 2003؛ نقل از البرز، 1386).
شیوه ی طبیعی و غریزی بروز عصبانیت ارائه ی واکنش های پرخاشگرانه است. عصبانیت پاسخ طبیعی نسبت به تهدید است. عصبانیت و خشم، انرژی لازم را در افراد ایجاد می کند تا بتوانند در صورتی که مورد حمله قرار بگیرند، بجنگند و از خود دفاع کنند. تائید این مدعا تغییرات جسمانی است، که در موقع خشم آن ها را احساس می کنیم. افزایش ضربان قلب، افزایش فشار خون، جریان بیشتر خون به عضلات و … که همه ی این تغییرات ناشی از فعالیت دستگاه عصبی خودکار است و آمادگی فرد را تامین خواهند کرد. از طرفی باید توجه داشت که ما نمی توانیم نسبت به هر کس یا هرچیز که ما را تحریک کرده یا آزار می دهد، خشم بورزیم. قوانین، ضوابط اجتماعی و عقل سلیم محدودیت هایی را برای بروز عصبانیت به شکل طبیعی اعمال می کنند. مرور تاریخی نیز دال بر این است که جامعه ی بشری از خشم کنترل نشده آسیب های فراوانی دیده است.
خشم در طی دوره های

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع مهارت های زندگی، آموزش مهارت، آموزش مهارت های زندگی، توانایی ها Next Entries پایان نامه با موضوع روابط بین فردی، مدیریت خشم، حل اختلاف، سازمان بهداشت جهانی