پایان نامه با موضوع خسرو و شیرین

دانلود پایان نامه ارشد

عاجز فرو ماند
به خود گفتا جوابست این نه جنگ است
کلوخ‌انداز را پاداش سنگست
جواب آنچه بایستش دریدن
شنیدم آنچه می‌باید شنیدن(نظامی،341:1386)
در داستان آنتونی و کلئوپاترا هم پیام فرستاده می‌شود ولی این پیام غالبا خبر مرگ است.
با این حال نامه نگار‌ی‌های عاشقانه به صورت سوال و جواب و به صراحت در منظومه‌ی آنتونی و کلئوپاترا دیده نمی‌شود.
عشق تا آن اندازه اهمیت می‌یابد که جان افراد زیادی در راه این عشق از دست می‌رود و داستان حالت غم‌انگیز خود راپیدا می‌یابد. اینجا همان جایی است که ما را به تعریف حقیقی عشق می‌رساند: عشق همان حسی است که فرد در راه آن همه چیزش را می‌بازد.
3-9-3 دوطرفه بودن عشق:
عشق خسرو و شیرین دوطرفه است: خسرو شیرین را دوست دارد، شیرین نیز عاشق خسرو است.
آنتونی و کلئوپاترا نیز هر دو همدیگر را دوست دارند. عشق فلویا به آنتونی را می‌توان عشقی یک‌طرفه دانست که شاید در ابتدا دوسویه بوده است؛ اما با حضور کلئوپاترا در زندگی آنتونی این عشق کمرنگ شده است.
در این منظومه‌ها با عشق یک‌طرفه کمتر سروکار داریم. هر چند احساسات و علاقه‌ی فرهاد به شیرین را می‌توان عشق یک‌طرفه به شیرین دانست، اگر علاقه‌ی شاپور به شیرین را بپذیریم نیز شاید بتوان آن را نوعی عشق یک‌سویه بدانیم که به سرانجامی نرسیده است. شاید هم عشق دوسویه‌ای بوده که به دلایلی از بین رفته یا کمرنگ شده است. ولی احتمال یک‌طرفه بودن آن بیشتر است. لحنی که نظامی در بیان خود به کار می‌گیرد به گونه‌ای است که عشق دو طرفه را نشان می‌دهد. در اغلب ابیات شیرین همراه با سوز و گداز از عشق خود سخن می‌گوید.
پریرخ زان بتان پرهیز می‌کرد
دروغی چند را سرتیز می‌کرد
که شرح حال من لختی دراز است
به حاضر گشتن خسرو نیاز است(نظامی،15:1363)
خسرو شاپور را پنهانی به نزد شیرین می‌فرستد:
شفاعت کرد روزی شه به شاپور
که تا کی باشم از دلدار خود دور
بیار آن ماه را یک شب درین برج
که پنهان دارمش چون لعل در درج
من از بهر صلاح دولت خویش
نیارم رغبتی کردن به دو بیش
که ترسم مریم از بس ناشکیبی
چو عیسی برکشد خود را صلیبی
همان بهتر که با آن ماه دلدار
نهفته دوستی ورزم پری‌وار
اگر چه سوخته پایم ز راهش
چو دست سوخته دارم نگاهش
گر این شوخ آن پریرخ را ببیند
شود دیوی و بر دیوی نشیند
پذیرفتار فرمان گشت نقاش
که بندم نقش چین را در تو خوش باش
به قصر آمد چو دریایی پر از جوش
که باشد موج آن دریا همه نوش
حکایت کرد با شیرین سرآغاز
که وقت آمد که بر دولت کنی ناز
ملک را در شکارت رخش تند است
ولیک از مریمش شمشیر کند است
از آن او را چنین آزرم دارد
که از پیمان قیصر شرم دارد(نظامی،25:1363)
3-9-4 رقیبان عشقی:
شیرین رقیبان عشقی چون شکر و مریم دارد. رقیب عشقی کلئوپاترا فولویا همسر آنتونی است. علاوه بر این رقبای عشقی، رقیبان دیگری هم دیده می‌شوند؛ رقیبانی که هر چند ذی‌روح نیستند ولی در جای‌جای داستان سنگ‌انداز راه عاشقان می‌شوند. نه خسرو یک آدم معمولی است نه آنتونی. هر دو این‌ها پادشاهانی هستند که حکومت مناطقی وسیع را بر عهده دارند. حکمرانی آن‌ها برایشان مسائلی ایجاد می‌کند. مسائلی که باید به آن توجه کنند و نمی‌توانند به آن بی‌تفاوت باشند.آری؛ این‌ها رقیبان نامرئی و قدرتمندی هستند که کلئوپاترا و شیرین با آن‌ها می‌جنگیدند. مملکت‌داری و اداره‌ی یک کشور کاری بود بس خطیر. پس لازم می‌آمد ملاحظاتی را در این زمینه‌ها رعایت کنند، ملاحظاتی که تحمل آن‌ها برای زنانی چون شیرین و کلئوپاترا دشوار بود. مثلا خسرو مجبور می‌شود سفر کند یا آنتونی مجبور می‌شود به سفر برود. جنگ با مخالفانشان و دور ماندن از کسانی که دوستشان می‌دارند. در عین حال از این سفر ناگزیرند. خسرو مجبور می‌شود به ازدواج با مریم تن در دهد؛ آنتونی نیز با خواهر قیصر ازدواج می‌کند و هر دو این کار را به علت ملاحظات سیاسی و حفظ قلمرو حکومتی انجام می‌دهند.خسرو رقیب عشقی سرسختی دارد: فرهاد. آنتونی رقیب عشقی خاصی ندارد هر چندجایی بر کلئوپاترا خشم می‌گیرد که با قیصر از در ساخت و پاخت در آمده و باعث شکست او شده است.
3-9-5 تلاش فراوان :
هر دو برای رسیدن به عشق خود تلاش فراوان می‌کنند؛ هم کلئوپاترا برای رسیدن به آنتونی، هم شیرین برای رسیدن به خسرو.
در سر راه هر دو موانعی وجود دارد که جز با تلاش و کوشش فراوان نمی‌توان بر آن‌ها فایق آمد. اما کلئوپاترا و شیرین هر دو تمام تلاششان را می‌کنند و از گذشتن از جان خود نیز دریغ نمی‌کنند.
از جمله موانعی که بر سر راه شیرین قرار دارد؛ یکی رقیب او مریم است که با خسرو ازدواج کرده است. مریم با خسرو شرط کرده است که خسرو، هیچ زن دیگری را به قید ازدواج با خود در نیاورد. دیگر رقیب شیرین، مملکت‌داری خسرو است. هر چند خسرو عاشق شیرین است؛ اما از دیگرسو پادشاه سرزمینی وسیع نیز هست که باید بر آن حکم‌فرمایی کند. پس فرصت چندانی ندارد و نمی‌تواند تمام روز را به عشق‌بازی با شیرین یا مریم مشغول باشد.
اما به هر روی، بعد از مرگ مریم، شیرین می‌تواند با خسرو ازدواج کند و به آرزوی دیرینه‌اش جامه‌ی عمل بپوشد.
از جمله موانعی که بر سر راه کلئوپاترا وجود دارد؛ یکی رقیب او فلویا است که با آنتونی ازدواج کرده است. دیگر رقیب کلئوپاترا، مملکت‌داری آنتونی است. هر چند آنتونی عاشق کلئوپاترا است اما از دیگرسو پادشاه سرزمینی وسیع نیز هست که باید بر آن حکم‌فرمایی کند. پس فرصت چندانی ندارد و نمی‌تواند تمام روز را به عشق‌بازی با کلئوپاترا مشغول باشد. از طرف دیگر جنگ‌هایی که بین انگلستان و دیگر سرزمین‌ها روی می‌دهد آنتونی را وادار می‌کند که به شهرها یا سرزمین‌های مجاور سفر کندو از کلئوپاترا دور بماند. مرگ فلویا، همسر آنتونی، نیز دلیل دیگری است که او را وادار به سفر می‌کند.
3-9-6 مشکلات و موانع:
در راه هر دو مشکلاتی پیش می‌آید. مرگ فولویا و جنگ داخلی ایتالیا، آنتونی را ناگزیر از سفر می‌کند. سفری که خود چندان بدان مایل نیست. ازدواج اجباری‌اش با خواهر قیصر مانع گسترش اختلافات نمی‌شود. به مصر سفر می‌کند وقسمتی از متصرفات شرقی روم را به کلئوپاترا می‌بخشد. تمام این ماجراها در پرده‌ی پنهان روابط عاشقانه‌ی پنهانی‌اش با کلئوپاترا شکل می‌گیرد و روند داستان را شکل می‌دهد.
در خسرو و شیرین نیز اتفاقاتی می‌افتد که روند داستان را شکل می‌دهد. در راه عشق خسرو و شیرین نیز موانعی وجود دارد. از سویی فرهاد عاشق و دلباخته‌ی شیرین می‌شود و از سویی دیگر خسرو همسر مریم مسیحی است و حق ازدواج با کس دیگری را ندارد. حتی بعد از مرگ مریم و فرهاد نیز ماجراهایی وصال آن‌ها را به تاخیر می‌اندازد. که تمام این ماجراها روند داستان را شکل می‌دهد.
از جمله اینکه پس از مرگ مریم، شیرین تعزیت‌نامه‌ای به گوشه و کنایه به نزد خسرو می‌فرستد. هدف شیرین از این کار طعنه زدن و سرزنش کردن خسرو است. زیرا خسرو با فرستادن یک پیک باعث مرگ فرهاد شده است. بعد از این ماجرا هم خسرو با شکر اصفهانی آشنا می‌شود و مدتی با او عشق می‌بازد. که همه‌ی این‌ها روند داستان را شکل می‌دهد.

3-9-7 رابط و میانجی‌:
یک‌نفر رابط و میانجی‌ رابطه‌ی عشقی خسرو و شیرین است و او شاپور است که از ابتدا واسطه‌ی آشنایی آن‌ها است. میانجی بین آنتونی و کلئوپاترا «قیصر» است.
نخستین کسی که نزد خسرو از شیرین سخن می‌گوید شاپور است و او را این‌گونه به خسرو معرفی می‌کند:
پری دختی پری بگذار ماهی
به زیر مقنعه صاحب کلاهی
شب‌افروزی چو مهتاب جوانی
سیه چشمی چو آب زندگانی
کشیده قامتی چون نخل سیمین
دو زنگی بر سر نخلش رطب چین
ز بس کاورد یاد آن نوش لب را
دهان پر آب شکر شد رطب را
به مروارید دندان‌های چون نور
صدف را آب دندان داده از دور
دو شکر چون عقیق آب داده
دو گیسو چون کمند تاب داده
خم گیسوش تاب از دل کشیده
به گیسو سبزه را بر گل کشیده
شده گرم از نسیم مشک بیزش
دماغ نرگس بیمار خیزش
فسونگر کرده بر خود چشم خود را
زبان بسته به افسون چشم بد را
به سحری کاتش دل‌ها کند تیز
لبش را صد زبان هر صد شکر ریز
نمک دارد لبش در خنده پیوست
نمک شیرین نباشد وان او هست
تو گویی بینیش تیغیست از سیم
که کرد آن تیغ سیبی را به دو نیم
ز ماهش صد قصب را رخنه یابی
چو ماهش رخنه‌ای بر رخ نه یابی
ز لعلش بوسه را پاسخ نخیزد
که لعل ار وا گشاید در بریزد
نهاده گردن آهو گردنش را
به آب چشم شسته دامنش را
به چشم آهوان آن چشمه نوش
دهد شیرافکنان را خواب خرگوش
هزار آغوش را پر کرده از خار
یک آغوش از گلشن ناچیده دیار
شبی صد کس فزون بیند به خوابش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع اقتباس سینمایی، آثار ادبی، انتقال اطلاعات، خسرو و شیرین Next Entries پایان نامه با کلید واژه های درصد تجمعی، رگرسیون، تحلیل واریانس، مدل رگرسیون