پایان نامه با موضوع خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، شعر فارسی، شعر غنایی

دانلود پایان نامه ارشد

پردامنه ادبی در قرن هفدهم محسوب می‌شود كه بازتاب‌های ادبی بسیاری در فرانسه و به تبع آن در اروپا دارد كه زمینه‌ساز «رنسانس شرقی» و آشنایی غرب با ادبیات ایران می‌شود. ویكتور هوگو بعد از مطالعه‌ی ترجمه‌ای از آثار مولانا ، عطار و فردوسی ، در «شرقیات» خود می‌گوید: «ایرانی‌ها، ایتالیایی‌های آسیا هستند!» (ساجدی،49:1386)
2-9 ادبیات غنایی در یونان:
در یونان، پس از برقراری آرامش که در پی جنگ‌های مداوم صورت پذیرفته بود. بستری مناسب برای سخن گفتن از لذت‌های زندگی فراهم گردید و در چنین فضایی فرد در جامعه اعتبار خود را بازیافت. در این عصر شعر غنایی شکل گرفت، شعری آمیخته با رقص و موسیقی. این نوع شعر تصویرگر مرحله‌ای است که فرد به فرافکنی شخصیت خود و دیگران می‌پردازد.(عبادیان،29:1379)
با نوع ادب غنایی، دور حرکت انواع ادب کلاسیک اروپایی به پایان می‌رسد. ادبیات، گستره‌‌ی جهانی مسائل را در حماسه و صحنه‌های زندگانی خانوادگی اجتماعی پشت سر می‌نهد. رویدادها، واقعیت‌ها و تجربه‌ها وقتی مصالح ادب غنایی می‌شوند که از صافی ذهن و عاطفه‌ی شاعر بگذرند، رنگ حدیث نفس به خود گیرند و درونی شوند.
در این نوع ادب، دنیای کلان بیرونی محاط دنیای خرد ذهنی می‌گردد. اگر در حماسه، شاعر یا روایت‌گر گهگاه رشته‌ی سخن را در حاشیه به دست می‌گرفت و در درام مطالب خود را از زبان شخصیت‌ها به میان می‌آورد، در نوع ادب غنایی خود او اغلب رشته‌ی سخن را دارد و هاتف روح مطالب زمان خود است. در این نوع ادب بییشتر مؤلفه‌های مورد نظر که در تشکیل ژانر نقش دارند در پیوند با ذهن و حضور ذهن شاعر یا نویسنده مصداق می‌یابد. (همان: 29).
معنی دیگر ادب غنایی، اشعار عاشقانه است. اشعار عاشقانه در ادبیات ما سه نوع است، یا با معشوقی زمینی مواجه‌ایم، مثلاً در تغزل قصاید یا غزلیات عاشقانه مثل غزلیات سعدی و یا با معشوقی آسمانی، مثلاً در غزل عارفانه یا معنوی مانند اکثر غزلیات مولانا و یا با معشوقی که گاهی زمینی است و گاهی آسمانی و نه این است و نه آن، مانند غزلیات تلفیقی حافظ. در ادب غنایی پیشرفته «ادب عرفانی» با معشوقی نمادین و خیالی و اساطیری مواجهیم که به هیچ وجه زمینی و دست‌یافتنی نیست، به اصطلاح چهره “Portrait” نیست. شاعر در وصف عُلّوِ او و آرزوی تقرب به درگاه او سخن می‌گوید و همین معشوق است، که عارفان از آن، به معبود و خدا تعبیر می‌کنند. (شمیسا، 1380: 135).
در ادبیات فارسی نمونه‌ی فراوانی ازشعرهای عاشقانه و منظومه‌هایی که مضمون اصلی آن‌ها را عشق تشکیل می‌دهد وجود دارد. البته داستان‌ها و رمان‌های عاشقانه در ایران چندان زیاد نیست و نمونه‌هایی که در این زمینه وجود دارد، دارای سطح فاخر ادبی نیستند. اما نمونه‌های شعری ما از صلابت و استواری فراوانی برخوردارند و از زبان ادبی فاخری بهره برده‌اند.
برای مثال می‌توان به نظامی شاعر بزرگ غنایی و سرآمد منظومه‌سرایان بزرگ سرزمین پارس نام برد که با منظومه‌های بی‌نظیرش بر تارک ادب فارسی می‌درخشد.آثار او بیشتر عاشقانه‌اند. دو منظومه‌ی «خسرو و شیرین » و«لیلی و مجنون» بزرگ‌ترین منظومه‌های عاشقانه‌ی فارسی را تشکیل می‌دهند. خسرو و شیرین مضمونی عاشقانه دارد و به عشق خسرو به شیرین، فرهاد به شیرین و شیرین به خسرو می‌پردازد. منظومه‌ی «لیلی و مجنون» نیز به عشق قیس بنی عامر«مجنون» به لیلی و لیلی به مجنون می‌پردازد.
در ادبیات مغرب زمین نیز نمونه‌های فراوانی از داستان‌های عاشقانه و معشوق‌های زمینی می‌بینیم. در میان نویسندگان انگلیسی نیز تعداد زیادی از آن‌ها به نوشتن داستان‌ها و منظومه‌های عاشقانه پرداخته‌اند:چارلز دیکنز، جین آستن، تی اس الیوت ، خواهران برونته ، شکسپیر و بسیاری از نویسندگان دیگر.
شکسپیر را انگلیسی‌ها بزرگ‌ترین شاعر جهان می‌دانند. این گفته‌ی آن‌ها شاید اغراق آمیــــــز و از سر احساسات ناسیونالیستی و میهن‌دوستی باشد. اما در این نکته شک نیست که شکسپیر بزرگ‌ترین شاعرو منظومه‌سرای بریتانیای کبیر است.
البته او آثاری بزرگ‌تر از آنتونی و کلئوپاترا دارد که از شهرت چشمگیر تری برخوردارند: هملت ، اتللو، رومئو و ژولیت با این وجود نمی‌توان منظومه‌ای بزرگ نظیر آنتونی و کلئوپاترا را نادیده گرفت.
این اثر به عشق و روابط آنتونی و کلئوپاترا می‌پردازد.
در هر دو آثار ما با یک تراژدی سرو کار داریم. آنتونی و کلئوپاترا یک تراژدی پنج‌پرده‌ای در قالب نمایش‌نامه‌ی منظومی است که با مرگ قهرمانان آن پایان می‌یابند. در پایان داستان حس غم‌انگیزی داستان به ما منتقل می‌شود. به همین صورت در داستان خسرو و شیرین نیز ما با یک تراژدی سرو کار داریم که با مرگ تاثر برانگیز قهرمانان آن پایان می‌یابد.

2-10 ادبیات غنایی در ایران:
در سده‌های نخستین شکل‌گیری و بالندگی شعر و نثر فارسی هر چه از عشق و مفهوم آن هست، غالباً جنبه‌ی مادی و زمینی دارد. شاعر با توصیف محبوب، اگرچه گاهی به درجه‌ای رسیده که خالق محبوب را می‌ستاید و به درگاهش شکر می‌گزارد؛ اما این ستایش تنها برای محبوب زمینی است. گاه اندیشه‌های شاعران این دوران به ابداع استعاره‌ها و تشبیه‌هایی می‌انجامید. عشق، جان‌مایه‌ی عرفان اسلامی و هدف غایی هر عارف سوخته‌جان است در آن مرحله‌ای که عقل در مقابل وقایع دچار تحیّر می‌شود و امکان سقوط پدید می‌آید؛ چراغِ عشق از راه می‌رسد و انسان را از آن مرحله‌ی سقوط نجات می‌بخشد. داستان‌های عاشقانه از جمله موضوعات و مضامین ادب غنایی فارسی است که تعداد زیادی از شاعران فارسی‌زبان به آن‌ها رغبت نشان داده‌اند. بی‌شک این گرایش و توجه، به دلیل جاذبه و کشش این‌گونه داستان‌هاست. تجلی داستان‌های عاشقانه بیشتر در قالب مثنوی است و به دلیل ساختار این منظومه‌ها، انواع ادبی چون مدح، پند، هجو، وصف، مناجات و… را در خود جمع کرده است.
منظومه‌های عاشقانه، بسط‌یافته‌ی شعر غنایی است. در غزل مفهوم عشق به اشارتی بیان می‌شود؛ اما در منظومه‌ی عاشقانه همان مضمون باز و گسترده شده، در قالب داستانی کمال می‌یابد. آنچه در غزل انتزاعی و حکمی است، در منظومه‌ی عاشقانه صورت عینی و تفصیلی به خود می‌گیرد (بورگل،1374: 19).
«در ادبیات قبل از اسلام ایران، چندین داستان به زبان پهلوی موجود است که می‌توان آن‌ها را در ردیف رمان‌های عاشقانه به مفهوم ادبی جدید دانست، همانند: رمان اساطیری: «یادگار زریران» و رمان توصیفی «کارنامه‌ی اردشیر بابکان». نویسندگان یونانی و رومی و مورخان بعد از اسلام، نام بسیاری از داستان‌های عاشقانه را می‌برند که مثل «وامق و عذرا» اصل آن‌ها از بین رفته است. به علاوه نه تنها داستان‌هایی مانند: «زال و رودابه» و «بیژن و منیژه» ، «شیرین و فرهاد»، « خسرو و شیرین» از زمان باستان به جا مانده است، بلکه بسیاری از داستان‌های عاشقانه‌ی عامیانه مانند: «بهرام و گلندام» به طور یقین از یادگارهای پیش از اسلام می‌باشد.» (هدایت،1324 : 53).
از جمله متون قبل از اسلام که تأثیر به‌سزایی در رونق داستان‌سرایی داشت؛ یکی قصه‌ی «هزار افسان» است که بعدها به «الف لیله» و « هزار و یک شب» در عصر اسلامی ترجمه و نقل گردید، چنان که مسعودی نیز بر این مدعا صحه می‌گذارد. در ایران باستان مانویان به قصه و تمثیل توجهی ویژه داشتند چنان که در میان قطعات تورفان، داستان‌هایی به دست آمده که متضمن دستورهای اخلاقی و تعلیمات زندگی روزمره است. در عصر داریوش نیز به داستان عشق پانیتا «زن» و ابرادت «مرد» اشارتی شده است. (مدی، 1371: 7).
بعد از اسلام، اشعار عاشقانه و غنایی در شعر فارسی از اواسط قرن سوم یعنی از نخستین روزگار پیدایش شعر دری آغاز شد و قدیم‌ترین آن‌ها را می‌توان در ابیات بازمانده از حنظله‌ی بادغیسی یافت. دوره‌ی اوج اشعار غنایی در زبان فارسی از قرن چهارم آغاز شد و در این عهد است که شاعران به سرودن نوع خاصی از شعر به نام غزل و جای دادن تغزلات دلپسند، در تشبیب قصائد پرداختند. مسئله‌ی مورد توجه در شعر این دوره داستان‌سرایی می‌باشد. داستان‌سرایی از موضوعات مورد توجه شاعران فارسی‌گوی از آغاز شعر فارسی دری بوده است.
ابیات پراکنده‌ای که از رودکی مانده است، نشان می‌دهد که او به جز منظومه‌ی «کلیله و دمنه» و به جز مثنوی «دوران آفتاب»، بنا به گفته‌ی مؤلف «فرهنگ جهانگیری» و «سندباد نامه» شش مثنوی دیگر نیز داشته است. ظاهراً یکی از این شش مثنوی رودکی، «عرایس‌النفایس» نام داشته است که حاج خلیفه در «کشف الظنون» ذکر کرده است. (نفیسی،1382: 28).
در همین دوره‌ی «ابوالمؤید بلخی» و بعد از او «بختیاری» در دستگاه آل بویه عراق به نظم داستان یوسف و زلیخا، مبادرت کردند که این منظومه‌ها هم از بین رفته است. بسیاری از داستان‌های غنایی در لابلای داستان‌های حماسی ذکر شده است و زیباترین جلوه‌ی آن را می‌توان در داستان‌های عشقی شاهنامه‌ی فردوسی دید، همانند: زال و رودابه، رستم و تهمینه، سیاوش و سودابه، بیژن و منیژه و…
داستان‌سرایی از قدیم‌الایام به علت نقش مهمی که در زندگی مردم داشته همواره مورد توجه ملل بوده است. از بررسی داستان‌های عاشقانه در طی قرون متمادی در می‌یابیم که داستان‌های فارسی دارای شکوه و عظمتی خاص است. داستان‌ها تنها بیان یک ماجرای عاشقانه نیست، بلکه بیان عواطف انسانی، مسائل روانی و درونی و نشان‌دهنده‌ی هنرهای کلامی و در نهایت ایجاد روح التذاذ ادبی است.
در آغاز قرن پنجم است که داستان‌سرایی رونق بیشتری می‌گیرد و عده‌ای از شاعران به این کار می‌پردازند. در این دوره عنصری شاعری است که به نظم داستان‌های عاشقانه می‌پردازد و داستان‌هایی مانند «نهر و عین» «وامق و عذرا» ، « خنگ بت و سرخ بت» ، « شادبهر و عین‌الحیاه» که داستان‌هایی درباره‌ی دو بت از بلخ بامیان را به نظم درمی‌آورد که هیچکدام به دست ما نرسیده است (اته،1365: 69). «ابوریحان بیرونی در رساله‌ی فهرست کتاب‌های رازی به ترجمه داستان‌های عاشقانه‌ی دیگری چون: حدیث«اورمزدیار» و «مهریار» و «حدیث دادمه و گرامی‌دخت» اشاره کرده است.» (صفا، 1354: ج 1، 73). از همین زمان داستان دیگری در دست است، به نام «ورقه و گلشاه» از شاعری به نام عیوقی. (صفا، 1343: 51).
در پایان نیمه‌ی اول قرن پنجم هجری، یکی از داستان‌های کهن ایرانی به نام ویس و رامین به شعر فارسی درآمد. این داستان بی‌تردید از داستان‌های اواخر دوره‌ی اشکانی است که توسط فخرالدین اسعد گرگانی (370-383 هـ . ق) از متون پهلوی یا ترجمه‌ی فارسی آن به شعر درآمد. نفوذ این اثر در آثار بعد از خود در منظومه‌ی خسرو و شیرین نظامی می‌توان دید. در اواخر قرن پنجم یکی از داستان‌های مطبوع مشهور، یعنی داستان یوسف و زلیخا به بحر متقارب ساخته شد و بعضی آن را به غلط به فردوسی نسبت داده بودند. ناظم این داستان شاعری از دستگاه آلب ارسلان سلجوقی حاکم خراسان بوده است. داستان‌سرایی در قرن ششم از رواج بیشتری برخوردار می‌شود و در پایان همین قرن است که نظامی نظم این گونه داستان‌ها را به حد کمال می‌رساند و چندین داستان معروف زمان خودش را به نظم درمی‌آورد که آن‌ها عبارتند از: داستان خسرو شاهزاده‌ی ایرانی و شیرین شاهزاده‌ی ارمنی. این منظومه در عشقبازی «خسرو پرویز» با «شیرین» ساخته شده است: داستان عشقبازی‌های خسرو و شیرین از جمله داستان‌های اواخر عهد ساسانی است. گویا این داستان بعد از قرن چهارم تا دوره‌ی نظامی توسعه و تغییراتی یافته و با صورتی که در خسرو و شیرین می‌بینیم، به نظامی رسیده است.
از منظومه‌های دیگر نظامی، لیلی و مجنون است که اصل آن به زبان عربی است و از داستان‌های قدیم اعراب به شمار می‌آمده است. عشق غم‌انگیز مجنون و لیلی. هر چند نظامی مبدع اصل این داستان نبوده، اما در هنگام نظم آن دخل و تصرف بسیار نموده است: «در زبان عربی، منظومه‌‌ای از لیلی و مجنون سابقه ندارد و از داستانی به نام «مجنون و لیلی» که ظاهراً به نثر بوده، تنها نامی در «الفهرست ابن ندیم» بر جای مانده است.» هفت‌پیکر یا هفت‌گنبد مثنوی عاشقانه دیگری است که نظامی در آن شرح حال بهرام گور را در کودکی، نوجوانی تا رسیدن به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع نمایشنامه، ادبیات تطبیقی، ادبیات تطبی، میان رشته Next Entries پایان نامه با موضوع خسرو پرویز، نمایشنامه، خسروپرویز، خسرو و شیرین