پایان نامه با موضوع خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، ویس و رامین، خسرو پرویز

دانلود پایان نامه ارشد

در قصر سنگی و تنهایی و غربت بدل می‌کند و همچنان او را مصرانه پایبند عشقی نگه می‌دارد که تا آخرین لحظات داستان نیز اطمینانی برای وصال در آن مشاهده نمی‌شود. در هر حال، در پایان داستان با ازدواج با خسرو و ایجاد تغییر در شخصیت خسرو، هوس‌نامه‌ی خسرو را به پیروزی عشق بر کام‌جویی ختم می‌کند. شیرین در عاشقی نمونه‌ی کامل وفاداری و دلدادگی است. او روزها و شب‌های هجران را با یاد خسرو و به عشق او سپری می‌کند و با همه‌ی شیفتگی‌هایی که فرهاد از خود نشان می‌دهد، دل از بند عشق خسرو باز نمی‌گیرد و تا پایان به او وفادار می‌ماند. آنگاه که خسرو توسط پسرش شیرویه زندانی می‌شود، شیرین در بند هم، مرهم دردهای همسر است و پس از کشته شدن خسرو به دست پسرش شیرویه، در پاسخ به خواستگاری وی هنگام تشییع جنازه‌ی خسرو وارد دخمه‌ی وی می‌شود و با دشته‌ای که همراه دارد خود را می‌کشد و لب بر لب یار و دوش بر دوش خسرو در همان دخمه می‌آرامد.(حسینی:79،1388)

3-3-4 شاپور:
نقش کلیدی این داستان به عهده‌ی شاپور است که کمتر یا اصلا به آن نپرداخته‌اند. با مراجعه به منابعی که درباره‌ی این داستان عاشقانه نوشته شده است می‌توان دریافت که این شخصیت مورد شناسایی و تحلیل قرار نگرفته و بعضا فقط به نام او اشاره کرده‌اند.(زرین کوب:1372،196)
شاپور شیرین را از قبل می‌شناخته و عاشق او بوده است. هنگامی که خسرو بر اثر بی‌مهری پدر دلگیر و غمگین است. ندیمان وی از هر دری سخن می‌گویند. در این میان شاپور- که مردی جهاندیده و با تجربه است- سخن از سرزمینی به میان می‌آورد که فرمانروای آن زنی است و در ادامه ضمن توصیف وی و سرزمینش به تنها سرمایه‌ی او که برادر زاده‌اش است می‌پردازد.
( نظامی:1363،49) :
پری دختی پری بگذار ماهی
به زیر مقنعه صاحب کلاهی
شب افروزی چو مهتاب جوانی
سیه چشمی چو آب زندگانی
کشیده قامتی چون نخل سیمین
دو زنگی بر سر نخلش رطب چین
ز بس کاورد یاد آن نوش لب را
دهان پر آب شکر شد رطب را
به مروارید دندان‌های چون نور
صدف را آب دندان داده از دور
دو شکر چون عقیق آب داده
دو گیسو چون کمند تاب داده
خم گیسوش تاب از دل کشیده
به گیسو سبزه را بر گل کشیده
شده گرم از نسیم مشک بیزش
دماغ نرگس بیمار خیزش
فسونگر کرده بر خود چشم خود را
زبان بسته به افسون چشم بد را
به سحری کاتش دلها کند تیز
لبش را صد زبان هر صد شکر ریز
نمک دارد لبش در خنده پیوست
نمک شیرین نباشد وان او هست
تو گویی بینیش تیغیست از سیم
که کرد آن تیغ سیبی را به دو نیم
ز ماهش صد قصب را رخنه یابی
چو ماهش رخنه‌ای بر رخ نه یابی
به شمعش بر بسی پروانه بینی
زنازش سوی کس پروانه بینی
صبا از زلف و رویش حله‌پوش است
گهی قاقم گهی قندز فروش است
موکل کرده بر هر غمزه غنجی
زنخ چون سیب و غبغب چون ترنجی
رخش تقویم انجم را زده راه
فشانده دست بر خورشید و بر ماه
دو پستان چون دو سیمین نار نوخیز
بر آن پستان گل بستان درم ریز
ز لعلش بوسه را پاسخ نخیزد
که لعل ار وا گشاید در بریزد
نهاده گردن آهو گردنش را
به آب چشم شسته دامنش را
به چشم آهوان آن چشمه نوش
دهد شیرافکنان را خواب خرگوش
هزار آغوش را پر کرده از خار
یک آغوش از گلشن ناچیده دیار
شبی صد کس فزون بیند به خوابش
نه بیند کس شبی چون آفتابش
گر اندازه ز چشم خویش گیرد
برآهویی صد آهو بیش گیرد
ز رشک نرگس مستش خروشان
به بازار ارم ریحان فروشان
به عید آرای ابروی هلالی
ندیدش کس که جان نسپرد حالی
به حیرت مانده مجنون در خیالش
به قایم رانده لیلی با جمالش
به فرمانی که خواهد خلق را کشت
به دستش ده قلم یعنی ده انگشت
مه از خوبیش خود را خال خوانده
شب از خالش کتاب فال خوانده
ز گوش و گردنش لولو خروشان
که رحمت بر چنان لولو فروشان
حدیثی و هزار آشوب دلبند
لبی و صد هزاران بوسه چون قند
سر زلفی ز ناز و دلبری پر
لب و دندانی از یاقوت و از در
از آن یاقوت و آن در شکر خند
مفرح ساخته سودائیی چند
خرد سرگشته بر روی چو ماهش
دل و جان فتنه بر زلف سیاهش
هنر فتنه شده بر جان پاکش
نبشته عهده عنبر به خاکش
رخش نسرین و بویش نیز نسرین
لبش شیرین و نامش نیز شیرین(همان: 52)
این توصیفات از زبان قلمزنی چابک و صورتگری چست است که سبب شیفتگی خسرو می‌شود. اما آیا می‌توان بدون دیدن این‌گونه به توضیح دقیق وجود کسی پرداخت؟

3-3-5 شیرویه:
شیرویه پسر خسرو پرویز است. شیرویه پس از کشتن پدر، خواست شیرین را به زنی بگیرد؛ اما او نپذیرفت و ۵۳ روز پس از مرگ شوهر به بهانه‌ی دیدن روی او به دخمه‌اش رفت و در کنار او خود را کشت.

3-4 کلئوپاترا و شیرین:
کلئو پاترا را می‌توان با شیرین مقایسه کرد. شیرین در برابر شیرویه وضعی نظیر آنتونی در برابر کلئوپاترا پیدا می‌کند. شیرویه نیز پس از مرگ خسرو شیرین را در فشار قرار می‌دهد و سپس به او پیغام می‌فرستد که خود را به عشق او وخواهش او تسلیم کند. همخوابگی که هیچ، حتی روبرو شدن با کسی که قاتل خسرو است برای شیرین فوق طاقت است. بنابراین او نیز مانند کلئوپاترا طرف خود را خام می‌کند و او را می‌فریبد. جواب می‌دهد که نخست باید چند خواهش او برآورده شود و یکی از آن‌ها آن است که پیکر خسرو را ببیند. چون برای انجام این خواهش او را به دخمه می‌برند، روی بر روی او می‌گذارد و خود را می‌کشد.
به هر حال او نیزکار خود را تمام می‌کند: هم برای آنکه به خسرو وفادار بماند، هم برای آنکه از چنگ شیرویه رهیده باشد، مانند کلئوپاترا که او نیز در خودکشی خویش به دو نظر می‌اندیشد.(اسلامی ندوشن:35،1363)

3-5 آنتونیوس و خسرو:
آنتونیوس را می‌توان با شخصیت خسرو مقایسه کرد. همان غرور و خودخواهی خسرو در آنتونیوس نیز دیده می‌شود.
آنتونیوس کلئوپاترا را این‌گونه خطاب می‌کند: شما همیشه یک زن بی‌حفاظ بوده‌اید، ولی ما هنگامی که هرزگی‌های خود را به چشم اغماض می‌نگریم که لعنت بر آن باد خدایان فرزانه چشمانمان را می‌بندند و رهایمان می‌کنند که نیروی تمیزی خود را در پلشتی خویش غرق سازیم تا بدانجا که ستایشگر خطاهای خود گردیم.(شکسپیر،43:1363)

3-5-1 پیروزی شیرین، شکست کلئوپاترا:
شیرین پیروز می‌شود و رقیبان عشقی‌اش را شکست می‌دهد و با خسرو ازدواج می‌کند. ولی کلئوپاترا ناکام می‌ماند.

3-6 مشروع بودن عشق شیرین، نامشروع بودن عشق کلئوپاترا:
شاید به دلیل اسلامی بودن جامعه‌ی ایرانی و شاید هم به دلیل فرهنگ جامعه‌ی‌ ایرانی به ندرت شاهد این هستیم که شاعران یا نویسندگان ایرانی به ساختن و پرداختن داستانی پیرامون عشق نامشروع روی آورده اند. نمونه‌هایی که در این زمینه است بسیار اندک و محدود است. درحالی‌که خلاف جامعه‌ی ما در جامعه‌ی بریتانیا به این موضوع بسیار پرداخته می‌شود و نمونه‌های بسیاری پیرامون عشق نامشروع وجود دارد. برای مثال می‌توان به کتاب‌های رمان و داستان‌های فراوانی که پیرامون این قضیه نوشته شده است.
ما در ادب فارسی موضوعی نظیر آنتونیوس و کلئوپاترا نداریم. در ادبیات ما تنها یک نمونه عشق داریم که بی‌شباهت به آنتونیوس و کلئوپاترا نیست. یعنی لااقل سه خصوصیت (طبیعی، نامتقابل و نامشروع بودن) را در خود جمع دارد (به پایان ماجرا کاری نداریم) و آن عشق ویس و رامین است. با این حال وقتی این دو را کنار هم می‌گذاریم می‌بینیم که تفاوت تلقی در جانب مرد در دو اثر چقدر زیاد است.
رامین به ویس جز به عنوان یک زن نگاه نمی‌کند و از یاد می‌برد که گذشته از این یک انسان و یک ملکه نیز هست. او را تنها کسی می‌بیند که کام دهنده‌ی بی‌بدیل است. در حالی که آنتونیوس با همه‌ی تردیدهایی که نسبت به کلئوپاترا دارد، هرگز فراموش نمی‌کند که او گذشته از آنکه معشوق طراز اول اوست ملکه‌ی مصر نیز هست. از نظر گستاخی و دلربایی بسیار شبیه ویس است.(اسلامی ندوشن:38،1363)
عشق شیرین مشروع است تا جایی که شیرین تن به ناپاکی و پذیرش خواسته‌ی خسرو نمی‌دهد :
بسی کوشید شیرین تا به صد زور
قضای شیر گشت از پهلوی گور
ملک را گرم دید از بی‌قراری
مکن گفتا بدین‌سان گرم‌کاری
چه باید خویشتن را گرم کردن
مرا در روی خود بی‌شرم کردن
چو تو گرمی کنی نیکو نباشد
گلی کو گرم شد خوشبو نباشد(ثروتیان:249،1386)
آنتونی به کلئوپاترا می‌گوید:
شما یک زن نیمه پژمرده بودید، وقتی که به شما برخوردم ، آیا من در روم بالش خود را رها کردم بی‌آنکه سر برآن بگذارم و از داشتن یک نسل مشروع آن هم از همسری که سرآمد بانوان عالم بود چشم پوشیدم تا با یک آشغال سهیم وهم کاسه قرار گیرم.(اسلامی ندوشن:142،1363)

3-7 شهرت:
هر چند هر دوی این آثار مشهور هستند؛ اما خسرو و شیرین جز بهترین آثار نظامی است به گونه‌ای که می‌توان گفت قسمت اعظم شهرتش را مرهون نگارش کتاب خسرو و شیرین و لیلی و مجنون است. حال آنکه آنتونی و کلئوپاترا بزرگ‌ترین اثر شکسپیر نیست. او آثار بزرگ‌تری دارد که شهرت خود را مرهون آن‌هاست. آثاری که نام او را جهانی کرده‌اند:رومئو و ژولیت ، اتللو، هملت
شاید بتوان گفت آثار بزرگ او بر آثار دیگرش سایه انداخته‌اند و این باعث شده که کتاب آنتونی و کلئوپاترا کمتر از آثار دیگرش نزد مردم شناخته شده باشد.
3-8 شخصیت‌ها:
لپيدوس را شخص بي‌مصرفي نشان مي دهد كه فقط به فكر خويش است .
پمپي حاضر است هر گونه خيانتي بكند.
و نتيديوس، كه تنه رومي است كه برضد دشمنان رومي مي حنگد، از ترس حسادت آنتوني جرئت ندارد آن را به نتيجه رساند.
حتی اتوباربوس هم خيانت مي كند. ولي موقعي به فكر مي افتد كه ديگر دير شده است.
حتی ملت روم و سربازان و افسران رومي غير قابل اعتماد و موقع بين معرفي مي‌شوند.
شخصيت‌هاي اصلي هم ، مثل اوكتاويوس ، آنتوني و كلئوپاترا دست به حيله و تزوير و دروغ مي‌زنند و اگر حيله كلئوپاترا و دروغ آنتوني را به خاطر عشق بدانيم و نسبت به آن اغماض كنيم، باز هم اين سوال پيش مي‌آيد كه آيا واقعاً اين تصور جنبه واقعي و تاريخي داشته، يا اين‌كه ساخته و پرداخته دست مورخ و نمايشنامه‌نويس بوده است ؟

3-9 بخش مضمون و محتوا:
3-9-1 درون‌مایه دو اثر:
درون‌مایه‌ی هر دو عشق و ایثار وصبر است. داستان خسرو شیرین سرشار از عشق، ایثار، صبر فرهاد برای رسیدن به عشقش شیرین است واز سوی دیگر نیز شیرین به عشقش وفادار است و برای رسیدن به او ماندن در قلعه‌ی سنگی را تحمل می‌کند.
در آنتونی و کلئوپاترا نیز آنتونی پس از رفتن کلئوپاترا به او وفادار می‌ماند و دوری و حتی ازدواج آنتونی با اکتاویا را تحمل می‌کند.
درون‌مایه‌ی شعر نظامی به گونه‌ای است که از یک نقطه آغاز شده است: آشنایی خسرو با شیرین به واسطه‌ی شاپور و در یک نقطه دیگر پایان می‌یابد مرگ خسرو و شیرین.
در این بین حوادثی رخ می‌دهد که روند ماجرا را شکل می‌دهد. حضور فرهاد و گره‌افکنی در داستان ،آشنایی با شکر، مرگ مهین‌بانو
در واقع این‌ها زنجیره‌ای هستند. زنجیره‌ای متصل به هم و با انسجام در جابه‌جای داستان نظم و هماهنگی دیده می‌شود. داستان یک موضوع و محور دارد و بر روی خط زمانی پیش می‌رود.
در ادامه نمونه‌های آن آورده می‌شود:

الف)عشق و مرگ:
3-9-2 محوریت عشق:
عشق محور اصلی هر دو این داستان‌هاست. در خسرو و شیرین، تکیه بر عشق خسرو و شیرین و در آنتونی و کلئوپاترا، تکیه بر عشق آنتونی و کلئوپاترا است. در منظومه‌ی خسرو شیرین رقبای عشقی نیز وجود دارند: فرهاد عاشق شیرین است از آن‌سو خسرو با مریم ازدواج کرده است و مدتی نیز خسرو با شکر عشق بازی می‌کند.
در آنتونی و کلئوپاترا نیز فلویا همسر آنتونی است. پس از مدتی آنتونی با اکتاویا خواهر قیصر ازدواج می‌کند.
درهر دو داستان‌ها نامه‌نگاری عاشق به معشوق هم وجود دارد:
نامه‌هایی که شیرین به خسرو می‌فرستد.
خسرو جواب نامه‌های شیرین را می‌دهد.
دلش تخم هوس فرمود کشتن
جواب نامه خسرو نوشتن
سخن‌هایی که او را بود در دل
فشاند از طیرگی چون دانه در گل(نظامی،337:1386)
چو خسرو نامه شیرین فرو خواند
از آن شیرین سخن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع اقتباس سینمایی، آثار ادبی، انتقال اطلاعات، خسرو و شیرین Next Entries پایان نامه با کلید واژه های درصد تجمعی، رگرسیون، تحلیل واریانس، مدل رگرسیون