پایان نامه با موضوع خانواده در اسلام، مبدأ و معاد، ظاهر و باطن

دانلود پایان نامه ارشد

لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ”121؛ قطعاً خير آنان در اين است که با خدا راست دل باشند.
منافقان نه تنها مردم را تشويق به جهاد نميکردند، بلکه در تضعيف روحية آنها سخت ميکوشيدند. قرآن ميفرمايد: اگر فرمان جهاد قطعيت مييابد، به خدا راست گويند و از در صدق و صفا در آيند براي آنها بهتر است.
* صلح و آشتي کردن: ” … وَ الصُّلحُ خَيرٌ … “122 ؛ سازش بهتر است.
بناي خانواده در اسلام بسيار ارزشمند است. قرآن ميفرمايد: هر گاه زني احساس کند که شوهرش بناي سرکشي و اعراض دارد مانعي ندارد براي حفظ حريم زوجيت، از پاره اي از حقوق خود صرف نظر کند، و با هم صلح نمايند و براي تأکيد موضوع ميفرمايد که در هر حال صلح کردن بهتر است.
* رجوع به خدا و پيامبر در منازعات:
” … فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا”123؛ هر گاه در امري ديني اختلاف نظر يافتيد، اگر به خدا و روز واپسين ايمان داريد، آن را به کتاب خدا و سنت پيامبر او عرضه بداريد، اين بهتر و نيک فرجام تر است.
* عدالت: ” … وَأَن تَقُومُواْ لِلْيَتَامَى بِالْقِسْطِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِهِ عَلِيمًا”124؛ به شما سفارش شده است که با يتيمان به عدالت رفتار کنيد؛ و آنچه از نيکيها انجام دهيد، خداوند از آن آگاه است. در آيات زيادي از قرآن سفارش به عدالت شده، من جمله: سوره نساء آية 58، مائده آية 8 ، أنعام آية 152، نحل آية 76 و غيره.
* پند پذيري:
” … وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا”125؛ و اگر آنچه را بدان پنده داده ميشوند به کار ميبستند، قطعاً برايشان بهتر و در ثبات قدم ايشان مؤثّرتر بود.
* گفتار نيک و پسنديده: “قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِّن صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَآ أَذًى وَاللّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ” 126؛ گفتار پسنديده در برابر نيازمندان و گذشت از اصرار و تندي آنان بهتر از صدقهاي است که آزاري به دنبال داشته باشد.
*حکمت: “يُؤتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاءُ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا …”127؛ خدا فيض حکمت را به هر که خواهد عطا کند و هر که را به حکمت و دانش رسانند به او خير زيادي عطا شده است.
در تفسير “حکمة” معاني زيادي ذکر شده از جمله: “معرفت و شناخت اسرار جهان هستي”، “آگاهي از حقايق قرآن”، “رسيدن به حقّ از نظر گفتار و عمل”؛ “معرفت و شناسائي خدا” و “نور الهي که وسوسههاي شيطاني را از الهامات الهي جدا ميسازد”. و ظاهر اين است که حکمت يک معني وسيعي دارد که تمام اين امور را شامل ميشود و در اصل از مادّه “حَکم” (بر وزن حرف) به معني منع گرفته شده است و از آنجا که علم و دانش و تدبير انسان را از کارهاي خلاف باز مي دارد به آن حکمت گفتهاند.128
حکمت عبارت است از قضاياي حتميّهاي که مطابق با واقع باشد، يعني به نحوي مشتمل بر سعادت بشر باشد، مثلاً معارف حقّة الهيه دربارة مبدأ و معاد باشد، و يا اگر مشتمل بر معارفي از حقايق عالم طبيعي است، معارفي باشد که باز با سعادت انسان سر و کار داشته باشد، مانند حقايق فطري که أساس تشريفات ديني را تشکيل ميدهد.129
بعضي از معاني حکمت در روايات معصومين بيان شده، من جمله: اجتناب از گناهان، تفقه در دين، اطاعت از خدا و شناخت امام، شناخت اسلام، ترس از خدا.130
2ـ2ـ4. خيرات اقتصادي
يکي از مصاديق خير در قرآن مال و ثروت ميباشد. جلوة ايمان مؤمن و تقواي او موجب کسب حلال ميشود و مال برايش مال التجارة آخرت ميباشد.
“كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ … “131 ؛ بر شما مقرّر شده است که چون يکي از شما را مرگ فرا رسد، اگر مالي جاي گذارد، براي پدر و مادر و خويشاوندان به طور پسنديده وصيّت کند.
اسلام ثروت و سرمايه اي را که از طريق مشروع به دست آمده باشد و در مسير سود و منفعت اجتماع به کار گرفته شود، خير و برکت ميداند و ذات ثروت را چيز بدي نميداند. ضمناً اين تعبير اشارة لطيفي به مشروع بودن ثروت است، زيرا اموال نامشروعي که انسان از خود به يادگار ميگذارد خير نيست، بلکه شرّ و نکبت است.132
“وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ”133 ؛ و راستي او سخت شيفتة مال است.
مسلّماً اطلاق خير بر مال به خاطر آن است که در حدّ ذات خود چيز خوبي است، و ميتواند وسيلة کسب انواع خيرات گردد، ولي انسان ناسپاس و بخيل آن را از اهداف أصليش وا داشته، و در مسير خودخواهي و خودکامگي به کار ميگيرد.134
آيات بالا در مورد خير بودن أصل مال بود امّا مصاديق خيرات اقتصادي که در قرآن آمده بدين قرار است:
* پرداخت خمس:
“فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ …”135؛ پس حق خويشاوند و تنگدست و در راه مانده را بده، اين انفاق براي کساني که خواهان خشنودي خدايند بهتر است.
علامه طباطبائي ميفرمايد: ظاهر آيه با قرائني که در آن هست، اين است که مراد از “حقّ” خمس است، و وظيفه دادن آن متوجه به رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلّم) و هر مسلماني که مأمور به دادن خمس است، ميباشد. اينها در صورتي است که آية شريفه در مدينه نازل شده باشد و امّا در فرضي که مانند آيات ديگر، اين سوره در مکه نازل شده باشد، آن وقت منظور از حقّ، مطلق إحسان خواهد بود، نه خمس.136
* پرداخت زکات: در دو جاي قرآن خير بودن پرداخت زکات، آمده است: يکي سورة مزمّل، آية 20 و ديگري: “وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ …”137 ؛ و نماز را به پا داريد و زکاة را بدهيد؛ و هر گونه نيکي که براي خويش از پيش فرستيد، آن را نزد خدا باز خواهيد يافت.
امير المؤمنين (عليه السلام):
“شرّ الأموال ما لم يخرج منه حقّ الله سبحانه”138
بدترن اموال آن اموالي است که حق خدا (خمس ـ زکات) از آن خارج نشده.
* انفاق کردن: “فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَأَنفِقُوا خَيْرًا لِّأَنفُسِكُمْ …”139؛ “تا ميتوانيد تقواي الهي پيشه کنيد و گوش دهيد و اطاعت نماييد و انفاق کنيد که براي شما بهتر است.
همچنين آية 38 سورة روم و بقرة آية 280 نيز بر خير بودن انفاق دلالت ميکند.
* قرض دادن: ” … وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا …”140؛ و وام نيکو به خدا دهيد (در راه خدا انفاق نماييد) و هر کار خوبي براي خويشتن از پيش فرستيد، آن را نزد خدا بهتر و با پاداشي بيشتر باز خواهيد يافت.
در مورد قرض دادن در راه خدا آياتي در قرآن وجود دارد، مانند: سورههاي بقره آية 245، مائده آيه 12 ، حديد آية 11 و 18 و تغابن آيه 17.
* اجتناب از کم فروشي:
” … فَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ”141؛ پس پيمانه و ترازو را کامل دهيد، و اموال مردم را کم مدهيد، و در زمين بعد از اصلاح آن فساد مکنيد، اين رهنمودها اگر مؤمنيد براي شما بهتر است.
همچنين آية 84 سورة هود نيز بر خير بودن اجتناب از کم فروشي دلالت ميکند.
* منافع حلال: “بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ …”142؛ اگر مؤمن باشيد، باقيماندة حلال خدا براي شما بهتر است.
تعبير به بقية الله يا به خاطر آن است که سود حلال اندک، چون به فرمان خدا است “بقيه الله” است. يا اين که، تحصيل حلال، باعث دوام نعمت الهي و بقاي برکات ميشود.
2ـ2ـ5. شعائر الهي
شعائر جمع “شعيره” به معني علامت و نشانه است، بنابراين “شعائر الله” به معني نشانههاي پروردگار است که شامل سرفصلهاي آئين إلهي، برنامه هاي کلّي و آنچه در نخستين برخورد با اين آئين چشمگير است ـ و از جمله مناسک حجّ ـ ميباشد که انسان را به ياد خدا مياندازد. نکتهاي که قرآن در مورد شعائر الهي ذکر کرده، تعظيم آنها است و حقيقت تعظيم آن است که مقام و موقعيت اين شعائر را در أفکار، اذهان، ظاهر و باطن بالا ببرند و آنچه در خور احترام و عظمت آنها است به جاي آورند. تعظيم شعائر الهي بايد از تقواي قلب سرچشمه بگيرد تا ارزش پيدا کند. “من يعظّم شعائر الله فإنّها من تَقوَي القلوب”143 هر کس شعائر الهي را بزرگ دارد در حقيقت، آن حاکي از پاکي دلهاست.
تعظيم و بزرگداشت حقيقي از آن کساني است که تقواي دل دارند، و ميدانيم تقوا، روح پرهيزگاري و احساس مسئوليت در برابر فرمانهاي الهي چيزي است که کانون آن قلب و روح آدمي است، و از آنجا است که به جسم سرايت ميکند، لذا مي توان گفت: احترام و بزرگداشت شعائر الهي از نشانه هاي تقواي دل است.144
“وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِّن شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ … “145؛ و شتران فربه را در حجّ براي شما از شعائر الهي قرار داديم، در آنها براي شما خير است.
گوشت قرباني از شعائر الهي است که قرآن به خير بودن آن اشاره ميکند اولاً چون از آن به ديگران اطعام مينمايند و ثانياً به خاطر اين ايثار و گذشت و عبادت پروردگار، از نتايج معنوي آن بهرهمند خواهند شد و به پيشگاه خداوند تقرب پيدا ميکنند.
آيه 158 سورة بقره هم بر خير بودن سعي بين صفا و مروه که از شعائر الهي هستند دلالت ميکند.
2ـ2ـ6. آخرت و پاداشهاي الهي و نتيجه و آثار اعمال خوب انسان
قرآن آخرت را به عنون خير معرفي ميکند مانند سورة نمل آية 89 ، نساء آيه 77، انعام آية 32، اعراف آية 169، نحل آية 30 و آية: ” … وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ اتَّقَواْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ”146 و قطعاً سراي آخرت براي کساني که پرهيزگاري کردهاند بهتر است.
اما در همة اين موارد قرآن آخرت را براي متّقين و محسنين خير ميداند و بر عکس آخرت را بر کفّار و اهل جهنّم که با سوء اختيار راه باطل را انتخاب کردهاند شر معرفي ميکند، همچنانکه در آية “يوفون بالنذر و يخافون يوماً کان شرّه مستطيراً”147 آمده است. آري، أهل جهنم با عقايد نادرست و کردار زشت خود خير بودن آخرت را براي خود تبديل به شر کردهاند. در سوره ضحي آيه 4 ميفرمايد: قطعاً آخرت براي تو از دنيا نيکوتر است. که خطابش در اين آيه به پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلّم) است.
“وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى”148 آخرت نيکوتر و باقي تر است.
قرآن ميفرمايد: مسلّماً کسي رستگار ميشود که خود را تزکيه کند149 ولي علت انحراف مردم از برنامة تزکيه و رستگاري را هم بيان ميکند، و آن اين است که چون شما زندگي دنيائي را بر آخرت ترجيح ميدهيد. اما قرآن در مقام مقايسه و ترجيح بين دنيا و آخرت، ميفرمايد که: زندگي آخرت بهتر و إلي الأبد باقي است.
“لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلًا مِّنْ عِندِ اللّهِ وَمَا عِندَ اللّهِ خَيْرٌ لِّلأَبْرَارِ”150؛ ولي کساني که تقواي پروردگارشان را پيشه ساختند، باغهايي خواهند داشت که از زير درختانِ آن، نهرها روان است. در آنجا جاودانه بمانند؛ اين پذيرائي از جانب خداست و آنچه نزد خداست براي نيکان بهتر است.
در آيات ديگري نيز خير بودن بهشت عنوان شده است، مانند: سورههاي آل عمران آيه 15، فرقان آية 10 و 15 و 24، صافات آية 62، توبه آية 88 و 89 .
همچنين قرآن پاداشهاي الهي را خير ميداند: “وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُواْ واتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِّنْ عِندِ اللَّه خَيْرٌ لَّوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ”151؛ اگر آنها ايمان آورده و پرهيزگاري

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع واجب الوجود، نماز جمعه، امر به معروف Next Entries پایان نامه با موضوع خير، چيزي، نيست،