پایان نامه با موضوع حقوق جزا، ارتکاب جرم، مجازات اعدام

دانلود پایان نامه ارشد

در اثر حمايت از بزه ديده بوجود مي آيد اين است که از بزه ديدگي مجدد قرباني جرم ممانعت بعمل مي آيد. تکرار بزه ديدگي نيز اين است که بزه ديده چندبار مورد بزه واقع مي شود. اما در بزه ديدگي ثانويه، فرد بزه ديده مي خواهد که به نياز و خواسته اش در رسيدگي به بزه خود برسد؛ يعني شکايت کند و حق خودرا دريافت کند واگر به حق خود نرسد اعم از فشارها و بي حرمتي ها که از سوي کارگزاران عدالت کيفري به وي مي رسد، باعث مي شود که فرد مصداق بزه ديده ثانويه قرار گيرد. در نظام کيفري ايران مشارکت بزه ديده در فرايند رسيدگي ها به نحو شايسته لحاظ شده است (ماده 6 آ د ک ) حتي مداخله و مشارکت بزه ديده در تعيين کيفر هم مي تواند تاثيرگذار باشد( در تخفيف ) در مجازات هاي حدي و قصاص نفس .بزه ديده شناسي در گام اول کاملا جنبه جرم شناختي و علت شناسانه اي داشت و به تدريج تغيير ايجاد شد و به اين سمت رفت که بزه ديده به عنوان عامل اصلي جرم که خسارت بر او وارد شده بايد مورد حمايت قرار گيرد.
در اين نوع بزه ديده شناسي انواع مختلف از حمايت‌ها در شرايط گوناگون نسبت به بزه‌ديدگان پيشنهاد ميشود كه در ذيل به تعدادي از آنها اشاره مي‌شود:
1- حمايت از بزه‌ديدگان بلافاصله پس از تحقق جرم از قبيل حمايت‌هاي پزشكي، روانشناختي
2- حمايت از بزه ديده در مرحله دادرسي از قبيل تفهيم حقوق و فراهم آوردن نيازهاي حقوقي
3- حمايت از بزه ديده در مرحله تامين ضرر و زيان از قبيل تامين خسارت زيان ديده از منابع دولتي
2-2-2 – بزه ديده شناسي علمي . اين شاخه از علوم جنايي به مطالعه ويژگي ها و نقش بزه ديده در تكوين جرم و نيز رابطه قرباني جرم با مجرم مي‌پردازد و در حقيقت بزه ديده‌شناسي اوليه شاخه‌اي از جرم شناسي علت شناسانه است كه در آن نقش بزه ديده در وقوع جرم و بعنوان يكي از علل و عوامل ارتكاب جرم از سوي بزهكار بررسي و در كنار ساير علل و عوامل جرم‌ زا قرار مي‌گيرد و در مقابل بزه ديده‌شناسي پيشگيرانه به عنوان شاخه‌اي از جرم‌شناسي پيشگيرانه شيوه‌هاي پيشگيري از بزه ديدگي را بررسي و مطالعه مي كند.
رويکرد نخست بزه ديده شناسي به “مقصر انگاشتن بزه ديده” ( victim blaming ) متمرکز است که ازآن به “بزه ديده شناسي علمي يا اوليه ” ياد مي شود. بزه ديده شناسي علمي سعي در تبيين مؤلفه هاي جامعه شناختي و مردم شناختي مسئله بزه ديدگي دارد. و در اين بررسي، تنها بر روي نقش بزه ديده در وقوع جرم و ميزان مسئوليت او تمرکز نکرده، بلکه با توجه به موقعيت بزه ديده که او را در معرض بزه ديدگي قرار مي دهد، به حمايت از بزه ديده در کاهش بزه ديدگي و آسيب هاي وارده بر او تلاش مي نمايد.
* به نظر مي رسد که با توجه به تعاريف قبلي، دخالت رسمي بزه ديده در عدالت کيفري شامل مقررات مربوط به نفوذ بزه ديده در مرحله تعقيب کيفري و صدور حکم محکوميت، به فردي کردن بيش از اندازه فرايند تصميم‏گيري با در نظر گرفتن ويژگيها و احتمالا خواسته‏هاي بزه ديدگان منجر خواهد شد؛هر چند تحقيقات اخير نشان داده اند که اين تمايلات يا انتظارات به واسطه جريان عادي تصميم‏گيري کارکنان نظام عدالت کيفري که پرونده‏ها را بر اساس يک روش استاندارد شده رسيدگي مي‏کنند، به سرعت خنثي شده و به اين ويژگيهاي فردي بزه ديده کمتر توجه مي‏شود.اين ارزيابي حاکي از آن است که حتي زير بنايي‏ترين طرحهاي حمايتي طرفداران ارتقاي نقش و حقوق بزه ديده، به دليل تشريفات اداري عدالت کيفري سنتي خنثي مي‏شود.به هر حال، صرف نظر از نوع پاسخ، نتايج بررسيها نشان مي‏دهد که فعاليتهاي کنوني در زمينه حمايت از بزه ديده را نمي‏توان از طريق مراجعه به اعلاميه‏ها و بيانيه‏ها يا حتي مقررات قانوني يافت و اين امر نيازمند انجام تحقيقات ميداني بيشتري است.
چنان که مشاهده مي‏شود، يافته‏هاي تحقيقات جنايي تا کنون در راستاي بزه ديده شناسي ممکن است متناسب با ايدئولوژي يا نظام ارزشي فرد، پاسخهاي متعددي را مطرح ‏کنند.اين امر به يکي از فوايد انجام تحقيقات در اين زمينه اشاره دارد.انجام تحقيقات مستلزم اين است که ابتدا معيارهايي جهت سنجش ميزان حمايت از بزه ديده گان و موفقيت يک سياست خاص جزايي تعيين شود.اين امر باعث افزايش تجزيه و تحليل اهداف سياستهاي کيفري بزه ديده شناسي حمايتي مصوب و مفهومها و تفسيرهاي آن شده است؛امري که در آن عموما تعريف سياستها به طور کامل و جامع مورد توجه قرار نخواهد گرفت.
2-3- بزه ديده در مکاتب مختلف کيفري
براي شناسايي بهتر اين مبحث ابتدا معناي مکتب را از نظر لغوي تعريف مي نماييم و سپس به بررسي مکاتب مختلف خواهيم پرداخت. مکتب به معناي مجموعه يا گروهي از افراد است که ويژگي‌هاي فکري مشترک خود و يا چشم‌انداز فلسفي،رشته، اعتقادي، جنبش اجتماعي،جنبش فرهنگي و جنبش هنري خود را با يکديگر در ميان مي‌گذارند.87
2-3-1- مکتب کلاسيک:
پيدايش انقلاب کبير فرانسه و نشر افکار آزاديخواهانه سبب تحولي بزرگ در نهادهاي سنتي حقوق جزا از جمله تغيير اساسي در مباني مسئوليت کيفري گرديد.چنانکه در همين راستا عقايد دانشمنداني چون منتسکيو ، بکاريا ، ژرمي بنتام و ژان ژاک روسو مبناي مکتب کلاسيک را بنا نهادند. تاريخ پيدايش اين مکتب بنا بر عقيده بسياري از صاحبنظران سال 1748 ميلادي همزمان با انتشار کتاب روح القوانين منتسکيو مي باشد.88ريشه عقايد کلاسيک در نظريات دانشمندان ياد شده است ؛ اينان براي فايده ي اجتماعي مجازات ها اهميت بيش از حدي قائل بودند. علاوه بر اين ، مکتب کلاسيک از عقايد امانوئل کانت و ژوزف دومستر در خصوص عدالت مطلقه يا عدالت ايده آلي الهام مي گيرد. تمام تلاش اين مکتب بر آن بود که راهي پيدا کند تا اخلاق و عدالت را با فوايد مجازات براي اجتماع سازش دهد89 . مبناي مسؤوليت کيفري در نظر طرفداران مکتب کلاسيک ، مسئوليت اخلاقي است ،با اين توضيح که چون انسان با اراده و اختيار خويش مرتکب جرم مي شود و با آزادي تمام شرارت را انتخاب مي کند ، بنابراين وي اخلاقاً مسئول و مستحق کيفر است. مي بينيم اين نظريه بر حول محور بحث فلسفي جبر و اختيار استوار است. از نظر بنتام انگليسي ، وقتي بزهکار به فکر ارتکاب جرم مي افتد ، ابتدا به يک سنجش دست مي زند. او “نفع و لذّت حاصل از ارتکاب جرم ” را در يک کفه ترازو و “درد و رنج حاصل از گرفتاري و تحمل کيفر ” را در کفه دوم ترازو قرار مي دهد ، اگر در نظر وي لذت و سود ناشي از جرم بر ضرر حاصل از مجازات برتري داشته باشد ، جرم را بر مي گزيند وگرنه از ارتکاب آن منصرف مي شود.
از نظر بنيانگذاران مکتب مذکور، مبناي مسئوليت نقض قرارداد اجتماعي است و افراد جامعه با ميل و اراده خود و با کمال اختيار و آزادي به تنظيم قرارداد اجتماعي مبادرت نموده اند. اين افراد با رضايت مقداري از آزادي هاي خود را به جامعه واگذار نموده اند تا جامعه آن ها را در مقابل حوادث و حملات ديگران حفظ نمايد آنان همچنين قبول کرده اند از مقررات جامعه اطاعت نمايند. حال اگر از وظيفه خود تخطّي کنند دشمني خود را با جامعه اعلام داشته اند و در چنين صورتي جامعه حق دارد آنان را به کيفر اعمال خود برساند و از آن جا که مسئوليت و مجازات مجرم بسته به درجه فهم و شعور اوست، جامعه بايد وي را متناسب با شعور و آزادي اراده مجازات نمايد. عليرغم تأثيرات مثبت اين اصول در اجراي صحيح عدالت، توجه افراطي بانيان مكتب كلاسيك به ماهيت عيني جرم و مجازات و تأكيد بيش از حد بر اراده آزاد مجرم، آنان را از پرداختن به مطالعه در مورد بزه ديده بازداشته است.همچنين تشفي خاطر بزه ديده و جبران خسارات وي كه روزي به عنوان فلسفه مشروعيت مجازات مطرح بوده است ، جاي خود را به فايده اجتماعي مي دهد .90
* به هر روي با توجه به نظريات مکتب کلاسيک و بنيان گذاران اين مکتب که در نهايت به دو مکتب فايده اجتماعي مجازات و مکتب عدالت مطلقه ختم مي شود با اين وجود کم و کاستي هاي چنين مکاتب و انديشه هايي سبب پيدايش مکتب نئوکلاسيک مي گردد که در ادامه به تشريح اين مکتب مي پردازيم.
2-3-2- مکتب نئو کلاسيک . پايه گذاران اين مکتب ،از پيوند ميان ديدگاههاي فلسفي مکتب کلاسيک حقوق جزا و عدالت مطلق با تعبير و بينش فلسفي تازه اي ، نظام کيفري معتدلي را ارائه دادند .
مهمترين افراد در اين مکتب :
الف :فرانسوا گيزو : مورخ و محقق فرانسوي که در 1822 رساله اي در مورد مجازات اعدام در جرايم سياسي انتشار داد .گيزو در کتاب فوق سه شرط را براي اجراي عدالت کيفري لازم مي داند .
الف : تبهکاري اخلاقي ب: زيان اجتماعي ج : کارايي مجازات
ب :روسي : استاد حقوق در آکادمي ژنو که در سال 1829 رساله اي در حقوق جزا منتشر کرد .روسي ، بين عدالت اخلاقي مطلق و عدالت اجتماعي فرق قائل است . به نظر او ، در عدالت مطلق ، عنصري از نظام اخلاقي مداخله مي دارد ، ولي در عدالت اجتماعي عنصر جامعه دخيل است و هدف عدالت اجتماعي بيروني و محدود است و مرزهاي آن در جايي که ضرورت و نياز نيست و در کرانه هاي حق و صواب ، پايان مي يابد .
ج : اورتولان :که در کتاب خود به نام عناصر حقوق جزا ،در جهت تلفيق سود مندي کيفر و اجراي عدالت حد و مرز اين دو را چنين ترسيم مي کند : نه بيش از آنچه عدالت اقتضا مي کند و نه بيش از آن اندازه که سودمند است .
به طور کلي ، ديدگاه قلسفي نمايندگان اصلي مکتب نئوکلاسيک حقوق جزا در حقيقت بر دو گونه بينش استوار است : جامعه که تجمعي از انسانهاست ، هم داراي بعد اخلاقي است و هم مادي ، پس بايد در اصول و قواعد حاکم بر آن ، دو اصل عدل و سودمندي ملحوظ شود .
مختصات مکتب نئوکلاسيک حقوق جزا : . الف : پيوند مواضع فلسفي سودمندي مجازات با اصل عدالت : غالبا تضمين اجراي عدالت را مهم تر از حفظ منافع اجتماعي دانستند و در مجموع براي مجازات جنبه هاي دو گانه عدالت و سودمندي قائل شده اند . بنابراين رعايت اصل عدالت به منزله مردود دانستن مجازاتهاي شديدي است که بر پايه نظريه نفع طلبي بنتام متداول بود و پذيرفتن عدالت اجتماعي به جاي عدالت مطلق است . ديگر اينکه حق جامعه در برقراري مجازات مطلق نيست و نبايد جامعه به بهاي حفظ حيات خود ، بينش از اندازه مقررات کيفري وضع کند .
ب: توجه به اصلاح اخلاقي مجرمين :به همين منظور ، عده اي از دانشمندان طرفدار اين مکتب خود را صرف نهضت اصلاح زندانها کردند . سرانجام در اواخر قرن دهم دولت محلي پنسلوانيا اقدام به ساخت زندان مجرد کرد و به دنبال آن در اوايل قرن 19 دولت محلي نيويورک ، زندان اوربون را ساخت . در اين زندان محکومين شبها را به تنهايي در سلول هاي مجرد به سر مي برند ولي روزها به طور دسته جمعي بودند . . ج :توجه به مسئوليت اخلاقي و نقصان يافته و حذف مجازات اعدام در جرايم سياسي :در اين مکتب اصل تطبيق مجازات با مسئوليت اخلاقي مجرمين مد نظر قرار مي گيرد و ضابطه احراز مسئوليت اخلاقي نيز متکي بر بهره مند بودن مجرم از تواناييهاي جسمي عملي و اختيار و اراده اي است که براي ارتکاب جرم به کار برده است .بعلاوه دانشمندان اين مکتب پيشنهاد مي کنند که کساني که به معناي واقعي عاقل نيستند و مجنون هم شاخته نمي شوند ، بايد به دادگاه اجازه داد تا آن قدر مجازات را تخفيف دهد که با درجه عقل آنان متناسب گردد و اين نظريه که بعدها به نام فردي کردن مجازاتها معروف شد در مکتب آن روزگار به نام مسئوليت نقصان يافته معروف بود .91
دانشمندان مکتب نئوکلاسيک پيشنهاد مي کردند که ميزان مجازات بايد متناسب با عقل و ميزان مسئوليت اخلاقي ناشي از قدرت انتخاب و اختيار فرد باشد؛ از همين جا اصل فردي کردن کيفرها در کشورهاي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع ارتکاب جرم، جبران خسارت، سازمان ملل Next Entries پایان نامه با موضوع ارتکاب جرم، حقوق جزا، قانون کار