پایان نامه با موضوع جهان اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

يکديگر داشتند. در اين ملاقات ها طرفين در مورد موضوعات مورد علاقه مذاکره و اطلاعات لازم را مبادله مي کردند.
3) هر سال چند بار تيم هاي اطلاعاتي طرفين، براي تبادل اطلاعات به کشورهاي يکديگر مسافرت مي کردند، در کنفرانس هاي سه جانبه با ترکيه و اتيوپي نيز که هرساله تشکيل مي شد ساواک و موساد و سرويس امنيتي کشور سوم، اطلاعات لازم را مبادله مي کردند.”77
همان طور که قبلا نيز ذکر شد سازمان موساد آموزش نيروهاي ساواک را بر عهده داشت. اين دوره هاي آموزشي گاه در ايران و گاهي در اسرائيل برگزار مي شد. به عنوان مثال مي توان يکي از دوره هاي آموزشي را که در آبان ماه 1355 و در اسرائيل برگزار شد نام برد، اين دوره يکي از دوره هاي ضد اطلاعات بود و محتواي آموزش هاي آن شامل موضوعات ذيل مي شد:
“1- تشکيلات سياسي و اداري شوروي، 2- موقعيت شوروي در چارچوب روابط داخلي کشورهاي بلوک شرق، 3- موقعيت سرويس هاي امنيتي در تشکيلات سياسي اروپاي شرقي، 4- نظريات و مطامع سرويس هاي شوروي، 5- تصويري از يک رهبر عمليات اروپاي شرقي، 6- تشکيلات سازمان هاي امنيتي اروپاي شرقي، 7- اقتصاد شوروي، 8- چين و خاورميانه، 9- کشمکش اعراب و خاورميانه و اثر آن در خاورميانه، 10- روانشناسي عملي از نقطه نظر اداره ي منبع.”78
موارد فوق مشخص مي کند که احساس خطر ايران و اسرائيل از شوروي کاملا ريشه در نگراني هاي آمريکا دارد چرا که با توجه به جنگ سرد، آمريکا بايد به صورت کامل متحدان خود در منطقه را در برابر شوروي تقويت مي کرد.
يکي از موارد گسترده ي همکاري بين سازمان امنيتي ايران و موساد مربوط به کشورهاي عربي و مخصوصا فلسطين مي شد، چرا که ايران و اسرائيل هر دو از شيوع تفکرات انقلابي و تجديد نظر طلبانه نگران بودند، مخصوصا اسرائيل حساسيت ويژه اي نسبت به تحرکات فلسطينيان داشت، به همين دليل همکاري هاي موساد و ساواک در اين زمينه بسيار زياد بود. براي نمونه به دو سند که در همين زمينه است در ذيل اشاره مي کنيم.
“سند شماره 10
[ درخواست موساد از ساواک در مورد صحت خبر دست گيري اعضاي سازمان هاي چريکي فلسطين در ايران.] 26 دسامبر 1970
طبق بعضي از گزارشات واصله، مقامات ايراني اخيرا افرادي را که در الفتح عضويت داشته و يا درصدد وابستگي به اين سازمان يا سازمان هاي خرابکار فلسطين بوده و نيز درصدد ايجاد شعبه در ايران بوده اند دستگير نموده اند.
در صورت صحت مطلب فوق هرگونه توضيح و اطلاعي موجب امتنان خواهد شد. [مهر:] سري

سند شماره ي 11
[دستگيري ايرانيان وابسته به سازمان هاي چريکي فلسطين و درخواست ساواک از موساد، در مورد شناسايي و معرفي ايرانيان همکار با سازمان هاي چريکي فلسطين.]
عطف به يادداشت مورخه ي 26 دسامبر 1970
درباره ي : دستگيري اعضاي سازمان آزادي بخش فلسطين:
اخيرا تعدادي از ايرانيان افراطي مقيم کشور که درصدد بودند با سازمان هاي خرابکار فلسطين تماس برقرار ساخته و به نفع آن ها اقداماتي به عمل آورند در ايران دستگير شده و پس از محاکمه به مجازات قانوني خواهند رسيد. ليکن پاره اي از اطلاعات واصله از کشورهاي اروپايي و آمريکايي حاکي است که تعدادي از ايرانيان مقيم آن کشورها که متمايل به عقايد مارکسيستي هستند، به منظور برقراري ارتباط با سازمان الفتح و سازمان هاي مشابه، به تکاپو افتاده و تعدادي از اين افراد نيز در اردوگاه هاي نظامي به فراگيري تعليمات چريکي (به منظور مقابله با دولت اسرائيل و احتمالا به کاربردن اين روش ها در ايران) اشتغال دارند، که متاسفانه نام و مشخصات اين گونه افراد براي سازمان ما روشن نيست، با توجه به اين مسايل و نظر به اين که فعاليت ايرانيان در اين گونه موارد، هم از نظر آن سرويس و هم از نظر ما قابل توجه است و در صورت شناسايي افراد مذکور، امکان ضربت زدن و جلوگيري از اقدامات آنان ممکن است وجود داشته باشد. علي هذا چنان چه توسط سرويس شما امکانات استخدام يک منبع فراهم گردد و يا آن که هرگونه خبري در مورد ايرانياني که با سازمان هاي چريکي فلسطين همکاري يا وابستگي دارند، به ما داده شود موجب کمال امتنان خواهد بود.”79

ب) ايران و رژيم صهيونيستي بعد از انقلاب اسلامي
1- مواضع ايران در قبال رژيم صهيونيسستي (1368-1357) :
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران تغييرات اساسي و ژرفي در عرصه ي منطقه ي خاورميانه و جهاني ايجاد شد. در عرصه ي سياست خارجي کشور نيز تغييرات بنياديني به وجود آمد. عميق ترين اين تغييرات را در قبال رژيم صهيونيستي شاهد هستيم. با پيروزي انقلاب اسلامي و با توجه به ديدگاه هاي اسلامي و انقلابي، ايران رابطه ي خود را با رژيم صهيونيستي قطع کرد و اعلام نمود که ديگر اين رژيم را به رسميت نمي شناسد و در پي آن سفارت اين رژيم در تهران را به مبارزان فلسطيني تحويل داد.
نگاه انتقادي رهبران انقلاب اسلامي و دشمني با رژيم صهيونيستي ريشه در آموزه هاي ديني دارد چرا که “در مکتب و ايدئولوژي اسلامي، قوم يهود که به پافشاري و عصبيت معروف هستند، به عنوان دشمن ترين افراد نسبت به گروه مومنان معرفي شده اند چنان که خداوند درباره ي آن ها در مقام بيان يک قاعده ي کلي مي فرمايد: “لتجدن اشد الناس عداوه للذين آمنوا اليهود و الذين اشرکوا” مائده- 82 به تحقيق به اين حقيقت خواهي رسيد که دشمن ترين مردم نسبت به مسلمانان يهود و مشرکان مي باشند”80
با توجه به همين مباني قرآني امام خميني قبل از انقلاب اسلامي به مبارزه با اسرائيل و صهيونيسم جهاني که مي توان گفت شکل مدرن و امروزي قوم يهود در قالب يک رژيم و سازمان مي باشد؛ برخاست و پس از انقلاب اسلامي نيز امام خميني بيش از پيش بر لزوم مقابله با رژيم صهيونيستي تاکيد مي کردند. اصولا امام مقابله با صهيونيسم جهاني را در زمره ي اولين و مهم ترين اهداف و رسالت هاي جهاني انقلاب اسلامي ايران قرارداده بودند. به طوري که در ا بتداي پيروزي انقلاب اسلامي، در مورد رژيم صهيونيستي چنين گفتند: ” من نزديک به بيست سال است که خطر صهيونيسم بين الملل را گوشزد نموده ام و امروز خطر آن را براي تمامي انقلابات آزادي بخش جهان و انقلاب اخير اسلامي ايران، نه تنها کمتر از گذشته نمي دانم که امروز، اين زالوهاي جهان خوار با فنون مختلف براي شکست مستضعفان جهان قيام و اقدام نموده اند. ملت ما و ملل آزاد بايد در مقابل اين دسيسه هاي خطرناک با شجاعت و آگاهي ايستادگي کنند.”81
بايد گفت بدون ترديد” مسئله ي فلسطين و اشغال بيت المقدس توسط صهيونيست ها يکي از مهم ترين مسائل جهان اسلام در قرن بيستم بوده است. استعمارگران با فراهم آوردن شرايط تاسيس رژيم صهيونيستي در قلب دنياي اسلام، برنامه اي جز مهار و کنترل مسلمانان نداشتند چراکه اسلام به عنوان يک نيروي بالقوه ي تهديد کننده براي منافع استعمار و امپرياليسم، بايد به نحوي مهار مي گشت.”82
اين موضوع که اسرائيل عامل دست غرب در جهان اسلام است؛ مورد اذعان سردمداران رژيم صهيونيستي نيز مي باشد به طوري که “ديويد بن گوريون مي گويد: اسرائيل برج ديده باني غرب در خاورميانه بين کشورهاي اسلامي است.”83
با توجه به اين مسائل اعتقادي و سياسي و اين که رژيم صهيونيستي دست به کشتار گسترده ي مردم فلسطين زده بود و از طرفي از زمان طرح کمپ ديويد به اين سو زمزمه هاي سازش با اسرائيل در بين حکام عرب افزايش يافته بود، امام خميني با درايت خود، دست به ابتکار جالبي مي زنند و در جهت زنده نگهداشتن فلسطين و آرمان آزادي اين سرزمين اسلامي، اعلام مي کنند که جمعه ي آخر ماه مبارک رمضان به عنوان” روز قدس” نامگذاري گردد. متن پيام امام خميني در اين باره به شرح ذيل مي باشد:” بسم الله الرحمن الرحيم
من در طي ساليان دراز، خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نموده ام که اکنون اين روزها به حملات وحشيانه ي خود به برادران و خواهران فلسطيني شدت بخشيده است و به ويژه در جنوب لبنان به قصد نابودي مبارزان فلسطيني، پياپي خانه و کاشانه ي ايشان را بمباران مي کند. من از عموم مسلمانان جهان و دولت هاي اسلامي مي خواهم که براي کوتاه کردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن به هم بپيوندند و جميع مسلمانان جهان را دعوت مي کنيم آخرين جمعه ي ماه مبارک رمضان را که از ايام قدر است و مي تواند تعيين کننده ي سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد به عنوان روز قدس انتخاب و طي مراسمي همبستگي بين المللي مسلمانان را در حمايت از حقوق قانوني مردم مسلمان اعلام نمايد. از خداوند متعال پيروزي مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم.
والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته
روح الله موسوي الخميني 17/5/1358″84
همچنين امام خميني در جايي ديگر اعلام مي دارند که روز قدس روزي است که حق از باطل تشخيص داده مي شود و روز قدس را روز مقابله ي مستضعفين با مستکبرين مي دانند. متن گفته هاي امام به شرح ذيل است:
“بسم الله الرحمن الرحيم
روز قدس، يک روز جهاني است، روزي نيست که فقط اختصاص به قدس دلشته باشد، روز مقابله ي مستضعفين با مستکبرين است، روز مقابله ي ملت هايي که در زير فشار ظلم آمريکا و غير آمريکا بودند در مقابل ابر قدرت ها است. روزي است که بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستکبرين و متعهدين امتياز خواهد شد. متعهدين اين روز را روز قدس مي دانند و عمل مي کنند به آنچه بايد عمل کنند. …
تمام ملت ها قيام کنند و اين جرثومه ي فساد را به زباله دان ها بريزند. …
روز قدس روز اسلام است. روز قدس روزي است که اسلام را بايد احيا کرد و احيا بکنيم و قوانين اسلام در ممالک اسلامي اجرا بشود. …
در روز قدس ملت ها بايد به حکومت هايي که خائن هستند، هشدار دهند، روز قدس روزي است که ما خواهيم فهميد چه اشخاصي و چه رژيم هايي با توطئه گري هاي بين المللي موافقت دارد و با اسلام مخالف هستند. آن هايي که شرکت ندارند، و موافق با اسرائيل، آن هايي که شرکت مي کنند متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام که در راس آن ها آمريکا و اسرائيل است، روز امتياز حق از باطل، روز جدايي حق و باطل است.
25/5/1358″85
در جايي ديگر امام خميني درباره ي اسرائيل چنين مي گويند:” اسرائيل با تباني و همفکري دولت هاي استعماري غرب و شرق زاييده شده و براي سرکوبي و استعمار ملل اسلامي به وجود آمد. و امروز از طرف همه ي استعمارگران حمايت و پشتيباني مي شود. انگليس و آمريکا با تقويت نظامي و سياسي و با گذاشتن اسلحه هاي مرگبار در اختيار اسرائيل، آن را به تجاوزات پي در پي عليه اعراب و مسلمين و ادامه ي اشغال فلسطين و ديگر سرزمين هاي اسلامي تحريص و وادار مي سازند.
همچنين امام در جمع اعضاي کادر مرکزي جنبش عمل لبنان چنين مي گويند:
من از سال هاي طولاني راجع به اسرائيل و راجع به جنايات او هميشه در خطبه ها، در نوشته ها، گوشزد کرده ام به مسلمين که اين يک غده ي سرطاني است در يک گوشه ي ممالک اسلامي، و اين طور نيست که اکتفا بکند به همان قدس، و اين ها بنايشان بر اين است که پيش بروند يعني تابع سياست آمريکا هستند.آمريکا هم آمالش فقط يک جا نيست، چنانچه همه ي ابرقدرت ها مي خواهند همه ي ممالک را تحت سيطره قرار بدهند، اگر بتوانند.
30/2/1359″86
نقل مکرر گفته هاي امام خميني به اين دليل بود که کاملا نوع نگرش امام خميني به عنوان معمار انقلاب اسلامي درباره ي رژيم صهيونيستي نمايان شود، با توجه به روابطي که ما بين ايران و اسرائيل وجود داشت و در بخش قبلي در اين باره توضيح داده شد، به خوبي آشکار است که انقلاب اسلامي شوک بزرگي بر اسرائيل وارد کرد. زيرا ايران زماني متحد استراتژيک اسرائيل در منطقه محسوب مي شد ولي با پيروزي انقلاب اسلامي، ناگاه دوست و متحد ديرين به دشمن درجه اول تبديل شد و ايران خواهان محو اسرائيل از صفحه ي روزگار مي شود. همچنين با وقوع انقلاب اسلامي در ايران خود به خود شاهد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع اتحاد اسلام، سازمان ملل، افغانستان Next Entries پایان نامه با موضوع صدور انقلاب