پایان نامه با موضوع جامعه شناختی، مبانی نظری، امر متعالی

دانلود پایان نامه ارشد

دو نوع وجود در جهان اند. الیاده با پشت سر نهادن چشم انداز جامعه شناختی دورکم که امر قدسی را فرو می کاهد و مبانی نظری زیاده تنگ اتو، نشان می دهد که سلوک انسان دینورز، خاصه در حول و حوش شعور و وقوف به تجلی قداست، سامان می یابد. او كاربرد اُتّو را از امر قدسي به طور كامل تهذيب كرده، گسترش داد. به نظر او امر قدسي را صرفاً نبايد در تجربه هاي مخصوص به مواجه با خداوند جستجو كرد. امر قدسی به نحو نمادين نمايانگر جهاني است كه جسماً نامرئي ولي بسيار واقعي است. جهاني كه جاودانه كامل است و آن ها مي كوشند به نحو مختصري با آن رابطه داشته باشند. از نظر الياده “تاريخ اديان از نخستين تا توسعه يافته ترين اديان از تجليّات واقعيّت هاي مقدس تشكيل شده است”. (الیاده، 1375، صص 12-13)
يوآخيم واخ40( جامعه شناس دين) بر آن است كه قدسي يا مقدس ارزش چهارمي در رديف ارزش هايي چون خير، حقيقت و زيبايي نيست؛ بلكه خاستگاه و منشأ اشتقاق آن هاست. از نظر او هيچ اقدام نيايشي بدون نوعي مفهوم مقدس و روحاني وجود ندارد و در تمام اديان تجارب قدسي به صورت اعمالي احترام آميز نيست به ذات متعالي انجام مي شود. (واخ، 1380، ص18)

4-2-1- شیوه های تجلی امر قدسی
همه ی پدیده شناسان دین اتفاق نظر دارند كه شیوه ی تجلی امر قدسی در جهان هستی یكسان و ثابت نیست و شیوه های مستقیم و غیرمستقیمی وجود دارند. که در اینجا توضیح مختصری از آن ارائه خواهد شد:

4-2-1-1- شیوه های مستقیم
بسياري از آموزه هاي ديني از طريق آموزش و بيان مفاهيم خاص خود قابل انتقال و آموزش اند. آنچه قابل انتقال نيست همين مبنا و اساس قدسي دين است كه تنها مي تواند بر انگيخته شود.(اتو، 1380، ص258) امر قدسي يا مقدس از طريق نداي دروني وجدان و آگاهي ديني محقق مي شود و علاوه بر آن از طريق مواجه ي مستقيم با روي دادها و حوادث خاص یا با خودآشكار سازي و تجلي در اشياء، اعمال، اشخاص و اماكن مقدس و متبرّك تحقق مي يابد. به عبارتی علاوه بر وحي با طني از سوي روح القدوس(جبرئيل) وحي بيروني در مورد ذات الهي (امر قدسي) وجود دارد كه در لسان دين، ابزار آن، یعنی همان اعمال و اماكن دلالت گر را، “آيه”41 مي گويند. از زمان ظهور ابتدايي ترين اديان تا پيشرفته ترين و كامل ترين آن ها، هر چيزي كه قادر به انگيزش احساس قدسي و تأكيد احساس براي دريافت قداست و تأثير صريح آن شده، يك آيه به شما رفته است. بنابراین موجودات و به طور كلي هستي و به نحو خاص اماكن متبركه و مقدس می توانند، اشارت يا نشانه هاي از آن واقعيت، سرشار از اسرار و اهميت امر قدسي باشند و در منظر دین به عنوان آیه شناخته شوند.(اتو، 1380، صص 265-266)
چنین موجودی و چنین تجربه هایی را نمی توان با توصیف مفهومی متعارف شناخت، بلكه باید آن حسّ مقدس در آدمی بیدار و برانگیخته شود تا خود حقیقت را بیابد و شهود كند. درك چنین حالاتی تنها می تواند از طریق فعالیت روحی در فرد بیدار گردد. در این میان اتو درباره ی تجلی قدسی در پرستش، رفتار و حالات مؤمنان سخن می گوید و می نویسد: بخش غالب این تجربه مربوط به طرز رفتار اشخاص می شود، كه اهمیت آن را در قالب اجتماع عبادی پرشكوه یك جماعت پرستشگر می توان دید تا در تعبیرات و مفاهیم سلبی خاصی كه برای بیان آن ها (تجربه های قدسی) به كار می رود. درحقیقت، مفاهیم سلبی فقط در اشاره به موجودی یاری می رسانند كه در تضاد با دیگر موجودات بوده و درعین حال از موجودات پست تر از خود متمایز است؛ یعنی موجودی است «نادیدنی »، «سرمدی » (غیرزمانی )، «فراطبیعی » و «متعالی ». او معتقد است كه بهترین ابزار شناسایی امر قدسی، تجربه كردن آن و رسیدن به ساحت شهود است؛ و در دعاها به بهترین وجه می توان حضور این امر متعالی و خطاب او را احساس كرد و صدای زنده و تكان دهنده و تحول آفرینش را به گوش جان شنید. .(اتو، 1380، صص 266-268)

4-2-1-2- شیوه های غیر مستقیم
در این دسته از شیوه های تجلی امر مقدس به روش هایی اشاره می شود که احساس عالم حضور و عالم مینوی را در فرد به گونه ای غیر مستقیم عرضه و ایجاد می کند و ظهور می دهد. شاید شبیه آن گونه شیوه ها و ابزار هایی که احساسات مشابه مربوط به محبت و عشق و لطف را در قلمرو مجاز بیان می کند.
گاهی احساساتی وجود دارد که مجاری و شیوه های تجلی آن ها ممکن است به طریق غیر مستقیمی به ابزاری برای ابراز هیبت قدسی تبدیل شوند که خود به طور مستقیم نمی تواند متجلی گردد. برای مثال یکی از ابتدایی ترین این احساسات که بسیار ناقص و نارسا تلقی و نهایتا به عنوان امری بی ارزش طرد و کنار نهاده شده است، احساس کاملا طبیعی ترس و وحشت است و سایر احساسات مشابه نیز دقیقا با امر هیبتناک مطابقت دارند. در حقیقت خصلت ترسناک و هراس آور صور ابتدایی و تصاویر خدایانی که امروز برای ما مهوع و نفرت انگیز است با توجه به انگیزش احساسات مرتبط با هیبت دینی به وجود آمده اند. این هیبت به منزله محرکی بسیار قوی برای تجلی عنصر ترس در شکل های مختلف تصور و تخیل عمل می کند و به جلب پرستش بیانجامد. به عنوان نمونه تصاویر عبوس و بی رحم و تا حدودی خشن مادونا در هنر بیزانسی قدیم موجب جلب پرستش کاتولیک های بسیاری شده است و تاثیر آن بسیار بیش از جذابیت لطیف تصاویر مادونا توسط رافائل است در اینجا ذهن به ناگزیر نخست به شیوه تجلی امر ترسناک و هراس آور توجه میکند تا به نوعی ارتباط با عنصر و عامل مینوی دست یابد. (اتو، 1380، ص 134)
از نظر اتو، قدسی صرفا به معنای کاملاً خوب نیست، بلکه دارای معنایی فراتر یا «اضافی» است که قابلیت درک شدن دارد. این امر انتزاعی نامحسوس، در درون خویش صاحب قدرتی است البته برای باورمند که او را به نوعی خشوع و خضوع خالصانه یا به زبان اتو «هیبت ناک»، وامی دارد. این «هراس مینوی» در شرایط مختلفی ادراک پذیر است.(اتو، 1380، صص 46-63)

4-2-1-3- تجلی امر قدسی در هنر (امر قدسی و هنر)
موثر ترین شیوه تجلی امر قدسی در قالب ناسوتی را می توان در هنر یافت.(ستیس، و.ت، فلسفه هگل، ترجمه دکتر حمید عنایت) ولی باید توجه داشت امر قدسی در هنر نیز همچون کل جهان هستی به دو گونه مستقیم و غیر مستقیم تجلی می یابد.
– تجلی مستقیم: در هنر غربیان تنها دو شیوه در میان روش های مستقیم برای ابراز امر قدسی در هنر وجود دارد که هر دو شیوه به نحو چشمگیری دارای جنبه های منفی نیز می باشند. این دو تاریکی و سکوت هستند. افزایش تاریکی در تضاد با شفافیت و روشنی قابل درک تر می شود که در واقع خاموشی است و تاثیر عرفانی با فضای نیمه تاریک آغاز می شود.(اتو، 1380، ص142)
تاریکی اگر با عامل شکوهمندی متحد و ادغام شود به نحو کامل تحق پیدا می کند. فضای نیمه تاریکی که در تالار های طاق دار موج میزند یا در زیر شاخه های روشن جنگلی انبوه خود را می نمایاند و به نحوی شگفت با نمایش اسرار آمیز هاله ای نور تقویت شده، و به حرکت در می آید، به این شکل، به شیوایی با روح آدمی سخن می گوید.
سکوت آن چیزی است که در زبان اصوات موسیقایی با این حالت مطابقت می کند ” یهوه در معبد مقدس خویش است: بگذار تا تمامی زمین در برابر او خاموش بماند ” (عبرانیان، دوم، 20) “این سکوت نوعی واکنش خود جوش نسبت به احساس حضور واقعی امر قدسی است.” (اتو،1380، صص 142-143)
علاوه بر سکوت و تاریکی هنر شرقی شیوه سومی برای ایجاد تاثیر امر قدسی می شناسد که عبارت است از تهی و فاصله خالی، فاصله تهی و خلا دور در افق دید از نوعی شکوه برخوردار است. پهنه وسیع کویر هم شکلی به حد و مرز دارد و علفزار های بی درخت هم نوعی شکوه با هیجان دارند. . معماری چینی كه اساساً نوعی هنر چیدن و دسته بندی كردن سازه ها است، استفاده ی خردمندانه و شگفت آوری از این واقعیت كرده است. در این معماری از تأثیر صلابت تالارهای وسیع و انبوه یا ارتفاعات وحشت آور استفاده نمی شود، بلكه در این سبك هیچ چیز با صلابت تر از وسعت خاموش فضاهای بسته، محوطه ی حیاط ها و دالان هایی كه به كار برده شده است، نیست.
این‌جا دیگر نمی‌توان‌ سخن‌ از خصلت‌ سحرآمیز(هنرها) راند، بلکه‌ با خودِ امر قدسی‌ مواجه‌ هستیم‌، با همه‌ی‌ انگیزه‌ی‌ وادارنده‌ی‌ نیرومندی‌ که‌ دارد و از عقل‌ فراتر می‌رود و در قالب‌ خطوط‌ فراگیر (نقاشی‌ها) و ضرب‌آهنگ‌ (موسیقی‌) تجلی‌ یافته‌ است‌. (همتی، 1386،صص 74-75)
– تجلی غیر مستقیم: جدای از شیوه های به نسبت مستقیم تری همچون سکوت، تاریکی و خلا که اتو بدان اشاره نموده است باید گفت که جلوه ي امر قدسي تقريباً در نماد پردازي ها و شعائر هر فرهنگي مخصوصاً در آثار هنری و زیباشناختی آنان به وفور نهفته و نمايان است. (الیاده، 1375، صص 12)
به هررو تجربه امر قدسی همانند نسبت حس، یا رابطه ذوقی و زیباشناختی انسان با جهان، از مشخصه‌های بنیادین وجود آدمی است. پیوستگی‌ها، گره خوردگی‌های پیچیده، تو بر تو و چند ضلعی میان امر قدسی و زیبایی ازیک سو ومناسبت بنیادین و مراودت‌های دیرینه میان هنر و خلاقیت و امر قدسی والوهیت تفکیک و تحدید قلمرو یکی را ازدیگری سخت دشوار و در مواردی ناممکن کرده است. واقعیت این است که هر چه بیشتر به لایه‌های باستانی تر فرهنگ‌ها و جوامع توجه شود تنیدگی حس زیبا شناختی وتجربه انسانی از امر قدسی و الوهی. زنده و ملموس‌تر احساس می شود.(ملا صالحی، 1385،ص2)
تجلی قداست، دیالکتیکی است یعنی امر قدسی در چیزی که با آن تفاوت دارد، پدیدار می شود. انسان، ظهور امر قدسی را در جهان می بیند و این چنین، وجودی را کشف می کند که همانا «واقعیتی مطلق یعنی قداست است که برتر از جهان ماست، اما در همین جهان، به ظهور می رسد و به همین سبب، بدان واقعیت می بخشد»(الیاده، 1375، ص159)
هنر می‌تواند با مایه‌های‌ عمیق‌ و غنی‌ معنوی‌ای‌ که‌ در اختیار دارد و با پشتوانه‌ی‌ بنیان‌های‌ اعتقادی‌، از روان‌ انسان‌ غبارآلوده‌ی‌ سرگشته‌ و اسیر هوای‌نفس‌ غفلت‌زدایی‌ کند و او را از درون‌ و برون‌ آزاد سازد. هنر می‌تواند به‌ درون‌ تیره‌ی‌ انسان‌، نور رستگاری‌ و فروغ‌ رهایی‌ بتاباند و وی‌ را به‌ ساحت‌ شکوهمند “حضور” بکشاند. حضور در آستان‌ جانان‌ و درک‌ احساس‌ لطیف‌، پذیرفتگی‌ و نوازش‌ دست‌های‌ گرم‌ و نوازشگر آن‌ کریم‌ کارساز بنده‌نواز که‌ “به‌ یک‌ کرشمه‌ تلافی‌ صد جفا بکند”.(همتی، 1386،صص 74-75) چنین هنری فراتر از هنر دنیوی امروزی بشر بوده از آن می توان به عنوان هنر مقدس نام برد.

4-3- هنر مقدس

بارزترین تجلی گاه معنویت و هویت متعالی انسانی را می توان در لایه های پنهانی هنر قدسی جستجو کرد؛ هنری که در آن، دل، جان، بینش، عقیده و ایمان انسان، همراه با اعضا و جوارح او، در فرایند کشف حقیقت و بروز خلاقیت، در تکاپو و جنب و جوش قراردارد. راز و رمز «هنرقدسی» در همان معنویت، خلوص و حقیقت عرفانی درونی آن خلاصه می شود که به شهود و بروز رسیده است(نقره کار، 1387، ص101)

4-3-1- مفهوم هنر مقدس
همانگونه که اشاره شد همه ی پدیده شناسان دین از تجلی امر قدسی به انحای مختلف سخن رانده اند. در تمدن سنتی که هر گونه فعالیتی مبتنی بر اصول الهی است، هنر نیز استثنا نیست و در عین حال که به ضوروت های زندگی مربوط است نیاز های روحی استفاده کنندگان و سیر معنوی هنر مند را نیز تخقق می بخشد.(نصر، 1378، ص18 )
در طول نیم قرن گذشته نویسندگان بسیاری همچون فریتهوف شوان، تیتوس بورکهارت و … در آثار خویش به تبیین رابطه دین و هنر پرداخته اند.(آوینی، 1370، ص37) و هر یک از آنان بسته به نوع این ارتباط مفاهیم متفاوتی برای تبیین این موضوع برگزیده و مورد بررسی قرار داده اند که از اصلی ترین آن ها می توان به هنر سنتی، هنر دینی و هنر مقدس اشاره نمود.(فیروزان، 1378، ص39) مشخص ترین وجه تمایز این مفاهیم به دامنه تجلی دین در هنر وابسته است. هر اثر هنری دارای محتوا و صورتی است که یکی یا هر دوی این جوانب می تواند برخاسته از دین و مرتبط با الوهیت باشد. البته در نظر برخی هنر دینی همان هنر قدسی است اما به اعتقاد بسیاری از نظریه پردازان این مفاهیم متفاوت است.
در نظر بورکهارت ” مورخان هنر که واژه هنر مقدس

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع ارتباط با طبیعت، روانشناسی، هنر و معماری، عامل اجتماعی Next Entries پایان نامه با موضوع فضای کالبدی، هنر و معماری، زیبایی شناختی، سلسله مراتب