پایان نامه با موضوع تولید سرانه، تابع تولید

دانلود پایان نامه ارشد

(53-1)
در نهایت با داریم:
c_1t=(1+ρ)^(1/θ)/((1+ρ)^(1/θ)+(1+r_(t+1) )^((1-θ)/θ) ) A_t w_(t ) (54-1)

بنا بر معادلهی (1-54) خواهیم داشت:
s(r)=(1+r)^((1-θ)/θ)/((1+ρ)^(1/θ)+(1+r)^((1-θ)/θ) ) (55-1)
معادلهی (1-55) دلالت بر این دارد که پسانداز فرد جوان تابعی فزاینده از r است، اگر و تنها اگر (1+r)^((1-θ)/θ) تابعی فزاینده از r باشد. مشتق (1+r)^((1-θ)/θ) با توجه به rعبارت است از:

((1-θ)/θ) (1+r)^(((1-2θ))/θ) (56-1)
بدین ترتیبs تابعی فزاینده از r خواهد بود، اگر θکوچکتر از یک باشد و کاهنده خواهد بود اگر θ بزرگتر از یک باشد. بنابراین افزایش در r هر دو اثر درآمدی و جانشینی را خواهد داشت .هنگامی که افراد تمایل بیشتری برای جایگزینی مصرف بین دورهای برای بهرهبرداری از انگیزه نرخ بازده دارند (یعنی هنگامی که θ کوچکتر است) اثر جانشینی اثر مسلط است. هنگامی که افراد رجحان شدید برای سطوح مشابه مصرف در دو دوره دارند (یعنی هنگامی که θ بزرگ است) اثر درآمدی اثر مسلط است. در حالت خاصθ=1 (تابع مطلوبیت لگاریتمی)، دو اثر برابر هستند و نرخ پساندازr مستقل است.
همگرایی در الگوی دیاموند
هنگامی که تابع مطلوبیت لگاریتمی و تابع تولید کاب- داگلاس باشد معادله حرکت سرمایه به صورت زیر درمیآید:
k_(t+1)=1/(1+n)(1+g) 1/(2+ρ) (1-α) k_t^α (57-1)
در نقطهای که منحنیk_(t+1) خط نیمساز را قطع کندk_(t+1)=k_t است. در حالت خاص k_(t+1)=k_t را در=0 k_t در نظر میگیریم، k_(t+1) بیشتر از k_t در مقادیر کوچک آن میشود، و سپس خط 45 درجه را قطع میکند و در زیر آن باقی میماند، بنابراین یک سطح منحصر به فرد k روی مسیر رشد متعادل وجود دارد که آن را با k^* نشان میدهیم. k^* همواره باثبات است، k هر مقداری داشته باشد(به جزk=0) به سمت k^* همگرایی خواهد داشت. فرض کنیم ارزش اولیه k ، k_0 بزرگتر از k^* است. چون k_(t+1) کوچکتر از k_t است هنگامی که kk^* است، k_1 کمتر از k_0 خواهد بود. وچون k_0 بیش از k^* است و k_(t+1) تابعی فزاینده از k_t است. بدین ترتیب k_1 بین k^* و k_0 قرار میگیرد و k به سمت k^* حرکت میکند.
ویژگیهای اقتصاد هنگامی که به مسیر متعادل میرسد، همان ویژگیها در الگوی سولو و رمزی است. نرخ پسانداز ثابت است، تولید سرانه با نرخ g رشد میکند و نسبت سرمایه یه محصول ثابت است.
سرعت همگرایی در الگوی دیاموند
میتوانیم ارزشهای k و y را روی مسیر رشد تعادلی بدست آوریم. روی مسیر رشد متعادل k_t و k_(t+1) باهم برابرند. یعنی k^* برابر است با:
K^*=1/(1+n)(1+g) 1/(2+ρ) (1-α) k^(*α ) (58-1)
k^*=[(1-α)/((1+n)(1+g)(2+ρ))]^(1/(1-α)) (59-1)
چون y برابر k^α است به این معنی که تولید در سطح تعادلی برابر :
y^*=[(1-α)/((1+n)(1+g)(2+ρ))]^(α/(1-α)) (60-1)
برای اینکه مشخص کنیم با چه سرعتی اقتصاد به سمت مسیر رشد متعادل همگراست، معادلهی (2-49) را با تقریب اول بر k=k^* جایگزین میکنیم. میدانیم هنگامی که k_t برابرk^* است، k_(t+1) نیز برابرk^* است، بنابراین خواهیم داشت:
k_(t+1)≈k^*+[(dk_(t+1))/(dk_t ) ├|k_t ┤=k^* ](k_t-k^* ) (61-1)
〖dk〗_(t+1)/(dk_t )را در=k^* k_t با λ نشان میدهیم . بنابراین معادله را میتوانیم به شکل زیر بازنویسی میکنیم:
k_(t+1)-k^*≈λ(k_t-k^* ) (62-1)
که دلالت دارد به اینکه:
k_t-k^*≈λ^t (k_0-k^* ) (63-1)
بنابراین همگرایی به سمت مسیر رشد متعادل را λ تعیین میکند. 0λ<1 باشد، سیستم به آرامی همگرا میشود. اگر -1<λ<0 ، نوسانات میرا به سمت k^* وجود دارد، k یک در میان بزرگتر یا کوچکتر از k^* میشود، اما نهایتا به سمت k^* حرکت میکند. اگرλ>1 باشد سیستم انفجاری بوده و k از k^* دور میشود. سرانجام اگر λ-1 باشد ، سیستم دارای نوسانات انفجاری خواهد بود. برای به دست آوردن λ میتوانیم معادلهی (1-57) را دوباره نویسی کنیم:
k_(t+1)=((1-α)k_t^α)/[(1+n)(1+g)(2+ρ)] (64-1)
بدین ترتیب خواهیم داشت:
λ≡〖dk〗_(t+1)/〖dk〗_t |k_t ┤=k^*=α ((1-α))/((1+n)(1+g)(2+ρ)) k^(*α-1) (65-1)
اگر به جای k^* معادلهی(2-58) را جایگذاری کنیم خواهیم داشت:
λ=α ((1-α))/(1+n)(1+g)(2+ρ) [((1-α))/(1+n)(1+g)(2+ρ) ]^(((α-1))/(1-α)) (66-1)

بدین ترتیب λ همان سهم سرمایه از درآمد است. و چون 0α<1 است، k به آرامی به سمت k^* همگرایی خواهد داشت. نرخ همگرایی در الگوی دیاموند با نرخ همگرایی در الگوی سولو متفاوت است. علت این است که اگرچه پسانداز جوانان یک نسبت ثابت از درآمد آنها و درآمد آنها نسبتی ثابت از کل درآمد است، اما برداشت از پسانداز پیران نسبت ثابتی از درآمد آنها نیست. برداشت از پسانداز پیران به عنوان تابعی از تولید عبارت است از:k_t/f(k_t ) . این واقعیت که بازدهی کاهنده برای سرمایه وجود دارد، دلالت بر این دارد که این نسبت با افزایش k افزایش مییابد. چون این عبارت به طور منفی وارد معادلهی پسانداز میشود، بنابراین کل پسانداز به عنوان درصدی از تولید تابعی کاهنده ازk است. بدین ترتیب کل پسانداز به عنوان درصدی از تولید هنگامی که kk^* ارزشی کمتر از ارزش روی مسیر رشد متعادل خواهد داشت. در نتیجه همگرایی در این الگو سریعتر از الگوی سولو است.

نتیجه اصلی الگوی سولو این است که سهم درآمد سرمایه فیزیکی یک معیار منطقی برای اهمیت سرمایه در تولید است، تفاوت در موجودی سرمایه تفاوت قابل ملاحظه در درآمد در کشورهای مختلف را توضیح نمیدهد. در الگوی رمزی-کاس-کوپمنز و دیاموند نیز نتیجهگیری مشابهی وجود دارد. (ص رومر 1985،ص 249)
چون تکنولوژی به گونهای است که استفاده از آن به وسیلهی یک فرد(بنگاه) مانع استفاده دیگران نمیشود، تفاوت در تکنولوژی نیز احتمالا برای توضیح تفاوت در درآمد ناکارا است.
برای تعیین اینکه آیا تفاوت در موجودی سرمایه میتواند تفاوت در درآمد را توضیح دهد نیاز به در نظر گرفتن سرمایه انسانی داریم. تغییرات در سرمایهی فیزیکی و سرمایهی انسانی هر دو اهمیت زیادی دارند، اما تغییرات در تولید برای مقدار مشخصی از موجودی سرمایه مهمترین منبع تفاوتهای درآمدی بین کشورهاست. (رومر 1985، ص، 250 ).
همگرایی سیگما
در مورد همگرایی سیگما میتوان گفت گروهی از کشورها یا مناطق با هم همگرایی سیگما خواهند داشت اگر پراکندگی سیگما خواهند داشت، اگر پراکندگی (واریانس) درآمد سرانهشان در طی زمان کاهش یابد.
1-1-3. سایر نظریات رشد
الف – زیر ساختهای اجتماعی
یک گروه از فرضیهها بر این باورند عوامل تعیین کننده تفاوت درآمد ناشی از تفاوت در آنچه هال و جونز11 از زیر ساختهای اجتماعی میخوانند، هستند. مقصود هال و جونز از زیرساختهای اجتماعی نهادها و سیاستهای است که باعث تشویق سرمایهگذاری و تولید به جای مصرف و انحراف منابع میشود.(رومر 1985، ص 272).
جنبههای متفاوتی از زیرساختهای اجتماعی وجود دارد . تقسیم آنها به سه گروه مفید است. اولین گروه به سیاستهای مالی دولت مربوط میشود. نحوه برخورد مالیات با سرمایهگذاری و تخصیص مخارج دولت بین طرحهای سرمایهگذاری و سایر مخارجی که به طور مستقیم تخصیص منابع را بین سرمایهگذاری و مصرف تحت تاثیر قرار میدهد. تا اندازهای نرخهای مالیات بالا باعث تشویق اشکالی از رانت مانند اختصاص منابع به فرار از مالیات و کار در اقتصاد زیر زمینی با وجود ناکارآمدی نسبی آن میشود.
گروه دوم، نهادها و سیاستهایی که زیرساختهای اجتماعی را تشکیل میدهند شامل عواملی است که محیطی را به وجود میآورند که تصمیمگیری خصوصی در داخل آن انجام میگیرد. اگر جرم وجنایت کنترل نشود، یاجنگ داخلی یا حمله خارجی وجود داشته باشد، پاداش سرمایهگذاری برای بخش خصوصی و فعالیتهایی که تولید را افزایش میدهد، پایین خواهد آمد. طرحهای سرمایهگذاری در درازمدت جذابیت کمتری پیدا خواهند کرد.
گروه سوم سیاستهایی است که زیرساختهای اجتماعی را تشکیل میدهند و شامل فعالیتهای رانت جویانه به وسیلهی خود دولت است. اگرچه سیاستهای درست طراحی شده به وسیلهی دولت میتواند یک منبع مهم به نفع زیرساختهای اجتماعی باشد، اما دولت میتواند یک رانتجوی عمدی باشد. مصادره کردن اموال ، عادی ساختن رشوه خواری و بهرهگیری از بند و بست برای انجام فالیتها به نفع مقامات دولتی میتواند از اشکال رانتجویی باشد.
در مواردی که تفاوت درآمد بین کشورها بسیار بزرگ است . تفاوت در زیرساختهای اجتماعی به نظر میرسد قابل ملاحظه است.
یکی از عوامل تعیینکننده زیرساختهای اجتماعی فرهنگ است. جوامع ویژگیهای نسبتا بادوامی که ناشی از دین، ساختار خانوادگی و مانند اینها است که اثرات مهمی بر زیرساخت اجتماعی میگذارد. همچنین باورهای افراد دربارهی اینکه کدام سیاستها و نهادها برای توسعه اقتصادی مناسبتر است ، تاکید دارد.
ب – جغرافیا، استعمار و توسعهی اقتصادی
یک واقعیت درباره تفاوت درآمدی بین مناطق قرار گرفتن آنها در طول و عرضهای مختلف جغرافیایی است. مناطق گرمسیری دارای ویژگیهایی هستند که مستقیما باعث کاهش درآمد میشود. این انگاره یک تاریخ بسیار طولانی دارد که اخیرا به وسیلهی دیاموند12، بلوم و ساشز13(1998) و دیگران مورد حمایت قرار گرفت. اینان عدم مزیتهای جغرافیایی بسیاری را برای مناطق گرمسیری شناسایی کردهاند. برخی مانند محیط زیست، آب و هوایی بیماریزا داشته و شرایط جوی نامناسبی برای کشاورزی دارند که مستقیما نتیجه قرار گرفتن آن ها در یک نقطه گرمسیری است.
آسموگل14 (2009) به چهار فرضیهای که برای تفاوت درآمد سرانه و رشد اقتصادی کشورها موجود است اشاره میکند. این فرضیهها عبارتند از : نهادهای اقتصادی و سیاسی، خوش شانسی، جغرافیا و فرهنگ. در این میان فرضیهی نهادهای سیاسی و اقتصادی طرفداران بیشتری دارد و شواهد تجربی فراوانی بر درستی این فرضیه تاکید میکند.
فرضیهی اول: نهادهای سیاسی و اقتصادی
این فرضیه که تفاوت در نهادها را دلیل اصلی تفاوت رشد اقتصادی میداند بر این مفهوم استوار است که نهادها راهی هستند که جامعه برمیگزیند و این راه تعیین میکند جامعه به موفقیت میرسد یا خیر.
برخی جوامع نهادهایی را برمیگزینند که مردم را به ابتکار و اختراع و پسانداز برای آینده، بالابردن سطح آگاهی و دانش، حل مسائل جمعی و تولید کالای عمومی تشویق میکنند و برخی جوامع اینچنین نیستند.
فرضیهی دوم: خوش شانسی
مدلهای بسیاری وجود دارد که نشان میدهد به خاطر وجود مساله شکست هماهنگی بازار محصول و یا نقص موجود در بازار اعتبارات ، اقتصاد یک کشور ممکن است در نقاطی کاملا متفاوت به تعادل برسد. برخی از این نقاط تعادلی ، سطوح بالای درآمد و رشد اقتصادی پایدار را به همراه دارند و برخی دیگر در بردارندهی فقر و رکود هستند. طبق این فرضیه تنها خوش شانسی این است که سبب میشود کشوری در نقطه تعادلی با درآمد و رشد اقتصادی بالا قرار میگیرد.
فرضیهی سوم: جغرافیا
این فرضیه به نقش طبیعت، یعنی محیط جغرافیایی، آب و هوایی و فیزیکی تاکید دارد. این تفاوتها، ترجیهات و مجموعه فرصتهایی را نشان میدهد که آحاد اقتصادی در جوامع مختلف در اختیار دارند. حداقل سه نسخه مختلف از فرضیه جغرافیا وجود دارد:
نسخهی اول: آب و هوا نقش مهمی در شرایط کاری، انگیزهها و حتی بهرهوری ایفا میکند. این ایده به فیلسوف فرانسوی باز میگردد. وی در کتاب خود (روح قانون) مینویسد: در مناطق سردسیر مردم نیرومندتر هستند در حالی که ساکنان مناطق گرمسیر همچون افراد مسن زبون و ترسو هستند.
گالیوپ15 و دیگران (1998) تاکید میکنند که آب و هوا و وضعیت مناسب ساحلی نسبت به نواحی غیر ساحلی، شرایط مناسبتری برای رشد اقتصادی ایجاد میکنند. همچنین نتایج تیم پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا نشان داد که در نواحی گرمسیری نسبت به نواحی معتدل ، ذخایر آبی با سرعت بیشتری تبخیر و امکان تولید محصولات کشاورزی کمتر میشود. همچنین مواد مغذی موجود در خاک نواحی گرمسیری، نسبت به نواحی معتدل سریعتر از دست میرود و امکان رشد گیاه محدودتر میشود. نتایج رگرسیونی آنها نشان میدهد که رشد اقتصادی در نواحی گرمسیری کندتر از نواحی معتدل است.
نسخه دوم: جغرافیا ممکن است فناوری در دسترس جامعه به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع درآمد سرانه، رشد اقتصادی، آمایش سرزمین، همگرایی بتا Next Entries پایان نامه با موضوع رشد اقتصادی، بخش کشاورزی، درآمد سرانه، درآمدسرانه