پایان نامه با موضوع بینش و گرایش، نیازمندی ها، تاریخ ادبیات، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

آمده است (ایرج پارسایی نژاد،1388.11)افسانه در صورت کنونی و نهایی آن منظومه ای است در 127 بند که منظور از بند هر 5سطر از شعر است . قسمت اعظم شعر مکالمه ای است میان عاشق ومعشوق و موجود خیالی ودرونی بنام افسانه در واقع افسانه همان همراهه همیشگی شاعر –عشق-است .که در قصه رنگ پریده ،خون سرد با وضوح بیشتری نمایانده شده است .به این ترتیب افسانه را نمی توان موجود انسانی ویا معشوق تصور کرد . بلکه این شخصیت نماینده مفهوم انتزاعی و دگرگون شونده ((عشق ))است که در شرایط و مراحل مختلف به شکل های گوناگون رخ می نمایاند. متن کامل افسانه نخستین بار در سال 1329توسط احمد شاملو به چاپ رسید .( سیروس طاهباز،140:1380)
نیما در اردیبهشت 1303 با عالیه جهانگیر ،خواهر زاده نویسنده انقلابی میرزا جهانگیر صور اسرافیل ،ازدواج کرد. در اسفند ماه 1305دفتر کوچکی را در 48 صفحه به قطع جیبی باز هم به سرمایه ی خودش به نام خانواده سرباز ، امید مادر ، انگاسی ، و بعد از غروب است . مربوط به زمان امپراطوری نیکلای روس و سربازای گرسنه قفقاز است. شعر اجتماعی دیگر شعر (از ترکش روزگار ) است سروده شده در سال 1305 که دارای یازده بند سه مصرعی است .در شعر بشارت سروده شده در همین سال مردمان ستمدیده را ندا می دهد که بیدار شوید . برخیزید و چاره ای سازید تا نحسی قرن ها را برباد دهید . در شعر( قلب قوی) نیز مردم و بینوایان راه نشین را به انقلاب فرا میخواند . شعر اجتماعی مهم دیگر نیما در این سالها شعر بلند ((سرباز فولادین ))(1306) است که آن را در ستایش سرهنگ احمد خان پولادین ، رییس کمیته سری وگارد رضا شاه ساخته است.محبس خارکن (1303)خانواده ی سرباز (1305)، از ترکش روزگار ، قلب قوی وگرگ (1305)، بشارت،را ذکر نمی کند چون در آن تاریخ منتشر نشد . وتا زمان انتشارش هرگز سخنی از آن به میان نیامد. اما پس از این تاریخ مقارن با استقرار و تحکیم قدرت سردودمان پهلوی ، کشف تشکیلات حزب کمو نیست ایران و سرکوبی اعضاو گسترش فضای خفقان در ایران –شعرهای نیما باز هم روشن ولی اغلب به صورت حکایت پند آمیز است : انگاسیها ، خواجهاحمد حسن میمندی و عبدالله طاهر و کنیزک (1307) و کرم ابریشم و کچبی (1308) و یا شعر های تمثیلی مانند عقاب نیل و صدای چنگ (1308) و یا شعرهایی در ستایش دریا و روستا و زادگاهش : مانند در جوار سخت سر (1309) خوشی من و خاطری امز ناسر (1310).سالهای 1311 تا 1316سالهای ادامه ی سلطه ی سردودمان خاندان پهلوی است در فاصله سالهای 1310تا 1311 شعر مهمی از نیما در دست نیست از آن پس نیما به یاری نظامی گنجویی زبان تمثیل می گشایدتا حرفی از حق به زبان آورد .در سالهای 1332به خصوص به رباعی سرایی پرداخت و این قالب شعری را دوست دارد . علاوه برمثنویی و رباعی در مجموعه ی اشعار او 5غزل هم دیده می شود که در تاریخ 1317 را دارد نشان می دهدکه نیما یوشیج عنوان روحیه ی غزلسرایی ندارد .استادی نیما در شعر سنتی ، در قصاید او بخصوص طوفان ، سپیده دم ، الرثا ، وقصیده در وصف بهار و منقبت مولای متقیان ، آشکارا است که نوعی طبع آزمایی اوست در تقلید از سبک خراسانی . طوفان قصیدهای است 52بیتی و وصفی که به کارگیری نوعی وزن هجایی به شعر تازگی وطروات بخشیده است . نیما شاعری است آرمانی و مردم گرا با افکاری نشات گرفته از اندیشه های مترقی زمان خود . گذشته از این شعرها که کاملا اجتماعی اند. در هر حکایت وتمثیلی که می آورد ، نکته فلسفی یا پند آموز و انتقادی مطرح می کند. (( سیروس طاهباز ،1380:175)امید مادر ،شیر ،انگاسی ، بعد از غروب و مقدمه ای بر آن بود منتشر کرد. در چهار شعر این دفتر نیما وزن تازه ای را در شعر آزموده بود. نیما در سال 1307همراه با همسرش که مامور تدریس در بار فروش (بابل) شده بود .( همان : ص13)به آن شهر رفت . او از این شهر 19 نامه به دوستان ونزدیکانش نوشته است . از این نامه ها می توان گذشته از شعر به آثار دیگری که در این شهر نوشته است پی برد : تاریخ ادبیات ولایتی ، رمان آیدین ، حکایت دزد و شاعر ، نمایشنامه کوتاه کفش حضرت غلمان و سفرنامه بار فروش این سفرنامه یکی از نوشته های باارزش او در این شهر است که حاصل دقت و تجسس در روح آدمهاست ودر واقع باید آن را نخستین کوشش نیما در نوشتن یادداشها ی روزانه اش نامید . شعرهایی گه نیما در این سالها برای بچه ها سروده است نشانه توجه وی به نسل ،آینده است و با توجه به تاریخ سروده شدن آنها می توان نیما را از جمله نخستین کسانی دانست که در ایران آثار خاص کودکان آفریده اند . ازجمله این اشعار می توان به بهار ، آواز قفس ، بچه خوب ، زنبور عسل ، کودکان شاد و لالایی را نام برد .(سیروس طاهباز ، 1380: 48) در سال های 1308و داستان طنز آمیز مرقد آقا از او در سال 1309انتشارات کلاله خاور ودر مجموعه افسانه منتشر کرد.
2-1-1زبان نیمایی
چند نکته در زبان نیما وکلا زبان شعر وجود دارد که می توان آنرا مدخلی برحرکت و تحولات زبانی یک شاعر دانست .دکتر کدکنی با ذکر این مسئله که با تغییرات زندگی و نیازمندی های جدید و از بین رفتن مفاهیم ، هر زبانی مقداری لغت را از راه ساختن و یا از راه قرض گرفتن از زبان بیگانه ، در خودبوجود می آورد.چند نکته قابل بررسی :1. واژگان و دایره لغات : ایشان واژگان و دایره لغوی را ، متناسب با دامنه تخیل و عاطفه یک شاعر متفاوت می داند . 2. ترکیبات : این که هر شاعر بزرگی مقداری ترکیب تازه در زبان خو می آفریند که می تواند مورد استفاده ی گویندگان پس از او قرار گیرد 3. نحو : یعنی قدرت شاعر در چگونه قرار دادن اجزای جمله با توجه به نیاز شعر یا متن .
شفیعی کدکنی با بسط همین بحث به شعر نیما و شعر نیمایی بیان می دارد که نیما در هر سه قسمت فعال بوده و این نکات در کار او موجود است و حتی در بعضی از قسمتها مشکلاتی وجو دارد، هر کلمه ای چه ادبی وچه غیر ادبی را در شعر حل نموده است ؛ به این معنی که هر کلمه ای می تواند در شعر قرار بگیرد به شرطی که از دیگر کلمات کنارش که در زنجیره گفتار قرار دارند –بیگانه نشود و به اصطلاح توی ذوق نزند .با همین شرط می توان حتی کلمات مخصوص به گویش ها را وارد شعر کرد ، همانطور که نیما واژه های مازندرانی را وارد شعر کرد . در ترکیب سازی نیز نیما تلاشهایی داشته اند که موفقیت هایی بدست آوردهاند. عوامل تاثیر گذار در زبان شعر نیما وجود دارد که پشتوانه اکتسابی او از فرهنگ ادبیات ، چه فارسی و چه محلی تغذیه می کند . این فرهنگ ادبیات هم ازبرون به درون زبان حرکت می کند و هم از درون به برون . عواملی را که بخاطر درونمایه ، محتوا و اندیشه گرایی شان، به زبان شکل وجهت می دهد می توان جزو عوامل پویایی از درون به برون و نیز برعکس عواملی که از فرم شروع می شوند و از بیرون سعی دارند به درون شعر برسند می توان جز عوامل شکل دهنده از برون به درون زبان انگاشت . نیما نظریاتش به نزدیکی به عوامل دسته اول مایلتر است .( (احمد بیرانوند، 1388: 95)
2-1-2وزن و قافیه نیمایی
واقعیت این است که وزن آزاد نیما از همان اوزان عروضی قدما اقتباس شده است .او درهمان میزان ها و ارکان اصلی اوزان عروضی آزادی بیشتری به بیان شاعر داده است .نیما تنها از قید متساوی بودن افاعیل مصراع ها سر باز زده است . یعنی تساوی تعداد ارکان را در مصراع ها رعایت نکرده و آن تابع اقتضای کلام در کوتاه و بلندی جمله ها کرده است .بنابراین وحدت ویکپارچگی در شعر نیما نه تنها در معنی که در ساختار کلی شعر نیز جاری و نافذ است . به این معنی که برخلاف شعر قدیم اجزای آن به مصراع و بیت محدود نمی شود که تمامی عناصر صورت ومعنی کل شعر را در پیوستگی و هماهنگی با هم در برمی گیرد . بنا بگفته نیما در شعر نو قافیه شخصیت مستقل دارد و مثل شعر قدیم بنا به اقتضای هماهنگی و پیروی از ترکیب کلی شعر بکار نمی رود . نیما می گوید در شعر آزاد با عوض شدن مطلب قافیه نیز تغییر می کند)
2-1-3ویژگی های زبانی نیما
1.استفاده از ضمیر بشکل متفاوت و در جایی غیر از جای خود :این آتشم به پیکر ، اندوخت وبرفت که بجای (آتش به پیکرم )(آتشم به پیکر )آورده شده است
2.پیشی گرفتن صفت برموصوف: با نهان تنگنای زندگانی دست دارد که با ( تنگ نای نهان زندگانی ) بوده است
3. استفاده از حروف اضافه ای نامناسب برای متمم: هنوز هم قصه بریاد است که حرف اضافه( در) مناسب یاد است
4.منفی کردن جمله وفعل با استفاده از نه: گرچه نگاه او نه هراسان
5.استفاده ار واژگان و ترکیبات خود ساخته: درد آلود = مرغ آمین درد آلودی است کاواره بمانده )
6.قید های خاص: مقهور رفته
7.عباراتی آغازیده با چه بیانگر استفهام:و اند ر امید چه رزقی ناچیز
8.واژه های خارجی البته خیلی کم: کمیته ، سیلا خور
9.واژه های محلی: شکوبه =شکاف و ساینا =سایه
10.مصطلحات عامیانه و محاورهایی: پکر ، سر جایش کاشتن و…
11.جمع با (ان ) و(ها : کوهان =کوهها )
12. ساختار صرفی نامتعارف: دگر تر الحاق پسوند تر به غیر صفت
13.بهره گیری از ضمیر ناخوداگاه من: من لبخن = اضافه شدن ضمیر برخلاف هنجار وقاعده
14.کابرد یک معادل حرف تعریف در زبانهای لاتین: یک نگارستانم آمد در نظر
15*اشباع حرکت: کیستی ؟ چه نام داری ؟ گفت عشق
16.کوتاه شدن هجاهای بلند: جادو گرها =جادگرها
17.تشدید کلمات مخفف: حدقه =در تک تاریک گور حدقه چشماتان
18.تغییر مکان تشدید: عشقه : تشدید به جای قاف روی شین
19.حذف واج از اول ووسط و آخر: ستبداد=استبداد
20.صورتهای درست ولی نامتعارف کلمات: ندانی =نادانی
21.چند واژه دلخواه شاعر: هوشربا ، مرغ ، ساحل ، سمج ، دریا ، به پاس و… (احمد بیرانوند،1389:126)
2-1-4پاره ای ایرادها
1. حشو زاید: کانجا چه نهفته بود نهانی (35:ای شب ) که پیداست یا نهفته زاید است یا نهانی
2.کابرد های نادرست : مثل : فقارت =فقر
3.خطای دستوری : مثل : تومرا سر به سر می گذاری : بجای سر به سرم میگذاری
4.ضعف تالیف : مراد علم معانی است یعنی اینکه چگونگی و ترتیب اجرای کلام فهم آن را دشوار می کند .مثل دست از بدی ندارد و از پند ( 344 (ناقوس )( سعید حمیدیان ،1381: 317)
2-1-5صنعت های بکار گرفته شده در اشعار نیما
الف )آرایه های لفظی :1. قلب 2. واج آرایی 3. جناس تام ومطرف 4. جناس زاید وجناس مذیل 5. جناس اشتقاق 6. جناس وسط 7. سجع متوازی 8. موازنه 9. ذو قافیتین
ب)آرایه های معنویی :1. تضاد 2. ایهام 3. سوال وجواب 4 رد المطلع5. ارسال مثل 6. تسنیق صفات(سعید حمیدیان ،334:1381)
2-1-6سبک نیمایی
وقتی که میخواهیم از سبک و ویژگی های سبکی در شعر نیما سخن بگوییم ، قاعدتا آن تصویری نیست که از سبک هندی یا خراسانی و یا … داریم منظور آن ویژگی هاست که به بسط ابعاد شعر در مقابل اجتماع انسانی و محیط پیرامون خود شاعر منجر میشود . برقراری ارتباط دگرگونه ونفوذ من شاعر در دیگر ابعاد ، خود موجب پررنگ شدن این شاخصه می شود . در این رابطه اشیا در کنار هم در شعر معنا پیدا می کنند . او می خواهد اشیا را آنطور که هستند ببیند ، ولی بجای پیش زمینه شعری ، احساسات را در نگرش به شی دخیل کند . حضور اشیا قابل لمس است .نیما از جز به کل می رسد . عوامل سازنده ی شعر نیما را می توان به دودسته تقسیم کرد :
1.اجزاو اشکال روابط طبیعت ، که هم در تبیین طبیعت بکار آمده اند و هم جنبه نمادین یافته اند این گونه اجزا و اشیا در در روابط در مجموع بخش ذهنی تری از شعر نیما را ارائه می کنند ، که طبع نموداری از بینش و گرایش کلی اوست ..
2. اجزا و اشکال روابط اجتماعی که هم بازتاب محیط اند و هم حاوی صراحت های بیان ، نظری و مفهومی در شعرند . در نتیجه گرایش شاعر به دو گونه های جز به جز و در تکمیل هم ترسیم می کنند .نیما اگر راهش از بقیه جدا میشود ، مدیون همین طرز دیدن است . که به رابطه او با اشیا و اجتماع و برایند آن ها در شعر هویت می دهد . این روابط بخاطر این متفاوتند که بیننده از زاویه ی جایگاه خود اشیا را می بیند نه از جایگاهی که در عرف جامعه و حتی شعر وجود دارد و متداول است . ما این مسئله را در دست کاری های نیما د

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع تصویر سازی، تصویرسازی، نیما یوشیج، اخوان ثالث Next Entries پایان نامه با موضوع نیما یوشیج، اخوان ثالث، مهدی اخوان ثالث، آخر شاهنامه