پایان نامه با موضوع بیماران سرطانی، امید به زندگی، نظامی گنجوی، کیفیت زندگی

دانلود پایان نامه ارشد

از بین رفته، در صورتیکه ممکن است باز هم عود کند. به این پدیده عود بیماری میگویند. پزشکان برای اطمینان از عدم عود سرطان ممکن است معاینه فیزیکی انجام دهند یا بررسیهای آزمایشگاهی، تصویربرداری با اشعه ایکس ویا دیگر آزمایشات را تجویز کنند (منجمی،1389).
2-2-1-10 پاسخ روانشناختی به سرطان
پاسخهای روانشناختی به سرطان در مجموع به عواملی همچون سن بیمار، وضعیت جسمی، نوع و محل سرطان، میزان حمایتهای دریافتی و ارتباطات نزدیک و صمیمی، سبکهای کنار آمدن و اثرات آن بر وضعیت بیمار دارد.پاسخهای روانشناختی به سرطان شامل: افسردگی شدید، غم و اندوه، یأس و ناامیدی، تغییر شخصیت،کاهش کیفیت زندگی، پرخاشگری و عصبانیت، اضطراب و استرس و کاهش تحمل مشکلات و کاهش تابآوری و… میباشد(گرسون،2002).
متأسفانه بیماران سرطانی نه تنها در طول دوره درمان، بلکه بعد از پشت سرگذاشتن مراحل حاد درمانی و بدست آوردن بهبود جسمانی نیز ممکن است دچار هر یک از عوارض روانشناختی ذکر شده گردند.در بخشهای بعدی به آشنایی با امید به زندگی و تابآوری به عنوان دو مؤلفه روانشناختی مهم و مؤثردر بیماران سرطانی میپردازیم.

2-2-2 امید به زندگی
واژۀ “امید” و “امیدواری” از مفاهیم مثبتی است که در فرهنگ و ادبیات اقوام مختلف مورد توجه قرار گرفته است و از آن به مثابه نیرویی یاد میشود که در لحظات سخت و طاقتفرسا و عرصه آزمونهای زندگی باعث تلاش و حرکت در معنای وسیع میل به ادامه زیستن میگردد. امید مفهومی است آیندهنگر و روشنی بخش فردای دور یا نزدیک. فرد امیدوار تا آخرین لحظه زیستن خویش امیدوار است و اگر به بقای پس از مرگ ایمان داشته باشد حتی مرگ نیز پایان امیدواری او نیست. در جای جای ادبیات غنی و کهن ایرانی همواره امید و امیدواری عاملی برای حفظ سرزندگی و تلاش در شرایط سخت تا رسیدن به وضعیت مطلوب بوده است. بسیاری از ما هنگام مواجهه با دشواریها و ناکامیها ضربالمثلها و عباراتی را در ذهن خود به یاد میآوریم که فرهنگ اصیلمان آنها را برایمان به میراث نهاده است، مانند آنچه که نظامی گنجوی گفته است :
در نا امیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است
در فرهنگ اسلامی و در آیات قرآن بارها به مفهوم امید اشاره شده است و گسترۀ آن تا حیات اخروی و زندگی پس از مرگ امتداد یافته است. خداوند متعال در قرآن کریم در سوره انشراح، آیات 5 و 6 به پیامبر بزرگ اسلام میفرماید: “به یقین بعد هر سختی آسانی است آری مسلماّ بعد هر سختی آسانی است” و در آیه 36 سوره عنکبوت میفرماید: “و ما به سوی مدین برادرشان شعیب را فرستادیم. گفت ای قوم من خدا را بپرستید و به روز بازپسین امیدوار باشید و در زمین فساد نکنید”. همچنین در آیات الهی ناامیدی از رحمت خداوند از ویژگی کافران محسوب میشود (نظام دوست، 1391).
2-2-2-1 معنا و مفهوم امید
در فرهنگ لغت معین امید با آرزو، رجا، چشمداشت، توقع و انتظار مترادف شده است و فرد امیدوار آرزومند، متوقع و منتظر توصیف میشود.
فرهنگ لغت وبستر امید را” تمایل به تکمیل چیز با ارزشی با احتمال واقعی تحقق، همراه با تداوم انتظار وقوع آن” تعریف میکند.
در فرهنگنامه رندم هاوس نیز امید به صورت “انتظار مثبت فعال و مداوم برای تعقیب در جهت یک شایستگی مطلوب معقول” تعریف شده است (بهاری، 1390).
در طول دهه 1950 تا 1960 روانپزشکان و روانشناسان امید را تحت عنوان کلی” انتظار مثبت برای دست یافتن به هدف” مطالعه میکردند (منینجر و استاتلند، 1969). از این منظر امید را میتوان نوعی انگیزش در نظر گرفت. زیرا انگیزش فرایندی است که به رفتار، انرژی و جهت میدهد. اغلب پژوهشگران اذعان دارند که هیجانها به صورت نوعی انگیزه عمل میکنند. هیجانها مانند همه انگیزههای دیگر (مثل نیازها و شناختها) رفتار را نیرومند و هدایت میکنند. لذا میتوان امید را یک هیجان مثبت نیز در نظر گرفت (ریو، 2005). آوریل و همکارانش نیز در تحقیقات خود امید را نوعی هیجان یافتند و با مقایسه امید با دو هیجان دیگر(عشق و خشم)، پنج ویژگی مشترک بین هر سه آنها پیدا کردند که عبارتند از: 1- مشکل بودن کنترل آنها 2- اثر گذاری آنها بر نحوه تفکر و ادراک وقایع 3- اثر گذاری بر چگونگی رفتار 4- برانگیختن رفتار و 5- افزایش پشتکار و توانایی ادامه مسیر و بالاخره اینکه امید، عشق و خشم هر سه تجربههای مشترک در میان همه مردم دنیا هستند (آوریل و همکاران،1990 به نقل از دوناولد، 1997).
2-2-2-2 نگرش به امید به عنوان یک سازه روانشناختی
در دهه 1950 کارل منینجر-روانپزشک- که تلاش میکرد توجه همکارانش را به امیدواری به عنوان شعله ضروری زندگی بیشتر جلب کند این موضوع را مطرح کرد، او در یک سخنرانی در جمع روانپزشکان اولین بار به امید به عنوان نقطه قوت در بیماران اشاره کرد و روانپزشکان را تشویق کرد که قدرت امید به بیماران را در فهم و درمان بیماری به رسمیت بشناسند (سیولی و بیلر، 2010، ترجمه تقدیسی، 1391).
در اوایل دهه 1960، استاتلند- روانشناس- موضوع امید را مطرح کرد، او انسان را موش یا کبوتر نمیدانست که بر اساس غریزه عمل کند، بلکه معتقد بود انسان موجودی امیدوار به آینده است که نقشهها و خواستههای بسیار با روشهای واقعی و معنادار زندگیاش را تحت تأثیر قرار میدهد.
دردهه 1970 عالم الهیات کاتولیک، ویلیام اف لینچ، موضوع امید را با این اعتقاد مطرح کرد که امید مستلزم نیروی تخیل است و روابط حمایتگرانه آن را تقویت میکند.
در دهه 1980 لوئی گوشتالک –روانپزشک- ثابت کرد که بیماران سرطانی امیدوار بیش از بیماران سرطانی ناامید زندگی میکنند. در اواسط دهه 1980 بری سیگل با انتشار کتاب عشق، طب و معجزات، ضمن طرح موضوع امید، به نقل زندگی قهرمانانه بیماران سرطانی پرداخت.
در دهه 1990 اسنایدر- روانشناس- ثابت کرد که دانشجویان امیدوار بهتر عمل میکنند و به طرز چشمگیری نمرات بالاتری میگیرند. اریکسون تقریبا در همین زمان آخرین کتاب خود را به پایان رساند و همچون قبل به این موضوع اشاره کرد که اعتماد در روابط باعث ایجاد امید در کودکان میشود و مسنترها را به مقابله با ناامیدی وامیدارد (سیولی و بیلر، 2010 ترجمه تقدیسی، 1391). با وجود ارزش امید در زندگی انسانها تا قبل از چارلز ریک اسنایدر- استاد روانشناسی دانشگاه کانزاس (2006-1935)- کسی به طور جدی به مفهوم و ماهیت امید نگاه موشکافانه نداشته و کاربرد آن را در زندگی رواج نداده است، او که ملقب به سلطان امید است برای اولین بار نظریهاش را دربارۀ امید مطرح کرد و آن را مرکب از” قدرت اراده”، “قدرت راهیابی”، “داشتن هدف” و “تشخیص موانع” دانست (اسنایدر، هریس و همکاران، 1991 به نقل از بهاری1390). اسنایدر(2000) در بیان چگونگی شکلگیری نظریه امید به انجام پژوهشی در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 اشاره کرده است. او در این پژوهش دریافت که برخی شرکتکنندگان برای فاصله گرفتن از عواقب بد ناشی از اعمالشان و عدهای برای دستیابی به اهداف مثبت زندگیشان عذرخواهی میکنند و در این میان دستیابی به اهداف مثبت انگیزش بیشتری را ایجاد میکند. او در پژوهش دیگری از مردم درباره افکارشان در طول یک روز میپرسید و با یادداشتبرداری و تحلیل پاسخ آنها به این نتیجه رسید که بیشترین افکار شرکتکنندگان در طول روز به چگونگی دستیابی به اهداف دلخواهشان اختصاص دارد. اسنایدر در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که بخشی از تفکر معطوف به هدف، مربوط به مسیرهای ممکن برای دستیابی به اهداف مطلوب است که او آنها را “تفکر رهیاب” نامید. به علاوه انسانها در مورد اراده و توانایی خود برای استفاده از مسیرها در جهت رسیدن به اهداف نیز فکر میکنند. این مؤلفه انگیزشی “پایوری” یا “عامل” نام گرفت. وقتی افراد افکار مربوط به پیگیری اهدافشان را توصیف میکردند، اسنایدر متوجه جابهجا شدن پیدرپی تفکر رهیاب و عامل شد. تعامل تفکر رهیاب و عامل منجر به تداوم تفکر منتهی به هدف یا امید میشود (اسنایدر،2000). در سال 1991 اسنایدر و همکارانش دو تعریف مشخص از امید ارائه دادند، یکی از تعاریف امید اینگونه بیان شد: حالت انگیزشی مثبتی که مبتنی برحس ناشی از تعامل تفکر عامل (انرژی معطوف به هدف) و مسیرها (برنامهریزی برای دستیابی به هدف) است (اسنایدر، ایروینگ و اندرسون، 1991 به نقل از اسنایدر، 2000). تعریف دوم امید را مجموعهای شناختی توصیف میکرد که برمبنای حس متقابل تفکر عامل (تصمیم هدفمند) و مسیرها (برنامهریزی برای دستیابی به هدف) شکل میگیرد (اسنایدر، هریس و همکاران، 1991 به نقل از اسنایدر، 2000).
نظریۀ اسنایدر در مورد فرایند تجربه کردن امید در یک وضعیت خاص بیانگر آن است که در هر موقعیتی که هدف ارزشمند دنبال میشود، رفتار هدفمند و امیدبخش به وسیله تعامل موارد زیر تعیین میشود:
1. میزانی که به بازده یا هدف ارزش داده میشود.
2. تفکرات در مورد گذرگاههای ممکن به سوی هدفها و انتظارات مرتبط و اینکه در دستیابی به بازده یا هدف چقدر مؤثرند.
3.تفکرات در مورد منابع شخصی و اینکه فرد در پیگیری مسیر یا گذرگاهها به سوی هدف تا چه اندازه مؤثر خواهد بود.
افرادی که امید کمتری دارند وقتی با موانع غیر قابل رفع روبرو میشوند، هیجانهایشان یک توالی نسبتا قابل پیشبینی از امید به خشم، از خشم به یأس و از یأس به بیاحساسی را دنبال میکند. در حالیکه افراد دارای سطوح امیدواری بالا وقتی در زندگی با مسائلی مواجه میشوند، تمایل پیدا میکنند مسائل بزرگ و مهم را به مسائل کوچک و روشن و قابل اداره تجزیه کنند (اسنایدر، 2000).
امید با واژههایی نظیر خوشبینی، خوشباوری، آرزو و رویا و … آمیخته است. برای روشن شدن بحث باید تفاوت این واژه با واژههای دیگر بیان گردد که در فرهنگ عامه با مفهوم امید در میآمیزند.
2-2-2-3 امید و خوشبینی
دو مفهوم سازی متمایز از خوشبینی وجود دارد، یکی از آنها خوشبینی را یک صفت شخصیتی گسترده میداند که مشخصۀ آن انتظارات خوشبینانه کلی است (شییر و کارور، 1985) و دیگری خوشبینی را یک سبک تبیین ساختاریافته میداند (سلیگمن، 1998). به بیان دیگر پژوهشگران بین سبک تبیین خوشبینی و خوشبینی سرشتی تمایز قائل شدهاند (کار، 2004).
خوشبینی سرشتی یا گرایشی یک انتظار کلی است دایر بر اینکه در آینده بیشتر رویدادهای خوب اتفاق خواهد افتاد تا رویدادهای بد. شییر و همکارانش استدلال میکنند که افراد خوشبین در رویارویی با دشواریها به دنبال کردن هدفهای باارزش خود ادامه میدهند و با بهکار گیری راهبردهای کنارآمدن مؤثر، خودشان را تنظیم میکنند تا بتوانند به هدفهای خود برسند (شییر، کارور و بریجز، 2000). مفهومسازی دوم از خوشبینی محصول تلاش سلیگمن و همکارانش است. آنها خوشبینی را به جای یک صفت شخصیتی گسترده یا سرشتی، به عنوان یک سبک تبیینی معرفی کردند. سلیگمن معتقد است خوشبینی در نحوه تفکر افراد درباره علتها ریشه دارد، افراد بدبین شکست شخصی را با علتهای درونی پایدار و کلی و افراد خوشبین شکست را با علتهای بیرونی، ناپایدار و اختصاصی انتساب میکنند (شولتز و شولتز، 2005).
سلیگمن معتقد است امید و خوشبینی هر دو قابل یادگیریاند و احساس خودکارآمدی به خوشبینی و امید میانجامد. اما اسنایدر امید را متفاوت از خوشبینی میدانست، اسنایدر معتقد است امید نیازمند برنامهریزی قبل از اقدام و عمل است و نیز امید برای شرایط معینی تعریف میشود و مشروط به شرایط درونی و توانایی شخص است. خوشبینی یک سبک تبیین کلی است و تفکرات مثبت بدون توجه به توانایی شخص و وابسته به شرایط بیرونی آن را ایجاد میکند (دونالد، 1997). در نتیجه افراد صرفا خوشبین لزوما برنامهریزی و هدفمندی خاصی برای رسیدن به نتایج مورد نظر خود ندارند و در نتیجه هنگام مواجهه با موانع، به احتمال بیشتری دچار احساس ناکامی میشوند و حتی نگرش مثبت خود را از دست میدهند اما افراد امیدوار دارای هدف، قدرت اراده و راهیابی برای رسیدن به هدف هستند و با برنامهریزی واقعبینانه موانع را در نظر میگیرند و برای آنها چاره اندیشی میکنند. در امید واقعی چیزی بیش از خوشبینی یا به عبارت بهتر “واقعبینی” نهفته است

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع شیمی درمانی، عوامل خطر، سرطان پستان، مبانی نظری Next Entries پایان نامه با موضوع انعطاف پذیری، بهبود عملکرد، مراکز تحقیقاتی، سازگاری اجتماعی