پایان نامه با موضوع انتقال دانش، اشاعه اطلاعات، فرهنگ سازمانی

دانلود پایان نامه ارشد

كتابداري و اطلاع رساني عرضه شده است: از آن به عنوان عمل مديريتي ياد مي كند كه سرمايه فكري يك سازمان را به كار مي گيرد تا آنرا قادر سازد رسالت و ماموريت خود را تحقق بخشند(ایوس،2000).
در تعريف ديگر، متعلق به رشته مديريت، مديريت دانش تلاش استراتژيكي سازمان دانسته شده كه سعي مي كند از راه كنترل و استفاده از دارايي هاي فكري كه در نزد كاركنان و پشتيبان سازمان وجود دارد، در رقابت به برتري دست يابند. به دست آوردن، ذخيره كردن و توزيع دانش، موجب مي شود كه كاركنان سازمان هوشمندتر كار كنند، از دوباره كاري بكاهند و در نهايت توليدات و خدمات خلاقانه تري توليد كنند كه نياز مشتريان را بهتر بر آورند(میچایلووا،2003) .از تعاريف بالا ، نكات زير را مي توان استنباط كرد:
نخست آنكه مديريت دانش چيزي است كه در محيط سازماني رخ مي دهد؛ دوم آنكه مواد كار آن دانش سازماني يا سرمايه فكري يا دارايي فكري است ( افشار زنجانی،1383).
از مهمترين عللي كه موجب شده تا سازمان ها به موضوع مديريت دانش تمايل نشان دهند آن است كه مديريت دانش( افشار زنجانی،1383):
• موجب افزايش بهره وري وسوددهي مي شود.
• همكاري را تقويت مي نمايد.
• موجب بروز و رشد خلاقيت مي شود.
• موجب تشويق و نوآوري مي شود.
• به برقراري و تسريع جريان انتقال دانش از توليد كننده به دريافت كننده كمك مي كند.
• موجب تسهيل اشتراك اطلاعات بين كاركنان مي شود.
• از دوباره كاري مي كاهد.
• توان سازمان را براي مقابله با پديده تورم اطلاعات افزايش مي دهد.
• دانش كاركنان را پيش از ترك احتمالي سازمان گردآوري و ذخيره مي نمايد.
• كيفيت ارائه خدمات به مشتري را بهبود مي بخشد.
• از طريق افزايش سطح آگاهي سازمان نسبت به راهكارها، محصولات و عملكرد سازمان هاي رقيب به سازمان كمك مي كند تا از گردونه رقابت خارج نشود.
2-3-5: اهداف مديريت دانش
مديريت دانش شامل فرآيند تركيب بهينه دانش و اطلاعات در سازمان و ايجاد محيطي مناسب به منظور توليد، اشتراك و به كارگيري دانش و تربيت نيروهاي انساني خلاق و نوآور است. هدف مديريت دانش ايجاد يك سازمان يادگيرنده و شراكت با ايجاد جرياني بين مخازن اطلاعات ايجاد شده توسط افراد قسمت هاي مختلف سازمان )مالي، عملكرد، هوش رقابتي، وغيره( و مرتبط كردن آن ها با يكديگر است(موری،2002). به عبارت ديگر هدف نهايي مديريت دانش ارتقای ارزش افزوده دانش موجود در سازمان به منظور توسعه و بهبود خلاقيت، بهره وري و ايجاد مزيت رقابتي براي سازمان است. ايجاد يك سازمان يادگيري و شراكت با ايجاد جرياني بين مخازن اطلاعات ايجاد شده توسط افراد قسمتهاي مختلف شركت و مرتبط كردن آنها به يكدیگر است . بيشتر افراد و سازمانها مديريت دانش را بدلايل ذيل بكار مي گيرند(موری،2002):
• افزايش همكاري
• بهبود بهره وري
• تشويق و قادر ساختن نوآوري
• غلبه بر اطلاعات زيادي و تحويل فقط آنچه مورد نياز است
• تسهيل جريان دانش مناسب از تامين كنندگان به دريافت كنندگان بدون محدوديت زمان و فضا
• تسهيل اشتراك دانش ميان كارمندان
• تصرف و ثبت دانش كاركنان قبل از اينكه آنان شركت را ترك نمايند،
• اطمينان يافتن از اينكه دانش باارزش بهنگام ترك كارمند از دست نميرود
• افزايش آگاهي سازماني از خلاهاي دانش سازمان
• كمك به شركتها كه سبقت جو باقي بمانند با افزايش آگاهي آنان از استراتژيها، محصولات و بهترين كاركردهاي رقيبانشان
• بهبود خدمات مشتري

2- 3-6: عناصر اساسي مديريت دانش
مديريت دانش چهار عنصر اساسي دارد: دانش، مديريت، تكنولوژي اطلاعات و فرهنگ سازماني. هر كدام از اين اجزا نقشي عمده در مديريت دانش داشته و مي تواند تأثيري بسزا در موفقيت يا شكست آن داشته باشد(پارک،2004).

2-3-6-1: نقش دانش در مديريت دانش
دانش، دانستني است كه در تجربيات، مهارتها، قابليتها، توانايي ها، استعدادها، افكار، عقايد، طرز كارها، الهامات و تصورات افراد موجود است و به شكل مصنوعات ملموس، فرايندهاي كاري و امور روزمره يك شركت خود را آشكار مي سازد . طبق برآوردها 80% از مهمترين دانش را دانش نهان شكل مي دهد (پارک،2004).
تقريباً همه فعاليتهايي كه افراد درگير آنند نياز به تركيبي از چند دانش نهان و عيان دارد. براي يك مديريت دانش كارآمد، تسخير هر دو دانش نهان و عيان الزامي است .چالش واقعي مديريت دانش در توانايي تشخيص و تسخير دانش نهان است، بطوريكه در هنگام نياز قابل بازيابي، قابل ثبت و انتقال است. اما تشخيص، تصرف دانش نهان و تبدیل آن به دانش آشکار دشوار است. بنابراين، بيشتر سازمانها تنها بر مديريت دانش عيان، دانش سهل الوصول كه تنها 20 درصد از كل دانش سازمان را شكل مي دهد، تمركز مي كنند و استفاده از دانش نهان را به وقوع تصادفي آن وامي گذارند(پارک،2004).
تبديل دانش نهان به دانش عيان مشكل است اما غيرممكن نيست .دانش نهان عموماً به شكل شرحي از تجربيات مفيدي كه ثبت شده اند و در شبكه گذاشته شده اند و متعاقباً توسط ديگر كاركنان براي يادگيري و بهبود فرايندها استفاده شده اند، منتقل مي شود .
2-3-6-2: نقش مديريت در مديريت دانش
مديريت تلويحا بر طبقه بندي، فراهم كردن ساختار و ايجا د ادراك بهم پيوستگي در يك سازمان دلالت دارد. ساير ويژگيهاي مديريت عبارتند از :هماهنگي، كنترل، مشاركت و استفاده صحيح از نيروي انساني، فرايندها و تدابير بمنظور دست يابي به يك هدف واحد در مديريت دانش، هدف اصلي مديريت دانش عيان و نهان در سازمان است. براي مديريت دانش عيان، سازمانها بايد(سرواری،1999):
• دانش را بدست آورده و يا توليد و ايجاد كنند .
• دانش را براي سهولت دسترسي رمزگذاري و سازماندهي نمايند.
• دسترسي به دانش را براي ديگران با ارتباطات يا انتشارات ميسر نمايند.
• دسترسي و بازيابي دانش را تسهيل نمايند .
• دانش ر ا براي حل مشكلات، تصميم گيري، بهبود اجرا، راهبري، تحليل موقعيتها و فرايندها براي پشتيباني فعاليتهاي كاري بكار گيرند.
دانش نهان به دو طريق قابل مديريت است: از طريق ارتباطات نوشتاري، مصاحبه ها و پيشينه هاي شفاهي مي تواند به دانش صريح تبديل شود؛ راه ديگر انتقال دانش نهان از طريق ايجاد گروههاي دانش يا گروههاي هم عمل در سازمانهاست كه با تعاملات رو در رو، گفتگوها و ارتباطات گفتاري، آموزش مداوم، حل مسأله تعاملي، شبكه ارتباطي، راهبري، مربي گري، آموزش و موقعيتهاي توسعه حرفه اي دانش نهان خود را منتقل مي كنند. در بخش سنتي مرجع، دانش نهان عموماً از طريق گروههاي دانش يا گروههاي هم عمل منتقل مي شود(سرواری،1999)
2-3-6-3: نقش تكنولوژي اطلاعات در مديريت دانش
برخي مديريت دانش را بخشي از مديريت اطلاعات مي دانند كه به مرور زمان طرفداران اين نظريه كمتر مي شوند و با توجه به سلسله مراتب ، داده-اطلاعات-دانش و اهميت و نقش هر يك و از سوي ديگر تجربيات ناموفقي كه در رابطه با مديريت اطلاعاتي كه بدون توجه به ساختار و فرهنگ سازمان به دست آمده است، امروزه ديگر كمتر فردي بر نظريه فوق پافشاري مي كند (زو،2003).
مديريت دانش بسيار فراتر از فناوري است، اما بي ترديد فناوري دانش بخشي از مديريت دانش است. نكته قابل توجه اين است كه مسائل مديريت دانش را نوعا نمي توان فقط با استفاده از راه كارهاي فناوري به تنهايي حل نمود. در نتايج يك نظر خواهي بزرگترين مشكل در مديريت دانش، تغيير رفتار مردم و بزرگترين مانع براي انتقال دانش فرهنگ بسيار خواهد بود(اسچانان،2001). بيشترين ارزش فناوري در مديريت دانش، افزايش قابليت دسترسي به دانش و تسريع انتقال آن است. فناوري اطلاعات، امكان بيرون كشيدن دانش را از ذهن صاحب دانش فراهم مي آورد. سپس با فناوري مي توان آن دانش را در قالب هايي منظم گنجاند و به ديگر اعضا داخلي و شركاي تجاري سازمان در جهان منتقل كرد. فناوري، به رمزگذاري دانش و نيز گاهي خلق آن كمك مي كند(پارک،2004).
تكنولوژي اطلاعات مي تواند بعنوان ابزاري قدرتمند عمل كرده و ابزارهايي مؤثر و كارآمد براي همه وجوه مديريت دانش شامل تسخير، اشتراك و كاربرد دانش تأمين كند . توانايي تكنولوژي اطلاعات در كاوش، نمايه، تلفيق، بايگاني و انتقال اطلاعات مي تواند تحولي در گردآوري، سازماندهي، رده بندي و اشاعه اطلاعات ايجاد كند. تكنولوژيهايي مانند سيستمهاي مديريت بانكهاي اطلاعات مرتبط، سيستمهاي مديريت مدارك، اينترنت، اينترانت، موتورهاي كاوش، ابزارهاي جريان كار، سيستمهاي پشتيبان اجرا، سيستمهاي پشتيبان تصميم گيري، داده كاوي، ذخيره داده ها، پست الكترونيك، كنفرانس تصويري، تابلوي اعلانات، گروههاي خبري و تابلوهاي بحث مي توانند نقشي اساسي در تسهيل مديريت دانش داشته باشد .اما تكنولوژي اطلاعات بخودي خود قلب مديريت دانش نيست و هيچ پروژه اي تنها بخاطر كاربرد آخرين تكنولوژيهاي اطلاعاتي تبديل به پروژه مديريت دانش نمي شود. تكنولوژي اطلاعات فقط نقش پشتيبان را در مديريت دانش ايفا مي كند. تكنولوژي اطلاعات به تنهايي تأمين كننده دانش نيست .تكنولوژي اطلاعات مي تواند به افراد در پيدا كردن اطلاعات كمك كند اما اين خود افراد هستند كه بايد تعيين كنند آيا اطلاعات متناسب و مرتبط با نياز خاص آنها هست يا خير. براي تبديل اطلاعات به دانش، افراد بايد اطلاعات را تحليل، تفسير و درك كرده و آن را در متني جاي دهند(استوفر،1999).
2-3-6-4: نقش فرهنگ سازماني در مديريت دانش
فرهنگ سازماني عبارت است از ارزشهاي اصلي، مفروضات، تفسيرات در رويكرد‌هايي كه ويژگيهايی که سازمان را مشخص مي‌كند (كوئين، 1999). به طور كلي فرهنگ سازماني ادراكي است كه افراد از سازمان خود دارند و چيزي است كه نه در سازمان وجود دارد و نه در فرد و ويژگي‌هاي خاصي كه در يك سازمان وجود دارد نمايانگر خصوصيات معمول و ثابتي است كه سازمانها را از يكديگر متمايز مي‌كند (مشبكي، 1380).با توجه به چنین موضوعی بدیهی است که فرهنگ سازمانی نقش بسیار مهمی در پذیرش دانش دارد.

2- 3-7: قابلیت ایجاد دانش سازمانی
هم اكنون دو گرايش عمده در مديريت دانش به چشم مي خورد(اگبال،2008):
• سنجش سرمايه فكري سازمان: ايجاد معيارها، نسبت ها و شاخص ها
• نگاشت دانش: ثبت دانستني كه اشخاص به دست مي آورند و انتشار آن درسراسر ساز مان عمدتا از طريق فناوري اطلاعات است.
نظر به اينكه مديريت دانش، يك زمينه علمي به شمار مي رود، داراي مفهوم ها و ايده هاي مشترك با زمينه ها و نظريه هاي گوناگون است. مديريت دانش و استخراج داده ها در تعامل با يكديگرند. چنانكه مديريت دانش ، به ايجاد دانشي مي پردازد كه با شناخت ابزارهاي خلاق گردآوردن دانش از داده هاي موجود در پايگاه هاي داده ها، انبار، اسناد مكتوب و … ميسر است.
به منظور ايجاد و طراحي موفقيت آميز استراتژي مديريت دانش، برخي محققان پيشنهاد كرده اند كه اجزا معين اساسي بايستي مشمول شوند(داونپورت،1997)
• يك استراتژي مديريت دانش بايستي به آنچه كه سازمان مي خواهد حاصل كند، وصل باشد و نيز مهم است منظور از استراتژي مديريت دانش به وضوح بيان گردد. سازمان انتظار دارد از كار با مديريت دانش چه مزايايي به دست آورد؟ چگونه بر كاركنان تاثير مي گذارد؟
• اهميت پشتيباني مديريت رده بالا: واحد پرسنل بايستي بر مديريت رده بالا تمركز كند. تا آنها فرايندهايي را ترغيب كنند كه يادگيري واشتراک گذاری دانش را تشويق مي كنند.
• اهميت ارتباط: عامل گمشده در متون مديريت استراتژيك ارتباط است. براساس نظرمشاوران مديريت اكثر سازمان ها به علت فقدان ارتباط در اجراي استراتژيهاي خود ناموفق بودند.
• اهميت خلاقيت: پيامدهاي خلاقيت كسب و كار بستگي به نوع ارتباط ايجاد شده بين مديريت دانش و مهارتهاي پايداري خلا قيت مديريت خواهد گشت.
• اهميت فرهنگ و كاركنان: اجراي موفقيت آميز مديريت دانش به عواملي مانند فرهنگ و كاركنان وصل شده است. در مطالعات اخير مشخص شده است كاركنان جز مهم ترين عاملها هستند.
• اهميت تسهيم دانش: قابليت تسهيم دانش و مشاركت تمام آن چيزي است كه غالبا در سازمان ها وجود ندارد. تلاش براي استقرار گروه افزار مديريت دانش همواره با اكراه كاركنان براي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع مدیریت دانش، رفتار مصرف کننده، پردازش اطلاعات Next Entries پایان نامه با موضوع ایجاد دانش، دانش سازمانی، علم اطلاعات