پایان نامه با موضوع امر به معروف، نوجوان و جوان، مواد مخدر، نقض حقوق

دانلود پایان نامه ارشد

تحقيقي سازگاري ندارد، به امر تحقيق و پژوهش مشغول باشد. در اين صورت قوه قضائيه داراي مرجعي مشخص و با وظايف تعريف شده اي است كه در مواقع ضروري، پاسخگوي سئوالات و شبهات مطروحه در سطح جامعه مي باشد.
اسلام تمام مساعي خود را به كار مي بندد و تمهيدات لازم را در بعد فردي و اجتماعي براي سلامت افراد و جامعه تدارك مي بيند؛ با اين همه، از اصلاح و نازپروري آن عده از افرادي كه احيانا مرتكب جرم و گناه مي شوند، غافل نمانده است كه اتفاقا علمي ترين و انساني ترين تدابير را بعد از ارتكاب جرم، مدنظر قرار داده است.
باتوجه به اهميت امر پيشگيري از وقوع جرم و موقعيت والاي اين مسئوليت در تمامي نظامهاي معتبر امروزي، اين تفسير كه «هرگونه اقدامي كه در مورد امر پيشگيري از وقوع جرم لازم باشد، اگر قواي ديگر در اجراي آن، وظايفي را متحمل گردند دخالت در ساير قوا نخواهد بود.»كاملا منطقي به نظر مي رسد؛ چرا كه انجام اين وظيفه سنگين در كشور ما متولي ديگري ندارد.46
بخصوص كه ممكن است دولت و يا نهادهاي ديگر غيردولتي از اثرات بالقوه جرم زايي سياستهاي خود آگاه نباشند، لذا براي به حداقل رسانيدن اينگونه تأثيرات، نظارتي از ديد سياست جنايي، منطقي و ضروري به نظر مي رسد. شايد «نظارت بر حسن اجراي قوانين»47 را بتوان از اين زاويه نيز تعريف نمود و يا لااقل يكي از وجوه اين نظارت برشمرد.
گفتار هفتم- اهميت خانواده در پيشگيري از جرم
سالهاي زيادي است كه جرم شناسان، جامعه شناسان و آسيب شناسان اجتماعي به اهميت غيرقابل انكار و عظيم خانواده در تربيت فرزندان خود توجه كرده اند و براين باورند كه خانواده بعنوان يك اجتماع اوليه با اعضاي تشكيل دهنده محدود و اندك خود (فرزندان) به منزله پرورشگاه باورها، اعتقادات، ارزشها، هنجارها، اخلاقيات، انديشه ها و رفتارهاي مورد قبول اجتماعي محسوب مي شود.
پرواضح است كه جنبه هاي مختلف شخصيتي هر فرد سالم و ايده آل از ارائه مطلوب هنجارهاي مورد قبول اجتماع از سوي والدين خود شكل گرفته و به سوي تكامل پيش مي رود.
اگر خانواده در ارائه علمي، رفتاري و گفتاري بايدها و نبايدهاي انساني و اجتماعي به فرزندان خود موفق باشد، به نظر مي رسد كه در آينده، كمتر شاهد نقض حقوق فردي و اجتماعي در جامعه باشيم.
هيچ جامعه اي نمي تواند به سلامت دست پيدا كند، اگر از خانواده هاي ناسالم رنج ببرد.
«گورر» دانشمند روسي معتقد است: «حتي طرز قنداق كردن كودك در خانواده، تأثير شگرفي در آينده كودك پديد مي آورد.»
«فرويد» متأثر از انديشه بقا و جابجايي عناصر مي گويد كودك در درون خانواده، بخصوص در سالهاي نخست، در زمره تأثيرپذيرترين موجودات عالم است. كودك هنوز مكانيسم دفاعي براي دفع اثرات را ندارد. بنابراين اثراتي كه بر ذهن او وارد مي شود، باقي مي ماند؛ لذا بايد گفت كه اگر بنا باشد در جامعه انسانهاي سالمي داشته باشيم، اول بايد خانواده اي متعادل از نظر اخلاقي، اعتقادي، رفتاري و… داشته باشيم؛ زيرا هرجا كه خانواده نيست، ما مي توانيم تأثير عدم وجود آن را روي جامعه احساس كنيم كه براي تمام عمر انسان باقي بماند.
در بررسي وضعيت شخصيتي غالب مجرمان، به خصوص مجرمان نوجوان و جوان، ملاحظه خواهيم كرد كه اكثريت آنها در دوران كودكي و نوجواني مشكلاتي را از لحاظ عاطفي، تربيتي، مالي و رفتاري داشته اند كه ناشي از عدم تربيت و حضانت مناسب پدر و مادر آنها بوده است؛ بطوريكه يا خانواده از هم پاشيده و والدين از هم جدا داشته اند يا يكي از آنها، بخصوص مادر محكوميت كيفري داشته است و… .
به بيان بهتر، در اين خانواده ها، پوسته حراست و ايمني ترك برداشته و ميكروب ها به درون آن راه يافته و ممكن است، اين ميكروب به حدي مؤثر باشد كه ادامه زندگي را از فرد بگيرد.
از نظر جامعه شناسي، خانواده ها دو مكانيسم و فعاليت عمده را برعهده دارند: يكي آنكه پدر و مادر نقش مولد و والدي دارند و ديگر اينكه بايد به جامعه پذيري كودك بپردازند و كودك را به نسل هاي آينده پيوند دهند، اما آيا در همه خانواده ها اين مكانيسم به نحو احسن انجام مي گيرد؟ آيا پدري كه معتاد به مواد الكلي يا مواد مخدر است، پدري كه كارش خريد و فروش مواد مخدر است، يا پدري كه سوابق متعدد محكوميت به جرايم سرقت، مزاحمت، ضرب و شتم و … را دارد، مي تواند تربيت و محافظت از فرزند يا فرزندان خود را برعهده داشته باشد؟ آيا سرپرست و ولي بودن، به معني به دنيا آوردن يك كودك يا نوجوان است؟ آيا ولايت پدر و مادر صرفاً در تهيه و تدارك معاش زندگي، خوراك و پوشاك طفل خلاصه مي شود يا اينكه وظيفه اصلي آنها تربيت صحيح و محافظت از ابتلاي فرزند يا فرزندان خود به انواع آلودگيهاي اجتماعي است؟ و آيا پدري كه به اين وظيفه مهم خود نتواند عمل كند، مي تواند عنوان ولايت قهري را برعهده داشته باشد؟
اگر ما بخواهيم بين انسان و قوانين جامعه تعادل برقرار شود، بايد از خانه و خانواده آغاز كنيم، يعني از اولين بستر حيات انساني.
از جمله بزرگترين راههاي انتقال ميراث فرهنگي به كودكان و نوجوانان، راه مصاحبت، معاشرت و گفتگوست و از اين طريق زمينه بلوغ كودكان فراهم شده و آشتي آنها با قوانين و الگوهاي اخلاقي و اجتماعي صورت مي گيرد و گفتگو به عبارتي راه بزرگ تعليم و تربيت است.
ممكن است ما با جبر و تندي، كودكان را مطيع خود كنيم، اما اين را نيز نبايد فراموش كنيم كه كودكان و نوجوانان ما، مقابل مقررات تحميلي و هنجارهاي دروني نشده، مقاومت نشان خواهند داد. اين امر، در مورد افراد بزرگسال نيز مصداق دارد بدين توضيح كه اگر مردم از لحاظ اخلاقي، عملي را بعنوان عملي ناپسند، غيرانساني و غيراخلاقي تلقي نكنند و آن را نپذيرند، ممكن است ما با توسل به زور، چند صباحي جلوي ارتكاب به آن عمل را بگيريم، اما چندي نخواهد گذاشت كه با ارتكاب متعدد به آن عمل، مواجه خواهيم شد. خانواده، براي پيشگيري از نابسامانيهاي اجتماعي، اعمال مجرمان و عدم تعادل روحي افراد، مهمترين ابزار است. انساني كه از درون يك خانواده ناسالم برخاسته، نمي تواند يك شهروند درست باشد. پس بايد، از وارد شدن آسيب بر پيكره خانواده ها محافظت كرده و تلاش كنيم پوسته محافظ آن، سالم بماند.
در زير، به پاره هايي از آسيب هايي كه ممكن است براي خانواده تهديد كننده باشند، اشاره مي شود:
1- خانواده هايي كه والدين آن در كنار اطفال خود نيستند، بخصوص با توجه به وضعيت اقتصادي فعلي حاكم بر جامعه و تأثير آن روي خانواده ها و لزوم فعاليت و كار شبانه روزي زن و مرد خانه براي تأمين هزينه هاي متعارف زندگي، باعث شده است يا پدر خانواده به شهرهاي ديگر مهاجرت كند يا در شهر خودشان براي ساعاتي طولاني از روز، دور از فرزندان نوجوان و جوان خود باشند. به عبارت ديگر به علت خستگي ناشي از كار، حوصله اي براي گفتگو و مصاحبت با فرزندان از طرف والدين باقي نمانده و نتيجه عدم تربيت كافي هم به وضوح روشن و عيان است.
2- خانواده اي كه فضاي عاطفي درونش آسيب ديده، ولي اسكلت آن هنوز پابرجاست.
تلاش براي كاهش آمار طلاق ها در كشور، امري پسنديده و مفيد است اما آيا كافي است؟ يعني اگر با وجود انواع اختلافات دروني، صرفا اسكلت خانواده را حفظ كنيم، بقاي چنين خانواده اي براي كودكان و نوجوانان مفيد فايده خواهد بود؟ بايد كيفيت روابط خانواده ها را بالا برده و از طريق بالا بردن مرزهاي عاطفي و محبت، موجبات پرورش كودكان متعارف را در جامعه فراهم كرد.
3- مسأله ديگر، ورود انواع رسانه ها به محيط خانواده هاست. رسانه ها معمولا خانواده ها را از شكل سنتي خود بيرون برده و تغييراتي عميق و پايدار در آن ايجاد مي كنند. رسانه ها محيطي نو در خانه ها پديد مي آورند، انگيزه هاي تازه اي در راه جذب ساكنان خانه ايجاد مي كنند، با ورود رسانه ها به اعماق خانه ها، معماري خانه ها نيز تغيير مي كند، حتي طرز نشستن انسانها نيز دگرگون مي شود به نحوي كه ديگر دور هم نمي نشينند، بلكه همه در يك خط قرار مي گيرند تا بتوانند به تلويزيون نگاه كنند. به عبارتي ديگر، رابطه چهره به چهره و مستقيم انسانها، جاي خود را به رابطه انسان و شي ء (تلويزيون، رايانه ها و…) مي دهد و در اين صورت است كه فضاي عاطفي خانه ها نيز آسيب پذير مي شود. از ميزان گفتگو، تعاطي افكار و گشودن دلها در برابر يكديگر كاسته شده و فاصله عاطفي بين والدين و فرزندان ايجاد مي شود و… خود مقدمه اي بر بزهكاري و هنجارشكني هاست كه شروع مي شود.
خانواده يك گروه اوليه است، يعني در آن روابط، طبيعي، غيرقراردادي، انساني و عاطفي است. ورود قوانين خشك به حريم خانواده با تعدد آن، باعث ايجاد بحران در خانواده ها خواهد شد.
پس لازم است از اين كانون هاي گرم و پر از عاطفه و محبت خانواده ها حمايت كنيم و همواره كنترل هاي لازم و مساعدت هاي مورد نظر را به منظور حفظ فضاي عاطفي و اخلاقي آن داشته باشيم و بدين طريق در انتظار تربيت شدن انسانهايي با جامعه پذيري بالا و احترام گذارنده به ارزشهاي اخلاقي و اجتماعي باشيم و اين امر به يقين ما را در پيشگيري از ارتكاب به جرايم و كاستن جبران آن موفق خواهد ساخت.

گفتار هشتم- نقش امر به معروف و نهي از منكر در پيشگيري از جرم
بزهكاري امري اجتناب ناپذير است كه در همه جوامع بشري وجود دارد؛ اما در جوامع مختلف با اشكال متفاوت ظاهر مي شود. هيچ چامعه اي نيست مگر آنكه در آن جامعه، «جرم» – يعني عملي كه احساسات قوي و مشخص وجدان گروهي را جريحه دار مي سازد48 – وجود دارد.
جرم موجب ايجاد اختلال در نظم جامعه شده به همين دليل واكنش جامعه را به دنبال دارد و اين واكنش بيشتر در قالب كيفر كه بهداشت اجتماعي است، ظاهر مي شود؛ اما بايد اذعان داشت كه كيفرها برخلاف تصور دانشمندان حقوق جزاي مكتب كلاسيك و قانونگذاران و عامه مردم، اكسيري نيست كه منجر به درمان دردهاي جامعه شده، بتواند عوامل مولد جرم را از ميان بردارد لذا بهتر آن است كه براي مبارزه با جرم نخست در تكاپوي حذف و پيشگيري غيرمستقيم محركه هاي جنايي باشيم؛ به عبارتي قبل از وقوع به علاج واقعه بپردازيم. اينجاست كه پيشگيري بر درمان مقدم گرديده و نهادهاي پيشگيري كننده جايگاه رفيعي را در جامعه به خود اختصاص مي دهند. يكي از اين نهادها كه ريشه در اعتقادات ديني مسلمانان دارد، نهاد امر به معروف و نهي از منكر است.
جايگاه و مراتب امر به معروف و نهي از منكر
معروف يعني آنچه كه مورد پسند عرف است و منكر يعني آنچه كه نزد عرف، ناپسند است. در مفردات راغب در رابطه با تعريف معروف آمده است: «المعروف اسم لكل فعل يعرف بالعقل او الشرع حسنه» يعني معروف اسمي است كه براي هر عملي كه خوبي آن از ن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع حقوق جزا، امر به معروف، ضرب و جرح، نماز جمعه Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره روزنامه اختر، روشنفکران، امپراتوری عثمانی، قرن نوزدهم