پایان نامه با موضوع امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

است:
مانند آية: “وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ”267؛ اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً برکاتي از آسمان و زمين برايشان ميگشوديم، ولي تکذيب کردند؛ پس به کيفر دستاوردشان گريبان آنان را گرفتيم.
و مانند آيات 10 الي 12 سورة نوح، که اين پيامبر الهي به قوم خود وعدة فراواني نعمتهاي الهي را به شرط طلب آمرزش از خداوند ميدهد. نعمتهايي مانند: ريزش بارانهاي مفيد، به موقع و پر برکت، فزوني اموال، فزوني فرزندان، باغ هاي پر برکت و نهرهاي آب جاري. پس معلوم مي شود استغفار از گناهان، اثر فوري در رفع مصائب و گرفتاريها و گشوده شدن درب نعمتهاي آسماني و زميني دارد، ميفهماند بين صلاح جامعه انساني و فساد آن و بين اوضاع عمومي جهان ارتباطي برقرار است، و اگر جوامع بشري خود را اصلاح کنند، به زندگي پاکيزه و گوارايي مي رسند، و اگر به عکس عمل کنند عکس آن را خواهند داشت.268 عذابي هم که بر جمعيتها نازل ميشده به عنوان مجازات بوده که در حقيقت اعمال خود مردم است که به آنان بر ميگردد.
3ـ2ـ1 ـ2. بلاها، امتحان إلهي و موجب تکامل وجودي
طبق آيات قرآن بسياري از مشکلات و بلاها امتحان الهي بوده و بعضي از مقامات و موقعيتها، تنها بر اثر پيروزي در امتحان الهي و تحمل مصائب و شدائد حاصل ميشود.
“وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ”269؛ و قطعا شما را به چيزي از قبيل ترس و گرسنگي و کاهش در اموال و جانها و محصولات ميآزماييم؛ و مژده باد صابران را.
فلسفة أصلي آزمايش و امتحان اين است که افراد وقتي در معرض امتحان و آزمايش قرار ميگيرند، به کار ميافتند و به اصطلاح فلاسفه آنچه که در قوه دارند به فعليّت ميرسد، يعني اگر امتحان در کار نيايد، استعدادها بالقوه باقي ميماند، يعني بروز نمي کند، به حدّ فعليّت نميرسد، ولي وقتي که يک موجود در معرض عمل و امتحان قرار گرفت، سير کمالي خودش را طي ميکند، رشد ميکند و پيشرفت ميکند.
سختيها و شدايدي که خداوند تبارک و تعالي در دنيا براي انسان پيش ميآورد و بلکه به تعبير ديگر قرآن نعمتهائي هم که در دنيا براي انسان به وجود ميآورد، براي اين است که آن استعدادهاي باطني بروز کند، يعني از قوه به فعليّت برسد. انسان از نظر حالات روحي، درست حالت يک بچّه اي را دارد که از نظر جسمي در حالي که تازه به دنيا آمده استعداد اين را که يک جوان برومند بشود دارد، ولي حالا که ندارد بايد تدريجاً رشد کند تا يک جوان نيرومند بشود و در زمينة سختيهاست که مقاومتها، کمالها و پختگيها براي انسان پيدا ميشود.270
خدا براي تربيت و پرورش جان انسانها دو برنامة تشريعي و تکويني دارد و در هر دو برنامه، شدائد و سختيهائي را گنجانده است. در برنامة تشريعي، عبادات را فرض کرده و در برنامة تکويني، مصائب را سر راه بشر قرار داده است.271
تواناييها و شايستگي هاي نهفته در افراد، در سايه امتحان، نمود پيدا ميکند و از اين طريق، افراد به کمال مطلوب خود نزديکتر ميشوند. و اگر امتحان و آزمايش در کار نبود، کمالات نهفته در درون افراد به صورت گنج پنهان باقي ميماند و خود را نشان نميداد.272
دشواري مانند کورهاي که به آهن صلابت و استقامت ميبخشد، انسان را پر قدرت و نيرومند ميگرداند و قادر به شکستن موانع سر راه زندگي و سعادت خود ميشود و براي رهائي از موانع چاره جوئي ميکند و کمالي را که قبلاً به صورت زمينه در دل او وجود داشت به فعليّت کامل ميرسد.
امام رضا (عليه السلام) فرمودند: “يفتنون کما يفتن و الذهب، يخلصون کما يخلص الذهب”؛ انسانها چون طلا در معرض آزمايش قرار ميگيرند و مانند طلا که از ديگر فلزهاي مخلوط جدا ميشود، آنها نيز پاک و خالص ميشوند.
اوياي إلهي و کساني که مقرّب خداوندند، بيشتر به بلاها مبتلا هستند و بلکه طالب نزول بيشتري هستند تا به واسطة آن به تکامل بيشتري دست يابند.
امام علي (عليه السلام) مي فرمايد: “ألا و إنّ الشجرة البريّة أصلب عوداً و الّرّواتع الخضرة أرقّ جلوداً”273
ايشان انسان مبتلا به مشکلات و مصائب را به درخت بياباني تشبيه کرده، ميفرمايد: آگاه باشيد! درختان بياباني، چوبشان سخت تر و درختان کنار جويبار پوست چوبشان نازک تر است.
انسان مؤمني هم که مبتلا به مصائب و مشکلات است ثمرة ايماني او در مقابل افرادي که زندگي را به راحتي و خوشي سپري ميکنند، بيشتر است.
امام صادق (عليه السلام): “إنّ الله اذا أحبّ عبداً غتّه بالبلاء غتّا”274؛ خداوند آنگاه که بندهاي را دوست بدارد، او را در گرداب بلا فرو ميبرد.
امام صادق (عليه السلام): “إنّ أشدّ الناس بلاء الأنبياء ثمّ الذين يلونهم، ثمّ الأمثل فالأمثل”275؛ گرفتارترين مردم به بلاها انبياء ميباشد، در درجة بعد کسي که از حيث فضيلت بعد از ايشان قرار دارند، و سپس هر کس که با فضيلت تر است به ترتيب.
امام صادق (عليه السلام): “لو يعلم المؤمن ما له من الأجر في المصائب لتمنّي أنّه قرّض بالمقاريض”276
اگر مؤمن ميدانست که چه ثوابهائي در مصبتهائي که برايش اتّفاق ميافتد، ميباشد، هر لحظه تمنّي ميکرد که با قيچي ها تکّه تکّه شود.
امتحان خداوند يک سنّت جاويدان و تغيير ناپذير الهي است تا انسانها رشد پيدا کنند، خالص شوند277، به مقام صبر278، شکر279 و باقي فضائل اخلاقي برسند.
از اين نکته نيز نبايد غفلت کرد که مصائب، وقتي نعمت هستند که انسان از آن بهره برداري کند و با صبر و استقامت و مواجهه با دشواريهايي که مصائب توليد ميکنند روح خود را کمال بخشد. اما اگر انسان در برابر سختيها فرار را انتخاب کند و ناله و شکوه سر دهد، در اين صورت بلا واقعاً براي او بلاست. بنابراين نعمتها و همچنين شدايد و بلايا، هم موهبت است، زيرا از هر يک از آنها ميتوان بهره برداريهاي عالي کرد و نيز ممکن است بلا و بدبختي شمرده شوند، زيرا ممکن است هر يک از آنها ماية بيچارگي و تنزّل گردند.280 آري، مصائب و بلاها نعمتهاي بزرگي هستند که بايد در برابر آنها سپاسگزار خدا بود، نعمتهايي هستند که در صورت قهر تجلّي کردهاند، از اين قهرها به نوبة خود بايد سپاسگزار بود و نعمت بودن نعمت، و نقمت بودن نقمت، بستگي دارد به طرز واکنش و عکس العمل ما در برابر آن. ما ميتوانيم همة نقمتها را تبديل به نعمت کنيم تا چه رسد به آنچه در لباس نعمت نيز ظهور ميکند؛ و هم ميتوانيم همة نعمتها را تبديل به بلا و مصيبت کنيم.281
3ـ2ـ 1ـ3. بلاها و مصائب عامل توجّه، بيداري دل و رجوع به حق
بهرهمندي از مواهب مادّي و غرق شدن در لذائذ و شهوات دنيا موجب غفلت و فراموشي از ياد خداوند و ارتکاب معاصي و گناهان ميشود، در اين هنگام براي خروج از غفلت و بيدار باش نياز به يک مذکِّري که به او تذکر دهد و عجز او را به خودش نمايش دهد و از طغيان و غرورش بکاهد، ميباشد. قرآن کريم يکي از عوامل تذکّر دهنده را مصائب و شدائد معرفي کرده، ميفرمايد:
“وَلَقَدْ أَرْسَلنَآ إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ”282؛ و به يقين ما به سوي امتهايي که پيش از تو بودند (پيامبراني فرستاديم و آنان را به شدّت و رنج و ناراحتي دچار ساختيم، شايد بيدار شوند و در برابر حق خضوع کنند و تسليم شوند).
“وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ..”283؛
و چون به انسان آسيبي رسيد، پروردگارش را در حالي که به سوي او بازگشت کننده است مي خواند؛ سپس چون او را از جانب خود نعمتي عطا کند، آن مصيبتي را که در رفع آن پيشتر به درگاه او دعا ميکرد، فراموش مينمايد. همچنين آيات 94 و 96 سورة اعراف بر اين موضوع دلالت دارد.
آفرينش انسان داراي هدف است و هدف از بعثت انبياء و ارسال کتب هم ياري دادن به انسان براي رسيدن به هدف است و از آنجا که معاصي و گناهان از بزرگترين اسبابي است که موجب بُعد و دوري انسان از هدف خلقت ميشود، مصائب و بلايا بهترين وسيلة بازدارندة انسان از گناه و بازگشت او به سوي حق است، همچنانکه قرآن ميفرمايد:
” … وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ”284؛ و آنها را به خوشيها و ناخوشيها آزموديم شايد که بازگردند.
همچنين آيات سوره هاي روم آية 41، سجده آية 21، زخرف آية 48 و احقاف آية 27 بر اين مطلب دلالت مي کند.
3ـ2ـ 1ـ4. جداسازي نيکان از بدان و راستگويان از دروغگويان
تا امتحان الهي پيش نيايد مؤمن از منافق جدا و شناخته نميشود. قبل از امتحان بعضي افراد خود را در صف مؤمنين ميپندارند امّا زماني که امتحان الهي پيش آمد مؤمن از منافق، ترسو از شجاع، راستگو از دروغگو و خلاصه بين حق و باطل تمييز داده ميشود.
“مَّا كَانَ اللّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ …”285؛ هرگز خداوند مؤمنان را بر آنچه که هستند وا نمي گذارد تا ناپاک را از پاک جدا سازد.
همچنين آيه هاي 3 سورة عنکبوت و 137 سورة انفال بر اين مطلب دلالت دارند.
3ـ2ـ1ـ 5. بلا براي تربيت انسانها
يکي از شئون خداوند ربوبيّت او ميباشد. ربوبيّت، سوق دادن شيء به سمت کمال ان است و ربّ کسي است که شأن او سوق دادن اشيا به سوي کمال و تربيت آنها باشد و اين صفت به صورتي ثابت در او باشد.286
آيت الله سبحاني در مورد توحيد در ربوبيّت ميفرمايند:
“أن التوحيد في الربوبية هو الإعتقاد بأن الخير و الشرّ و تدبير الحيوة و الکون بيدالله سبحانه”287
توحيد در ربوبيه يعني اعتقاد به اينکه خير و شرّ و تدبير زندگاني و جهان هستي به قدرت خداوند ميباشد. قرآن ميفرمايد: “مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ـ لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ …”288؛ هيچ مصيبتي نه در زمين و نه در نفسهاي شما به شما نرسد، مگر آنکه پيش از آنکه آن را پديد آوريم، در کتاب است. اين کار بر خدا آسان است. تا بر آنچه از دست رفته، اندوهمگين نشويد و به سبب آنچه به شما داده شادماني نکنيد.
اين آيات به يکي از مهمترين فلسفة مصيبتها و بلاها که در لوح محفوظ ثبت و ضبط هستند، اشاره ميکند و بيان ميکند که علت مشکلات و حوادث دردناک و ناگوار براي چيست. قرآن ميفرمايد هدف اين بوده که شما، دلبسته و اسير زرق و برق اين جهان نشويد. اين مصائب زنگ بيدار باشي است براي غافلان و شلاقي است بر ارواح خفته و رمزي است از ناپايداري جهان و اشاره اي است به کوتاه بودن عمر اين زندگي.
بايد توجه داشت مصائبي که در اين آيه به آن اشاره شده تنها مصائبي است که به هيچ وجه قابل اجتناب نيست و مولود اعمال انسانها نميباشد.289
بسياري از اوليا و صلحا و انبيا گرفتار اين گونه مصائب ميشدند و اين مصائب به صورت يک امر حتمي و اجتناب ناپذير دامان فرد يا جامعه را ميگيرد.
خداوند انسانها را مخصوصاً مؤمنين را در معرض اين گونه مصائب قرار ميدهد تا حبّ دنيا در دل آنها قرار نگيرد و تعلّق به دنيا پيدا نکنند و در دنيا زاهدانه زندگي کنند و دلبستة به مطامع دنيوي نشوند. افراد با ايمان با توجه به آية فوق، هنگامي که به نعمتي از سوي خدا ميرسند، خود را امانتدار او ميدانند، نه از داشتن آن مست و مغرور ميشوند و نه از رفتن آن غمگين ميشوند.
اميرالمؤمنين در مورد اين آيه قرآن ميفرمايد:
“الزهد کلّه بين کلمتين من القرآن قال الله سبحانه لکيلا تأسوا عل ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم و من لم يأس علي الماضي و لم يفرح بالآتي فقد أخذ الزّهد بطرفيه”290؛ زهد بين دو کلمه از قرآن است،

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد آلاینده ها، زیست محیطی، محیط زیست Next Entries منبع مقاله درمورد خلیج فارس، آلاینده ها، اقیانوس هند